گروه معارف ــ مدیر حوزههای علمیه سراسر کشور با بیان اینکه تربیت دینی در جهان مسیحیت دارای امتزاج با رویکردهای سکولار و منطبق بر تمدنهایی با رویکرد مادیگرایی است، افزود: این امر به عنوان چالشی جدی در تربیت دینی مشترک با ادیان بشمار میآید.
به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، آیتالله علیرضا اعرافی، مدیر حوزههای علمیه سراسر کشور، امروز، 14 اسفندماه در همایش بینالمللی تربیت دینی در ادیان ابراهیمی در بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی اظهار کرد: امروز در جمع محققان و اندیشمندان در ایران و سایر کشورها و از حوزه و دانشگاه گرد هم آمدهایم تا پیرامون حرکتی نو در گشودن جبهه جدید امامی، تربیتی، فرهنگی و معنوی به گفتوگو پرداخته و به فضل خداوند گامی اساسی را در این مسیر برداریم.
وی افزود: طبق آخرین گزارشهای جمعیتی در حوزه جغرافیایی ادیان، قریب به 4 میلیارد از جمعیت یعنی بیش از نیمی از جمعیت بشر اکنون در ادیان ابراهیمی زیست دینی دارند و براساس آخرین آمار ارائه شده، 2 میلیارد و 200 میلیون تن از جمعیت را مسیحیان و بیش از یک میلیارد 500 نفر را مسلمانان تشکیل میدهند که این دو گروه عمدهترین پیروان ادیان الهی را تشکیل می دهند.
مدیر حوزههای علمیه سراسر کشور خاطرنشان کرد: به این ترتیتب 3 میلیارد و 800 نفر از جمعیت جهان در همه قارههای عالم زیر خیمه ادیان ابراهیمی و توحیدی قرار دارند و در نقطه دیگر قریب بر یک میلیارد نفر از جمعیت بشر در حوزه الحاد قرار دارند که جمعیت متناهی است و جمعیتهای دیگری نیز در حوزه ادیان شرقی یا غیر ابراهیمی قرار دارند.
جغرافیای جمعیتی ادیان ابراهیمی و توحیدی
اعرافی بیان کرد: جغرافیای جمعیتی ادیان ابراهیمی و توحیدی از یک جمعیت بالایی را به خود اختصاص داده و از دیگر سو از تنوع نژادی و بومی زیادی برخوردار است. البته از تنوع دیدگاه، تئوری و سلایق نیز برخوردار هستند که خود جامعه قوی فکری و فرهنگی است. در نقطه دیگر ادیان شرقی و جریانات الحادی قرار دارند.
وی اضافه کرد: این جغرافیای جمعیتی دارای جلوههای مشترک میان ادیان ابراهیمی است که از اهمیت بالایی برخوردار هستند و به نحوی میتوان این دایره را در ابعادی توسعه داد و به وجوه مشترک میان ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی یا شرقی، جبهه عامتری را تصویر کرد.
مدیر حوزههای علمیه سراسر کشور بیان کرد: همانطور که ما دارای اصول مشترک انسانی هستیم که سبب پیوند تمام انسان ها می شود، در حوزه ادیان نیز می توان یک وجوه مشترک را میان ادیان در معنای عام متصور شد. در واقع هر چه از دایرههای عام به سمت خاص حرکت میکنیم از مشترکات بیشتری برخوردار هستند.
اعرافی با بیان اینکه این اجلاس در قلمرو ادیان ابراهی به بحث خواهد پرداخت و تربیت دینی را در مورد مطالعه قرار خواهد داد، گفت: بنابراین جبهه مشترک ایمانی، فرهنگی و علمی در دایره ادیان ابراهیمی و توحیدی میتواند در جهان معاصر بسیار مهم و تأثیرگذار باشد و علت آن این است که نیمی از جمعیت به این حوزه تعلق دارد و دارای تنوع ملیتی و تعدد فرهنگی است و ادیان ابراهیمی در تمام قارهها حضور داشته و عمده ترین تمدنهای بشری به ادیان ابراهیمی اختصاص دارد. همچنین مهمترین کنشگران فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در این حوزه قرار دارند. با این مشخصات دایره ادیان الهی و شکلگیری جریان فکری و معنوی و ایمانی در این بخش به سود و سعادت بشریت است.
تجارب جمهوری اسلامی ایران در گفتوگوی ادیان
وی ادامه داد: نکته دوم این است که ما در اندیشه ادیان ابراهیمی و در تفکرات دنیا امروز با مقوله گفت و گو ادیان، فرهنگ ها و تمدن ها مواجه هستیم. گفت و گوی ادیان در جمهوری اسلامی ایران دارای تجارب ارزشمندی است و نشست ها و کنفرانس های متعددی در این حوزه در تمام دوائر برگزار شده است. همچنین در آسیا، اروپا، آمریکا و قاره های دیگر نیز تجربیات خوبی در زمینه گفت و گوی ادیان وجود دارد.
مدیر حوزههای علمیه سراسر کشور اظهار کرد: در گفت و گوی ادیان یا به بررسی ممیزات ادیان و مذاهب می پردازیم که کاری ارزشمند است و یا به گفت و گو مشترکات پرداخته می شود اما باید رویکردی خاص و تخصصی تر را دنبال کنیم که حلقه هایی از آن آغاز شده است اما گفت و گوی دینی باید در لایه های پایین تر و محسوس تر به مطالعه بپردازند.
اعرافی بیان کرد: گفت و گوی ادیان غالبا در مسائل عام سیاسی و اجتماعی است در حالی که باید حوزه تخصصی تری را پایه ریزی کرد که از جمله آن می توان به حوزه تربیت دینی برای دست یابی به الزامات تربیتی اشاره کرد. بنابراین ما می توانیم دایره گفت و گوی دینی را بسط داده و عرصه و ساعات جدیدی همچون تربیت در معنای عام و تربیت دینی در معنای خاص را برنامه ریزی کنیم.
سه نظریه نظام تربیتی مبتنی بر ادیان بین ابراهیمی
وی افزود: برای برنامهریزی نظام تربیتی مبتنی بر ادیان بین ابراهیمی سه نظریه وجود دارد. نظریه اول معتقد به این است که نباید به یک نظام تربیتی دینی بین ادیان ابراهیمی اندیشه کنیم و بحثهای فقهی و کلامی در حوزه اسلام و ادیان دیگر میتوانند دلایلی را برای این نظریه ارائه دهند و بررسی نظریه بسیار اهمیت دارد و تاکنون در مقالات به این بحث پرداخته نشده است.
مدیر حوزههای علمیه سراسر کشور خاطرنشان کرد: مشترکات موجود در حوزه الهیات و ادیان نوعی اشتراک لفظی است و تابلو مشترکی وجود دارد و در عمق آنان چندان اشتراکاتی وجود ندارد و با تفسیرهای متفاوتی روبه رو خواهیم شد که این تفسیرهای متفاوت مانع ایجاد جبهه فرهنگی و فکری در حوزه تربیت دینی میشود. کسانی که در حوزه تحصیل کرده و با مباحث اصول آشنایی دارند به یاد دارند که در استحقاق ادیان پیشین در رسالههای ما بحثی مطرح شده که با این با این مقوله ارتباط زیادی دارد.
اعرافی تصریح کرد: بحث استحقاق میتواند این نظریه نفی مطلق را اثبات و یا تأیید کند و ما را به این نتیجه برساند که به دنبال تشکیل جبهه فرهنگی و علمی مشترک بین ادیان الهی نباشیم زیرا در این زمینه اشتراکات کمی وجود دارد و اگر هم اشتراکاتی وجود داشته باشد، تفاسیر آن متفاوت است.
وی اضافه کرد: نظریه دوم در نقطه مقابل این نظریه وجود دارد و نظامهای مشترک حداکثری را میان ادیان الهی قائل است و فهرست بلند بالایی از اشتراکات میان ادیان را ارائه میدهد. گرچه این اشتراکات به اندازه مذاهب مذهبی نیست اما حجم مشترک قابل توجهی در این زمینه وجود دارد.
مدیر حوزههای علمیه سراسر کشور در خصوص مشترکات موجود در این نظریه بیان کرد: این مشترکات در چهار حوزه تقسیم بندی می شود که شامل الهیات، اخلاق و نظام ارزشی، نظامهای حقوقی و فقهی و معارفی که جنبه تاریخی، تمدنی و فرهنگی دارند را شامل میشود. نظامهای حقوقی و فقهی به دلیل کمرنگ بودن شریعت در مسیحیت به شکل امروزی، دارای مشترکات کمتری است. 10 سال پیش در نشستی با استادان مسیحی در رم این چهار حوزه مطرح شد اما به صورت جدی دنبال نشد. بنابراین نظریه دوم با خوشبینی زیادی چهار رشته مهم را مطرح میکند.
اعرافی با بیان اینکه این دو نظریه دچار نوعی مبالغه شده، گفت: نظریه اول نوعی بدبینی و تهدید ناصحیح از مبانی مشترک را مطرح میکند و مشترکات را به حداقل فرو میکاهد. نظریه دوم نگاهی خوشبینانه و وسیع را ارائه میدهد. ما باید در میانه این دو نظریه، نظریه سومی را مطرح و در آن به تفسیرهای متفاوت از الهیات و ارزشهای اخلاقی توجه و سادهانگارانه از کنار آن عبور نکنیم. همچنین حجم اشتراکات را در آن لحاظ کنیم.
وی اضافه کرد: زمانی این کنفرانس معنا پیدا خواهد کرد که نظریه سوم شکل بگیرد و تحقق این امر نیازمند مطالعات عمیق در رابطه با تربیت علمی و توجه به 4 حوزه مشترک در ادیان است. بنابراین از مجموع این مباحث می توان به اهمیت شکل گیری چهار حوزه مشترک و در پرتو این چهار حوزه شکل گیری تربیت به معنای عام و تربیت دینی به معنای خاص را نتیجه گرفت.
واژه تربیت دینی دچار اشتراک لفضی متعدد است
مدیر حوزههای علمیه سراسر کشور با اشاره به اینکه واژه تربیت دینی دچار اشتراک لفضی متعدد است، اظهار کرد: دوستان را به آن چیزی که در جبهه اول و دوم فقه تربیتی بررسی شده و در مجلدات بعدی آن که 10 جلد چاپ و 20 جلد فقه تربیتی را شامل میشود، ارجاع میدهم که در آن واژههای تربیت دینی را واکاوی و به اشتراکات لفظی زیادی برخورد کردیم که باید در جای خود مورد توجه قرار بگیرد اما عرض من این است که نظام تربیتی مشترک ادیان ابراهیمی میتواند در کل تربیت مورد توجه و تربیت دینی در ذیل آن قرار بگیرد.
اعرافی تصریح کرد: پرداختن به نظام تربیتی مشترک ابتدا از مبانی و اهداف آغاز و سپس به محتوا و مضامین و در پایان به اصول و روشها منتهی می شود. نظام تربیتی دینی از مظهر ادیان دارای مبانی، اهداف و آرمانها، مضامین و محتوا و اصول و روش است و در گفتوگو ادیان حتی برای کسانی که معتقد به نظریه اول هستند نیز جای بحث و گفتوگو وجود دارد و به غیر از فلسفه دستیابی به مشترکات، بستری برای تبادل تجارب نیز وجود دارد.
وی ضمن تشکر از برگزارکنندگان این کنفرانس خاطرنشان کرد: جهتگیری این کنفرانس به سمت تبادل تجارب پیش رفته است. تجارب نیازمند انباشت و تشکیل بانک اطلاعاتی است که متأسفانه در حال حاضر در درون جهان اسلام و به صورت عینی و عملی در مدارس و دانشگاهها این انباشت اطلاعات وجود ندارد و در مقایسه با ادیان شاهد کاستیهای جدی در این زمینه هستیم.
تربیت دینی در جهان مسیحیت
مدیر حوزههای علمیه سراسر کشور بیان کرد: تربیت دینی در جهان مسیحیت دارای امتزاج با رویکردهای سکولاریسم و منطبق بر تمدنهایی با رویکرد مادیگرایی است و توجه به این حوزه دارای اهمیت بسیار زیادی است. در طول دوره بعد از رنسانس مواجهه با دین مراحلی را طی کرده است و اندیشه سکولاریسم دارای جایگاهی قوی در رویکرد تمدنی اندیشه غرب بوده و به دلیل اینکه پایگاه آن مسیحیت بوده، الهیات مسحیت انتزاج به آن رویکردهای سکولار پیدا کرده و این امر به عنوان چالشی جدی در تربیت دینی مشترک با ادیان به شمار میآید.
اعرافی بیان کرد: تمایز تربیت دینی مسیحی با تربیت دینی با نگاه سکولار جای کار جدی دارد ازجمله اینکه آیا باید آزادی در تربیت وجود دارد با خیر؟ ایا در نظام رسمی قرار میگیرد یا خیر؟ نهاد متولی چه کسانی هستند؟ چه میزان باید آداب و مناسک را کنار گذاشت؟
وی با اشاره به آیه «قُل يا أَهلَ الكِتابِ تَعالَوا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا وَلا يَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا أَربابًا مِن دونِ اللَّهِ» ادامه داد: این آیه به دو صورت تفسیر شده است نگاه اول دعوت به اسلام و نگاه دیگر دعوت به گفتوگو فرا دینی است که نگاه دوم اهمیت بیشتری دارد.
مدیر حوزههای علمیه سراسر کشور در خصوص ارائه پیشنهادهایی برای تداوم گفتوگو ادیان گفت: این امر مستلزم طراحی تأکید برای گفتوگو ادیان در رویکرد دوم است. برای دستیابی به نظام تربیتی بین ادیان ابراهیمی در مقابل تربیت الحاقی نیازمند مطالعاتی فلسفی کلامی و فقهی است و در همین جهت باید مطالعات تجربه علمی و مطالعات تطبیقی در دانشگاهها و حوزهها را جدی تلقی کرد.
اعرافی تصریح کرد: همچنین باید تجارب تربیتی دینی در جهان اسلام و مسیحیت را تربیت عموم مردم تلقی کرد و مبلغان مذهبی نیز به صورت تخصصی تربیت شوند. در دنیایی که جهان و تمدن نگاهی معطوف به ماده و انسان مادی دارد، پایهریزی جبهه مشترک الهی و دینی که ریشه در آموزه اصیل الهی داشته باید موجب سعادت بشر شود.
انتهای پیام