کد خبر: 3767065
تاریخ انتشار : ۰۶ آذر ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۲

بازتاب شخصیت در نوع راه رفتن/ خودپسند نباشیم

گروه اجتماعی ـ قرآن شیوه راه رفتن صحیح و انسانی را در آیه ۶۳ سوره فرقان با این مضمون «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا» به صراحت بیان کرده و فرموده است: «و بندگان خداى رحمان کسانی‎اند که روى زمین به نرمى گام برمی‌‏دارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ می‎‏دهند».

نقش راه‌رفتن در معرفی شخصیت مؤمنانه یا متکبرانه انسان

به گزارش ایکنا از لرستان، یکی‌ از رفتارهایی که شخصیت مؤمنانه یا متکبرانه افراد را بروز می‎دهد، نحوه راه رفتن است. برخی با ‌خودپسندی راه می‌روند و همین نشانی آشکار از درون متکبرانه آنان است. اما قرآن‌ کریم، شیوه راه رفتن صحیح و انسانی را در آیه 63 سوره مبارکه فرقان با این مضمون «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا» به صراحت بیان کرده و فرموده است: «و بندگان خداى رحمان كسانی‎ند كه روى زمين به نرمى گام برمی‌‏دارند و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ می‎‏دهند».
‌همچنین در آیه 37 سوره مبارکه اسراء آمده است؛ «وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا» فرموده است: «و در [روى] زمين به نخوت گام برمدار چراكه هرگز زمين را نمی‎توانى شكافت و در بلندى به كوه‌ها نمی‎‏توانى رسيد».
نحوه راه رفتن رسول خدا(ص) تفسیر دو آیه فوق و مصادق آشکاری از مشی «عبدالرحمان» بود. شیوه راه رفتن رسول خدا(ص) در عین دوری کامل از تکبر و غرور، استوار و متین بود؛ یعنی میان عجز و ناتوانی و کبر و غرور بود. ابن‌عباس نقل می‎کند: «راه رفتن حضرت محکم و استوار و دور از عجز و سستی و کسالت بود». (بحارالانوار،ج 16، ص 236)
امام علی(ع) نقل می‎کند که پیامبر(ص) چنان راه می‌رفت که گویی در سراشیبی گام برمی‌دارد، شیوه‌ای که پیش از آن و بعد از آن دیده نشده است.(سنن النبی، ص 46)
خدای متعال در آیه 19 سوره مبارکه لقمان با این مضمون «‌وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ‌» تأکید می‎کند که: «در راه رفتن معتدل باش» و رسول خدا(ص) به پیروی از قرآن، با راه رفتن خود، درس اعتدال می‎داد.
گاهی تند راه رفتن، به خفت و سبکی می‎انجامد، گاهی هم آرام و سنگین راه رفتن سر از تکبر و غرور درمی‎آورد. اعتدال در راه رفتن، به حالتی که نه مغرورانه باشد، نه سبک و نه عاجزانه، چیزی است که در رفتار پیامبر اکرم(ص) مشهود بود.
ثروتمندان غیرمهذب و نیز قدرتمندان و حاکمان غیرالهی، هنگامی‎که بر مرکب سوارند فقط به آسایش ‌خود می‎اندیشند و از پیادگان بی‌خبرند و توجهی به ضعیفان ندارند. پیامبر خدا(ص) با سیره خود، این عمل متکبرنه را تقبیح کرد و شیوه درستِ تعامل با ضعیفان را آموخت. جابربن عبدالله انصاری نقل می‎کند: «پیامبر خدا(ص) همواره وقتی از خانه بیرون می‎آمد یارانش پیش‌روی حضرتش راه می‎رفتند و پشت سرش را برای فرشتگان باقی می‎گذاشتند» و نیز نقل است: پیامبر خدا(ص) در راه رفتن سعی می‎کرد در اواخر مردم راه برود تا ناتوانان را کمک کند و یا آنان را بر مرکب خویش سوار می‌کرد و آنان را راهنمایی می‎کرد.(مکارم‌الاخلاق، ص 22 و 75)
همچنین نقل است: «اگر پیغمبر سواره بود اجازه نمی‌داد کسی پیاده در رکابش راه برود، او را به ترک خود سوار می‎کرد و اگر از سوار شدن ابا می‌نمود به او می‎فرمود: شما جلو برو و در فلان مکان مرا ملاقات کن».(بحارالانوار، ج 16، ص 236 و مکارم الاخلاق، ص 22)
برخی، به نوع وسیله بسیار اهمیت می‎دهند و اگر مدتی بر وسیله راهوار و مجهز سوار می‎شده‌اند، عوض کردن آن و استفاده از مرکب ساده‌تر برایشان دشوار است. این نشانه غرور و تبختر و وابستگی است. اما رسول خد(ص) گاهی سوار اسب و زمانی سوار بر الاغ و وقتی هم سوار بر درازگوش بی‌پالان می‎شد و کسی را نیز همراه خود سوار می‎کرد و اگر هم وسیله‌ای نبود، پیاده می‎رفت. این‌ کار نشان از حریت و وارستگی آن بزرگوار دارد.(کافی، جلد 5، ص 314)
رسول خدا(ص) گاهی از راهی که می‌رفت، در بازگشت از راه دیگری برمی‎گشت، نه همان راه اولیه. این‌کار یا یک اقدام امنیتی بود تا از خطرهای احتمالی و کمین دشمنان مصون بماند، یا هم‌چنان که در حدیثی از حضرت رضا(ع) نقل شده است، زمینه افزایش رزق و روزی بوده است؛ به این معنا که در تنوع راه عبور، هم انسان‌های بیشتری را می‎بیند و تقویت روابط اجتماعی انجام می‎گیرد، هم مردم و شهر و تلاش‌ها را می‌نگرد و خود این معاشرت با طیف وسیع‌تری از مردم، سبب رونق کار اجتماعی انسان و در نتیجه رزق اوست.
موسی‌بن عمران بن بزیع نقل کرده است که از حضرت رضا(ع) پرسیدم: جانم به فدایت! مردم چنین می‎گویند که رسول خدا(ص) هرگاه از راهی می‎رفت، از مسیر دیگری برمی‎گشت، آیا صحیح است؟ حضرت در پاسخ فرمود: آری، من هم اغلب، چنین می‎کنم تو نیز این‌گونه انجام بده، سپس به من فرمود: آگاه باش که این برای تو روزی‌آورتر است».(کافی، ج 5، ص 314)

ذکر واژه «خشوع» 17 مرتبه در قرآن

برجسته‌ترین سیمای پیامبراعظم(ص) سیمای عبادی آن حضرت است که از ویژگی‌هایی برخوردار بود که با توجه به آن برای الگوگیری بسیار مناسب است و ازجمله آن‌ها می‌توان به خضوع و خشوع در عبادت، اخلاص در عبادت، کوچک شمردن عبادت، شوق اشتیاق به عبادت، اعتدال در عبادت، اشاره کرد.
خدای متعال در آیات اول و دوم سوره مؤمنون با این مضمون «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ﴿1﴾ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ» فرموده است: «به‌راستى كه مؤمنان رستگار شدند، همانان كه در نمازشان فروتنند» که خشوع به‌معنای حالت تواضع و ادب جسمی و روحی است که در برابر شخصی بزرگ یا حقیقت مهمی در انسان پیدا می‎شود و آثارش در بدن ظاهر می‎گردد؛ به تعبیر دیگر، آن دل‌شکستگی و افتادگی دل را خشوع گویند.در قرآن این واژه خشوع 17 بار تکرار شده، علی(ع) یکی‌از نشانه‌های متقین را خضوع و خشوع در عبادت ذکر کرده است.
از پیامبراکرم(ص) سؤال شد خشوع چیست؟ فرمود: «فروتنی در نماز و این‌که بنده با تمام قلب خود به‌سوی پروردگار روی آورد.
در حدیث دیگری پیامبراعظم(ص) نشانه‌های انسان خاضع را چنین ذکرکرد.«خاشع چهار نشانه دارد: در آشکار و نهان، خدا را در نظر بگیرد، رفتاری آراسته داشته باشد، درباره قیامت فکر کند و اهل مناجات باشد.انسان در نماز باید به خدا توجه داشته باشد و آثار خشوع در بدن و رفتار او نمایان باشد.پیامبراکرم(ص) مردی را دید که در نماز با ریش خود بازی می‎کند، حضرت فرمود: اگر قلبش خاشع بود جوارح او هم خاشع بود.(دیلمی، ارشادالقلوب، ج 1، ص 115)
اخلاص؛ روح عبادت
اخلاص، روح عبادت است، بدون اخلاص، عمل و عبادت هیچ ارزشی ندارد.اخلاص یعنی انگیزه الهی داشتن، برای خدا عبادت کردن.عمل با اخلاص آن‌قدر در اسلام اهمیت دارد که پیامبراکرم(ص) فرمود: هر کس چهل روز، خود را برای خدا خالص کند، چشمه‌های حکمت از قلبش بر زبان او جاری می‎شود.
در تاریخ آمده است: شخصی خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و عرض کرد: یا رسول الله! من در راه خدا انفاق می‎کنم و صله‌رحم به جا می‎آورم و این اعمال را فقط به‌خاطر خدا انجام می‎دهم، اما هنگامی‎که مردم از این اعمال من سخن می‎گویند و مرا ستایش می‎کنند مسرور و خوشحال می‎شوم، این اعمال من چگونه است؟ حضرت سکوت کرد و سخنی نگفت تا این‌که آیه 110 سوره کهف با این مضمون «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا» نازل شد که می‎فرماید: «هر کس امید لقای پروردگارش را دارد باید عمل صالح انجام بدهد و کسی را در عبادت پروردگارش شریک نکند».یعنی تنها عملی به درگاه خدا مقبول است که با اخلاص کامل صورت گیرد.انسان باید بداند خداوند از کمترین ناخالصی خبرداد.امام جعفرصادق(ع) در تفسیر آیه «لیبلوکم ایکم احسن عملاً» فرمود:مقصود، کسی نیست که بیشتر عمل می‎کند بلکه مقصود کسی است که با نیت صادق و بااخلاص عمل نماید.
کوچک شمردن عبادت
پیامبر(ص) با این‌که معصوم بود اما عبادت خود را کوچک می‎شمرد.مردی از امام علی(ع) پرسید: درجات محبین چیست؟ فرمود: پایین‌ترین درجه برای کسی است که عبادت خود را کوچک و معصیتش را بزرگ ببند.
امام سجاد(ع) در دعای خود می‎گوید: «خدایا موفقم بدار تا رفتارها و گفتارهای خوبی که انجام می‌دهم کم بشمرم هرچند بسیار باشد و بدی‎هایی که از من صادر می‎شود بزرگ بشمارم هرچند ناچیز باشد».(صحیفه سجادیه، دعای مکارم الاخلاق)
پیامبراکرم(ص) به ابوذر فرمود: «ای ابوذر مؤمن اگر عمل هفتاد پیامبر را انجام بدهد باز باید آن‌را کم بشمارد».(مستدرک الوسائل، ج 1، ص 135)
پیامبراکرم(ص) در دعایش می‎فرماید: «پروردگارا! تو را آن‌چنان که سزاوار پرستش توست نپرستیده‌ایم و تو را آن‌چنان‌که شایسته معرفت توست، نشناخته‌ایم».(بحارالانوار، ج 86، ص 23) امام صادق(ع) فرمود: «دو نفر وارد مسجد شدند یکی عابد، دیگری فاسق، هر دو از مسجد خارج شدند در حالی‌که مؤمن فاسق و مرد فاسق، عابد واقعی گشت، زیرا عابد دچار عُجب و خود راضی شد و فاسق توبه کرد و خود را متم نمود» امام سجاد(ع) به خدا می‌گوید: «خداوندا، عبادتم را با خودبزرگ‌بینی، فاسد مگردان»(مستدرک الوسائل، ج 1، ص 142)
خداوند متعال در آیه 104 سوره کهف با این مضمون «الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا» می‌فرماید: «آیا شما را از زیان‌کارترین افراد آگاه کنیم؛ آنان که تلاش‌شان در دنیا ضایع شده در حالی‎که می‎پندارند کارهای نیک انجام می‎دهد».پیامبراکرم(ص) فرمود: «آفت تن آدمی، عُجب و فخرفروشی است».(مستدرک الوسائل، ج 1، ص 135)

شوق و اشتیاق به عبادت
یکی‎از ویژگی‌های پیامبراکرم(ص) شوق و اشتیاق به عبادت است.آن بزرگوار، عاشق عبادت بود و در همه حال به یاد خدا بود بر نمی‎خاست و نمی‎نشست مگر با ذکر خدا.در ماه رمضان عاشقانه عبادت می‎کرد و دستور می‎داد برای او خیمه‌ای می‎زدند و رختخواب خود را جمع می‎کرد و با قلبی فارغ و خالص به اعتکاف و عبادت می‎پرداخت.(کافی، ج 4، ص 175)
وقتی آیه 118 سوره مائده با این مضمون «إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » نازل شد، ثلث از شب را با این آیه سپری کرد، یا در شبی «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» را بیست بار تکرار کرد یا این‌که یک شب مرتب آیه 59 سوره یس با این مضمون «وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ» را می‎خواند.
در عبادت عنصر عشق و محبت نقش مهمی دارند باید ابتدا عاشق شد و سپس طعم عبادت را چشید.همچنان‌که در حدیثی پیامبر(ص) فرمود: «بهترین مردم کسی است که عبادت را معشوق خود بداند و با عبادت معانقه کند و در قلبش دوست بدارد و آن‌را با تمام وجود لمس نماید و خود را برای آن فارغ سازد آن‌گاه نگران نخواهد بود که دنیا برای او به سختی بگذرد یا به آسانی.(پس برترین مردم کسی است که به عبادت عشق بورزد).(بحارالانوار، ج 67، ص 253)
اعتدال در عبادت
اعتدال از ویژگی‌های اساسی سیره پیامبر(ص) است؛ این اصل، همه عرصه‌های زندگی فردی و اجتماعی آن پیشوای بزرگ را دربرمی‎گیرد.سیره رسول خدا(ص) در همه زمینه‌ها «اعتدال» بود.در عبادت‌های آن حضرت نیز، همین اصل چشم‌گیر بود.آن بزرگوار با وجود عشق و علاقه فراوان به دعا و عبادت، به یارانش سفارش می‎کرد که اعتدال را حفظ کنند.روزی به جابر فرمود: «ای جابر، اسلام، دینی است متین، محکم و منطقی پس با مدارا در آن وارد شوید و با اکراه بندگان خدا را به عبادت خداوند نکشانید».(کافی، ج 2، ص86) پیامبراکرم(ص) وقتی به نماز جماعت می‎ایستاد آن‌را به اختصار برگزار می‎کرد.آن بزرگوار با آن‌که یاران خود را به معنویت و دل بستن به دنیا فرامی‌خواند، اما بسیار مراقب بود که از حد اعتدال خارج نشوند و دنیا را به بهانه آخرت و قیامت و بهشت، رها نکنند.این در حالی‌است که خدای متعال در آیه 87 سوره مائده با این مضمون «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ» فرموده است: «اى كسانى‌كه ايمان آورده‏ايد چيزهاى پاكيزه‏اى را كه خدا براى [استفاده] شما حلال كرده حرام مشماريد و از حد مگذريد كه خدا از حدگذرندگان را دوست نمی‎‏دارد».


انتهای پیام

captcha