آیت الله علیرضا اعرافی در پیامی گفت:در تلاطم این رخدادهای عظیم تحولی، حوزههای علمیه آمادگی خود را برای هرگونه همفکری، هماهنگی، همکاری و هم افزایی با مجامع، مراکز و شخصیتهای فکری فرهنگی و دینی کشورهای اسلامی و انسجام بخشی به ظرفیتها و داشتهها و حرکت هدفمند و نظاممند به سمت اهداف بلند دنیای اسلام اعلام میدارند. 
به گزارش خبرنگار ایکنا، آیت الله علیرضا اعرافی، مدیر حوزههای علمیه کشور امروز در پیامی به مناسبت هفته وحدت بر سیاست تبدیل ناپذیر و راهبردی وحدت گرایی، تقریب مداری و تمدن سازی حوزههای علمیه تأکید کرد.
متن پیام تبریک به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
و اعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا
میلاد مسعود پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و اله و سلم و امام جعفر صادق علیه السلام و هفته وحدت را به همه مسلمانان جهان، عالمان و اندیشمندان و جوانان برادران و خواهران از همه مذاهب و فرق اسلامی، دولتها و ملتهای کشورهای اسلامی تبریک و تهنیت میگویم و از همه تلاشهای تقریبی و وحدت آفرین رهبران و فرهیختگان مسلمان تقدیر میکنم و بر سیاست تبدیل ناپذیر و راهبردی وحدت گرایی، تقریب مداری، امت محوری، جهانی اندیشی و تمدن سازی حوزههای علمیه تاکید میکنم.
هفته وحدت فرصتی نمادین و انگیزهای مهم است تا با نگاهی فرامرزی و فرامذهبی، افق نگاه را به کلیت دنیای اسلام و مصالح و منافع امت واحده توسعه دهیم و آسیبها و چالشهای این راه پیچیده را بازبینی کرده و راههای تحقق آن را شناسایی و پیجویی و تثبیت نماییم.
وحدت آفرینی و انسجام بخشی به دنیای اسلام، اصلی بنیادین و راهبردی پیشران از اصول اسلامی و قرآنی است که التزام به آن، میتواند مجد و عظمت تاریخی و تمدنی مسلمانان را بازسازی کرده و کرامت و عزت مغفول آن را بازیابی کند و آنان را به هویت اصیل و شرافتمندانه آن برساند.
تعالیم حیات بخش اسلام در ذات خود، بهرهمند از اهداف و آرمانهایی جهانی، انسانی و بین المللی است و بر فطرت مشترک انسانی، باورها و گرایشات مشترک مبتنی است و در درون دنیای اسلام نیز بر اخوت ایمانی و روح برادری، عزت، کرامت اسلامی، عدالت و پیشرفت تمدنی متکی است. بدیهی است که دستیابی به این آرمان بلند، بدون همفکری، همگرایی، همزیستی، همکاری و هماهنگی همه دنیای اسلام و نخبگان و مراکز و مجامع علمی فرهنگی ان مقدور نیست.
جمعیت عظیم، سرزمینهای گسترده، مناطق جغرافیایی راهبردی، منابع و دستاوردهای بی شمار طبیعی، ملتهای بیدار، سرمایههای عظیم انسانی و اجتماعی، منابع عمیق و جامع فکری و معرفتی، نخبگان و شخصیتهای فکری –فرهنگی، تاریخ پر افتخار و تاریخ ساز، گوشههایی از ظرفیتها و داشتههای عظیم دنیای اسلام برای رسیدن به آرمانهای بلند خود است.
متأسفانه در ۱۵۰ سال اخیر ملتهای مسلمان در سرنوشت خود و بشر امروز سهم ناچیزی داشته اند و عقب ماندگی علمی، وابستگی سیاسی، انفعال و بی کفایتی حاکمان، نابسامانیهای اقتصادی، مشکلات اجتماعی و فرهنگی، و دخالتهای قدرتهای زورگوی عالم، دنیای اسلام را در وضعیتی تاسف بار قرار داده است.
فلسطین عزیز هنوز در اشغال است؛ هنوز یمن مظلوم و محصور، دردمند است؛ هنوز افغانستان رنجورِ ناامنی، فقر، عقب ماندگی و اشغال است؛ مصائب و گرفتاریهای عراق و سوریه و لبنان و کشمیر و آذربایجان هنوز دلها را به درد میآورد و عقب ماندگیهای علمی و اجتماعی و فرهنگی و اختلافات و درگیریهای سیاسی و فساد و ظلم کماکان گریبان گیر و مستمر است.
از سوی دیگر امیدهای های فراوانی در سالهای اخیر ایجاد شده و در بخشی از دنیای اسلام ورق را برگردانده است. مسلمانان فلسطین، شمشیر قدس را از نیام بیرون میکشند و قدس و غزه و کرانه و سرزمینهای ۴۸ و اردوگاه ها، یکپارچه و منسجم خواب را بر صهیونیستهای جنایتکار حرام میکنند؛ نیروهای تهیدست، اما مومن یمن ۷ سال جنگ و جنایت را تاب میآورند و بر نقشهها و توطئههای ظالمانه فائق میآیند؛ هیمنه مقاومت در جای جای دنیای اسلام به عزت و خودباوری و موفقیتهای چشمگیر دست مییابد؛ بسیاری از نقشههای شوم آمریکا و اسرائیل برملا و بی نتیجه میشود.
در افغانستان پس از ۲۰ سال جنایت و آتشافروزی، آمریکا با تحقیر و سرشکستگی اخراج میشود و موج نفرت فزاینده از آمریکا، تمدن غربی و رژیم صهیونیستی، همه دنیای اسلام را در نوردیده و «بیداری اسلامی» و بازیابی هویت اسلامی در میان نخبگان و جوانان حقیقتی ملموس شده است است.
در صحنههای جهانی هم، لیبرالیسم و کمونیسم جهانی که از برجستهترین ارمغانهای بشری تمدن معاصر بوده است با چالشها و بحرانهای عمیق مواجه شدهاند و الگوهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی غربی و شرقی از پاسخگویی به مطالبات بشر عاجز مانده اند و تبلیغاتی و فریبنده بودن شعارهای مکاتب بشری بر همگان آشکار شده است.
متفکران غربی که مغرورانه پایان تاریخ را وعده میدادند، به سرگردانی و سرشکستگی نظری و عملی اعتراف میکنند و اعوجاجها و ناتوانیهای مکاتب فکری و فلسفی، نمایان شده اند و علیرغم جلوهگریهای حیرت انگیز علم و پیشرفت و رفاه، هنوز بشر امروز به شدت گرفتار فقر، فساد، تبعیض، امواج بی اخلاقیها، بی معنویتیها و بحرانهای عمیق اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی است.
همه واقعیات دنیای معاصر حاکی از آن است که موازنات و مناسبات تمدنی بشر دستخوش تغییر است و بشریت در نقطه تحول تاریخی خود قرار گرفته و چینش جدیدی از توازن در رقابتهای فکری، فرهنگی و تمدنی در انتظار بشر است. دنیای اسلام بیش از هر زمان دیگر در معرض فهم و عرضه تمدنی جدید قرار گرفته است.
رهبران، متفکران و عالمان دنیای اسلام میتوانند با توکل بر خدای متعال و با توجه به قدرت لایزال الهی، اعتماد به نفس ملی و اسلامی، بهرهگیری از تلاش و مجاهدت و اخلاص، عزمی راسخ و وجدانی امیدوار بر صراط مستقیم اسلام ناب و جامع و متوازن و تمدنی، حرکت کنند و سهم تاریخی خود را نسبت به عقلانیت، معنویت، اخلاق، عدالت و پیشرفت بشری و اسلامی ایفا و استیفا نمایند.
تقویت گفتگوهای سازنده و تعاملهای هدفمند، بازسازی نظامهای تربیتی، گفتمان سازی، جریان سازی و فرهنگ سازی امت اسلامی، هویت سازی جدید تمدنی، تشکیل بازار مشترک اقتصادی و فرهنگی، شبکه سازی نخبگان و فرهیختگان دنیای اسلام، حل و فصل دلسوزانه منازعات سیاسی، مبارزه با کانونهای فساد، فقر، تبعیض و بی اخلاقی، رسیدن به قلههای دانش و نقش آفرینی در صف بندیهای جدید سیاسی و بین المللی، راهبردهایی اساسی برای تحقق حرکت امت گرا و وحدت آفرین است و زمینهها را برای زیست جامعه اسلامی، سبک زندگی جدید اسلامی و تمدن نوین اسلامی فراهم میسازد.
در تلاطم این رخدادهای عظیم تحولی، حوزههای علمیه آمادگی خود را برای هرگونه همفکری، هماهنگی، همکاری و هم افزایی با مجامع، مراکز و شخصیتهای فکری فرهنگی و دینی کشورهای اسلامی و انسجام بخشی به ظرفیتها و داشتهها و حرکت هدفمند و نظاممند به سمت اهداف بلند دنیای اسلام اعلام میدارند.
علیرضا اعرافی
مهرماه ۱۴۰۰