در طی بیش از یک سال گذشته در روزهای دوشنبه، با شهدای مجموعه سلامت فارس در طول سالهای دفاع مقدس که در کنار خدمات پشتیبانی در جبهههای حق علیه باطل و خدمت به رزمندگان غیور میهن در بهداریها و بیمارستانهای صحرایی، شهدای گرانقدری را به این انقلاب تقدیم کردهاند، آشنا شدیم و این بخش با معرفی شهدای استان فارس ادامه یافت. همچنین در ادامه با شهدای مدافع سلامت دانشگاه علوم پزشکی شیراز که در روزهای بحران کرونا، با از جانگذشتگی در سنگر سلامت، برای حیات بیماران جنگیدند آشنا شدیم و ۹ شهید مدافع سلامت دانشگاه را در این بخش معرفی کردیم. در ادامه با شهدای مدافع حرم آشنا میشویم که مطلب امروز بخش همراه با شهدا به شهید «عمار بهمنی» از شهدای مدافع حرم استان فارس اختصاص دارد.
شهید عمار بهمنی
تاریخ و محل تولد: ۲۵/۶/۱۳۶۴ فسا
تاریخ و محل شهادت: ۲۴/۱/۱۳۹۵ شهرک العیس- حلب سوریه
عمار در سال ۱۳۶۴ در شهرستان فسا و بعد از برادرش یاسر به دنیا آمد. پدرش در همان ایام در جبهههای جنگ به سر میبرد. شهید بهمنی که در سنین کودکی با آموزههای قرآنی آشنایی یافته بود، در سنین جوانی به خصلتهای باحیایی، با ارادگی، مسئولیتپذیری و اهل مطالعه بودن شناخته شد.
برخی شبها تا صبح بیدار میماند و بعد از نماز صبح میخوابید تا اینکه سال ۹۴ شهید بهمنی مشتاق حضور در جبهههای دفاع از حرم شد.
پدر شهید بهمنی پاسدار بود و حضور فعالی در جبههها داشت و همین مسئله باعث شده بود که عمار از کودکی با فرهنگ ایثار و شهادت آشنا شود و از همان دوران آرزوی شهادت در دلش جوانه بزند.
مادرش فکر نمیکرد عمار روزی بخواهد به قصد جنگ به سوریه برود، آن هم پسری که در آسایش و رفاه بزرگ شده بود؛ اما او با بصیرت و آگاهی میخواست به سوریه برود و در مورد دانش نظامی از قبل مطالعات بسیاری کرده بود.
شهید بهمنی در تاریخ ۲۰ اسفند سال ۱۳۹۴ به صورت داوطلبانه برای مبارزه با تروریستهای تکفیری عازم سوریه شد و حدود یک ماه بعد در روز ۲۴ فروردین سال ۱۳۹۵ در مسیر دفاع از حرم اهل بیت(ع) در منطقه حلب سوریه به شهادت رسید. به گفته یکی از همرزمانش، مهاجمان جبهه النصره در نزدیکی آنها یک خمپاره زدند که موج آن همه جا را گرفت. پس از مدتی از همرزمان سراغ عمار را گرفتم. جانشین گردان جایی را به من نشان داد. به سرعت دویدم و به بالای سر عمار رسیدم. غرق در خون بود. ترکش به قسمت گیجگاهش اصابت کرده بود و صورتش خونین شده بود.
پیکر مطهر این شهید مدافع حرم در روز ۲۶ فروردین وارد میهن اسلامی شد و پس از تشییع باشکوه در شهرک شهید محلاتی تهران به زادگاهش فسا منتقل و در آنجا به خاک سپرده شد. او در موقع شهادت ۳۱ ساله بود.
خاطره شهید از زبان دوستش:
- عمار بسیار بخشنده بود و به دنیا وابستگی نداشت. هرکجا که احساس میکرد میتواند کمک کند، حضور داشت. اگر در خیابان نیازمندی را میدید، برای کمک به او خالصانه پیشقدم می شد و هر چه به همراه داشت، به او میبخشید. حتی اگر خود به آن مبلغ نیاز داشت. به عمار میگفتم به پول خود احتیاج داری، چرا تمام آن را میبخشی؟ مقداری را ببخش و بقیه را برای خودت نگهدار! یک جمله در جواب من گفت: نه! اگر که به آدمها کمک کنیم، دعای خیرشان در حق ما برآورده میشود و عاقبت به خیر میشویم.
- با هم به مشهد رفتیم. داخل حرم بودیم که میخواستم به سمت ضریح بروم. عمار گفت: کجا میروی؟ بنشین همین جا. امام رضا(ع) همین جاست. نمیخواهد جلو بروی و آن همه مردم را اذیت کنی که دستت به ضریح برسد. خبر نداری از همینجا هم امام را میتوانی زیارت کنی؟ خودش بیتکلف و بی ریا جلوی ضریح که رسید، گوشهای را پیدا کرد و همانجا روی زمین نشست. رو به ضریح کرد و گفت: السلام علیکم ...
حال خوش معنوی عمار مثال نزدنی بود و به دل مینشست.
وصیتنامه شهید عمار بهمنی
با عرض سلام و احترام خدمت مولا و مقتدایم حضرت ولیعصر(عج) و سلام بر سلاله پاک رسول الله(ص) حضرت امام خامنهای، رهبر شجاع و مقتدر، که خاری است در چشم دشمنان دین اسلام و عرض سلام خدمت همه شهدا از صدر اسلام تا به امروز...
خدا را شاکرم که توفیق را نصیب این بنده حقیر و کمترین کرد تا پا جای پای شهدای بزرگ همچون «همت»، «صیاد»، «باکری»، «ستوده»، «جاویدی» و دیگر شهدای عزیز بگذارم؛ همانهایی که سالیان سال الگوی من در زندگی بودند.
اگر چه به اقتضای سن کم در طول هشت سال دفاع مقدس مردم ایران، امکان حضور برایم در جبهههای حق علیه باطل وجود نداشت؛ توفیقی نصیبم گردید تا بتوانم در جبهه مبارزه با صهیونیسم جهانی که کمر همت برای نابودی اسلام و خصوصا شیعیان بستهاند، قدمی برداشته، خدمتی انجام دهم. امیدوارم که بتوانم سهم کوچکی در نابودی این دیوصفتان بدمَنش بردارم و در جهت تقویت جبهه مقاومت که همان جبهه اسلام ناب محمدی است، مؤثر واقع شوم.
از خدا میخواهم چنانچه مصلحت میداند، توفیق خدمت را در این راه بارها و بارها نصیبم کند تا به ندای «أین عمار!» رهبرم لبیک گفته باشم و در نهایت، سرنوشت شهادت را برایم رقم بزند تا شرمنده شهدا نباشم.
اما سخنی نیز با مردم فهیم ایران دارم: همه ما معتقد به ظهور امام عصر(عج) هستیم و این امر نهایتا محقق خواهد شد. اگر بخواهید در زمان ظهور شرمنده آن حضرت نشوید، پشتیبان ولایت فقیه و تابع فرامین ایشان باشید و این سید مظلوم را تنها نگذارید که اگر خدای ناخواسته در این زمینه کوتاهی کنید، قطعا در روز ظهور پشیمان هستید و آنوقت دیگر قابل جبران نخواهد بود. سخنی هم با پدر و مادر و برادر و خواهرم دارم که چنانچه احیانا آنها را ناراحت کردهام، مرا ببخشند و حلال کنند و از سر تقصیرات من بگذرند. خواهرم! توقع من از تو صبوری، استقامت و حجاب برتر است. از همه دوستانم هم می خواهم که مرا حلال کنند.
با آرزوی توفیق و سلامتی برای همه خدمتگزاران به مکتب اسلام عزیز
عمار بهمنی
فروردین ۱۳۹۵
انتهای پیام
بسمه رب شهدا