
محمدعلی بصیری، عضو هیئت علمی گروه روابط بینالملل دانشگاه اصفهان، در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، درباره توافق عادیسازی روابط میان اسرائیل و امارات متحده عربی، اظهار کرد: شاید اولین علت شکلگیری این توافق، شکستهای پی در پی اعراب از اسرائیل و خستگی دولتها، رهبران و افکار عمومی جهان عرب باشد. به هر حال طی این 60 سال مبارزه، کشورهای بزرگ عربی شکستهای نظامی و اقتصادی مختلفی را تجربه کردند، به جز دو پیروزی محدود و مقطعی حزبالله و حماس در جنگهای 33 و 22 روزه که مجموعه دولتهای عربی به خصوص دولتهای مرتجع عرب را جسورتر کرد تا به جای مبارزه با اسرائیل و شکست آن، با این رژیم کنار بیایند و به امید تشکیل دو دولت فلسطینی و اسرائیلی، زمینه مذاکرات را مهیا کنند.
وی ادامه داد: این تلاش با کمپ دیوید شروع شد، با پیمان اسلو و عادیسازی روابط به صورت مستقیم از سوی اردن ادامه پیدا کرد و کشورهای کوچک عربی خلیجفارس نیز به صورت دفاکتو و موقت، اقدام به عادیسازی روابط در جبهه ارتجاع عربی کرده و این روابط با عمان، قطر و بحرین به صورت کنسولی برقرار شده بود. توافق میان اسرائیل و امارات اتفاق جدیدی محسوب نمیشود و این دیدگاه که نابودی و حذف اسرائیل کار راحتی نیست، علت اولیه شکلگیری این توافق را باعث شد.
بصیری عامل دوم شکلگیری این توافق را بهار عربی یا بیداری اسلامی خواند و افزود: عمده ملتهای عرب به این جمعبندی رسیدند که مشکل اصلی و اولویت اول آنها فعلاً اسرائیل نیست، بلکه دولتهای ناکارآمد عربی هستند که عامل فقر و تبعیض و بیکاری و فساد شدهاند و ابتدا باید با آنها مبارزه کرد و مبارزه با اسرائیل به اولویت دوم و سوم تبدیل شده است. در واقع طی دهه اخیر، افکار عمومی جهان عرب به این سمت رفت و کشورهای مرتجع عربی بر این موج سوار شدند و به عنوان دولتهایی که حداقل برای مردمشان به لحاظ رفاه و اشتغال و درآمد کارآمد هستند و با تبعیض و بیعدالتی کمتری مواجهاند، این جرئت را به خود دادند که گامی برای بهبود روابط با اسرائیل بردارند.
وی تصریح کرد: عامل بعدی، جبههبندی محور مقاومت با محور عربی ـ عبری ـ آمریکایی است که جنگهای نیابتی آن در سوریه، یمن و عراق به اوج خود رسید. تنشهایی که میان این دو جبهه رخ داد، گسل میان آنها را شفافتر کرد و باعث شد رسمیت بیشتری به محور عربی ـ عبری ـ آمریکایی ببخشند. این اتفاق جدیدی نیست و امروز شناسنامهدارتر شده و در واقع این توافق و چرخش دولت امارات به سمت اسرائیل یک شبه به وجود نیامده است. علاوه بر این میتوان به حرکتهایی که ما علیه کشورهای خلیجفارس انجام دادیم نیز اشاره کرد، مثل حمله به سفارت و کنسولگری عربستان، پرتاب موشکها در خلیجفارس و ساقط کردن پهپاد. در واقع این اقدامات، خشم و وحشت کشورهای عربی خلیجفارس را برانگیخت و آنها را به دامن اسرائیل سوق داد و باعث شد از ایرانهراسی واقعی یا کاذب خود بکاهند. از طرف دیگر، با توجه به اینکه جبهه مقاومت اسرائیل را در غزه، لبنان و سوریه محاصره کرد، این توافق در واقع عکسالعملی برای تنگتر ساختن محاصره ایران است. با توجه به پایگاهی که اسرائیل از قبل در جمهوری آذربایجان برای محاصره ایران داشت، همکاریهایی که با ترکیه انجام داد و ارتباطاتی که با اربیل کردستان عراق برقرار کرد، حضور در خلیجفارس نیز به اینها اضافه میشود و توافق با امارات در واقع عکسالعملی به اقدام جبهه مقاومت محسوب میشود.
بصیری تصریح کرد: با توجه به شکست وعدههای ترامپ در خصوص خاورمیانه و معامله قرن، این توافق آخرین برگ برنده وی محسوب میشود تا در انتخابات پیشرو بر این مسئله مانور دهد که گامی به سوی تحقق صلح میان اعراب و اسرائیل برداشته و توافق میان اسرائیل و امارات با پوشش داماد یهودی وی رخ داده است.
وی بیان کرد: سیاست فشار حداکثری و معامله قرن هر دو به ضرر ایران و به نفع اسرائیل بوده و توافق میان امارات و اسرائیل، قدم بلندتری برای فشار بیشتر بر ایران است. احتمالاً دیر یا زود تنشهایی میان ایران و امارات در خلیجفارس بروز میکند، اگر حضور امنیتی و نظامی اسرائیل در امارات رخ دهد. این باعث میشود که روابط متزلزل فعلی و غیرگرم ما به سردی و تنش کشیده شود، در حالی که امارات زمانی یکی از کشورهای کلیدی در ارتباط تجاری و اقتصادی با ایران بود. اینها میتواند فشارها را بر اقتصاد و امنیت ایران بیشتر کند.
بصیری در پاسخ به این سؤال که ایران در قبال این توافق باید چه سیاست و رویکردی را در پیش گیرد، بیان کرد: ایران بارها اعلام کرده که تهدیدی برای همسایگان خود نیست و امنیت به صورت مشترک تعقیب میشود، ولی باید گام عملی بیشتری برای اعتمادسازی برمیداشت و نباید زمینه سوءاستفاده آمریکا و اسرائیل را در تنش میان خود و کشورهای عربی بیش از این مهیا میکرد. اگرچه آنها راه خودشان را میروند و این روندی پنجاه ساله است که به این قرارداد منجر شده، ولی شاید سیاستهای ما به آن سرعت بخشیده است و اگر مذاکرات بیشتر و دیپلماسی فعالتری در ارتباط با این مجموعه داشتیم، جرئت آنها کمتر میشد، اگرچه اختلافی که میان اعضای شورای همکاری خلیجفارس وجود دارد و مثل گذشته نمیتوانند مشت واحد و قدرتمندی در برابر ایران باشند، باعث شده تا این خلأ و شکاف را با حضور مستقیم اسرائیل جبران کنند. به هر حال ایران به لحاظ عملی باید قدمهای بیشتری برمیداشت و یا در حال حاضر بردارد تا اعتمادسازی کند و مانع سوق یافتن بیشتر این کشورها به سمت اسرائیل شود و فردا روزی این توافق با کویت و قطر و عربستان امضا نشود. این توافق، شکافی در وحدت اسلامی است که ایران میخواست این کشورها را در جبههای واحد علیه اسرائیل بسیج کند و مبارزه با اسرائیل را اولویت اول جهان اسلام قرار دهد. اگر توافق با سایر کشورهای عربی خلیجفارس رخ دهد، نقطهضعف و شکست برای سیاست منطقهای ایران محسوب میشود و هزینه بیشتری برای کشورمان ایجاد میکند.
وی در خصوص واکنشها به توافق میان اسرائیل و امارات، بیان کرد: در خارج از جهان اسلام، کشورهایی که با دو طرف توافق ارتباط دارند، از آن استقبال کرده و اعلام کردهاند هر گامی که به تنشزدایی بیشتر بینجامد، از آن حمایت میکنیم. چین و روسیه نیز این توافق را محکوم نکرده و اعلام کردهاند که هر چقدر توافق به صلح نزدیک شود، بهتر است. کشورهای مرتجع مثل مصر، اردن و عمان و اروپا و آمریکا نیز به نوبه خود از این توافق استقبال کردند. در مجموع، فقط ایران و جریانهای مقاومت این توافق را محکوم کردند و چون بعد از بهار عربی، افکار عمومی جهان عرب به دو دسته اکثریت و اقلیت تقسیم شد، در حال حاضر دسته اکثریت نسبت به این توافق ساکتاند و یا با سکوت به نوعی رضایت خود را نشان میدهند و این دسته اقلیت است که در کشورهایی مثل سوریه و لبنان در حال محکوم کردن این توافق هستند. در مجموع با توجه به عواملی که ذکر شد، اسرائیل و امارات جرئت و جسارت بیشتری پیدا کردند تا این قرارداد را به صورت علنی امضا کنند و احساس ترس و تهدید نداشته باشند.
انتهای پیام