
به گزارش ایکنا از همدان، نشست صمیمانهای با معرفی آثار حمید حسام، نویسنده صاحبذوق همدانی، با حضور دو شخصیت کتابهای «آب هرگز نمیمیرد» و «ردپابرهنهها» در دفتر معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی برگزار شد.
مصطفی عبدالعلیزاده معروف به عمو مصطفی در همدان که از جانبازان هشت سال دفاع مقدس و از همرزمان دو شخصیت اصلی کتابهای عنوان شده که در برخی از خاطرات بیان شده هر دو کتاب «آب هرگز نمیمیرد» و «رد پابرهنهها» حضور دارد درباره کتاب«آب هرگز نمی میرد» که خاطرات «سردار میرزا محمد سلگی» است، گفت: حمید حسام قبل از انتشار رسمی کتاب یک نسخه از آن را به من داد تا با مطالعه آن اگر غلطهای املایی مشاهده کردم به وی اطلاع بدهم.
وی ادامه داد: با اینکه در بخشی از خاطراتی که حاج میرزا محمد سلگی درکتاب بیان کردند، کم و بیش حضور داشتم اما حاج میرزا محمد سلگی اینقدر زیبا خاطرات را بیان کرده و حمید حسام نیز با قلم شیوای خود آن ها را در کتاب آورده بود که موقع خواندن کتاب نمی شد از آن جدا بشوم.
عمو مصطفی با بیان اینکه قصه اصلی که در کتاب «آب هرگز نمیمیرد» مرا با خودش همراه میکرد، قصه ارادت خاص حاج میزا محمد سلگی به حضرت عباس(ع) بود، اضافه کرد: اینکه در هرجایی که حاج میرزا محمد سلگی در زندگی گیر کرده است، از حضرت عباس(ع) مدد میخواهد.
وی در ادامه گفت: بعد از گذراندن یک پروسه حاج میرزا محمد سلگی فرمانده گردان می شود و وقتی از حاج میرزا محمد سلگی میخواهند اسم گردان را مشخص کند، ایشان بدون معطلی اسم گردان را گردان حضرت ابوالفضل(ع) میگذارد و این اسم تا آخرین لحظات حضور حاج میرزا محمد سلگی و شاید تاکنون باقی مانده است.
این جانباز دفاع مقدس با اشاره به یکی از نقاط اوج داستان، یعنی تنگه احد یا همان حماسه جاده فاو-ام القصر، افزود: حماسهای که فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، محسن رضایی درباره آن گفت «کاری که بچههای لشگر انصارالحسین(ع) همدان در نگهداری جاده فاو-ام القصرانجام دادند، دقیقا مثل نگهداری تنگه احد در زمان پیامبر بود.»
وی ادامه داد: این کار توسط حاج میرزا محمد سلگی و نیروهای آن انجام میشود و چقدر زیبا در کتاب «آب هرگز نمیمیرد» این درگیریهای عاشقانه را بیان میکند، درگیریهایی که هرچند شهادت و مجروحیت بچهها و غصه خاصی دارد اما عاشقانه جنگیدن را نشان میدهد.
عبدالعلیزاده با بیان اینکه در این کتاب به خوبی به سنگرسازان بیسنگر پرداخته شده است، ادامه داد: صحنههایی که در این کتاب از یک راننده بولدوزر ترسیم شده است که در میان تیرها و آتش دشمن در جاده فاو-ام القصر با سختی تمام آسفالت را جدا میکند تا یک جان پناه برای رزمندگان درست کند واقعا لذت بخش است.
عبدالعلیزاده با بیان اینکه موضوعی که حاج میرزا محمد سلگی را برای خود من اسطوره کرده است، رجزخوانی حاج میزا محمد سلگی در تنگناها و مشکلات است، اضافه کرد: شاید این موضوع در شاهنامه و سایر کتابها آمده باشد اما شاهنامه شاید خیلی به واقعیت نزدیک نباشد و به آن پروبال داده شده است.
وی ادامه داد: این شوخی نیست که در اوج تیراندازی و رگبار و گلوله و مرگ، مرگی که هر ثانیه نزدیک میشود در جلوی جمعی از نیروهای تحت فرمانت رجز خوانی کنی.
ردی از گردان تخریب
عبدالعلیزاده در ادامه درباره کتاب «رد پابرهنهها» که خاطرات گردان تخریب لشگر ۳۲ انصارالحسین(ع) همدان به روایت سردار مرتضی نادرمحمدی است، نیز گفت: از ابتدا که مرتضی نادرمحمدی را دیدم برایم عجیب بود که چرا همیشه عادت داشت گردنش را کج بگیرد اما اکنون و بعد از گذشت سالها در کنارمرتضی نادرمحمدی متوجه شدم ایشان شخصیت مخلصی است که واقعا از روی اخلاصش دوست ندارد جلوی هیچکس گردنش را صاف بگیرد.
وی با بیان اینکه کتاب «رد پابرهنه ها» از زمان رفاقت سردار مرتضی نادرمحمدی با حسن تاجوک شروع می شود، افزود: کتاب با رفتن ایشان به منطقه و ولایت پذیری مرتضی نادرمحمدی و در نهایت حضور ایشان در گردان تخریب لشگر انصارالحسین(ع) ادامه پیدا میکند.
عمو مصطفی با اشاره به اینکه احتمالا بسیاری از رزمندگان خاطره زیادی از مرتضی نادرمحمدی ندارند، اضافه کرد: دلیل آن این است که هربار ایشان برای عملیات وارد منطقه میشد همان شب اول مجروح میشد.
وی با بیان اینکه یکی از زیباترین صحنههای این کتاب، تلاش مرتضی نادرمحمدی برای بازگرداندن دوستانش است، ادامه داد: شاید تنها باری که ما از مرتضی نادرمحمدی خشونت دیدیم، جایی است که راننده قایق از ترس خود قایق را نگه میدارد اما حاج مرتضی برای بازگرداندن دوستانش به راننده قایق یک سیلی زده و در نهایت او را پیاده کرده و خودش به تنهایی به راهش ادامه میدهد.
عبدالعلیزاده در پاسخ به این سوال که چرا حاج میرزا محمد سلگی از سوی رهبر معظم انقلاب «شهید زنده» معرفی شدند، اشاره کرد: بعد از قطع هردوپای حاج میرزاسلگی، ایشان علی رغم اینکه می توانست در خانه بماند و چون به تکلیفش عمل کرده بود دیگر نیازی نبود که در جبهه ها حضور داشته باشند.
وی ادامه داد: اما ایشان با دو پای مصنوعی دوباره به منطقه برگشتند و در عملیات مرصاد بعنوان نفرات اول جلوی یورش منافقین کوردل را گرفتند. در آن عملیات برای فرماندهی از نزدیک مجبور بودند که به بالای تپه ها یا صخره های مجاور بروند، چون راه رفتن با دوپای مصنوعی واقعا مشکل است.
عمو مصطفی افزود: چند نفر ایشان را روی برانکارد گذاشته و در جاهای صعب العبور می بردند.ایشان با آن وضعیت خاص در وسط میدان درگیری بود، این از خود گذشتی حاج میرزا است که رهبر عزیزمان ایشان را بعنوان شهید زنده معرفی می نمایند.
«خداحافظ سالار» را جوانان قبل از شروع زندگی مشترک بخوانند
وی افزود: در یکی از مناطق کوهستانی جنگ، برای بردن یکی از افراد زخمی به بالای تپه حاج میرزا سلگی با پای مصنوعی مسیر را برای بردن آن زخمی که روی برانکارد بود به سختی پیمود، این یکی از دلایل نامگذاری رهبر معظم انقلاب و دادن لقب «شهید زنده» به ایشان بود.
عمو مصطفی با بیان اینکه توصیه میکنم دو کتاب «آب هرگز نمیمیرد» و «ردپابرهنه ها» را حتما مطالعه کنید، ادامه داد: کتاب «خداحافظ سالار» برای نسلی که میخواهند ازدواج کنند بسیار مناسب است.
وی ادامه داد: نسلی که میخواهند ازدواج کنند اگر یک الگو زندگی اسلامی بین زوج را میخواهند پیدا کنند که با دست خالی و رنجهای زیاد زندگی میکنند، حتما کتاب «خداحافظ سالار» را مطالعه کنند.
انتهای پیام