کد خبر: 3689822
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۷

راه امام، طریق جاوید است

گروه سیاست و اقتصاد: امام‌خمینی(ره) با بهره‌گیری از انس با قرآن و نگرش عمیق فلسفی و عرفانی، طریقی گشودند و سالکان این طریق را به وحدت، برادری، برابری، آزادی، استقلال و حفظ کرامت انسان‌ها دعوت کردند و این‌ها همه از آرمان‌های آن روح بزرگ بود، آرمان‌هایی که همچنان جاوید است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، روز گذشته چهارشنبه 18 بهمن‌ماه در همایش منطقه‌ای طریق جاوید (آشنایی با سیره و اندیشه‌های قرآنی، عرفانی، فلسفی و سیاسی امام خمینی، میزگردی نیز با عنوان «امام و انقلاب» برگزار شد، در این میزگرد حجت‌الاسلام جعفرشانظری، معاون فرهنگی- اجتماعی دانشگاه اصفهان؛ سیدمحمودحسینی، استاندار اسبق اصفهان و سید محمد هاشمی تروجنی، رییس مرکز امام، انقلاب اسلامی و ولایت فقیه جهاد دانشگاهی در خصوص اهداف و آرمان‌های امام و انقلاب اسلامی به گفت‌وگو پرداختند که متن این میزگرد را در ادامه می‌خوانید:

راه امام، طریق جاوید است
- امام خمینی(ره( علاوه بر اینکه به لحاظ عرفانی، فقهی و فلسفی در جایگاه برجسته‌ای قرار داشتند، یک مفسر قرآن نیز بودند. در همین رابطه بفرمایید ایشان با چه نوع رویکرد و متدی به تفسیر قرآ‌ن پراختند و اینکه اصلا چرا درس تفسیر قرآن( تفسیر سوره حمد) ایشان متوقف شد؟
شانظری: در بحث تفسیر قرآن از صدر اسلام تاکنون، نگرش‌های گوناگونی وجود داشته و دارد؛ قرآن به تعبیر من، تنزل علم الهی می‌باشد که به بشر هدیه شده است. اما فهم این قرآن جای بحث دارد. بسیاری در تفسیر و فهم قرآن به همان روش فهم یک متن که دلالت لفظی یا آشنایی با ادبیات آن متن بود، اکتفا کرده و همان فهم عرفی در ساختار زبانی را کافی می‌دانند. اما برخی زمانی که به آیاتی مانند «وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ» یا «وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ» رسیدند، برایشان این سوال مطرح شد که چگونه خدا هم پیدا و هم پنهان است؟ یا خداوند چگونه با من است؟ و یا اینکه در آیه «قل هو الله احد، الله الصمد»، «صمد» به چه معناست؟ در این رابطه و در قرن 2 و 3 هجری که فلسفه در جهان اسلام اوج گرفت، تعبیر و تفسیرهایی عقلانی از قرآن ارائه شد و در مقطعی دیگر علاوه برتفسیر عقلانی، به تفسیرهای عرفانی نیز پرداخته شد. لذا می‌توان گفت قرآن روش‌های گوناگونی را برای فهم پیدا کرد که عبارتند از روش تفسیر ادبی، تفسیر عقلی و تفسیر عرفانی. علامه طباطبایی نوعی روش‌شناسی از تفسیر در کتاب تفسیرالمیزان مطرح کرده است. علامه طباطبایی معتقدند قرآن خود «تبیان لکل شیء» است؛ پس آیات خودشان ناظر بر آیات هستند و همدیگر را تفسیر کرده و همه از یک حقیقت سخن می‌گویند.
افرادی که در طول تاریخ در حوزه دین پژوهی قشری مسلک و ظاهرگرا بوده و هستند، معمولا با تفسیرهای عرفانی و فلسفی روحیه سازگاری ندارند. این ناسازگاری باعث شده که تفسیرهای عرفانی و فلسفی نتواند در حوزه‌های مختلف آن‌گونه که شایسته است، خود را نشان دهد. البته علامه طباطبایی در این مسئله خدمت بسیار بزرگی انجام داد و تفسیر بی‌بدیلی را در حوزه قرآن ارائه کرد که این خود نقطه عطفی شد برای تفسیر معقول و خردپذیر از گذاره‌های قرآن. نکته دیگر اینکه برخی معتقد بودند، تفسیرهای عرفانی که انسان را به اسرار قرآن می‌رساند باید برای کسانی باشد که در ساحتی بالاتر قرار دارند، نه برای توده مردم؛ لذا با طرح تفسیرهای عرفانی در بین عوام،  مخالف بودند، در قدیم عرفان را سینه به سینه نقل می‌کردند و حتی آن را نمی‌نوشتند، زیرا فکر می‌کردند تفسیرهای عرفانی برای کسانی است که در ساحتی بالاتر قرار دارند. وجود این نوع نگرش در بین برخی افراد مطرح، باعث شد که تفسیر حضرت امام هم متوقف شود.
- از نظر شما اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی چه بود و تا چه اندازه این اهداف و آرمان‌ها تحقق پیدا کرده است؟ آیا انقلاب اسلامی از اهداف خود عدول کرده یا نتوانسته به اهداف مورد نظر خود دست پیدا کند؟

هاشمی: انقلاب اسلامی در زمان شکل‌گیری اهداف و آرمان‌هایی داشت که تحقق این اهداف و آرمان‌ها به شرایط و ضرورت‌های جامعه بستگی دارد. جامعه ایران قبل از انقلاب اسلامی، در حدود 200 سال تحت استعمار بود و این استعمار در بخش فرهنگی، قدرت زیادی داشت. در این 200 سال استعمار کاری کرد که باورهای جامعه ما تخریب شود. زمانی که می‌خواهیم جمهوریت، آزادگی، برابری، برادری و دیگر آرمان‌های انقلاب اسلامی را در جامعه تحقق ببخشیم، ابتدا به نوعی به یک انقلاب فرهنگی نیاز داریم. حدود 60 سال قبل از انقلاب، امام(ره) به دنبال این بودند که یک انقلاب فرهنگی را در جامعه پیگیری کنند. ایشان در 20 سال از عمرشان تلاش کردند تا زمینه‌ها و مفاهیم اخلاقی را در جامعه آن روز منتشر کنند و در این راستا کتاب‌های اخلاقی امام خمینی از حدود سال 1300 تا 1320 شامل «دعای سحر» و «چهل حدیث» منتشر شد.
امام خمینی احساس کرده بودند که اگر جامعه‌ای با تهذیب نفس، خودسازی، خودباوری و شناخت انسان و هستی‌شناسی آشنا نشود، نمی‌تواند در زمینه‌‌های سیاسی و مذهبی ورود پیدا کند. ایشان در طی 20 سال برای زمینه‌سازی حرکت‌های فکری سیاسی وقت گذاشتند و تمام مفاهیم سیاسی را مطالعه کردند. به‌طوری که در تهران و در مجلس شورای ملی با شخصیت‌های سیاسی آن زمان مذاکره می‌کردند تا با اندیشه‌های سیاسی آشنایی پیدا کنند. امام(ره) در طول این مدت، مباحث فلسفی را هم پیگیری کردند و در کتاب «کشف الاسرار» به سوالات روشنفکران آن زمان پاسخ دادند. از سال 1340 امام به طور مستقیم وارد مباحث سیاسی شدند. بعد از فوت آیت‌الله کاشانی و آیت‌الله بروجردی، رژیم احساس کرد که حوزه‌علمیه از مرجعیت خالی شده و تلاش کرد حرکت را به سمت عراق ببرد و حوزه‌های ما را کاملا از وجود فقها خالی کند. امام از اینجا آرام آرام جامعه را با آرمان‌ها آشنا و سعی کردند که مفاهیم را با انقلاب فرهنگی به پیش ببرند.

راه امام، طریق جاوید است

بسیاری از مبارزات امام نه سیاسی، نه نظامی‌ و نه پارلمانی بود، بلکه امام حرکت سیاسی را هم در قالب حرکت فرهنگی پیگیری می‌کردند. امام تفکرات، اندیشه‌ها و آرمان‌ها را آرام آرام در جامعه مطرح و تلاش کردند از همه این گذرگاه‌های فکری عبور کنند و آرمان جدیدی به نام انقلاب اسلامی مطرح کنند. اما اینکه آیا اکنون به آرمان‌های انقلاب اسلامی رسیده‌ایم باید ابتدا در نظر داشت شعار و گفت‌وگو بسیار ساده است. به طور مثال می‌گوییم که می‌خواهیم در جامعه برابری و تعادل و عدالت ایجاد کنیم، خوب این مسائل مستلزم یک‌سری از زمینه‎هاست. در واقع به میزانی که می‌خواهیم عدالت را تحقق ببخشیم، باید جامعه را نیز آماده کنیم. ما از صفر شروع کردیم و امروز به برکت همین حرکت در مقابل تمام شعارهای جهانی و قطب‌ها و تهاجیم‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دشمن مقاومت کرده‌ایم و این نشان می‌دهد آرمان‌های ما زنده و تحقق پیدا کرده است. نباید توقع داشته باشیم که تمام آرمان‌ها در این مدت و با وجود این حجم از مشکلات یک مرتبه در جامعه تحقق پیدا کند. بنده، امروز تحقق شعارهای انقلاب را زنده و پایدار می‌بینم.

- با توجه به اینکه هر نهضت و انقلابی در طول حیات خود با فراز و فرودها و آسیب‌هایی مواجه است، انقلاب اسلامی ایران چقدر توانسته خود را بازیابی و احیا کند؟ از طرف دیگر با توجه به تئوری‌های movement و institution در جامعه شناسی که معتقد است نهضت‌ها در دوران استقرار و تاسیس، تحرک و پویایی خود را از دست داده، وجه محافظه کاری می‌یابند و با هرگونه تغییری مخالف می‌کنند، به نظر شما آیا این مسئله می‌تواند در رابطه با انقلاب اسلامی ایران هم صدق کند؟

حسینی: انقلاب اسلامی مردم را محور قرار داد که این یک جهش بزرگ از نظر تاریخی بود. در مورد این تئوری جامعه شناسی که نهضت‌ها به نهاد تبدیل می‌شوند، باید گفت این یک قاعده کلی است. دوران انقلاب دورانی همراه با تخریب و دوران پس از انقلاب دورانی همراه با سازندگی است. از این جهت که آیا آرمان‌ها و نهضت‌های انقلاب فراموش شده یا نه، تاریخ 39 ساله ما نشان می‌دهد که فراموش نشده و در هر مقطعی می‌جوشد و خودش را نشان می‌دهد. مثلا حدود 10 سال پس از انقلاب، جنبشی به نام اصلاحات شکل گرفت که بر نقش مردم و اصلاح تاکید داشت. در جنگ همان قدرت بسیج کنندگی انقلاب، مردم را متحد کرد و آنها تمامیت ارضی ایران را حفظ کردند. آرمان‌های امام همواره فراز و فرود داشته، اما فراموش نشده است.

هاشمی: در زمان قبل از انقلاب و در زمان انقلاب کتاب یا اندیشه‌ای نداشتیم. برای مثال اول انقلاب اگر می‌خواستیم کتابی درباره حکومت اسلامی بخوانیم باید کتاب امثال بنی‌صدر را می‌خواندیم. اما حالا کتاب‌های زیادی داریم و این خود نشانگر رشد فکری است. تا امام زمان ظهور پیدا نکند ما بسیاری از چالش‌ها را نمی‌دانیم.

 - یکی از ویژگی‌های امام خمینی(ره) وحدت بخشی ایشان بود، ایشان در طول زندگانی‌شان رویکردی وحدت بخش داشتند و این را در حوزه‌های مختلف در جامعه نهادینه کردند. به نظر شما این نگاه وحدت گرایانه امام (ره) ناشی از چه پیش زمینه فکری بود و آیا می‌توان گفت این نگاه متاثر از نگاه مکتب صدرا که قائل به وحدت در عین کثرت بود، است؟

شانظری: یک پایه انقلاب، جمهوریت و وحدت است. وحدتی که در میان تقریبا تمام جامعه ما شکل گرفت و یک «نه» بزرگ به نظام قبلی گفت، آرمان‌هایی داشت. اگر این وحدت بشکند، جامعه از اهداف و آرمان‌هایش دور خواهد شد. نمی‌توان گفت صرف اینکه ما نگاهمان، نگاهی الهی است، با وجود همه اختلاف‌ها می‌توانیم در قدرت خود باقی بمانیم. پیروزی ما در جنگ تحمیلی و دیگر عرصه‌ها مدیون حضور متحد مردم بوده است. اگر این حضور و وحدت، مستمر باشد، انقلاب پویا است. اگر آزادی که از آرمان‌های انقلاب است، آرام آرام و در طول زمان به سمتی برود که آزادی بیان و آزادی اندیشه محدود شود، سقوط می‌کنیم.

راه امام، طریق جاوید است
آرمان‌های ما جاودانه است، زیرا بر اساس اصول جاودانه انسانی است. انسان عدالت‌خواه و آزادی‌خواه است و استبداد نمی‌پذیرد، پس آرمان‌های انقلاب جاودانه است. اما تبلور و تحقق این آرمان‌ها در جامعه منوط به ویژگی‌های آن جامعه است؛ یعنی اگر جامعه توانست یک گام از جامعه عصر خود جلو باشد، جلودار است، اما اگر نتوانست در اقتصاد یا علم که در دنیا حاکم می‌باشد، نوآوری داشته باشد و جلو بیفتد، شکست می‌خورد. نگاه وحدت در اندیشه امام(ره)، برخاسته از نوع وجودشناسی و انسان‌شناسی است. نگاه ایشان به هستی به صورت یک نظام توحیدی و نگاه وی به انسان، به صورت نظامی‌ است که براساس وحدت شکل می‌گیرد. قطعا تمام سخنان امام(ره) برخاسته از اندیشه‌های قرآنی، عرفانی و فلسفی است. عدالت‌خواهی زاییده حکمت الهی است، یعنی حکمت الهی، عدالت‌خواهی را درباره انسان تفسیر و اساسا انسان را نماد تمام صفات خدا تفسیر می‌کند.
- چقدر امروزه به نگاه وحدت گرایانه امام توجه می‌شود؟ و چگونه این مسئله به جمهوریت ربط داده می‎شود؟ نگاه و تفسیر امام درباره مسئله جمهوریت چه بود؟

حسینی: امام دو نوع وحدت را مطرح کردند؛ یکی وحدت حوزه و دانشگاه و دیگری وحدت فرق اسلامی و مذاهب. این حرکت نیز از قبل از انقلاب شروع شد، یعنی از سال 55 نوارهای کاستی که آن زمان وجود داشت به کمک ما آمد، برخی سخنرانی‌های امام را با آن ضبط کرده و تکثیر می‌کردند و این سخنرانی‌ها در سراسر ایران شنیده می‌شد. در آبان‌ماه سال  56  و در هفته مرحوم آقا مصطفی، امام خمینی سخنرانی‌ داشتند که بعد ضبط و تکثیر شد. ایشان سخنرانی خود را با این جمله شروع کردند که ابوعلی سینا گفت: «من از گاو می‌ترسم؛ چون شاخ دارد اما عقل ندارد.»، امام  پس از آنکه پایه‌های حکومت را به خاطر ظلم تخریب کردند، آن را به سخن ابوعلی سینا شباهت دادند که حکومت منطق ندارد و پس از آن دو قشر مهم و تاثیرگذار جامعه که دانشگاهیان و حوزویان هستند را خطاب قرار دادند که چراعلما با قشر دانشجو ارتباط خوبی ندارند و اگر حکومت دست ما بیفتد، این قشر تحصیل کرده هستند که می‌توانند جامعه را اداره کنند، اما به صرف اینکه آنها نظری می‌دهند، نباید با آنها اختلافی پیدا کنید». از طرف دیگر نیز، ایشان خطاب به دانشجویان گفتند: اگر می‌خواهید با مردم ارتباط داشته باشید باید از طریق روحانیون و علما اقدام کنید، پس آنها را طرد یا نفی نکنید. این مسئله اتفاق بسیار مهمی در تاریخ نهضت ما بود که بعدها به وحدت حوزه و دانشگاه معروف شد و پس از انقلاب هم ادامه پیدا کرد، اما تعمیق لازم نیافته است. امام در سال‌های آخر حیاتشان به این مسئله اشاره داشتند که ما باید مبانی فکری‌مان را هم از حوزه و هم از دانشگاه بگیریم.

راه امام، طریق جاوید است
وحدت دیگری که امام تاکید زیادی روی آن داشتند، وحدت فرق اسلامی بود که بیشتر در قالب وحدت شیعه و سنی مطرح شد. البته قبل از امام (ره) نیز استادشان مرحوم آیت‌الله بروجردی به این مسئله توجه داشتند و امام عملا این وحدت را ترویج کردند و بعدها زمانی که شاگرد ایشان آیت‌الله منتظری بحث هفته وحدت را در آذر 1358 پیشنهاد داد، حضرت امام از آن حمایت کردند و بعدا روز تولد پیامبر اسلام از 12 ربیع الاول به روایت اهل سنت تا 17 ربیع الاول به روایت شیعه به عنوان هفته وحدت، مطرح شد. حال باید به این مسئله توجه کنیم که چگونه باید این بیرق را برافراشته نگاه داریم.

- انتظار امام از دانشگاه و دانشجویان چه بود؟

هاشمی: مرحوم امام بسیار دوست داشتند که دانشجو مسئول و اراده قوی و اعتماد به نفس داشته باشد و همیشه در صحنه بماند تا بتواند از اسلام دفاع کند.

captcha