سید جواد مرتضایی در گفتوگو با خبرنگار ایکنا از خراسان رضوی اظهار کرد: قربانی کردن به زمان پسران حضرت آدم(ع)، هابیل و قابیل بازمیگردد و برای اینکه بفهمند کدامیک بیشتر مورد نظر خداوند هستند، با یکدیگر رقابت کردند و دو گوسفند را قربانی و در آتش انداختند و هر گوسفندی که به طور کامل سوخت آن قربانی صحیح شمرده می شد. این موضوع در بعضی از تفاسیر آمده که احتمالا منشا این داستان در عهد عتیق در «تورات» بوده است.
وی در ادامه افزود: آن دو هر کدام گوسفندی را قربانی کردند و گوسفندی که هابیل کشته بود و در آتش افکند، به طور کامل سوخت و به عبارتی قربانی او پذیرفته درگاه الهی شد اما گوسفند قابیل نسوخت و در حقیقت مقبول درگاه الهی قرار نگرفت. از همان زمان قابیل کینه هابیل را به دل گرفت و نهایتا قابیل برادرش را کشت.
عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی تصریح کرد: اما داستان حضرت ابراهیم(ع) اینگونه بود که چند بار خواب دیدند، خداوند به ایشان امر می کند «اگر میخواهی بدانی بنده مخلص خداوند هستی یا خیر، باید فرزندت را قربانی کنی». حضرت مضطرب از خواب بیدار شد و نمیتوانست باور کند. او سه شب این خواب را دید و مطمئن شد که این پیغام از جانب خداوند است و باید حتما این کار را انجام دهد.
وی بیان کرد: طبق روایت مسلمانان حضرت ابراهیم(ع)، حضرت اسماعیل(ع) را به قربانگاه می برند و کارد را با سنگ تیز میکند و حضرت اسماعیل(ع) هم آن به جان میپذیرد و میگوید «اگر پیغام خداوند است، من به جان میپذیرم و این کار را انجام میدهم». حضرت ابراهیم(ع) کارد را که بر گلوی حضرت اسماعیل(ع) میگذارند و نیت میکنند که قطعا اسماعیل(ع) را در راه خداوند قربانی کند. خداوند چون نیت کافی و پاک ابراهیم(ع) را درمییاب، قوچی ظاهر و به ابراهیم(ع) ندا داده میشود که تو از این آزمایش پیروز و سربلند بیرون آمدی و این قوچ را به جای فرزندت اسماعیل(ع) قربانی کن.
مرتضایی تصریح کرد: البته یهودی ها این داستان اینگونه بیان می کنند که آن قربانی و ذبیح اسحاق(ع) بوده نه اسماعیل(ع).
وی عنوان کرد: در اکثر متون ما اسماعیل(ع) ذبیح است اما در بعضی آثار مانند غزلیات شمس، در یکی دو غزل، مولانا بنا به ضرورت وزن شعر و یا ضرورتهای دیگر از روایات عهد عتیق و تورات استفاده کرده و اسحاق(ع) را ذبیح میداند چراکه اسماعیل(ع) به لحاظ وزنی در شعر قرار نمیگیرد و موسیقی شعر به هم میخورد؛ بنابراین از اسحاق(ع) استفاده میکند.
مرتضایی اظهار کرد: این فرم از داستانها و حکایتها تحلیل پذیر هستند. آنچه که اکثریت بر آن اتفاق نظر دارند، این است که خداوند بر ابراهیم(ع) امر کرده است. میدانیم که حضرت از همسر اول صاحب فرزند نمیشد اما بعد که با رضایت سارا، حضرت ابراهیم(ع) با هاجر ازدواج کرد، بعد از سالیان سال اسماعیل(ع) از پیوند این دو نفر به دنیا آمد و البته که سارا هم به اذن خداوند باردار شد و فرزندی که از او به دنیا آمد اسحاق(ع) نام داشت.
وی بیان کرد: در حقیقت این موضوع یک آزمون الهی بود که ابراهیم(ع) را آزمایش کرد. با وجود اینکه حضرت چندین سال فرزنددار نمیشد، مورد آزمایش خداوند قرار گرفت و حاضر شد در راه خداوند عزیزترین مونس خود را قربانی کند و این درسی برای ما انسانها دارد و در بحث صدقه و فضل و بخشش هم سعی کنیم بهترین چیزها را ببخشیم. بزرگوارترین انسانها افرادی هستند که بهترین ها، حتی اگر هم به آن نیاز دارند را به دیگری که نیازمند واقعی است، هدیه دهند.
عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی اضافه کرد: خون قربانی ریختن در راه خدا قطعا منافعی به همراه دارد. اینکه گوشت آن را به نیازمندان میدهند، بسیار خوب است و حاجیانی که قصد دارند این رسم را به جا آورند، حتما باید گوشت آن را به نیازمندان واقعی بدهند.
انتهای پیام