کد خبر: 3929162
تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۹۹ - ۰۸:۱۵

گریز از هژمونی از سنایی تا حافظ

استاد دانشگاه الزهرا(س) در سومین نشست علمی یادروز حافظ به ارائه مقاله خود با عنوان «گریز از هژمونی از سنایی تا حافظ» پرداخت.

به گزارش ایكنا از فارس، مریم حسینی، استاد دانشگاه الزهرا(س) تهران، شب گذشته، 22 مهر ماه در سومین نشست علمی یادروز حافظ به ارائه سخنرانی خود با موضوع «گریز از هژمونی از سنایی تا حافظ» پرداخت و افزود: در طول تاریخ هزار ساله‌ شعر پارسی، شاعران زیادی درباره‌ اوضاع نابه‌سامان عصر خود سخنران رانده‌اند و هرکدام به‌ نوعی تلاش کرده‌اند، نقش رسانه‌ای و اجتماعی خود را ادا کنند. برخی مانند سنایی و حافظ، بیش‌ از دیگران به نقد حکومت و دین حاکم زمانه‌ خودشان گرایش داشته‌اند، سپس در ادامه رابطه‌ طبقه‌ فرادست و فرودست را در چارچوب اصطلاح هژمونی می‌کاویدند.

حسینی ادامه داد: هژمونی ترکیبی از عوامل گوناگون سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است و از جایی شروع می‌شود که یک طبقه و نمایندگان آن، قدرت خود را از طریق ترکیبی از اجبار و اقناع بر طبقات پایین اعمال می‌کنند. در شرایط هژمونیک، مردم چنان باورهای حاکمیت را در خود درونی می‌کنند که دولت، صدای خود را از گلوی آن‌ها می‌شنود.

وی با بیان اینكه در این میان، نقش رسانه‌ها هم در شکل‌دادن به شرایط هژمونیک و هم شکست آن بارز است، افزود: در زمانه‌ حافظ، نهادهایی چون مسجد، مدرسه و منبر، مهم‌ترین نهادهای هژمونیک هستند و در کنار این‌ها، شعر نیز ابزاری برای ارباب قدرت به‌شمارمی‌رود، اما در نبرد میان طبقه‌ حاکم و فرودست، فرودستان هم می‌توانند از ابزارهای هژمونیک استفاده کند.

استاد دانشگاه الزهرا(س) تصریح كرد: حافظ نیز از همین شعر که ابزار هژمونیک حاکمیت است، برای شکستن هژمونی استفاده می‌کند. او با دو نهاد روحانیت و سیاست در زمان خود مبارزه می‌کند و می‌کوشد در دیوانش، کسانی مانند صوفی و زاهد را به حاشیه براند و در برابر، موقعیت رند را برجسته کند. او با طنز و شوخی با مقدسات شروع می‌کند تا از مقدس‌انگاری واژه‌های دینی بکاهد و با تابوشکنی، قدر و منزلت پذیرفته‌شده‌ عرفی را زیر سؤال ببرد. او به جای آب پاک و روشن با می طهارت می‌کند و نور خدا را به جای  مسجد و کعبه در میخانه می‌بیند.

وی افزود: حافظ به شیوه‌ مطایبه‌آمیز، رفتار حاکمانی چون امیر مبارزالدین را تقبیح می‌کند و از دکان روی‌ و ریای زمانه شکایت می‌کند: مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس / توبه‌ فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند. البته حافظ به طنز و شوخی بسنده نمی‌کند و گاه به زبان هجوآمیز روی می‌آورد: کجاست صوفی دجال‌فعل ملحدشکل/ صوفی شهر بین که چون لقمه‌ شبهه می‌خورد.

حسینی یادآور شد: از انواع کارکردهای هژمونیک دولت‌های مقتدر، استفاده از مراسم دینی و ملی هست که حافظ آن را هم در دیوانش به طنز و تمسخر می‌گیرد: زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز... استفاده از راوی اول شخص نیز دیگر شگرد حافظ برای شکستن هژمونی است. او از آنچه بر خود رفته سخن می‌گوید:  من ترک عشق و شاهد نمیکنم / صدبار توبه کردم و دیگر نمی‌کنم.

وی در پایان به‌طور کلی شگردهای حافظ برای شکستن هژمونی را چنین خلاصه کرد: کاربرد واژه‌های هژمونیک با لحن طنز و تمسخر، جابه‌جایی نقش‌ها، آفرینش مفهوم تازه برای واژه‌ها، هجوم به تابوها، هجوم به واژه‌های دینی فرادستی و تجاهر به فسق و فجور.

انتهای پیام
captcha