به گزارش ایکنا از قم، جمیلهسادات علمالهدی، استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی شب گذشته، ششم بهمنماه در نشست علمی «دلالتهای تربیتی فلسفه زیباشناسی» که در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد، گفت: در عرصه تربیت اسلامی، حداقل ادعایی که روی آن متمرکز هستیم آن است که اگر اسلام را دین حکومتی صرف هم ندانیم ولی میتوانیم مدعی شویم که هدف این دین مقدس، تعلیم و تربیت است.
وی افزود: مباحث حکمی به مبادی متوجه است ولی اگر در حوزه اسلامی به مقاصد شریعت نگریسته شود قطعاً فلسفه از جمله مقاصد شریعت است همچنین اگر بخواهیم به مقاصد اسلامی توجه کنیم حتما باید به بحث تعلیم و تربیت بپردازیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی بیان کرد: به نظر میرسد که مباحثی که در حوزه زیباییشناسی مطرح است، حجم اندکی را به خود اختصاص می دهد ولی همچنان از مقاصد، بریده است و قصد آن بیشتر توضیح و تبیین و توجه به فلسفه هنر است.
وی گفت: اگر مقصد این بحث را تعلیم و تربیت بدانیم قطعا پروژههای متفاوت تری را نیز برای این بحث خواهیم داشت و اگر به حوزه تعلیم و تربیت توجه شود، شاید حکمت متعالیه از همان مبادی است که به خوبی این بحث را پوشش میدهد.
اصل حرکت جوهری
علمالهدی اظهار کرد: علت اصلی این بحث نیز اصل حرکت جوهری است؛ پرداخته شدن بحث فاعلیت نفس است که باعث میشود ما به بحث فلسفه هنر و تربیت هنری توجه کنیم؛ سه اصل حکمت متعالیه یک مبنای انسانشناسی مهمی را بیان میکند که تشخص تدریجی انسان است.
وی افزود: برخلاف همه فلسفههایی که در گذشته داشتیم و سعی میکردیم، انسان را تعریف کنیم با این فضای حکمت متعالیه باید از تشخص تدریجی سخن بگوییم و دیگر این تعریف آسان نخواهد بود.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی بیان کرد: موقعیت انسان در جهان، انسان را بهعنوان فصل ممیزه حیوان میان موجودات مطرح میکند و این انسان، رهبر همه موجودات زبانمند و ناطق لقب خواهد گرفت.
وی گفت: اگر انسان را به مثابه فلسفههای امروزی سوژه بدانیم همه موجودات دیگر، ابژه خواهند بود و شعور و حکمت از جهانشناسی حذف میشود و قصد، از آفرینش حذف میشود و انسان نیز مدیرعالمی است که دیگران ابژه آن هستند و مشخص است که تأثیر آن در تربیت چه خواهد شد.
علمالهدی اظهار کرد: همین فضا در هنر نیز پدیدار گشت و هویت پراگماتیستی و مشتریمداری در هنر به یک اصل مبدل شد که ابتذال هنری را در پی خواهد داشت ولی اگر تشخص تدریجی انسان مبنا باشد و این تشخص اهمیت داشته باشد و حرکت جوهری در همه عرصهها دیده شود در مناسبات انسان با سایر موجودات تفاوتهایی دیده میشود.
تربیت از توسعه مهمتر است
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی افزود: تربیت در این جا از توسعه مهمتر خواهد بود و توسعه نیز در یک حکومت اسلامی بر اساس اقتصاد صنعتی و سرمایهداری نخواهد بود و اولویت اصلی در یک جامعه اسلامی، پرورش انسان خواهد بود.
وی گفت: دیدگاه قرآن کریم درخصوص القائات شیطانی و رحمانی این جهت را به ما میدهد که در حوزه خیال، تنها عوامل مثبت و عوامل بالاتر وجودی دخالت نمیکنند بلکه در این مرحله امکان صدق و کذب هم وجود دارد.
علمالهدی اظهار کرد: برخلاف کسانی که معتقد هستند که زیبایی خارج از معیارهای صدق و کذب است، قرآن کریم از معیارهای صادق و کاذب سخن میگوید؛ به تعبیر قرآن برخی انسانها شهوات را برای دیگران تزیین میکنند و مسیر حرکت برخی از انسانها را تغییر میدهند.
وی بیان کرد: تربیت تنها به تهذیب نفس استوار نیست بلکه به بلاغ مبین و تربیت مرتبط به تبلیغ دین نیز نیاز داریم و در اینجا است که افراد مهذب و عادل و کسانی که به مرز عدالت رسیدهاند تازه مسئولیت جدیدی برای بازگشت و تبلیغ دین را پیدا میکنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی گفت: اگر این مبنا را بپذیریم، تبلیغ دیگر امری حاشیه نیست بلکه در متن دین قرار میگیرد و ساخت مدینه عادله، وظیفه اصلی همه عاملان به دین است؛ در اینجا این امر واجب میشود که همراه با تهذیب نفس به جامعه برگردیم و هنر را به قصد تربیت در جامعه توسعه دهیم.
انتهای پیام