کد خبر: 3911233
تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۳۹۹ - ۰۹:۳۵

قدر و منزلت علامه جلال‌الدین همایی شناخته نشد

یک مدرس دانشگاه بیان کرد: جامعیت علمی و فرهنگی مرحوم جلال‌الدین همایی، خاص و منحصر به فرد است، اما متأسفانه قدر و منزلت ایشان، آن گونه که باید و شاید شناخته نشد.

مرحوم استاد جلال‌الدین همایی

مرحوم استاد جلال‌الدین همایی، فقیه، نویسنده، ادیب، شاعر، ریاضی‌دان و تاریخ‌نگار معاصر و نوه همای شیرازی از جمله شخصیت‌های علمی و فرهنگی دوره معاصر ایران است. وی در سال 1278 در اصفهان به دنیا آمد و از همان دوران کودکی به فراگیری و حفظ قرآن کریم پرداخت. سپس وارد حوزه علمیه شد و از محضر اساتید برجسته آن نظیر آقا شیخ علی یزدی، آقا سیدمحمدکاظم کرونی اصفهانی و آقا سیدمهدی درچه‌ای و حاج آقا رحیم ارباب بهره‌مند و به فقیهی صاحب اجازه بدل شد. وی سپس به دانشگاه تهران رفت و در آنجا در رشته‌های مختلف فقه و ادبیات به تدریس مشغول شد. علامه همایی تألیفات زیادی از خود به یادگار گذاشته که «تاریخ‌ ادبیات ایران»، «غزالی‌نامه»، «شرح مثنوی»، «مولوی‌نامه»، «فنون بلاغت و صناعات ادبی»، «تاریخ علوم اسلامی»، «تصوف در اسلام» و چندین اثر علمی ارزشمند دیگر از جمله آثار این استاد معاصر است. مرحوم استاد جلال‌الدین همایی در 29 تیرماه سال 59 شمسی در گذشت. خبرنگار ایکنا اصفهان، در سالروز درگذشت مرحوم علامه همایی، گفت‌وگویی با علی‌اصغر باباصفری، پژوهشگر حوزه ادبیات و مدرس دانشگاه داشته است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:

ایکنا ـ مرحوم جلال‌الدین همایی از نظر شخصیتی و علمی، چه جایگاه و ویژگی‌های خاص و منحصر به فردی داشتند؟

مرحوم استاد علامه جلال‌الدین همایی، از بزرگ‌ترین استادان ادبیات ایران به‌شمار می‌روند. ایشان شخصیت و روحی بزرگ و والا و به نوعی روحیه درویش مسلک داشتند و تعلقی به دنیا و مسائل مادی آن نداشتند. این نشان می‌دهد که روح و جان ادبیات و عرفان در وجود ایشان تأثیر عمیقی داشته و شخصیت ایشان را ساخته بود. همایی از استادان بزرگی تأثیر پذیرفته بود؛ مرحوم حاج‌ آقا رحیم ارباب و مرحوم سید محمد درچه‌ای از استادان ایشان بودند و این بیانگر آن است که روح این اساتید نیز در شخصیت وی تأثیرگذار بوده است. به نظر می‌رسد استادی به بزرگی و عظمت، معلومات و احاطه همه‌جانبه ایشان به علوم و فنون مختلف در بین اساتید ادبیات فارسی نداشته‌ایم. هرچند استادان بزرگی در این زمینه بوده و یا هستند، ولی هیچ‌کدام به جامعیت مرحوم استاد همایی نبوده‌اند. برای همین است که لقب علامه برازنده ایشان است. علامه به کسی گفته می‌شود که در علوم و فنون مختلف جامعیت داشته باشد. ایشان عالِم به تمام معنا در علوم اسلامی، فقه، فلسفه، کلام، تفسیر، عرفان اخلاق تا علوم ادبی مثل معانی، بیان، بدیع، عروض و قافیه، دستور، سبک‌شناسی، نسخه‌شناسی، متن ‌شناسی، خط، تاریخ ادبیات، جغرافیای تاریخی و شعر بودند. ایشان خودشان شاعر بودند و تخلص «سنا» داشتند، لذا براساس این اوصاف و گفته‌هایی که از شاگردان ایشان نقل می‌شود، می‌توان نتیجه گرفت که ما استادی به جامعیت ایشان در ادبیات نداشته‌ایم و یا به ندرت پیدا می‌شود. ولی متأسفانه قدر و منزلت ایشان، آن گونه که باید و شاید شناخته نشد.

براساس جامعیتی که ایشان داشتند، فکر می‌کنم در طول تاریخ ادبیات ایران، استادی به استادی ایشان نیست. البته استاد به معنای اصطلاحی آن است که جنبه آکادمیک و دانشگاهی دارد، دانشگاه‌ هم از 70 یا 80 سال پیش در کشور ما راه‌اندازی شده است. استاد در اینجا به معنای دانشگاهی آن است، هرچند که ایشان فراتر از یک استاد دانشگاه بودند، چون ایشان هم در حوزه و هم در دانشگاه حضور داشتند و به لحاظ فقهی، یک مجتهد بودند. آثار علامه همایی، گواه جامعیت علمی ایشان است. ایشان به معنای واقعی کلمه جامعیت علمی داشتند و در این زمینه از برجسته‌ترین استادان به شمار می‌روند.

ایکنا ـ مرحوم علامه همایی منشأ چه نوع تحول و نوآوری در عرصه زبان و ادبیات فارسی ایران بودند؟

بستگی به این دارد که ببینیم منظور از تحول و نوآوری چیست، زیرا تعریف مشخص و روشنی از نوآوری وجود ندارد. علامه همایی، آثار و متون کهن و کلاسیک در زمینه علوم قدیمه مثل علوم بلاغی، معانی، بیان، بدیع و ... را با زبان امروزی عرضه کردند. با اینکه 40 سال از رحلت ایشان می‌گذرد، آثار ایشان تازگی دارد و آثار ایشان از جمله دستور زبان، تاریخ ادبیات و ... به عنوان کتاب درسی در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود.

مرحوم علامه همایی در زمینه تصحیح متن، روش جالبی داشتند، ایشان متون بسیار مهمی را مثل «التفهیم لِأوائل صناعة التَنجیم»، ابوریحان بیرونی؛ «مصباح‎الهدایه»، محمود کاشانی؛ «دیوان عثمان مختاری» و «رباعیات خیام» را تصحیح کردند که نشان دهنده اشراف و احاطه ایشان برای جمیع علوم مختلف است. شیوه ایشان در این زمینه، به شیوه ماندگاری در حوزه تصحیح ادبیات فارسی بدل شده است. علاوه بر این روش ایشان در شرح متون هم قابل توجه است. مثلاً ایشان دیوان عثمان مختاری که دیوان نسبتا مشکلی است و اشعار پیچیده‎ای دارد، را شرح داده‌اند. ایشان شرحی نیز بر مثنوی نوشته‌اند. در واقع سعی کردند، متون کهن و کلاسیک را برای دانشجویان، به زبان امروزی قابل فهم کنند.

ایکنا ــ به نظر شما چرا از دانشگاه‌ و محیط‌های علمی ما امثال علامه جالال‌الدین همایی ظهورد نکردند؟ به نظر شما چه علل و موانعی در این زمینه وجود دارد؟

به نظرم سوال را باید این‌طور مطرح کنیم که چطور شد شخصی مثل علامه همایی در ادبیات فارسی ایران به ظهور برسد. مجموعه عوامل و عناصری دست به دست هم دادند تا توانستند شخصیتی مثلاً علامه همایی به جامعه علمی و فرهنگی ایران عرضه کنند. اکنون آن مجموعه عوامل وجود ندارد. اولاً در قدیم، روش تدریس مثل امروز نبود که مطالب خیلی قطره چکانی، بریده و کوتاه به دانشجو عرضه شود. استاد همایی در همه علوم متبحر بودند و این بیشتر ناشی از تربیت حوزوی ایشان بود. خاندان ایشان نیز همه اهل علم و فضل بودند و مجموعه این‌ها در تربیت ایشان نقش و تاثیر مستقیم داشتند. مجموعه شرایط زمانی، مکانی، محیطی و فرهنگی باعث شد کسانی مثل مرحوم علامه همایی، مرحوم استاد فروزانفر، مرحوم عباس اقبال آشتیانی، مرحوم دکتر محمد معین، مرحوم سیدجعفر شهیدی، مرحوم محمدحسین فاضل تونی و امثال این‌ها را به جامعه علمی ما عرضه شوند. اما اینکه چرا امروز دانشگاه‌ها و محیط‌های علمی ما امثال چنین شخصیت‌هایی را عرضه نمی‌کنند، ناشی از تغییر در شیوه‌های آموزشی است. متأسفانه بنیان‌های نظام آموزشی به خاطر تصمیم‌های فوری، آنی و خلق‌الساعه و غیرکارشناسی و بدون درظر گرفتن جنبه‌های و از همه مهم‌تر نگاه کمی به مسائل علمی ما متزلزل شده است. نگاه کمی وقتی غلبه پیدا کند، جای کیفیت را اشغال می‌کند و باعث می‌شود علم، فضل و سواد تنزل پیدا کند. وقتی نظام دانشگاه تغییر پیدا کند، شیوه امتحان گرفتن عوض شود و به جای امتحان‌های شفاهی و تشریحی، امتحان تستی و چهارجوابی گرفته شود، مسلم است که ذهن دانشجو تغییر پیدا می‌کند و از عرصه‌های علمی فاصله می‌گیرد و یا مثلا محدودیت‌‌های زمانی که برای دانشجو مشخص می‌کنند که مثلا باید در طی دو یا چهار سال دوره آموزشی را تمام کند، در غیر این صورت اخراج می‌شود، در گذشته اصلاً این‌طور نبوده و دانشجو تا زمانی که چیزی را به صورت کامل و جامع یاد نمی‌گرفت، نمی‌توانست به مرحله بعدی برود. در حال حاضر 20 یا 100 صفحه جزوه تدریس می‌کنند و از همان هم امتحان می‌گیرند، اما در قدیم باید تمام مثنوی را می‌خواندند تا بتواند به سؤالات استاد پاسخ دهند، متأسفانه نظام آموزشی ما به شدت دچار مشکل است و نیاز به تحول بنیادین دارد.

انتهای پیام
captcha