حجتالاسلام والمسلمین علیرضا حدادیان، دبیر مجمع نخبگان حوزوی و دانشگاهی استان فارس در گفتوگو با ایکنا از فارس، به تبیین مفهوم استکبارستیزی پرداخت و گفت: در قرآن کلمه استکبار ۴۸ مرتبه بهکار رفته است.
وی افزود: آدم مستکبر، دولت مستکبر، گروه مستکبر، یعنی آن کسانی و آن دولتی که قصد دخالت در امور انسانها و ملتهای دیگر را دارد، در همه کارهای آنها برای حفظ منافع خود مداخله میکند.
حدادیان با اشاره به اهمیت مفهوم رسای این کلمه در شرایط کنونی، بیان کرد: در جهان هستی از ابتدا تاکنون این مفهوم بوده و هست و نقش پررنگتری را در صحنه بینالملل بازی میکند. حال با استناد از کتاب مقدس اسلام قرآن کریم به بررسی این مفهوم میپردازیم تا به نتایج در خور توجه دست پیدا کنیم.
وی با اشاره به آیه یک سوره ممتحنه درباره استکبارستیزی «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِیَاء تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءكُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاكُمْ أَن تُۆْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِی سَبِیلِی وَابْتِغَاء مَرْضَاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَیْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن یَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ؛ اى كسانى كه ایمان آوردهاید، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگیرید بهطورى كه با آنها اظهار دوستى كنید، و حال آنكه قطعاً به آن حقیقت كه براى شما آمده كافرند و پیامبر خدا و شما را از مكه بیرون میكنند كه چرا به خدا، پروردگارتان ایمان آوردهاید، اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بیرون آمدهاید. شما پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار میكنید در حالى كه من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشكار نمودید داناترم. و هر كس از شما چنین كند، قطعاً از راه درست منحرف گردیده است»، گفت: در این آیه در واقع رسالت خداوند چنین تعریف شده است که با کشورهای که به هر شکلی به خصوص از طریق رسانهای و مطبوعاتی تظاهر به هم پیمانی و دوستی دارند دوری شود.
دبیر مجمع نخبگان حوزوی و دانشگاهی فارس تصریح کرد: گاهی مشاهده میکنیم که خود ستم دیده، بانی تقویت مستکبران میشود و این پدیده ملموس است به عنوان مثال الگو گرفتن از فرهنگ و پذیرش و تقلید از فرهنگ مستکبران که این خود نقطه عطف تقویت و حمایت از آنان است.
وی در ادامه با اشاره به مبحث کمک به خلق استکبار، یادآور شد: هنگامی که حضرت موسی(ع) برای گرفتن وحی به کوه طور رفت، هارون را جانشین خود در قوم بنیاسرائیل کرد. سامری که از طبیعت بنیاسرائیل برای گرایش به بتپرستی آگاه بود از گردآوری زور و زیورهایشان گوسالهای زرین ساخت که بانگ برمیآورد، و بنیاسرائیل در غیبت موسی به پرستش آن پرداختند، هارون نتوانست آنان را از چنین کاری بازدارد، چون موسی به نزد قوم خود بازگشت، با دیدن چنین واپسگرایی سخت به خشم آمد و الواح را که بر روی آنها وحی را نقش کرده بود بر زمین کوبید و ریش برادرش هارون را گرفته بهسوی خود کشید و او را مسئول این فاجعه دانست، هارون گفت «... قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ؛ .... گفت اى فرزند مادرم اين قوم مرا ناتوان يافتند و چيزى نمانده بود كه مرا بكشند پس مرا دشمن شاد مكن و مرا در شمار گروه ستمكاران قرار مده» (آیه 150 سوره اعراف). در اینجا مراد، عدم قدرت شخص بر انجام وظیفه است. خواه هارون تلاش جسمانی به کار برده خواه نبرده باشد، بیاعتنایی آن مردم به هارون و نافرمانی از دستور او، به ناتوانی انداختن و ضعیف خواستن وی است.
حدادیان با بیان اینکه تاریخ در حال تکرار شدن است، گفت: حضرت علی(ع) خطاب به فرزند گرامیشان در نامه 31 نهجالبلاغه چنین فرمودند قضایای گذشته را چراغ راه آینده کن و از رهگذر گذشته به آینده استدلال کن، چه حوادث عالم شبیه یکدیگرند و وقتی در گذشته حادثه ای اتفاق افتاده باشد شبیه آن در آینده نیز اتفاق خواهد افتاد اگر در گذشته دقّت کنی می توانی از آن عبرت بگیری. مگر نه این است که حوادث گرچه هرگونه اختلافی با هم نداشته باشد باز از نظر زمانی با یکدیگر متفاوت هستند و همچنین شخصیتها و افرادی که حادثه آفرینند گرچه مشابه آن حادثه تاریخی باشند اما همان انسانها نیستند. در واقع هنوز کمک به خلق و تقویت استکبار در حال تکرار شدن است.
وی به اهرم قدرت استکبار اشاره کرد و گفت: تفرقهاندازی، بارزترین اهرم سلطه مستکبر بر مستضعف است چنان که خداوند متعال در آیه چهار سوره قصص در این رابطه فرموده است: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَیَسْتَحْیِی نِسَاءهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ؛ فرعون در سرزمین مصر سر برافراشت و مردم آنرا طبقه طبقه ساخت طبقهاى از آنان را زبون مىداشت پسرانشان را سر مىبرید و زنانشان را براى بهرهکشى زنده بر جاى مىگذاشت که وى از فسادکاران بود»
دبیر مجمع نخبگان حوزوی و دانشگاهی فارس بیان کرد: آنچه در قرآن کریم میتوان از آن به جریان نفوذ یاد کرد به یک حوزه و فرد محدود نمیشود و علاوه بر گستردگی، اهميت بسياری دارد. جریان نفوذ در قرآن با شيطان آغاز میشود. در نفوذ حتما جبهه مقابل هست وگرنه نفوذ معنای خودش را از دست میدهد؛ به عبارت دیگر داشتن جبهه مقابل از ارکان معنایی نفوذ است. هویت و چيستی نفوذ براساس جنس و هویت دشمن، جنبه مثبت و منفی میگيرد. مقصود از دشمن در نگاه قرآن کسی است که منافع ملی او اقتضا میکند که در دین با شما پيکار کند و شما را از دیارتان بيرون براند. بيرون راندنتان یکدیگر را یارى کنند و کسانى که با آنان طرح دوستى بریزند «إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ فقط خدا شما را از دوستى با كسانى باز مى دارد كه در كار دين با شما جنگ كرده و شما را از خانه هايتان بيرون رانده و در بيرونراندنتان با يكديگر همپشتى كردهاند و هر كس آنان را به دوستى گيرد آنان همان ستمگرانند» (آیه 9 سوره ممتحنه).
وی با اشاره به آیه 26 سوره فصلت «وَ قالَ الَّذينَ کَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فيهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ؛ منکران و منادیان باطل میگفتند گوش به این قرآن ندهید و به هنگام تلاوت آن، سخن بیهوده به آن بیامیزید، شاید پیروز شوید»، گفت: طبق آیه 26 سوره فصلت خیلی خوب میتوان این آیه را در شرایط کنونی درک کرد. تبلیغات علیه دین و اصول و مقدسات آن، راه نفوذ استکبار در افکار جوامع اسلامی است. به خصوص در جوانان ما که فضای مجازی قویترین و سریعترین راه نفوذ شناخته شده است، این پدیده روز به روز به شدت در حال گسترش است.
حدادیان همچنین با اشاره به آیه چهارم سوره مؤمنون «فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ؛ مبادا قدرتنمایی ظاهری دشمنان دین شما را بفریبد»، گفت: در آیات قرآن به تکرار با این سخن روبهرو میشویم که مؤمنان هرگز تصور نکنند اگر چند صباحی امکانات و قابلیتهای وسیعی در اختیار مستکبران و زورگویان عالم قرار گرفته، این نشانه پیروزی آنها در پایان کار است؛ به همین منظور انگشت روی نمونههای تاریخی بهعنوان مصادیق ابطال این تفکر گذاشته و به سرنوشت فرعون در مصر، نمرود در بابل و ابوسفیان در مکه اشاره کرده و این واگذاری را با هدف اتمام حجت یا آزمایش مؤمنان ذکر میکند.
دبیر مجمع نخبگان حوزوی و دانشگاهی فارس بیان کرد: منطق قرآن در مقابل قدرتنمایی و هیمنه استکبار مرعوب نشدن و استقامت و وعده پیروزی است، همانطور که امروز شیطان بزرگ با همه توان و هیمنه ظاهری و کمک گرفتن از قارونهای منطقه و حرکت دادن ناوهای خود در خلیجفارس بهدنبال قدرتنمایی ظاهری است؛ اما ملت انقلابی و بصیر و فهیم ایران تحت زعامت و مقتدای امامین انقلاب چهل وسه سال است که در برابر این ابرقدرت پوشالی ایستادگی کرده و سیلیهای محکمی در ایران و منطقه به گوش او نواخته و همچنان با قدرت و صلابت و با اتکا به ایمان و فضل الهی فریاد میزند که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.
وی یکی دیگر از ابزارهای استکبار را تحریک جوانان و کشاندن آنان به سمت راههایی که منجر به عدم آگاهی نسبت به مسائل کشور شود، برشمرد و گفت: خداوند در آیه 6 سوره ابراهیم میفرماید «وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنْجَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَ فِي ذَالِكُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ؛ به یاد آور زمانی را که فرعون پسرانتان را سر میبرید و زنانتان را برای خدمتکاری زنده میگذاشت.»
حدادیان همچنین گفت: شبکهسازی در داخل ملت این امکان را فراهم میکند تا در بین نخبگان نفوذ کرده و با تغییر در افکار و ارزشهای فکری درونی شده آنها عمل تسخیر را به راحتی انجام دهند و به از آن به هر سمت و سوی بکشانند. نفوذ در بین مسئولان و مدیران و مردم بهترین راه برای تثبیت قدرت استکباری و اعمال سیاستها و خط مشیهای مورد نظر است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به تبیین روشهای مبارزه با استکبار پرداخت و گفت: نخستین فرد متکبر، موجودی به نام ابلیس بوده که از قبیله جنیان است. ابلیس به سبب توهم برتری ماده آتش بر دیگر عناصر و مواد، خود را بزرگتر از دیگر آفریدههای الهی دانست و ادعای خلافت الهی کرد. از آنجا که خلافت الهی به معنای برتری نوعی و شرافت و کرامت بر دیگر انواع و آفریدههای الهی است، ابلیس چنین ادعایی را مطرح میکند و بر اساس همین توهم خودبزرگبینی و برتری نژادی، در برابر خداوند و دیگر آفریدهها استکبار میورزد و از حد و حدود خود خارج میشود.(آیه 12 سوره اعراف و آیه 76 سوره ص).
دبیر مجمع نخبگان حوزوی و دانشگاهی فارس تصریح کرد: علاوه بر برخورد منطقی که در قسمت قبل به آن اشاره شد در مواقع مورد ضرورت، برخوردهای قاطع نیز نیاز خواهد بود و هنگامی که دشمنان، جنگ نظامی را آغاز کنند، در این صورت دیگر برخورد منطقی مناسب نبوده و آیات الهی صراحتاً دستور به برخورد قاطعانه میدهند «... یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ؛ اى پیامبر، با كافران و منافقان جهاد كن و بر آنان سخت بگیر، و جایگاهشان دوزخ است، و چه بد سرانجامى است»(آیه 73 سوره توبه).
وی در ادامه اظهار کرد: خلاصه کلام آنکه از دیدگاه قرآن مجید فردی شایسته ریاست بر جامعه اسلامی است و میتوان به مدت چهار سال زمام جامعه اسلامی را به دست بگیرد که از چهار ویژگی مهم در مسئله سیاست خارجی برخورد باشد و بتوان در مواقع و شرایط مختلف تصمیمهای عاقلانه و منطقی را اتخاذ کند.
حدادیان با یادآوری اینکه امام خمینی(ره) تحقق عدالت و قسط را چه در نفس و وجود فرد و چه در درون جامعه بشری یک تکلیف فطری و الهی و انسانی میداند که هر فردی از افراد جامعه نسبت به انجام آن مسئول است، گفت: مسئولیت انسانی ایجاب میکند که در برابر ظلم و بیعدالتی ساکت ننشیند و برای قیام به قسط برخیزد. ایشان میفرماید اسلام خدايش عادل است، پيغمبرش هم عادل است و معصوم، امامش هم عادل و معصوم است، قاضیاش هم معتبر است که عادل باشد، فقيهش هم معتبر است که عادل باشد، شاهد طلاقش هم معتبر است که عادل باشد، امام جماعتش هم معتبر است که عادل باشد، امام جمعهاش هم بايد عادل باشد، از ذات مقدس کبريا گرفته تا آن آخر. زمامدار بايد عادل باشد؛ ولاتشان هم بايد عادل باشند. اين والیهايی که میفرستادند به اين طرف و آن طرف، امام جماعتشان هم بود، بايد عادل باشد. اگر عادل نباشد، اگر عدالت در بين زمامداران نباشد، اين مفاسدی است که داريد میبينيد. اسلحه دست اشخاص غيرصالح، اسلحه دست اشخاص ناصالح، اشخاص بیانصاف، بیعدالت.
وی با اشاره به آیه 137 سوره اعراف «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذینَ کانُوا یسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتی بارَکْنا فیها وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنی عَلی بنیاسرائیل بِما صَبَرُوا وَ دَمَّرْنا ما کانَ یصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما کانُوا یعْرِشُونَ؛ و مشرقها و مغربهای پربرکت زمین را به آن قوم به ضعف کشانده شده (زیر زنجیر ظلم و ستم)، واگذار کردیم و وعده نیک پروردگارت بر بنیاسرائیل، به خاطر صبر و استقامتی که به خرج دادند، تحقق یافت و آنچه فرعون و فرعونیان (از کاخهای مجلل) میساختند، و آنچه از باغهای داربست دار فراهم ساخته بودند، در هم کوبیدیم!»، گفت: در این آیه خداوند، پیروزی بنیاسرائیل را محصول شکیبایی آنها در مبارزه با فرعونیان میداند و صبر و مقاومت را شرط پیروزی بر مستکبران معرفی کرده و میفرماید: مستضعفان و ملتی که صابر و مقاوم باشند وارثان زمیناند.طبق این آیه، نخستین اصل اساسی برای مقابله با مستکبرین وزورگویان، صبر و پایداری در برابر تهاجمات گسترده آنها و مشکلات و گرفتاریها است.
حدادیان با بیان اینکه هرقدر دشمن زورگو قویتر باشد، استقامت بیشتری نیاز است، گفت: وجود رهبری شایسته و جمع شدن یاران گرد او «...وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیراً؛ چرا در راه خدا، و در راه مردان وزنان و کودکانی که به دست ستمگران تضعیف شدهاند، پیکار نمیکنید؟! همان افراد ستمدیدهای که میگویند: پروردگارا! ما را از این شهر مکه، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما!» (آیه 75 سوره نسا). وجود رهبری شایسته و جمع شدن یاران و افراد جامعه گرد محور او از ضروریات مبارزه با استکبار است. رهبر صالح و نیروی انسانی دو شرط اساسی برای مبارزه با ستمگران است.
انتهای پیام