حكایت خاندان عصمت و طهارت(ع) هنگام شهادت ابالائمه، حضرت مولای متقیان(ع) داستانی بس غمانگیز و عبرتآموز است. در این نوشتار خطبه امام حسن مجتبی(ع)، فرزند حضرت علی(ع) و امام بعد از ایشان را بعد از شهادت پدر میخوانیم. 
صبح شهادت امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه، امام مجتبی علیهالسلام برای مردم کوفه خطبه خواندند و پس از حمد و ثناء و صلوات فرمودند: «دیشب مردی از دنیا رفت که گذشتگان در هیچ کاری بر او سبقت نگرفتند و آیندگان نیز با هیچ عملی به او نخواهند رسید؛ همراه رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله جهاد میکرد و آن حضرت را با جان خود حفظ مینمود؛ رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله او را با پرچم خویش روانه میدان میساخت؛ پس جبرئیل او را از سمت راست در بر میگرفت و میکائیل از سمت چپ و باز نمیگشت تا خداوند به دست او فتح نماید؛ او در شبی از دنیا رفت که عیسی بن مریم به آسمان رفت و یوشع بن نون وصیّ موسی درگذشت؛ هیچ درهم و دیناری از خود باقی نگذاشت، مگر هفتصد درهم که از سهم بیتالمالش باقی مانده بود و میخواست با آن برای خانوادهاش خادمی تهیه کند».
سپس امام حسن مجتبی علیهالسلام بسیار گریه کردند و مردم نیز با آن حضرت گریستند؛ سپس فرمودند: «منم پسر بشارت دهنده؛ منم پسر انذار کننده؛ منم پسر آن کسی که به اذن خدا، مردم را به سوی او فرا میخواند؛ منم پسر چراغ فروزان و روشنیبخش؛ من از خاندانی هستم که خداوند ناپاکی را از آنان برده و آنها را تطهیر نموده است؛ من از اهلبیتی هستم که خداوند محبّت آنان را در کتاب خود واجب گردانیده است؛ خدای تعالی فرموده است: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى وَ مَنْ یقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً»؛ پس حسنه، دوستی ما اهلبیت است» .
منبع: إعلام الوری (شیخطبرسی)، جلد یك، صفه ۴۰۶؛ کشف الغمة (محدثإربلی)، جلد ۲، صفحه ۱۵۵
انتهای پیام