ایجاد تحول در جامعه اسلامی نیازمند اسباب و علل است و قرآن كریم نیز مجموعه كاملی از عوامل مؤثر در شكوفایی فرهنگ و حیات اجتماعی است. در این نوشتار نكاتی درباره چگونگی ارتقای فرهنگ و حیات اجتماعی از منظر قرآن كریم را میخوانیم. 
بدون شك جامعه انسانی، بدون دخالت عوامل خارجی نمیتواند سیر تكاملی داشته باشد و هرگونه تحولی درآن، نیازمند اسباب و علل است. قرآن كریم مجموعه كاملی از عوامل مؤثر در شكوفایی فرهنگ و حیات اجتماعی است.
قرآن كریم میفرماید «... إِنَّ اللَّهَ لَا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ...؛... در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمىدهد تا آنان حال خود را تغییر دهند...» (آیه 11 سوره رعد). طبق این آیه، رشد و شكوفایی جوامع بشری، در گرو برخی عوامل است و فرهنگ درست نیز در تعالی و رشد آن ، سهمی مهم و تاثیر گذار دارد.
مهمترین علل و عوامل شكوفایی فرهنگ و حیات اجتماعی از منظر قرآن كریم شامل: پیروی از قوانین الهی، حكومت و رهبری صالح، آزادی اجتماعی، امنیت جامعه، عدالتگستری و برقراری نظم و وحدت در جامعه است.
وحی آسمانی، نقش و اثر مهمی در شكوفایی جامعه و فرهنگ آن دارد، زیرا متعالیترین فرهنگ انسانی، فرهنگ دینی است كه ارمغان وحی است. تعالیم وحیانی، سهم مهمی در تعالی جامعه و تكامل تدریجی آن دارد. جامعه انسانی، نیازمند وحی و قانون و فضایل اخلاقی است و زندگی فردی و حیات اجتماعی انسان و كمال و سعادت او، بدون آن كامل نمیشود.
قرآن كریم در بسیاری از آیات، تعالی و رشد جوامع انسانی همچنین سعادت و رستگاری و حسن عاقبت مومنان را در پرتو تعالیم انبیای الهی و امور وحیانی آنان میداند، چنانكه به مؤمنان میفرماید « یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا؛ اى كسانى كه ایمان آوردهاید خدا را اطاعت كنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت كنید پس هر گاه در امرى [دینى] اختلاف نظر یافتید اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پیامبر [او] عرضه بدارید این بهتر و نیكفرجامتر است» (آیه 59 سوره نساء).
خوی برتریجویی و رفتار مستكبرانه در برابر تعالیم آسمانی انبیای الهی، مایه سقوط جامعه است و پذیرش و عمل به آموزههای وحیانی، صعود جوامع انسانی را در پی دارد. انبیای الهی از طریق وحی، برنامههایی آوردهاند كه عمل بر اساس آن میتواند شكوفایی جوامع انسانی را درپی داشته باشد. دین و قانون الهی، برای همه رفتارهای فردی و اجتماعی انسان برنامههایی تدارك دیده است كه تمام تعالی و سعادت بشر درگرو انجام آنهاست.
جامعیت قانون به تنهایی قادر به تأمین تكامل و تعالی جامعه نیست، بلكه وجود حاكم قوی در رأس آن امت و برای اجرای آن قانون ضروری است و وجود حكومتی شایسته و رهبری صالح برای جامعه، در رشد و تعالی فرهنگ و تمدن آن، نقشی اساسی و اثرگذار دارد. عظمت سهم امامت و رهبری در اسلام به این نكته بر میگردد كه رهبری عمدهترین تأثیر را در شكوفایی جامعه دارد.
قرآن كریم در شماری از آیات به عظمت سهم امامت و رهبری پرداخته است. از جمله این آیات میتوان به موارد زیر اشاره كرد:
آیه 257 سوره بقره: «اللَّهُ وَلِی الَّذِینَ آمَنُوا یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ...؛ خداوند سرور كسانى است كه ایمان آورده اند آنان را از تاریكیها به سوى روشنایى به در مىبرد...».
آیه 6 سوره احزاب: «النَّبِی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ...؛ پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [و نزدیكتر] است...».
آیه 55 سوره مائده: «إِنَّمَا وَلِیكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...؛ ولى شما تنها خدا و پیامبر اوست...».
پس از خدای سبحان، انبیا و اولیای الهی، خلفای راستین خدا شایسته سمت رهبری آنان هستند. ایجاد وحدت، اجرای عدالت و ارتقای فرهنگ و معرفت به مسئله ولایت دینی بر میگردد، پس سهم رهبری را در رشد و تعالی جامعه انسانی نمیتوان نادیده گرفت.
بر پایه رهنمودهای قرآنی، آزادی از مهمترین و بهترین نعمتهای الهی و از حقوق مسلم برای جامعه بشری است. آزادی اجتماعی، مایه رشد و شكوفایی استعدادهای فكری و فرهنگی افراد جامعه و زمینهساز پیشرفت اجتماعی آنان است و جامعه با رهایی از بردگی و اسارتهای فكری و فرهنگی، در مسیر بالندگی و تمدن گام بر میدارد.
از نگاه قرآن كریم، آزادی مقدمه حیات اصیل و رفیع است؛ انسان برای رسیدن به حیات مادی و معنوی، باید آزاد باشد و خود را از بند هوس نیز آزاد کند.
امنیت، دلپذیرترین نعمت فردی و اجتماعی است كه در سایه آن، بركات مفقود، موجود میشوند و با نبود آن، همه نعمتهای موجود هم از دست میرود.
قسط و عدل، در ساختار هستی هر چیزی نهاده شده و همه آفرینش، دارای گوهر عدل است. جامعه اسلامی بر مبنای توحید و عدالت استوار است و شكوفایی آن هم در گرو پای بندی افراد به این دو اصل اعتقادی و عملی است.
در فرهنگ اسلام، نظم و وحدت نردبام رشد نظام و در مقابل آن، تفرقه و بینظمی مانع درک واقعیتهای جامعه است. دین اسلام، وحدت ظاهری و اتحاد تصنعی را از میان برداشته و وحدت واقعی و اتحاد حقیقی را جایگزین آن میسازد، از اینرو ملاك و معیار دین اسلام در اتحاد افراد، اعتقاد دینی و ایمان و تقوا و پایبندی به آنهاست نه زبان و نژاد و رنگ و زمین و قومیت كه خود از عوامل اختلاف هستند و بیشتر منجر به تفرقه میشود.
برداشتی از آثار آیتاللهالعظمی جوادی آملی
گردآورنده: فرج رستمی، فرمانده انتظامی شهرستان فسا استان فارس
انتهای پیام