
به گزارش ایکنا از اصفهان، آزادی بیان و آزادی عقیده دو مفهوم مهم و اساسی درهمه جوامع انسانی به شمار میرود که از آن به عنوان یک حق طبیعی و انسانی و در مجموع به عنوان یک ضرورت انکارناپذیر یاد میشود، زیرا آزادی بیان به نوعی لازمه حیات یک جامعه است که براساس آن هر شهروند میتواند اندیشه و نظر خود را بیان کند و در عرصههای مختلف نقشآفرین باشد، اما اینکه آزادی بیان و آزادی عقیده باید در چه چارچوبها و زمینههایی اعمال شود که موجب تجاوز به حقوق دیگران نشود و جامعه را دچار بحران نکند، موضوعی است که خبرنگار ایکنا درباره آن گفتوگویی با مرتضی مبلغ، استاد علوم سیاسی و فعال سیاسی و فرهنگی، داشته است که متن آن را در ادامه میخوانید:
ایکنا: فلسفه آزادی بیان چیست؟ آیا آزادی بیان یک حق طبیعی و ضروری است؟ آزادی بیان مبتنی بر چه الزامات و پیشزمینههایی است؟
مبلغ: آزادی بیان، حق طبیعی و اساسی هر انسان و در واقع وجه ممیزه انسان از سایر موجودات است و هویت والایی را به انسان میبخشد. فلسفه وجودی انسان نیز به نطق و بیانش برمیگردد. اگر انسان امکان بیان و نطق نداشته باشد، انسان دیگر انسان نیست. هرگونه ایجاد محدودیت در این راستا محدودیت شکوفایی هویت و شخصیت انسان تلقی میشود. آزادی بیان در رأس و صدر آزادیهایی است که برای انسان برشمرده میشود، زیرا او از این طریق هویتش را به ظهور میرساند و آن را ارتقا میبخشد. بیان، منشأ تعامل و ارتباط انسان با سایرانسانهاست و از طریق بیان جوامع شکل گرفته رشد و ارتقا پیدا میکنند. بنابراین بحث آزادی بیان بحثی فوقالعاده مهم و اساسی است. در این راستا باید گفت تنها محدودیتی که برای آزادیهای اساسی انسان به ویژه آزادی بیان وجود دارد، عدم تجاوز به حقوق دیگران است، زیرا وقتی ما آزادی بیان را برای همه انسانها قائل میشویم، این آزادی نمیتواند به گونهای باشد که همین حق را از دیگران سلب و به حقوق اساسی دیگران تجاوز کند و این ملاک اصلی ایجاد محدودیت در آزادی بیان است. از این که بگذریم دیگر نمیتوان برای آزادی بیان هیچ حد و مرزی قائل شد.
ایکنا: وجه تمایز آزادی بیان از آزادی عقیده چیست و آزادی عقیده و آزادی بیان باید از چه طریق و براساس چه مکانیسمی در جامعه اعمال شود تا آن جامعه دچار چالش و بحران نشود؟
مبلغ: عقیده یک باور منسجم و شکلگرفته در انسان است که فراتر از بیان اولیه است. در واقع نمیتوان بین این دو تفکیک جدی قائل شد. وقتی که بیان انسان و مجموعهای از افکار او منسجم شود و با یک باور جدید و ایمان جدی توأم شود، تبدیل به عقیده میشود. به این خاطر آزادی عقیده در مراتب آزادی بیان قرار میگیرد و تفاوتش با آزادی بیان در این است که امکان دارد افراد نقطه نظرهایی داشته باشند و آن را بیان کنند، اما جزء عقایدشان نباشد و فقط در حد نظریه، نقد و یا پیشنهادی مطرح شود و در مرحله عقیده نباشد. در واقع هنگامی که صحبت از عقیده میشود انسان به یک انسجام باور و ایمانی میرسد وگرنه هر دوی اینها به نوعی از یک جنس هستند. در واقع آزادی عقیده جزء آزادیهایی است که بر آزادیهای اساسی انسان متبادر میشود و تنها وجهی که میتواند بر این آزادیها قید بزند، شاخص عدم تجاوز به حقوق دیگران است که البته این شاخص برای عملیاتی شدن، سازوکارهای دقیق، پیچیده و حساب شدهای را باید دنبال کند، زیرا در هر جامعهای و متناسب با عرف، سطح فرهنگ، عقاید و باورهای آن جامعه باید سازوکارهای ارتباطی و تعاملی به گونهای تعریف و ترسیم شود که مشخص کند تجاوز به حقوق دیگران در زمینه عقیده و بیان چگونه است. یعنی این کار باید به طور دقیق و در چارچوب مقررات مشخصی تعریف شود تا قابلیت اجرایی پیدا کند و اگر این چارچوب مشخص نشود، امکان سوءاستفاده بسیاری به وجود میآید، یعنی هر کسی میتواند به اسم اینکه بیان یا عقیده این فرد به حقوق عقیده و بیان دیگران تجاوز میکند، جلوی آزادی بیان و عقیده دیگران را بگیرد و نوعی استبداد را حاکم کند. در این زمینه لازم است که با عقل و خرد جمعی و متعارف هر جامعه و نه با عقل خاص و منطبق بر نیاز یک جریان خاص، مرز بسیار دقیق، شفاف و حساب شدهای برای این موضوع ترسیم و تعریف شود و ابعاد تجاوز به حقوق عقیده و بیان هم مشخص شود. در واقع اگر این مرز ترسیم نشود، به راحتی امکان سوءاستفاده برای بعضی از جریانهایی که قدرت بیشتری در اختیار دارند فراهم میشود، به خصوص برای قدرتمداران و حکومتمداران که به راحتی به اسم تجاوز به حقوق دیگران و با عناوین مختلف میخواهند جلوی آزادی بیان دیگران را بگیرند و سرکوب کنند و فرایند پیچیدهای از استبداد را به جامعه تحمیل کنند و اگر این مرز مشخص نشود، چنین نتیجهای در جامعه به وجود میآید. بنابراین اینکه میگوییم تنها قید آزادی بیان و عقیده این است که آزادی منجر به سَلب آزادی سایر انسانها در همین زمینه نشود، مستلزم این است که یک فرایند دقیق، شفاف و قاعدهمندی پیدا کند تا مورد سوءاستفاده قدرتمداران قرار نگیرد.
ایکنا: آیا ادیان ذاتاً مدافع و تضمینکننده آزادی عقیده و آزادی بیان هستند؟ اسلام درباره مفهوم آزادی بیان چه دیدگاهی دارد و به آزادی فکر معتقد است یا آزادی عقیده؟
مبلغ: در قرآن آمده است: «لا اکراه فی الدین»؛ در واقع، در اصل دین که مهمترین و اساسیترین مسئله در اسلام است، اکراهی نیست و افراد در پذیرش دین خود آزاد هستند. اسلام در بحث آزادی عقیده نیز نظر خیلی صریح و روشنی دارد و به نحو روشن در آزادی بیان هم آیه « فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» نازل شده است که براساس آن بندگان خدا باید انواع و اقسام قولها را بشنوند و بعد بهترینشان را انتخاب و دنبال کنند، به این معنی که باید این قولها و بیانات امکان ظهور و بروز داشته باشند تا بتوان بهترین استفاده را از آنها کرد. آموزههای اسلام در این زمینه بسیار روشن و مشخص است، اما اینکه بعضی به اسم اسلام، محدودیتهایی غیرمنطقی و غیراسلامی را بر آزادی عقیده و آزادی بیان مترتب میکنند در واقع نوعی تحریف از اسلام است. وقتی که جامعهای، یک قاعده، یک عقیده و یا دینی را آزادانه میپذیرد، در پذیرش آن نیز باید خود را مقید به الزامات آن بکند. یک نفر آزاد است که مسلمان بشود یا نشود، اما وقتی که مسلمان شد و آن را آزادانه پذیرفت، باید ملتزم به الزامات یک مسلمان هم بشود. در جامعه نیز به همین صورت است، یعنی وقتی آحاد جامعهای عقیده یا باوری را میپذیرند، باید مقید و ملتزم به قواعد و الزامات آن هم باشند و این امری کاملاً عقلایی است و در همه جوامع نیز به همین صورت است. اما به طور کلی، نظر اسلام در مورد آزادی بیان وعقیده کاملاً شفاف و روشن است، به طوری که میتوان گفت اسلام معتقد به آزادی تام برای این دو مفهوم است.
ایکنا: حد و مرز آزادی بیان از دیدگاه اسلام چیست؟ آیا قرآن و سنت این حدود را مشخص کرده و یا این حدود و محدودیت ناشی از قرائت و تفسیر فقهی عالمان دینی در طی قرنهای گذشته و تاکنون است؟
مبلغ: آزادی بیان امری عقلایی است و در اسلام به صراحت بر آن تأکید شده که در این زمینه نباید به حقوق دیگران تجاوز شود، یا در مورد عقیده، این آزادی باید به گونهای باشد که چون افراد آزادی عقیده دارند، این آزادی عقیده منِ انسان نمیتواند منجر به مخدوش کردن آزادی عقیده دیگری شود. سازو کار این قید باید در هر جامعهای با خرد جمعی و عرف جامعه تنظیم، ترسیم و به شکل شفاف و قانونمند مشخص شود. وقتی که از آزادی عقیده صحبت میشود، این آزادی برای انتخاب یک عقیده، دین و آیین است، اما به این معنا نیست که پس از اینکه فرد این عقیده را پذیرفت، برخلاف آن چیزی که پذیرفته عمل کند و هنجارهایی را که خودش و دیگران پذیرفته است بشکند. برای ترسیم قید اساسی آزادی بیان و آزادی عقیده، یک فرایند بسیار دقیق، شفاف و قانونمندی باید طی شود و در این میان امکان سوءاستفادهها، یا سوءتفاهمها و سوءبرداشتهای بسیار زیادی وجود دارد و در طول تاریخ هم شاهد این سوءبرداشتها بودهایم، یعنی گاه افرادی قائل به آزادی بیان بودهاند، اما آزادی بیان را به گونهای تفسیر و تعبیر کردهاند و قیدهایی برای آن زدهاند که در واقع این قیدها، آزادی بیان را تا حد زیادی محدود کرده که دیگر آزادی بیانی باقی نمانده است. این موضوع ممکن است ناشی از عدم درک صحیح افراد از موضوع آزادی بیان باشد که آزادی بیان را محدود میکند و یا اینکه قدرتمداران و جریاناتی که در رأس حاکمیت هستند، به دلیل اینکه آزادی بیان قدرت آنها را مهار و پاسخگو میکند و اجازه استبدادورزی به آنها نمیدهد، به دنبال این هستند که به روشهای مختلف و با قدرتی که در اختیار دارند، این حق اساسی مردم را محدود و محدودتر کنند، تا جایی که در برخی از حاکمیتها شاهد هستیم استبداد مطلقه به وجود میآورند که هیچ نوع آزادی بیان را برنمیتابند و همه کس و همه چیز را سرکوب میکنند. پس بنابراین بخشی از این موضوع نیز به قدرتمندان برمیگردد. بخشی نیز به نگاههای غلط و سنتی به دین برمیگردد، یعنی نگاههایی که برخی از جریانات سنتی به دین و عقیده دارند و تصور میکنند دین و عقیده همان چیزی که است که آنها درک میکنند و فکر نمیکنند که ممکن است تفسیر یا قرائت دیگری از دین و عقیده وجود داشته باشد که آن هم درست باشد. حتی به این فکر نمیکنند که عالمان و بزرگان دیگری هم بودهاند که عقاید متفاوتی با آنها داشتهاند و اینها حالت تصلب را در ذهن خود تصور میکنند و میگویند چون عقیده یا دین، امر قدسی است، پس هرگونه نقد و صحبت در عرصه اعتقادات محکوم، خلاف و جرم است و به همین دلیل با آن مقابله میکنند، یعنی نگاه نادرستی در بخش و حوزه اعتقادات میتواند منجر به این شود که محدودیت زیادی در جامعه بروز و ظهور پیدا کند و مشکلات جدی را بر سر راه آزادی بیان و آزادی عقیده به وجود آورد.
ایکنا: با توجه به اینکه یکی از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی آزادی بود، اکنون با گذشت ۴۰ سال از پیروزی انقلاب این آرمان مهم تا چه اندازه محقق شده و اصولاً شما وضعیت آزادی عقیده و آزادی بیان را در جامعه ایران در مقایسه با جوامع شرقی و غربی چگونه ارزیابی میکنید؟
مبلغ: یکی از شعارهای محوری و آرمان اساسی مردم و انقلاب اسلامی، بحث آزادی و آزادی بیان بود، اما بعد از انقلاب و به تدریج و با گذشت چند سال اول انقلاب شاهد بودیم که مشکلات جدی بر سر راه تحقق این حق اساسی مردم و جامعه فراهم شده است که این ناشی از تفسیرهای اشتباه و نگاههای سنتی بود که آزادی بیان و نقد را برنمیتابیدند. به همین دلیل متأسفانه مشکلات جدی پیدا کردیم. البته بعد از انقلاب اوضاع از لحاظ آزادی بیان وعقیده با قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست، چراکه قبل از انقلاب آزادی بیان وجود نداشت. اما توقع مردم بعد از انقلاب این بود که آزادی بیان وعقیده که مردم به خاطر آن مبارزه کردند، رو به پیشرفت باشد، اما متأسفانه آنطور که باید و شاید اتفاق نیفتاد و با گذشت زمان محدودیتهای مختلفی در این زمینه به وجود آمد.
یکی از نتایجی آزادی بیان این است که قدرت و کل حاکمیت را کاملاً شفاف و پاسخگو میکند و قدرت نمیتواند به استبداد مبدل شود، بلکه آن حالت شفافیت را همیشه حفظ میکند، اما متأسفانه میبینیم که در جامعه بسیاری از نهادها و دستگاهها هیچگونه پاسخگویی ندارد و هرگونه که میخواهند عمل میکنند و به همین دلیل و به تدریج آزادی بیان محدودیتهای جدی پیدا کرده است و اکنون با مشکلات جدی مواجه شدهایم، به گونهای که میبینیم به شکل کاملاً سلیقهای محدودیتهایی ایجاد شده است. همانطور که اشاره شد برخی از دستگاهها مطلقاً پاسخگو نیستند و شفافیت بر آنها حاکم نیست، اما برخی از دستگاهها مشمول پاسخگویی و شفافیت میشوند.
آزادی بیان فقط این نیست که افراد صحبت کنند. لازمه آزادی بیان مطبوعات و رسانههای آزاد است. همچنین لازم است که نهادها و تشکلهای مدتی تشکیل شوند و به فعالیت بپردازند و نقطه نظرات سازنده خودشان را برای اداره جامعه مطرح کنند و به نقد قدرت بپردازند تا قدرت همیشه پاسخگو بماند. وقتی هر کدام از این موارد در معرض محدودیت واقع بشود، یعنی آزادی بیان به نحوی محدود و یا سرکوب شده است، مثلاً در انتخابات، که یکی از مظاهر مهم آزادی بیان و عقیده است، افراد با انتخابات خودشان تعیین میکنند چه کسانی بر آنها حکومت کنند و قدرت را به دست چه کسانی میدهند و این زیرساخت نظام جمهوری اسلامی و نظام مردمسالاری است. اما اگر در این زمینه محدودیتهای جدی به وجود آید و انتخاب مردم محدود شود، این محدودیت باعث محدودیت جدی در راه آزادی مردم میشود. یکسری جریانات تندرو در جامعه شکل گرفتهاند که هیچ گونه آزادی بیانی را برنمیتابند و محدودیتهایی را اعمال میکنند و متأسفانه اینها آرمان مهم جامعه وانقلاب را، که آزادی و آزادی بیان هست، با مشکلات جدی مواجه کردهاند و متأسفانه بعضی از این افراد این محدودیتها را به اسم انقلاب، اسلام و نظام اعمال کرده و میکنند.
ایکنا: قانون اساسی و سایر قوانین تا چه اندازه ضامن اجرای آزادی عقیده و آزادی بیان هستند؟
مبلغ: با مطالعه در مواد قانون اساسی مشخص میشود که هیچ کس را نمیتوان به خاطر عقیده و یا بیانش تحت فشار قرار داد و برای او محدودیت ایجاد کرد. قانون اساسی در این خصوص صراحت روشن و شفافی دارد، اما در نوع چگونگی عمل به آن، سوءاستفاده از آن، عمل نکردن به بعضی از مواد قانون اساسی و ... میتواند مشکل ایجاد کند.
ایکنا: وجه اساسی آزادی بیان در قانون اساسی و قوانین بینالمللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر در چه چیزی است؟
مبلغ: نظام ما نظام جمهوری اسلامی است؛ یعنی پیوند خاصی با دین دارد، به این معنی که نوعی قرائت از اسلام و قرائتی از دموکراسی است، آن هم به صورتی که بتواند با هم جمع شوند و قابل ائتلاف باشند. قانون اساسی نیز بر چنین مبنایی نوشته شده است، یعنی مردم با رأی خود به قانون اساسی پذیرفتهاند قوانینی که در کشور جاری و ساری میشود، مخالف با اصول دین و مقررات قطعی و اصلی اسلام نباشد. تفاوت اصلی بین نظام جمهوری اسلامی با نظامهای سکولار در این است که نظامهای سکولار در بخش قانونگذاری آزادی تام دارند و هر قانونی را که به ذهن اکثریت منطقی بود، جاری و ساری میکنند و در این خصوص برایشان هنجارها و اعتقادات خاصی مطرح نیست، اما در نظام جمهوری اسلامی این قید را مردم به انتخاب خود پذیرفتهاند که چون جامعهشان یک جامعه مذهبی و دینی است و اکثر مردم مسلمان هستند، ضمن پذیرش اعتقادات سایر ادیان که در کشور هستند، اما در بخش قانونگذاری قوانین نباید قوانینی وضع شود که ناقض قوانین قطعی و احکام قضایی اسلام باشد. در همین بخش نیز با مشکلات جدی مواجه هستیم، به این معنی که برای احصای اینکه قوانین نباید مخالف احکام قطعی اسلام باشد، گاه نگاههای بسیار تنگنظرانه و بستهای حاکم شده که فرایند قانونگذاری را بسیار سخت و محدود کرده است؛ در صورتی که در همان اوایل انقلاب نیز این نگاهها وجود داشت، اما امام (ره) به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی در مقابل این نگاهها کاملاً میایستادند و اجازه نمیدادند که این اتفاقات بیفتد، بلکه آن قرائت درست از اسلام را که با دموکراسی و مردم هماهنگی داشته باشد ترویج میدادند و مطرح میکردند که در قانون اساسی هم همین نگاه وجود دارد، اما بعدها به تدریج نگاههای انقباضی حاکم شد و برخی نگاههای فقهی کاملاً تنگنظرانه و نه نگاه فقهی روزآمد به فرایند بررسی قوانین حاکم شد، به طوری که مشاهده میکنیم بسیاری از احکام، مقررات و قوانین و رفتارها را مغایر با شرع و دین تشخیص میدهند که این مشکلات جدی در روند مدیریت کشور به وجود میآورد. متأسفانه این نگاه انقباضی، هم از لحاظ فقهی وهم از لحاظ غیرفقهی، مشکلات جدی ایجاد کرده واجازه گشایشهای سازنده در روند اداره کشور نمیدهد و مشکلات جدی را به وجود آورده که اگر فکری در مورد این قضیه نشود، میتواند نظام را با بنبست جدی مواجه کند و خطرات جبرانناپذیری برای کل کشور، نظام وانقلاب به وجود آورد.
ایکنا:چه عوامل و زمینههایی میتواند آزادیهای مدنی از جمله آزادی بیان را در جوامع نهادینه کند؟
مبلغ: اصولاً در هر نظام سیاسی هر آنچه قدرت و حکومتمداران را وادار به پاسخگویی و شفافیت کند و سبب مهار کردن قدرت آنها شود، قدرتمداران با آن مقابله میکنند و این موضوعی بسیار روشن و واضح است. هیچ قدرتی تمایل به پاسخگویی و شفافیت ندارد و بنابراین هر جا احساس کند، نقدها قدرتشان را مهار، محدود، شفاف و پاسخگو میکنند با آن مقابله میکنند که این روند در طول تاریخ وجود داشته است.
راه جلوگیری از این روند سازوکارهای روشنی دارد که هم تجربه بشری و هم آموزههای دینی برای آن پاسخ دارند. در واقع باید سازوکارهایی در جامعه شکل بگیرد که آزادی بیان و اقتضائات آن به صورت نهادمند شکل بگیرد، یعنی تأسیس نهادهای قدرتمند و قانونمند مدنی مثل احزاب، مطبوعات و نهادهای مدنی که به صورت مدام بتوانند به شفافسازی و پاسخگو کردن حاکمیت بپردازند. در آموزههای دینی نیز مسئله امر به معروف ونهی از منکر مطرح شده است که در رأس مخاطبان امر به معروف و نهی از منکر، قدرتمداران و حکومتمداران هستند. یعنی جامعه باید حاکمیت را امر و نهی کند واین آموزه روشنی است و اقتضائاتش نیز وجود نهادهای مدنی نظیر احزاب، مطبوعات و رسانههای آزاد و قوانین مربوط است.
انتهای پیام