
سلطه انگارههای غربی بر روان و ذهنیت جوامع اسلامی و فاصله گرفتن از زیستبوم اسلامی سبب شده است تا گسیختگی و اختلال هویتی در بخشی از پیکره اجتماعی تمدن اسلامی بروز و ظهور پیدا کند. رهیافتهای روشن و قابل تبیین علمی در این حوزه و ارائه سبک زندگی اسلامی با اتکاء به انگارههای دینی میتواند زمینهساز دوری از این اختلال و بیماری سبک زندگی غربی شود و معنای واقعی سبک زندگی اسلامی را برای مردم روشن سازد.
در این راستا خبرنگار ایکنا قم گفتوگویی با سیدعلی آقایی، از کارشناسان مؤسسه فرهنگی ـ هنری سبک زندگی آلیاسین انجام داده است که در ادامه از نظر میگذرد.
منظور از سبک زندگی اسلامی چیست و چه ضرورتی دارد؟
پاسخ: شاید برخی گمان کنند که سبک زندگی اسلامی، امر جدیدی است و هیچ ارتباطی با اسلام ندارد؛ در این صورت، ترکیب سبک زندگی با اسلام بیمعنا و فاقد محتوا خواهد بود. شاید بعضی هم بر این باور باشند که سبک زندگی مربوط به جهان غرب است و با اسلام قابل جمع نیست؛ امّا به نظر میرسد هر دو گمانهزنی نادرست است. بیشک «سبک زندگی» یک اصطلاح جدید است، اما پیشینه و عقبه محتوایی آن، به قدمت اسلام است.
مسئله سبک زندگی با تمام ابعاد حیات بشر ارتباط تنگاتنگی دارد. گستره مزبور به وسعت تمام شئون زندگی بشر است. در حقیقت میتوان گفت که سبک زندگی چیزی جز الگوی زندگی، قواعد رفتار یا شیوه زیستن نیست و متون اسلامی سرشار از الگوهای زندگی است. قرآن و پیشوایان دین بهوفور از زندگی مطلوب و شیوه زیست مؤمنانه سخن گفتهاند؛ بنابراین قرآن، احادیث، سیره و ادعیه سرشار از مضامین سبک زندگی است؛ هرچند اصطلاح سبک زندگی نوظهور باشد.
در تعریف این اصطلاح جدید بر اساس دیدگاههای اندیشمندان و نظریهپردازان حوزه سبک زندگی چنین به دست میآید که رفتار و عمل، محور سبک زندگی است؛ البته از نظر برخی از نظریهپردازان سبک زندگی، باورها، الگوهای فرهنگی، جهانبینی طبقاتی، نگرش فردی و نیز احساس تشکیلدهنده سبک زندگی هستند. هر چند نباید این نکته مغفول بماند که عینیت عمل بهعنوان یک رفتار خاص و منحصر، محور سبک زندگی نیست، بلکه شیوه عمل و الگوی رفتار، سبک زندگی است. با این توصیفات و نیز با نظر به منابع و متون اسلامی تعریف «سبک زندگی اسلامی» را به این صورت میتوان ارائه کرد: «سبک زندگی مجموعهای از الگوهای رفتاری نسبتاً پایدار جهت نیل به هدف است که از بینشهای دینی و ارزشهای الهی متأثر بوده و بهصورت عینی و در متن زندگی تجلّی مییابد.»
آیا سبک زندگی اسلامی با سبک زندگی ایرانی متفاوت است؟
پاسخ: بهطور کلی، نسبت میان دو سبک زندگی ایرانی و اسلامی را میتوان عموم و خصوص من وجه بیان کرد؛ بدین معنا که اشتراکات و افتراقاتی میان هر دو سبک از زندگی وجود دارد که در اصل نمیتواند به الگوهای صحیح و عام خللی وارد کند. یکی از عواملی که در شیوه زندگی انسانها و نه سبک زندگی نقش ایفا میکند، شرایط اقلیمی و جغرافیایی است. این شرایط میتواند طبایع، مزاجها، حالات و سلیقههای انسان را شکل دهند. بدون شک فردی که در منطقه گرمسیری و خشک زندگی میکند بهگونهای خاص رفتار میکند؛ امّا فرد دیگری که در منطقه معتدل و مرطوب زیست میکند، رفتارهای متفاوتی خواهد داشت. تنوع اقلیمی و آبوهوایی در پوشش، خوردنیها، آشامیدنیها، نحوه گذران اوقات فراغت، ازدواج و روابط اجتماعی تأثیرگذار است. پُرواضح است که نحوه پوشش در اقلیمها و مناطق مختلف کاملاً متفاوت و متنوّع است. مهم این است که بدانیم این تنوع ازنظر اسلام و پیشوایان دین پذیرفته شده است؛ امّا تنوعات مزبور در شیوههای خاص و جزئی تأثیرگذار است نه بر الگوهای عام رفتاری. جالب است به نمونهای تاریخی توجّه کنیم: رسول خدا(ص) به مسلمانان دستور داده بود محاسن خود را رنگ کنند تا همرنگ یهودیان و مسیحیان نباشند. روزی فردی به حضرت علی(ع) اعتراض کرد چرا شما محاسن خود را رنگ نمیکنید. امام در پاسخ به این نکته اشاره فرمود که نباید ظاهر و پوسته دین را گرفت، بلکه باید روح دستورات دین را فهمید. دستور پیامبر(ص) مربوط به زمانی بود که تعداد مسلمانها اندک بود و هر بار دشمنان از دور نگاه میکردند، آنها را پیر و با ریشسفید میدیدند. این وضعیت میتوانست موجب قوّتقلب دشمنان باشد؛ امّا روزگاری که شرایط تغییر کرد و مسلمانان زیاد شدند، هر کس میتواند هرگونه که دوست دارد، رفتار کند.
راهکارهای عملیاتی کردن سبک زندگی اسلامی در زندگی مردم چیست؟
پاسخ: مدلهای سبکزندگی بهصورت ناگهانی ایجاد نمیشوند تا بتوان آن را بهصورت دفعی و ناگهانی تغییر داد. اگر رفتاری پایدار در انسان بهصورت ماندگار درآمد، این امر نشان از پیشینهای نسبتاً طولانی دارد. نهادینه شدن یک رفتار و تثبیت کردن یک فعالیت، صبوری و تحمّل میطلبد. مثلاً اگر بخواهیم برای فرهنگ فستفود جایگزینی بیابیم و آن الگو را جامعهپذیر کنیم، لازم است اولاً الگوی بدیل، جذّاب و پذیرفتنی باشد، ثانیاً با استفاده از روشها و تکنیکهای مؤثر درزمانی مناسب نهادینه شود. آمدن سبک زندگی جدید بهمانند رفتن سبکزندگی قبلی، بردباری لازم دارد. آنگاهکه رسول خدا(ص) به اذن الهی اراده فرمود فرهنگ جاهلیت را تغییر دهد، آن انسان والا آنچنان از خود تحمّل، حوصله و شکیبایی نشان داد که خداوند به لحنی خاص به او فرمود: «لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ أَلَّا يَکُونُوا مُؤْمِنينَ؛ شاید تو از اینکه [مشرکان] ایمان نمیآورند، جان خود را تباه سازی.»(شعراء/3)
حکومت و دولت در اجرایی شدن این مهم چقدر تأثیرگذار است؟
پاسخ: از آنجا که محور سبک زندگی، رفتارهای آدمی است و انسان موجودی انتخابگر و صاحباختیار است، سبک زندگی، ناظر به رفتارهای خودجوش و درونزا است. سبکزندگی پدیدهای تحمیلی نیست، بلکه اقناعی است. به تعبیری نمیتوان مدل خاصی از رفتار را برای زمانی طولانی به فردی اجبار و تحمیل کرد، بلکه او خودش باید آن رفتار را برگزیند و انتخاب نماید. قرآن آزادی بشر را به رسمیت شناخته است: «لَا اِکراهَ فِی الدّینِ؛ در دین هیچ اجباری نیست.» یا «إِنَّا هَدَینَاهُ السَّبِیلَ إمّا شَاکِراً وَ إمّا کفُوراً؛ ما راه را به او نمودیم یا سپاسگزار خواهد بود و یا ناسپاسگزار.» هرگونه تلاشی که از سوی فرد، گروه یا حاکمیت برای تغییر الگوهای رفتاری انجام میشود، باید مبتنی بر این اصل مهم باشد: از زور و اجبار استفاده نشود، بلکه شیوههایی اتخاذ شود تا انسانها رفتار موردنظر را خودشان برگزینند و آن را انتخاب کنند. بهعبارتدیگر نباید و نمیتوان تلاش کرد تا دیگران را به اتخاذ رفتاری خاص و سبکی خاص وادار نمود، بلکه باید کاری کرد تا دیگران خودشان به رفتار موردنظر برسند. تغییر الگوهای سبکزندگی با قانونگذاری یا استفاده از قوّه قهریه حاصل نمیآید، بلکه باید درونزا و خودجوش باشد. ضروری است الگوهای سبکزندگی جامعهپذیر باشند و مخاطبین با اختیار خود آن الگوها را انتخاب کنند.
آیا سبک زندگی اسلامی میتواند آلام بشری را التیام دهد و بیقراریهای انسان را کم کند؟
پاسخ: البته باید مفهوم آلام بشری و بیقراریهای انسان را در نظر گرفت. اگر این دردها و مصائب را از انحراف از الگوهای صحیح دینی بدانیم، میتوان امید داشت که با شکلگیری دانش سبکزندگی اسلامی و نیز ارائه الگوهای زندگی مطلوب از طریق ایجاد و توسعه فقه سبکزندگی، شیوههای زیست ایمانی را با متن زندگی مردم پیوند داد و از این طریق، زندگی دینی را در جامعه عینیت داده و در جهت کاهش این انحرافات و بالطبع کاهش آلام و بیقراریها تلاش کرد. اگر گاهی جامعه از الگوهای دینی منحرف میشود و اگر زمانی آسیبهایی در میان مردم تحقّق مییابد، بخشی از علّت را باید در فقدان الگوهای دینی جستجو کرد. ضروری است که نخست باید الگوهای زندگی سالم از متن دین استنباط، سپس آنها را بهصورت درست و جذّاب به مخاطبان عرضه شوند. این همان نقطه آغاز موفقیت در کم کردن دردها و آلامی است که با انحراف از الگوهای مطلوب زندگی بدان دچار شدهایم.
سبک زندگی اسلامی در چه مواردی در زندگی انسانها قرار است تغییر ایجاد کند؟
پاسخ: بر اساس آن تعریفی که پیشتر گفتیم، سبکزندگی به الگوهای نسبتاً پایدار در زندگی اطلاق میشود که این الگوها بهصورت رفتارهای نهادینهشده فردی یا جمعی بروز میکنند. رفتارهایی که درونزا، خودجوش و بهصورت ملکه یا مهارت درآمده باشند، نسبتاً پایدار خوانده میشوند. اینگونه رفتارها طبعاً برای فرد بهصورت عادت درآمده، تغییر آنها دشوار است؛ زیرا عادت طبیعت دوم انسانهاست. حضرت علی (ع) فرمود: «الْعَادَةُ طَبْعٌ ثَانٍ؛ عادت طبیعت دوم انسانهاست.» بنابراین اگر انسان به رفتاری عادت کرد و مدت طولانی با آن خو گرفت، تغییر دادن آن رفتار یا الگوی رفتاری سختتر است تا جابهجایی کوه. پیامبر اسلام (ص) فرموده است: «إذَا سَمِعْتُم بِجَبَلٍ زَالَ عَن مَکَانِهِ فَصَدَّقُوا وَ إذا سَمِعْتُم بِرَجُلٍ زَالَ عَن خُلْقِهِ فَلا تَصَدَّقُوا؛ اگر شنیدید که کوهی از مکانش جابهجا شده است، تصدیق کنید؛ امّا اگر شنیدید که اخلاق فردی تغییر کرده است، تصدیق نکنید!»
بنابراین توصیفات، به الگوهای رفتاری جامعه دو گونه میتوان نگریست؛ وضعیّت موجود و وضعیّت مطلوب. الگوهای سبکزندگیِ موجود دو دستهاند؛ مناسب و نامناسب. الگوهای نامناسب را باید تغییر داد و به سمت سبکزندگی مطلوب هدایت کرد. از سوی دیگر سبکزندگی موجودی که مناسب است را باید حفظ و تقویت کرد. بهمنظور سوق دادن افراد و جامعه به سمت الگوهای مطلوبِ سبکزندگی، ضروری است توسط استراتژیستهای سبکزندگی و فرهنگ عمومی، برنامههای دقیقی طرّاحی شود، مکانیزمهایی در نظر گرفته شود و مدیریّت تغییر بهصورت کاملاً دقیق و نامحسوس صورت پذیرد؛ البته این فرایند، کاری بس دشوار، پیچیده و نامحسوس است. هرچند حتی اگر بتوان یک تغییر در یک نفر هم ایجاد کرد کار بسیار ارزشمندی انجام شده است. رسول خدا (ص) زمانی که حضرت علی (ع) را به یمن فرستاد، خطاب به او فرمود: «یا عَلِی ... وَ أیمُ اللَّهِ لَأَنْ یَهْدِی اللَّهُ عَلَی یَدَیکَ رَجُلًا خَیرٌ لَکَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیهِ الشَّمْسُ وَ غَرَبَت؛ ای علی ... به خدا سوگند، اگر خداوند به دستان تو یک نفر را هدایت کند، ارزشش بیشتر از همه چیزهایی است که خورشید بر آن میتابد و از آن غروب میکند.»
انتهای پیام