حجتالاسلام مجتبی سپاهی، عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه اصفهان، در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، در خصوص مفهوم خیر و شر، اظهار کرد: براساس ادبیات قرآن و روایات، حضرت حق تعالی اساس همه خیرها است. خیر و سعادت اصلی ناشی از تجلیات خداوند است و هر خیری در عالم به خود خداوند منتهی میشود و خداوند هم برای گسترش این خیر، بهرهای از آن را در میان همه مخلوقاتش قرار داده است.
وی ادامه داد: انسانهای بزرگ و اولیای خدا که مظهر اخلاق خدایی هستند، از طرف قرآن به عنوان نماد و کسانی که همه رفتار و گفتار آنها منشا خیر است، معرفی شدهاند. در واقع در تفکر و هندسه معرفتی قرآن کریم، اصل خیر خداوند است و تمام خیرها از ناحیه او ناشی میشود.
این عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه اصفهان افزود: ممکن است در رسیدن این خیرها به عوامل مختلف درجاتی وجود داشته باشد. در عالم ماده نیز هر موجودی از آن جهت که خودش کمالاتش را نشان داده و در خدمت موجودات دیگر قرار میگیرد، خیر محسوب میشود.
سپاهی با اشاره به اینکه شر حاصل نبود خیر است، بیان کرد: در واقع شر چیزی نیست که منشائی داشته باشد. اساس عالم و ابتدا و انتهای آن بر خیر است، اما در تفکر قرآنی، اگر ما میان اشیا و پدیدههای عالم تناسب را رعایت نکنیم و پدیدهای از بین رفته و یا در جای مناسب خود قرار نگیرد به شر تبدیل میشود.
هیچ موجودی شر مطلق نیست
وی گفت: مولوی در این باره میگوید: «زهر مار از بهر مار باشد حیات / زهر مار از بهر ما باشد ممات» یعنی زهر مار برای خود مار مایه حیات است، اما اگر این زهر مار به ما برسد باعث مرگمان میشود. مولوی در ادامه اشاره میکند: «پس بد مطلق نباشد در جهان/ بد به نسبت باشد این را هم بدان»؛ پس بد مطلق در جهان وجود ندارد و هیچ موجودی شر مطلق نیست.
سپاهی بیان کرد: بد و شر در عالم نیستی هستند. آتش قرار است به ما گرما و نیرو ببخشد، اما همین آتش اگر به جای گرما دادن وسایل و خانه ما را بسوزاند به شر تبدیل میشود. در مثال دیگر زهری که مار تولید میکند میتواند به دارویی مفید تبدیل شود، اما اگر در غیر جای خودش قرار گیرد ما آن را به شر تعبیر میکنیم.
عالم بر پایه خیر بنا شده است
وی با بیان اینکه در تفکر قرآنی همه عالم بر خیر بنا شده و همه موجودات نیز خیر تولید میکنند، تأکید کرد: هیچ موجودی در عالم وجود ندارد که خودش شر باشد. مثلاً وجود آب باعث خیر و برکت و حیات است، ولی زمانی که مقدار زیادی آب کنار هم جمع شده و سیل به پا میکند و به خاطر نیروی زیاد موجب تخریب میشود و ما احساس میکنیم که شر است، اما در واقع همین آب انبوه نیز نوعی خیر است که ما به خاطر صدمه ناشی از آن، آن را شر میدانیم.
این عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه اصفهان اضافه کرد: حقیقت این است که تمام هستی و زندگی ما بر مبنای خیر است، همانگونه که در قرآن آمده است: «خداوند همه موجودات را نیکو آفرید». «نیکو» یعنی خیر در وجود انسانها بوده و اساسشان خیر است. وقتی موجودات را با دقت بررسی میکنید هیچ شری در وجود آنان نمییابید.
وی اظهار کرد: همه موجودات در جای خود خیر هستند، چراکه از اصل خیر خداوند ناشی شدهاند، محصولات و بقای آنها نیز خیر است. بنابراین شر منشائی جز ذهن ما ندارد و امری کاملا نسبی است. زمانی که ما تناسب اشیا را به درستی درک نکنیم احساس میکنیم شر وجود دارد.
شر حاصل اشتباهات انسان است
سپاهی با اشاره به آیه 2 سوره فلق گفت: خداوند در این آیه میفرماید: «مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ؛ از شرِّ هر صاحب شرّى که آفریده است» که یعنی از شر مخلوقات، یعنی خداوند نمیگوید که من شر را آفریدم، بلکه میگوید مخلوقاتی که آفریدم ممکن است در جای مناسب خود قرار نگرفته و شر باشند. زهر مار باید در آزمایشگاه به دارو تبدیل شود، اما اگر کسی آن را خورد به همین آیه «مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ» تبدیل میشود. یعنی این زهر خودش در عالم خلقت زهر نیست، ولی انسانها با جهل و اشتباهاتشان میتوانند شر تولید کنند. لذا قرآن به انسانها میفرماید: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ، مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ؛ بگو: پناه مى برم به خداوندگارِ سپیده دم که تاریکى را مىشکافد، از شرِّ هر صاحب شرّى که آفریده است».
این عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه اصفهان بیان کرد: امکان دارد در مناسبات مخلوقات، و در خیری که خداوند آفریده است جابجاییهایی صورت گیرد و ما احساس کنیم شر وجود دارد، مثلا کسی زهر مار را مینوشد و حیاتش را از دست میدهد. این فرد نباید حیات خود را از دست میداد، ولی چون اشتباه کرد و زهر را در جای اشتباهی قرار داد، شر به وجود آمد.
سپاهی تأکید کرد: بنابراین شر در نسبت میان پدیدهها تفسیر میشود؛ لذا مخلوقات و مخصوصا انسان به خاطر اختیاری که دارد میتواند گاهی با جابجا کردن قضایا خیر را از بین ببرد.
انتهای پیام