سردار محسن پاكیاری، یكی از فرماندهان دوران دفاع مقدس و همچنین فرماندهان سپاه در استانهای فارس و هرمزگان بود كه چند روز پیش به دلیل آسیبهای ناشی از جراحات دوران دفاع مقدس به یاران شهیدش پیوست. در این نوشتار دلمویهای از یكی از همرزمانش را میخوانیم.
طلوع خورشید انقلاب اسلامی حکایتهای ماندگاری را به ارمغان آورد و رشد و نمو آن بسیاری از باورهای ذهنی را حیات و طراوتی نو بخشیده است.
انسانها که پایه هر تغییر مؤثری به حساب میآیند در طی قرون متمادی تحت استثمار فکری زیادهخواهان قرار گرفته و در کشورهای عقب نگهداشته خودنمایی بیشتری از خود نشان دادند، اما اراده خدا چیز دیگری بود و به مصداق «...إِنَّ اللَّهَ لَا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ...؛... در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند...» (آیه 11 سوره رعد) نوید ظهور انسانهایی را داد که با هدایت الهی امام(ره) پا به عرصه انقلاب و بلافاصله دفاع مقدس گذاشتند اما ویژگی این حضور با هیچ الگویی مطابقت نداشت و انسانهایی که جمجمه خود را به قرض داده و دندانها را به هم فشرده و از سراسر کشور ندای امام را لبیک گفته و پا به رکاب و آماده جانفشانی شدند و باز هم در این میان ستارگانی دیده میشوند که از دیگران پیشه گرفته و حماسههای بیبدیل را بهعنوان ثروتهای معنوی این نظام مقدس به یادگار گذاشتند.
محسن پاکیاری یکی از هزاران الگویی است که مثل سایر همقطاران از ضعیفترین اقشار جامعه بود پا به عرصه زندگی دنیوی که تنها مرکبی برایش بود تا او را به بالاترین مقامات فکری، معنوی، نظامی و اجتماعی برساند، نهاد. عنفوان جوانیاش مصادف با شکلگیری مبارزات 42 تا 57 بود لذا در مهمترین شرایط باروری اندیشه انقلابی و جهادی قرار گرفت.
بدیهی است همراهانی همفکر و همقسم از جمله برادر شهیدش حسن پاکیاری در مسیر این موفقیت بسیار مؤثر بود، هر چند داغی کمرشکن به دلیل شهادت برادرش همیشه در دل داشت اما وقتی تفسیر شهادت و فوز عظیم آن را از عارف گمنام حبیب روزیطلب شنید، آتشی در درونش زبانه کشید که نه برای انتقام بلکه ادامه راه چنان مصمم کرد که در طی حدود چهل سال تا زمان شهادتش از پای ننشست.
کم نیستند افرادی که در بسیج فارس آموزشهای رزمی و اخلاقی او را ندیده و به یاد نداشته باشند، آن زمان که نهال نوپای انقلاب را شبپرستان آماج تیر و ترور کرده بودند، محسن و همراهانش بودند که با امکانات اولیه و دو تا جیپ آهو در همه صحنهها و درگیریها حاضر و درگیر بودند.

لیاقت و شجاعت در عملیاتها او را به فرماندهی بزرگ و با تدبیر تبدیل کرد که کسی یاد ندارد او در برابر هر تهدیدی تحلیل نداشته و برنامه ارائه ندهد. حضور در کردستان و دفاع مقدس و جانفشانیهای عاشقانه او همیشه گرمی محفل همرزمانش بود.
تحرک مثالزدنی محسن در مأموریتها و فکر خلاق او را در مناصب مختلف آبدیده کرد و در استانهای فارس و هرمزگان بهعنوان فرمانده منطقه انتخاب شد. روحیه خلاق و تدابیر مثالزدنی او در گذراندن آموزشهای مقدماتی رزمی و چریکی تا بالاترین مدارج علمی دانشکده دافوز باعث شد تا او در اغلب ردههای آموزشی مسلط و نوآوریهای زیادی را بهجا بگذارد.
حضور در عملیاتها و سختیهای دفاع مقدس و مجروحیت و آسیبهای جسمی او را امان نمیداد و بالاخره پس از سالها تحمل رنج و سختی این سردار شهید و جانباز به یاران شهیدش پیوست تا به حیات ابدی و جاودانی از نعمات خداوندی بهرهمند شود.
سردار سرتیپ دوم پاسدار مجتبی میناییفرد، فرمانده اطلاعات عملیات لشكر 19 فجر در دوران دفاع مقدس
انتهای پیام