
آیتالله سیدمحمدعلی قاضیطباطبایی(۱۲۹۳-۱۳۵۸ش) روحانی شیعی و نخستین امام جمعه شهر تبریز بعد از انقلاب اسلامی ایران است. وی از مبارزین پیش از انقلاب و از طرفداران امامخمینی(ره) بود که رژیم پهلوی چند بار وی را به شهرهای مختلف تبعید کرد. بعد از انقلاب، امام خمینی(ره) وی را بهعنوان نماینده خود در آذربایجان شرقی و امامجمعه تبریز منصوب کرد. وی 10 آبانماه سال 58، توسط گروه فرقان ترور شد و نخستین شهید محراب در ایران نام گرفت.
از اقدامات شهید آیتالله قاضی طباطبایی(ره)، تصحیح کتب فراموش شده و نسخ خطی برخی از بزرگان شیعه امامیه است. ایشان در تصحیح این متون به همه منابعی که در دسترس بود یا امکان مراجعه داشت رجوع میکرد و با دقت و موشکافی خاصی به مقابله میپرداخت و سرانجام متنی قابل اعتماد و اعتنا در اختیار محققان قرار میداد. اغلب این نسخ خطی از کتابخانه اجدادی ایشان بود. اگر از آثار ایشان نقدی به عمل میآمد نه تنها ناراحت نمیشد، بلکه ناقد را به بزرگی و احترام میستود و اگر در مقابل نقد جوابی داشت، با ادب و احترام جواب آن ایراد را میداد و در پایان برای موفقیت روزافزون وی دعا میکرد.
یکی از ابعاد شخصیتی آیتالله قاضی طباطبایی، بعد علمی ایشان است. از ویژگیهای قابل توجه وی، دارا بودن مقام برجسته در زمینه علوم اسلامی توام با پیشقدمی در مبارزات نهضت اسلامی است. همه تلاشهای وی در حوزههای علمیه تبریز، قم و نجف آثار متعددی است که از ایشان در شاخههای مختلف اسلامی (رجال، کلام، فلسفه، تاریخ، تفسیر) بر جای مانده است. گذشته از این آثار که هر یک در جای خود قابل توجه و دقت است، ایشان در مجامع علمی اسلامی (داخل وخارج ) نیز اعتبار و مقام ارجمندی داشت.
چاپ مقالات متعدد وی در مجلات معتبر عربی، چون العرفان و المواهب و رسالةالاسلام، حکایت از سطح علمی بالای ایشان داشت. با توجه به این امر که وی آذربایجانی و زبان مادریش آذری بود و زبان عربی، زبان دوم وی به شمار میرفت در سفری که سردبیر و مدیر مسئول مجله العرفان به ایران داشت در تبریز به دیدار آیت الله قاضی رفت. در سفری دیگر که محمدباقر صدری مهربانی در سال 1351 ه.ش به کشورهای اسلامی (از جمله به مصر) داشت، از جانب آیتالله قاضی نامهای به دانشگاه الازهر مصر برده بود.
در جواب نامه، دانشگاه الازهر از وی برای تدریس در آن مرکز علمی دعوت به عمل آورده بود. در سال 1348 ه.ش هنگامی که وی در تبعید در بافت کرمان به سر میبرد، از طرف دانشگاه مشهد کنگرهای به مناسبت هزاره شیخ طوسی(ره) تشکیل شد و از وی هم برای شرکت و ایراد سخنرانی و ارائه مقاله دعوت به عمل آمد، اما با ممانعت ساواک موفق به شرکت در آن کنگره نشد.
از اقدامات وی تصحیح کتب فراموش شده و نسخ خطی برخی از بزرگان شیعه امامیه است. ایشان در تصحیح این متون به همه منابعی که در دسترس بود یا امکان مراجعه داشت رجوع میکرد و با دقت و موشکافی خاصی به مقابله میپرداخت و سرانجام متنی قابل اعتماد و اعتنا در اختیار محققان قرار میداد و اغلب این نسخ خطی از کتابخانه اجدادی ایشان بود.
ایشان در آثار تحقیقی خویش تأکید خاصی بر تهیه فهرست اعلام داشت. در آثار تحقیقی ـ تاریخی که به چاپ رسیده است، با تلاش شخص ایشان(نه ناشر کتاب) فهرست اعلام(اماکن، اشخاص، قبایل و کتب) تهیه شده است و به جرئت میتوان گفت که او یکی از معدود علمایی است که در تحقیقات خویش، به روال مذکور عمل کرده است. بر اهل تحقیق پوشیده نیست که فهرست اعلام چه ارزشی دارد.
از دیگر ویژگیهای علمی ایشان، احترام و تجلیل اهل علم بود. آیتالله قاضی احترام بیاندازهای برای علما و دانشمندان و دانشپژوهان قائل بود. با اغلب محققان نامی اسلامی(چه آذربایجانی و چه غیر آن) سابقه دوستی و محبت و مؤدت داشت. با اینکه از بسیاری از علما، اجازات متعددی داشت، اما چندان مورد اعتماد مراجع دیگر بود که تدوین برخی آثار مهم خویش را به وی محول میکردند.
از جمله محققان و دانشمندانی که آیتالله قاضی از آنها در خلال آثارش به بزرگی یاد کرده است، آیتالله کاشف الغطاء، مرحوم آیتالله آقابزرگ طهرانی، مرحوم سیدجلالالدین محدث ارموی، مرحوم میرزا جعفر سلطان القرایی، مرحوم آقا میرزا محمدعلی مدرس تبریزی، مرحوم آیتالله حاج میرزاعباسقلی واعظ چرندابی، مرحوم آیتالله شهید امام موسی صدر، مرحوم آیتالله شهید سیدعبدالحسین دستغیب، مرحوم آیتالله شهید سیدمحمدباقر صدر، مرحوم آیتالله علامه عبدالحسین امینی، مرحوم علامه سیدمحمدحسین طهرانی، مرحوم استاد حسن قاضی طباطبایی، مرحوم عبدالعلی کارنگ و غیره بود. آیتالله شهید مرتضی مطهری، هرگاه به تبریز سفر میکرد، در منزل وی میهمان میشد.
اگر از آثار ایشان نقدی به عمل میآمد نه تنها ناراحت نمیشد، بلکه ناقد را به بزرگی و احترام میستود و اگر در مقابل نقد جوابی داشت، با ادب و احترام جواب آن ایراد را میداد و در پایان برای موفقیت روزافزون وی دعا میکرد. نمونهای از این اخلاق علمی وی را در پاسخ به نقد ابوالقاسم گرجی، در مورد اشتباهات چاپی تفسیر «الجوامع الجامع» ایشان میتوان مشاهده کرد. ایشان در جواب محترمانهاش، ضمن تجلیل از خدمت علمی و فرهنگی وی، محترمانه دلیل میآورد که بیماری، بستری بودن در بیمارستان مهر، تحت نظر بودن و تبعید به عراق باعث این خطاها بوده است. در پایان نیز با صفای خاصی آرزوی چاپ جلد دوم تفسیر تصحیحی ایشان را از خداوند می خواهد.
ایشان علاقه خاصی به کتاب و کتابخوانی داشتند، بهگونهای که هر کتاب جدیدی را که به دست میگرفت، در جایش نمیگذاشت، مگر آنکه کاملاً مطالعه کرده باشد. بعد از تهیه کتاب آن را صفحه شماری میکرد و سپس در صورت امکان تمام نوشتههای کتاب را به دقت میخواند و تک تک موضوعات را مورد بررسی و تحقیق قرار میداد. هرکجا احتیاج به رد یا توضیح داشت، علامت میگذاشت و در حاشیه همان صفحه نظرات اصلاحی و توضیحی خود را مینوشت. در مطالعه کمتر خسته میشدند، به طوریکه گاه تا هفت یا هشت ساعت در روز مطالعه میکردند و یا مینوشتند و در این مورد حوصله بسیاری داشت.
او برای نگهداری کتاب اهمیت بسیاری قائل بود و هر کتابی را که تهیه میکرد به شکل مطلوب و زیبایی جلد میگرفت و در قفسههایی موضوعبندی شده قرار میداد. ویژگی برجسته دیگر ایشان، عفت قلم و پاکنویسی وی بود. در هیچیک از آثار ایشان، حتی در گفتار، اهانت و دشنام به کسی یافت نمیشود. صداقت و راستگویی و حقیقتنویسی ویژگی دیگر آثار وی است.
احترام وی به دیگران در بعد علمی نیز مشوق طلاب و محصلان جوان بود. اگرطلبهای جوان روی منبر بود و او وارد مجلس میشد در این حال چنان با دقت و آرامش به سخنان وی گوش میداد که گویی برای نخستین مرتبه است که چنین مطلبی را میشنود، در حالی که از نظر خود طلاب آن موضوع بسیار پیش پاافتاده بود. با این حال این برخورد برای طلاب جوان تشویق بزرگی بود. همچنین ایشان علاقه بسیاری به خریداری نسخ خطی و چاپی داشت.
میراث علمی و فرهنگی این خاندان کهنسال، کتابخانهای مهم بود که از اجداد اهل علمش به آیتالله قاضی منتقل شده بود. متأسفانه سالها قبل بر اثر سیل تبریز، قسمتی از کتابخانه(حدود 3000 جلد کتاب) از بین رفت. باقیمانده کتابهای خطی بالغ بر یک هزار جلد میشود که هریک در جای خود نسخهای قدیمی و گاه منحصر بهفرد از آن کتابهاست. خود ایشان سالها قبل فهرست قسمتی از این کتابخانه را تهیه و به نزد مرحوم آیتالله آقا بزرگ طهرانی مؤلف «الذریعه» ارسال داشت.
علاوه بر نسخ خطی، تعداد قابل توجهی از فرامین، اسناد حقوقی، قبالجات و نامههای دوستانه و مکاتبات رجال سیاسی ـ مذهبی آذربایجان از دوران کریم خان زند تا دوران حیات آیتالله قاضی وجود دارد که در نوع خود منحصر بهفرد و قابل توجه است. به جرئت میتوان گفت قسمت مهمی از تاریخ مبهم آذربایجان درلابهلای این اسناد نهفته است.
وی بنا بر علاقه فراوانی که به کتاب داشت، کتابخانه اجدادی را توسعه داد. در زمان شهادت آیتالله قاضی طباطبایی، حدود بیست هزار جلد کتاب چاپی(چه بهصورت سنگی و چه بهصورت سربی و حروفی) که اغلب آنها چاپ نخستین این کتابها در شهرهایی چون نجف، قاهره، بیروت و حیدرآباد دکن است گردآورده بود. با توجه به علاقه ایشان به شاخههای علوم اسلامی، کتابهای این کتابخانه حول محور علوم اسلامی بود. بزرگانی چون میرزا جعفر سلطان القرایی، عبدالعلی کارنگ، سیدحسن قاضی طباطبایی و غیره به آنها مراجعه کردهاند. مرحوم عبدالعزیز طباطبایی(1308ـ1374 ش) فهرستی از نسخ خطی این کتابخانه تهیه کرده است، لکن فهرست کامل این کتابخانه نیست.
تألیفات ایشان شامل ثمره پژوهش و مطالعه و تحقیق وی است. آثاری همچون «تحقیق درباره اول اربعین سیدالشهدا (ع)» و یا کتاب «خاندان آل امیر عبدالوهاب» تصحیحات شامل آثاری که به تصحیح و تعلیق و تلاش ایشان از بزرگان شیعه، چون ابن الثلج بغدادی، جمال مقداد، و شیخ طوسی، یا سید جزایری به چاپ رسیده است. تعلیقات و مقدماتی که ایشان به برخی از آثار استادان خود چون آیت الله کاشف الغطاء(ره) و یا دوستانش نگاشته است. مقالات متعددی که در زمینههای گوناگون به زبان عربی در مجلات لبنان، چون «العرفان» و «المواهب» به چاپ رسیده است. تقریرات دروس استادانی که در محضر درسشان تلمذ کرده است. رسائل و مقالات متعددی در موضوعات مختلف و با توجه به شرایط و نیازهای جامعه نگاشته است.
منابع: ensani.ir و hawzah.net
انتهای پیام