کد خبر: 3983994
تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۴۰۰ - ۱۷:۱۲
ایکنا گزارش می دهد؛

پای صحبت‌های قاری روشندل لرستانی / انس با قرآن آهسته و پیوسته باشد

قاری روشندل لرستانی ضمن تأکید بر لزوم رعایت اصول انس با قرآن، گفت: انس با قرآن نباید باعث خستگی و دلزدگی علاقه‌مندان شود، از طرفی نیز نباید آن‌قدر از آن فاصله گرفت که ارتباط قطع شود لذا توصیه بهتر انس پیوسته و آهسته با قرآن است.

پای صحبت‌های قاری روشندل لرستانی/ انس با قرآن آهسته و پیوسته باشدبه گزارش ایکنا، قرآن کتاب سعادت و برنامه زندگی بشر است که گاهی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. در این میان افرادی هستند که با وجود داشتن محدودیت‌های جسمانی، قرآن را مبنا و محور زندگی خود قرار داده و از آرامش روحی کاملی برخوردار هستند.

معصومه فرج‌پور، متولد ۱۳۶۴، قاری روشندل خرم‌آبادی است که با وجود محرومیت از نعمت بینایی با روحیه‌ای مثال‌زدنی انس خود را با قرآن حفظ کرده و می‌تواند الگویی بی‌بدیل برای علاقه‌مندان به این کتاب آسمانی باشد.

این بانوی لرستانی دوران ابتدایی را در مدرسه استثنایی تربيت خرم‌آباد سپری کرد و بعد از آن به‌علت نبود مدارس استثنایی در استان و نیز عدم داشتن شرایط مناسب برای رفتن به استان‌های دیگر به‌عنوان اولین دانش‌آموز تلفیقی استان وارد مدرسه عادی شد. ادامه تحصیلات و درس خواندن میان بچه‌های عادی مشکلات خاص خود را برای این دانش‌آموز روشندل داشت اما با‌‌ همه آن مشکلات و شرایط سخت توانست چندین رتبه المپیاد استانی و شهرستانی و رتبه‌های قرآنی را کسب کند.

فرج‌پور در سال ۱۳۸۰ به‌عنوان نفر اول در رشته زبان و ادبیات فارسی وارد دانشگاه لرستان می‎شود و ضمن تحصیل، در جشنواره فرهنگی و هنری معلولان در رشته تکنوازی سنتور رتبه نخست را کسب کرد و موفق به کسب لوح افتخار شد. طی سال‌های ۸۲ تا ۹۰ موفق به کسب مقام در ۶ رشته کشوری و ۱۰ رشته استانی در رشته‌های قرائت، ترتیل، تحقیق قرآن و عترت قرآن شد و بعد از پایان کارشناسی توانست به‌عنوان رتبه اول کار‌شناسی ارشد وارد دانشگاه شود و بعد از مقطع کارشناسی ارشد نیز توانست تحصیلات خود را در مقطع دکترای زبان و ادبیات فارسی ادامه دهد.

گفت‌وگوی ایکنای لرستان با این بانوی قاری و روشندل لرستانی در خصوص تجربیات قرآنی و مسیری که برای موفقیت در رشته قرائت و ترتیل قرآن طی کرده است را در ادامه می‎خوانید:

ایکنا ـ نحوه آشنایی شما با قرآن چگونه بود؟

با توجه به اینکه خانه ما محل برگزاری محافل و مجالس قرآنی در شهرستان خرم‌آباد بود، انس و آشنایی من با قرآن به‌نوعی از بدو تولد بوده است چراکه روزانه صدای تلاوت قرآن در خانه ما به گوش می‌رسید.

پدر و مادرم در همان دوران کودکی و قبل از رفتن به مدرسه، سوره‌های کوچک قرآن را به من آموزش دادند و وقتی به مدرسه رفتم بسیاری از سوره‌های کوچک قرآن را از حفظ بودم چراکه خانه ما همواره یک خانه قرآنی بود.

از سال اول مقطع راهنمایی به‌طور رسمی و تخصصی به موضوعات قرآنی ورود پیدا کردم و اولین مسابقه قرآنی که در آن شرکت کردم مسابقات حفظ جزء ۳۰ قرآن بود که در دوران راهنمایی بود  موفق به کسب رتبه نخست شدم.

قرآن کریم برکات و آثار زیادی در زندگی من داشته است که قابل شمارش نیست. اعتقاد دارم که لفظ قرآن معجزه می‌کند و خلقیات آدم را تحت‌الشعاع قرار داده و در یک معنا آرامش زندگی انسان است.

ایکنا ـ مربیان تخصصی شما چه کسانی بودند؟

در دوران کودکی مربی تخصصی قرآن نداشتم و در حالی‌که از نعمت بینایی بی‌بهره بودم، ولی گوش من آن‌قدر قوی بود که قرائت تجوید و ترتیل را از طریق نوار آموختم و با ورود به دوران دبیرستان به شکل تخصصی‌تر موضوع قرآن را دنبال کرده و حائز دو رتبه استانی شدم که در این مرحله خانم ملکشاهی در بخش تجوید و صوت مدرس من بود و از طرفی در برخی موارد نیز از ظرفیت دوستان قرآنی مانند شهناز اسکینی که وی نیز از قاریان روشندل شهر خودمان است، استفاده کردم.

کلاس‌های تخصصی قرآن ویژه روشندلان که از سوی سازمان بهزیستی برگزار می‏‌شود یکی از اقدامات مثبت و مطلوب برای انس بیشتر معلولان جسمی ـ حرکتی با قرآن است و من نیز در کلاس‌های تخصصی قرآن سازمان بهزیستی با بهره‌گیری از کتاب‌‌های قرآن به خط بریل و استفاده از محضر اساتیدی همچون محسن یاراحمدی و خدیجه بیرانوند توانستم در رشته قرائت به پیشرفت‌هایی دست پیدا کنم.

ایکنا ـ چه رتبه‌هایی را در مسابقات قرآن کسب کرده‌اید؟

کسب ۲ رتبه کشوری در زمینه قرائت تحقیق و ترتیل، ۵ رتبه دوم در سطح کشور از موفقیت‌هایی بوده است که در طول مسیر مسابقات قرآن حاصل شده است. همچنین کسب ۸ رتبه سوم کشوری در رشته‌های قرائت تحقیق و ترتیل نیز از دیگر موفقیت‌های کسب شده من در حوزه قرآن است و رتبه‌های استانی زیادی هم در رشته‌های مختلف قرآن دارم. در مقطعی از زمان به‌عنوان مدرس برای دانش‌آموزان استانی دوره آمادگی برای حضور در مسابقات کشوری قرآن برگزار کردم و به‌عنوان مدرس حضور داشته‌ام و در حال حاضر به‌عنوان دبیر در مدارس استثنایی استان لرستان مشغول فعالیت هستم و چندین دوره در دانشگاه در رشته‌های ادبیات فارسی و زیرمجموعه‌های آن به‌عنوان مدرس دروس تخصصی و عمومی فعالیت داشته و کار ویراستاری را نیز انجام می‌دهم.

ایکنا ـ چالش‌ها و مشکلات در حوزه فعالیت‌های قرآنی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

امروز به قرآن به‌طور ویژه توجه نمی‌شود. قرآن با هیچ چیز قابل قیاس و مقایسه نیست  و ضرورت دارد همان‌طور که برای استقبال از قهرمانان و ورزشکاران ذوق و شوق داریم، به همین نسبت نیز باید برای برندگان و برترین‌های حوزه قرآن دغدغه داشته باشیم.

صفحات قرآن محدود ولی اثرات آن نامحدود است و حیث‌المجموع تبلیغات معرفی قرآنیان از سوی دستگاه‌های متولی امر قرآن ضعیف است؛ این در حالیست که در برگزاری مسابقات قرآن نیز کمترین توجه به تبلیغات برای اطلاع‌رسانی می‌شود. انعکاس و اطلاع‌رسانی برنامه‌ها و فعالیت‌های قرآنی نباید معطوف به صداوسیما باشد.

مدارس پایه آموزش هستند و در حکومت اسلامی قرآن باید مبنا و بالاتر از تمام دروس و فعالیت‌ها باشد این در حالی ‎است که متأسفانه آموزش قرآن فقط به برگزاری کلاس‌های مختصر قرآنی محدود شده است در حالی‌ که باید مبنا و اصل در آموزش، قرآن باشد.

با توجه به مشکلاتی که فعالان قرآنی معلول دارند لازم است این قشر مورد توجه قرار گیرند و سازمان بهزیستی به حل مشکلات قرآنی این اقشار اهتمام بیشتری داشته باشد؛ این در حالی ‎است که کتاب‌های قرآنی بریل وضعیت نامناسبی داشته و گاهی به لحاظ نگارشی ایراد دارند که این امر موجب برداشت غلط و گاهاً اشتباه از آیات قرآن می‌شود و خدای ناکرده می‌تواند باعث تحریف آن در ذهن مخاطب شود.

ایکنا ـ برای ترویج فرهنگ قرآن باید چه کار کرد؟

باید از همان سنین کودکی و قبل از ورود فرزندان به مدارس آنان را با قرآن آشنا کرد، آموزش قرآن در دوران کودکی باعث آمیخته شدن قرآن با پوست و گوشت این افراد می‌شود.

اگر خشت اول آموزش قرآن برای کودکان در همان دوران ابتدایی محکم گذاشته شود ارتباط آنان با قرآن قطع نخواهد شد، کتاب‌هایی از جمله منطق قرآن در حوزه پیش دبستانی مناسب آموزش دوران کودکی هستند چراکه باید قرآن را با زبان کودک آموزش داد و با زبان خودشان وارد دنیایشان شد. از طرفی دل پاک کودکان قرآن را بهتر می‌پذیرد کمااینکه من معتقد هستم انس با قرآن باید به‌صورت آهسته و پیوسته باشد، انس با قرآن نباید باعث خستگی و دلزدگی علاقه‌مندان شود از طرفی نیز نباید آن‌قدر از آن فاصله گرفت تا ارتباط قطع شود لذا توصیه بهتر انس پیوسته و آهسته با قرآن است.

ایکنا ـ مهمترین مشکل روشندلان و انتظار شما از مردم و مسئولان چیست؟

مهم‌ترین مشکل نابینایان باور نشدن از سوی مسئولان و مردم است. توانایی‌های‌ نابینایان هنوز باور نشده است و نمی‌توانند به‌طور شایسته فعالیت کنند؛ برای مثال طی سال‌های گذشته چندین بار به دانشگاه‌های متعدد مراجعه کردم و گفتم حداقل 2 واحد بدون هیچ دستمزدی به من بدهید تا تدریس کنم ولی قبول نمی‌کردند و متأسفانه این مشکل در شهر و استان ما به‌خاطر فرهنگ‌های خاص قالب در آن، بیشتر است، در حالی‌که وقتی مدارکم را برای استان‌های دیگر می‌فرستم به‌راحتی قبول می‌کنند.

انتظار دارم مردم ما را با عصای سفیدمان باور کنند. اگر من با عصای سفیدم در جامعه راه می‌روم با تمسخر به من نگاه نکنند؛ با نگاهی عادی از کنار ما عبور کنند. اگر کمک خواستیم کمک کنند و اگر نخواستیم کمک نکنند. ما فقط بینایی نداریم، عقل و هوش و سلامت جسمی که داریم. دوست دارم برخورد‌ها منطقی‌تر و منصفانه‌تر باشد. قانون حمایت از معلولان و مسئله مناسب‌سازی هم برای معلولان به طور صحیح اجرا نمی‌شود.

ایکنا ـ با چه آیه‌ای از قرآن بیشتر مانوس هستید؟

تمام واژه به واژه قرآن باعث آرامش روحی و روانی انسان و عاقبت به خیری می‌شود، بهترین آیه‌ای که باعث آرامش انسان‌ها می‌شود «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» است. در بین تمام آیات آیه ۳۸ سوره مبارکه «مدثر» با مضمون «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ»؛ هر کسی در گرو چیزی است که کسب می‌کند، آیه‌ای است که آن را سرلوحه زندگی خود قرار داده‌ام.

ایکنا ـ بزرگ‌ترین آرزوی شما چیست؟

در دوران کودکی دوست نداشتم چیزی را ببینم چراکه آن‌قدر بچه بودم که برخورد‌ها را نمی‌توانستم ببینم و همبازی‌هایم آن‌قدر خوب و فهمیده بودند که همیشه طوری بازی‌ها را تنظیم می‌کردند که من به مشکل برنخورم تا مسخره‌ای هم در کار نباشد. اما حالا که بزرگ شده‌ام دوست دارم چیزهایی را ببینم. جلوه‌های خدا و طبیعت را بسیار دوست دارم.

با اهل فامیل برای تفریح به آبشار بیشه رفتیم و آنها را مجبور کردم مرا به بالای آبشار ببرند تا آبشار را تصور کنم. تصور من در آن لحظه تکمیل شد و یکی از زیبایی‌های خدادادی را با تمام وجودم درک کردم.

تصورم این است که اگر می‌دیدم شاید به خدا بیشتر نزدیک می‌شدم و عظمت خدا را با دیدگانم حس می‌کردم. کامپیوترم پر از عکس‌های طبیعت است و دوستان چون که می‌دانند من به طبیعت علاقه دارم برایم همراه با توضیحات، عکس می‌فرستند و من با خواندن آنها عکس را تصور می‌کنم.

دوستانم می‌گویند نگاه مادرت آرامش‌بخش است؛ آرزو داشتم چهره مادرم را ببینم. آرزو دارم پدر و مادرم نقص مرا نبینند. آرزوی من برمی‌گردد به پدر، مادر و خانواده‌ام؛ دوست دارم زمانی به موفقیت و عملکردی برسم که پدر و مادرم دیگر نقص مرا نبینند و در جامعه پذیرفته شوم، ولی باز هم راضی‌ به رضای خداوند هستم.

انتهای پیام
captcha