کد خبر: 3988845
تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۹:۵۸

مروری بر زندگی شهید پرویز چنگایی‌نژاد در طرح «هر هفته با یک شهید»

طرح «هر هفته با یک شهید» که روزهای شنبه اجرا می‏‎شود این هفته به معرفی شهید پرویز چنگایی‌نژاد از شهدای استان لرستان پرداخته است.

مروری بر زندگی شهید پرویز چنگایی‌نژاد در طرح «هر هفته یک شهید»به گزارش ایکنا از لرستان، به همت سازمان بسیج رسانه استان لرستان هر هفته روزهای شنبه در قالب طرح «هر هفته با یک شهید» یکی از شهدای استان لرستان معرفی می‏‌شود که در شنبه هفته جاری به معرفی شهید پرویز چنگایی‌نژاد پرداخته شده است و تاکنون در قالب این طرح ۶۰ شهید از شهدای استان لرستان معرفی شده‌اند.

پرویز چنگایی‌نژاد یکم فروردین سال ۱۳۳۸، در شهرستان خرم‌آباد به دنیا آمد. وی تا اول راهنمایی درس خواند و سال ۱۳۵۹ ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شد، تا اینکه به‌عنوان گروهبان دوم ژاندارمری در جبهه حضور یافت و سرانجام نهم فروردین سال ۱۳۶۳، در آبادان بر اثر اصابت ترکش به سر و صورتش، به شهادت رسید.

فراز‌هایی از وصیت‌نامه شهید پرویز چنگایی‌نژاد

«پدر و مادرم! مرا ببخشید که چند جمله به‌عنوان وصیت یا سفارش برای شما رقم می‌زنم؛ زیرا که خود در متن اجتماع بوده و می‌بینم که مبارزه‌ای خونین که دنباله‌رو مبارزات صدر اسلام یعنی یک طرف حق و یکی باطل، یکی نور و یکی ظلمت و فرشته‌سیرتان در مقابل دیوصفتان قرار گرفته و این نبرد همچنان استمرار و ادامه می‌یابد و این ما هستیم که باید در این امتحان آزمایش داده و راه خود را انتخاب کنیم و من براساس و مبنای این سخن گهربار بزرگ‌مرد عالم بشریت یعنی حضرت علی(ع) که می‌فرماید: «فَالْمَوْتُ فِی حَیَاتِکُمْ مَقْهُورِینَ وَ الْحَیَاةُ فِی مَوْتِکُمْ قَاهِرِینَ؛ مرگ در آن‌گونه زندگی است که شما مغلوب باشید و زندگی در آن مرگی است که غایب باشید»، راه خود را تشخیص و آن را نصب‌العین خود قرار داده و با انتخاب این خط و راه و پیمودن آن در صف پیکارگران راه حق قدم برداشته و تا قطره‌ای خون در بدن دارم، با ملحدان و بعثیان کافر و جنایت‌کاران شرق و غرب مبارزه بی‌امان خود را ادامه می‌دهم؛ زیرا خداوند می‌فرماید کسانی را که در صفوف متحد و فشرده در راهش پیکار می‌کند دوست دارد و بعد از شهادت برای آن‌ها روزی قرار داده است و جزو زندگانی محسوب می‌شوند؛ «وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا، بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ»، این راه من بود و من به شتاب می‌روم.

پدرم! افتخار بر تو که کارگری و زحمت‌کشی چنین زندگی را تقدیم اسلام عزیز و انقلاب و امام نمودی.

مادرم! از تو می‌خواهم بعد از شهادت من، مانند کوه مقاوم و در مقابل روبَه‌صفتان و دیوسیرتان و منافقین مویه و زاری نکنی و موی پریشان ننمایی؛ زیرا فرزند تو در راه اعتلای اسلام عزیز و افتخار و سربلندی برای کشور شهید و این فرصتی است بس گران‌بها که نصیب هرکس نمی‌شود.

همسرم! از تو می‌خواهم با بردباری و صبر و شکیبایی بر مصائب با تدبیر غلبه‌یابی و فرزندان خردسالم را با الفبای انقلاب آشناسازی و درس رشادت و سربازی در راه اسلام عزیز را به آنها بیاموزی و آنان را مسلمان و پیرو قرآن بارآوری و از همه شما می‌خواهم امام را دعا کنید و او را تنها نگذارید، گوش به فرمان او بوده وحدت کلمه را حفظ کنید.

روحانیت را فراموش نکنید و به همسایه‌ها محبت و نیکی نمایید؛ شهدا و هدف آن‌ها را همواره از یاد مبرید، گوش به یاوه‌گویی‌های منافقان و بیگانگان ندهید، سربازان اسلام را تشویق و معلولین را دلداری دهید، همواره به یاد خدا باشید و در پایان از شما می‌خواهم از جای من از همه اهل فامیل و آشنایان حلالیت طلبید.»

انتهای پیام
captcha