
محمدعلی بصیری، استاد روابط بینالملل دانشگاه اصفهان در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، درباره چالشهای پیشروی گفتمان اسلام سیاسی در جهان معاصر اظهار کرد: مهمترین چالش پیشروی این گفتمان، عقاید سکولاریستی و لائیسیته با اعتقاد به جدایی دین از سیاست است که امروزه از 200 کشور دنیا، حدود 190 کشور چنین مدلی را در عمل اجرا میکنند و این سبک تفکر از انقلاب فرانسه نشئت گرفته است.
وی ادامه داد: کشورهای سکولار همواره مانع پیادهسازی و الگو شدن سبک حکومت اسلام سیاسی با ترکیب دین و سیاست در کشورهایی مانند ایران و جنبشهای اسلامی میشوند. در چهل سال گذشته نیز همین دولتهای لائیک و سکولار که در راس آنها آمریکا یا شوروی قرار داشتند، روی خوشی نسبت به کشور ما نشان ندادهاند، چرا که این جریان به عنوان یک رقیب و به منزله طرد شدن آنها تلقی میشود.
استاد روابط بینالملل دانشگاه اصفهان در توضیح چالش دوم افزود: تنوع گفتمان اسلام سیاسی میتواند تلاشهای مثبت انجام شده را خنثی کند؛ برای مثال اسلام سیاسی با قرائت تشیع در ایران، با اسلام سیاسی عربستان در قالب وهابیت، اخوان در مصر و تونس و پاکستان و یا جریانهای مقابل اسلام سیاسی شیعه مانند طالبان و داعش، چالشهای کلیدی متقابل هستند که یکدیگر را تخریب و تضعیف میکنند.
بصیری اضافه کرد: در چهار دهه گذشته در منطقه، همواره ائتلاف اسلام سیاسی سعودی را با جریان سکولار و لائیک که شامل آمریکا، اسرائیل و متحدان آنها هستند، در مقابل اسلام سیاسی ایران به عنوان اسلام سیاسی شیعه با محوریت ولایت فقیه دیدهایم.
وی خاطرنشان کرد: چالش سوم در مقابل اسلام سیاسی، عدم اجماع درون قرائتهای اسلام سیاسی است؛ مثلا در خصوص اسلام سیاسی حاضر در ایران اگرچه جریانهای انقلابی تلاشهایی را انجام داده و معتقد به اسلام سیاسی، ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی بوده و با آن همکاری کردهاند، ولی نگاههای تاکتیکی و استراتژیکی متفاوت آنها در سیاست داخلی و خارجی، در بسیاری از مواقع تلاشهای دیگری را خنثی کرده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان افزود: در یک دوره حرکات، برنامهها و قوانینی به اجرا درمیآید که در دوره بعد با آن مقابله میشود و یا زمانی که یک جریان در حاشیه قرار گرفته است، سعی میکند حرکات و برنامههای جریانی را که در قدرت قرار دارد، خنثی کند.
وی بیان کرد: چنین اتفاقاتی هم درون قرائت اسلام سیاسی ایران وجود دارد، هم در قرائت اخوان در مصر و تونس، هم در سوریه و کشورهای عربی- اسلامی و هم در جریانهای وهابی، داعشی و طالبان که این عدم اجماع حتی گاهی به رویارویی مسلحانه و کشتارهای وحشتناکی منجر شده است که آن را در شاخههای طالبان و داعش، چه در دوره قدرت و چه در دوره ضعف آنها شاهد بودهایم.
اسلام سیاسی با آرمانشهر خود فاصله زیادی دارد
بصیری خاطرنشان کرد: پس از فروپاشی شوروی، مهمترین جریانی که در منطقه خاورمیانه و نظام بینالملل در برابر لیبرال- دموکراسی مقابله میکند، جریان اسلام سیاسی است که به عنوان یک حضور تاثیرگذار در مسئله قدرت و امنیت، بروز کرد. یکی از پدیدههای مهم چند دهه اخیر همین جریان اسلام سیاسی است که بعضا در جاهایی موفق عمل کرده، ولی برای اینکه بتواند یک حاکمیت یکنواخت و هماهنگ پیدا کند، به برنامهریزی و مذاکرات زیادی نیاز دارد.
وی تصریح کرد: این درست که اسلام سیاسی جریانی است که تحولات را رقم میزند، اما در درونش با چالشهایی جدی مواجه است که آینده آن را در ابهام قرار میدهد، این چالشها بزرگتر از آن هستند که اجازه دهند این جریان به سادگی به آرمانشهر مورد نظرش برسد. آرمانشهر اسلام سیاسی میان دو عقیده «امت و امامت یا امت و خلافت» گیر کرده و همین مسئله باعث تنش در این جریان شده است.
این استاد دانشگاه گفت: اسلام سیاسی شیعی خواهان حاکمیت امت و ولایت و امامت است و جریان اسلام سیاسی سنی میخواهد با امت و خلافت حاکمیت پیدا کند که این مسئله چالشی جدی میان دو قرائت اسلام سیاسی است. تنشهایی که در سوریه، عراق، افغانستان، پاکستان و بعضا در خود ایران به صورت جبههبندی میان جریانها وجود دارد نیز چالشی است که رسیدن به آن آرمانشهر را با مشکل مواجه میکند.
وی افزود: تاکنون جریانها و نخبگانی به اسلام سیاسی گرایش پیدا کردهاند، ولی به دلیل این چالشها با یک گفتمان بحرانی مواجه شدهاند و این چالشها تا به امروز بیشتر تخریب کننده بوده است تا اینکه سازنده باشد.
انتهای پیام