کد خبر: 3795670
تاریخ انتشار : ۱۸ اسفند ۱۳۹۷ - ۰۹:۱۸
حکمت‌های امیر/ برداشت ۶۴

غربت تنهایی

گروه معارف ــ بزرگی هر انسانی به ارجمندی غم‌های اوست و حملِ این بار سنگینِ غم و رنجِ تنهایی، سزای پرندگانی است که سقف پروازشان از دیگران بلندتر شده است، او تنهاست چون پروازش بر فرازِ این خاکدانِ پیر است.

بار فراق دوستان

‌در حکمت شماره 64 نهج‌البلاغه امام علی(ع) آمده است: «فَقْدُ الْأَحِبَّةِ غُرْبَةٌ؛ از دست دادن دوستان غربت است».

این سخن شراره‌ای است که علی‌‎رغم تمام سعی و تلاش علی(ع) در پنهان داشتنش، از جانِ ملتهب و قلبِ سوزان او به بیرون جهیده است و تا امروزِ ما رسیده، نفیرِ دردِ تنهایی اوست در فراق یارانی که دیگر نمی‌یابدشان. او بزرگتر و مردتر از آن است که غم‌ها و دلتنگی‌هایش را پیش دیگران بازگو کند، دیگرانی که هیچ قرابتی و سنخیتی با او ندارند، این است که یا روزها چاه می‌کند تا شب‌ها سر درچاه کند و با رفتگان یا آیندگان سخن بگوید یا اینکه هرگاه که این را هم نتواند و الزام سخن گفتن در جمع امانش ندهد و رهایش نکنند و نتواند که جلوی آن را بگیرد به سختی تلاش می‌کند تا لحن سخنش را به توصیه و موعظه تغییر دهد، اما مگر می‌شود صدای روح غمگین و دلتنگ او را از پسِ این حکمت‌ها و مواعظ نشنید؟! آری او از غربت خود می‌گوید و این جمله از اعماق روح او به بیرون پرتاب شده است.
او دوستانش و یارانش را از دست داده است و تنهاست، تنها کسانی که می‌توانستند روح بزرگ و مشتاق او را در این جهانی که او در آن غریبه است وهمه چیزش برایش غریب است آرامش و التیام دهند اینک او را تنها گذارده و رفته‌اند، او حتی در بین جمع هم تنهاست، که نمی‌فهمندش و نمی‌شناسندش؛ او نیز، آن‌هایی را که می‌بیند، دیگر نمی‌شناسد! و آنهایی را هم که می‌شناسد، دیگر نمی‌بیند! مگر می‌شود یارانی و همراهانی چون محمد(ص) و فاطمه(س) داشته باشی و در حضورشان گویی فارغ از این جهان و در همان نیستانی که از آن دور افتاده و جدا شده‌ای زیسته باشی و اینک در فقدان محبت و عشق و نور و علم و مهربانی و وفا و ...یشان باشی و در پیرامونت هر چه هست رنگ نیستی و غفلت و خدعه و ریا و جهالت داشته باشد و تو دلتنگ یاران و دوستانت نباشی؟ و یادشان نکنی و دنبالشان نگردی؟ این‌الاخوانی الذین رکبوا الطریق و مضو‌الحق! این العمار... غم‌های علی به اندازه بزرگیِ خودِ او ارجمند و بزرگند... . 
بزرگی هر انسانی به ارجمندی غم‌های اوست، و حملِ این بار سنگینِ غم ورنجِ تنهایی، سزای پرندگانی است که سقف پروازشان از دیگران بلندتر شده است، او تنهاست چون پروازش بر فرازِ این خاکدانِ پیر است؛ علی(ع) اما رنج‌ها و غم‌هایش را سوخت پرواز بلند خویش می‌سازد و به ما می‌آموزد تا این غربت و دلتنگی‌های ارجمند را به بال‌های پرواز خویش بدل کنیم. او راز تبدیل را می‌آموزد. وقتی که تنها شده‌ای، غربتت را دراین جهان به یاد آر! تو اهل اینجا نیستی نباید باشی، نباید به آن خو بگیری و اهلش و اهلیش شوی، بگذار تا تنهایی‌ات تو را به غربتِ از این جهان راه برد. 
« با عزم رفتن، از رنج و از غم، هم می‌توان ره توشه برداشت، هم می‌توان آسوده پر زد». 

یادداشت از داریوش اسماعیلی/ معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان   

انتهای پیام 

captcha