نوشتن و گفتن درباره سلوک، عرفان و عبادت حضرت امام زینالعابدین(ع) آن هم در سالروز میلادِ مُوفورُ السُرورِ آن وجود نازنین و امامِ عارفین کاری بس دشوار و خارج از عهده ماست، اما خود ائمه اطهار(ع) سفارش به آموختن و نشرِ کلام و معارفِ اسلام و بزرگان دین داشتهاند.
برای نمونه و سند این گفتهام در روایتی از حضرت امام صادق(ع) سؤال شد کدام مرد افضلتر است؟ مردی که سخنان شما را نشر میدهد و آن را در دل شیعیان استوار میکند یا مردی عابد که چنین نیست؟ امام(ع) فرمود: آنکه سخنان ما را نشر دهد و آن را در دل شیعیان استوار سازد از هزار عابد برتر است. [سند روایت در کتاب اصول کافی جلد اول، صفحه ۳۳ حدیث ۹] است.
القاب شریف امام که بیانگر خصلتهاى نیکو و سجایای اخلاقی و گویاى صفات برجسته و مکارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنین است.
زینالعابدین: این لقب را جد بزرگوارشان رسول خدا(ص) به ایشان مرحمت فرمودند و به دلیل عبادت فراوان ایشان بود که این لقب را به حضرت دادند و به قدرى به این لقب معروف و مشهور شدند که به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان کسى به این لقب نامیده نشد و حقا که ایشان زینت هر عبادتکننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطیع خدا بودند.
ذوالثّفنات: امام سجاد(ع) از آن رو به این لقب نامیده شدند که بر مواضع سجده حضرت، آثارى چون پینههاى زانوى شتر ظاهر میشد. امام باقر(ع) فرمودند: «پدرم در مواضع سجدهاش، آثارى برآمده داشت که هر سال دو نوبت آنها را مىبرید؛ در هر نوبت پنج پینه را، از این جهت او را ذو الثّفنات گفتند.» [سند در کتاب وسائل الشّیعه: جلد ۴ صفحه ۹۷۷]
سجاد: از جمله القاب شریف آن حضرت که بدان شهرت داشتند، لقب «سجاد» است و این به خاطر سجدههاى فراوان ایشان بود.
زکىّ: به آن حضرت لقب زکى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاک و پاکیزه فرموده بود، همانگونه که از پدران بزرگوارش پلیدى را برداشته و پاک و پاکیزه قرار داده است.
امین: از جمله القاب شریف آن حضرت که بدان معروف بود، لقب «امین» است، زیرا که امام(ع) نمونه والاى این صفت ارزنده بود، ایشان میفرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشیرى را که بدان وسیله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمىگردانم».
در کتاب(مسکن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد، صفحه ۵۷) روایتی وارد شده است از این قرار: گروهی نزد امام میهمان بودند. خادم او غذای بریانی را روی اجاق آماده میکرد. وقتی که غذا را میآورد سیخهای آهنی از دستش رها شد و بر سر یکی از کودکان امام ریخت و آن کودک مُرد. امام در حالی که غلام متحیر و مضطرب بود، به او فرمود: «أَنتَ حرٌّ لِوَجهِ اللَّهِ تَعَالَی»تو آزادی برای خدای تعالی زیرا تو به عمد چنین کاری نکردی. سپس امام برخاست و به تجهیز و دفن فرزندش پرداخت».
در روایتی دیگر که در کتاب(کشف الغمة، جلددوم، صفحه۸۷) آمده است که روزی کنیزی آب بر دست امام میریخت؛ ولی بر اثر خستگی، آبریز از دست او رها شد و دست امام را مجروح ساخت. امام سرش را بلند کرد. کنیز گفت: (وَ الْکاظِمینَ الْغَیظَ)؛ «کسانی که خشمشان را فرو میبرند.» امام فرمودند: خشم خود را فرو میبرم. کنیز گفت: (وَ الْعافینَ عنِ الناسِ) «و کسانی که از مردم در می گذرند.» امام فرمودند: از تو گذشتم. کنیز گفت: (وَ اللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنینَ) [سوره آل عمران آیه۱۳۴]«خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» امام فرمودند: تو را در راه خدا آزاد کردم.
امام سجاد(ع) دریک روایت که در کتاب( الکافی، جلد دوم٬ صفحه ۸۹)آمده است، میفرمایند: «اَلصَّبْرُ مِنَ الایمانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لا ایمانَ لِمَنْ لا صَبْرَ لَهُ» صبرنسبت به ایمان به منزله سرنسبت به بدن است. کسی که صبر ندارد، ایمان ندار و نیز میفرمایند: «روز قیامت منادی ندا میزند: اهل فضیلت برخیزند! در این هنگام جمعی پیش از آنکه در مقام محاسبه قرار گیرند، بر میخیزند، به آنها گفته میشود: به سوی بهشت بروید. وقتی فرشتگان به آنها میرسند، میپرسند: کجا میروید؟ میگویند: بهشت میپرسند: چطور چنین شایستگی یافتید؟ میگویند: هرگاه مردم به ما با نادانی برخورد میکردند، بردبار بودیم؛ اگر ستم میکردند، شکیبا بودیم و زمانی که به ما بدی میکردند، میبخشیدیم. بار دیگر منادی صدا میزند: صبرکنندگان برخیزند، عدهای میگویند: ما بر اطاعت از فرمانهای خدا صبر کردیم و با شکیبایی خود را از گناه و نافرمانی بازداشتیم.
روزی امام سجاد(ع) از منزل خارج شد و با مردی روبرو شد که ایشان را دشنام داد. غلامان و دوستان حضرت به سوی مرد حمله کردند٬ اما امام به آنها فرمودند: صبر کنید. سپس به سوی مرد رفت و فرمود: بدان که آنچه خداوند از امر ما بر تو پوشیده و به آن آگاه نیستی، بیشتر است. آیا نیازی داری که به تو کمک کنیم؟ مرد خجالت کشید. سپس امام عبای خویش را بر دوش مرد انداخت و دستور داد هزار درهم به او بدهند. مرد با شرمساری عرض کرد: گواهی میدهم که تو از فرزندان پیامبران هستی.
در کتاب( ثواب الأعمال و عقاب الاعمال٬ صفحه۸۱) آمده است که: حضرت امام سجاد(ع) درباره خدمت به دیگران میفرمایند: کسی که یک نیاز برادرش را برآورد، خداوند صد نیازش را رفع میکند. کسی که اندوهی را از دل برادرش بردارد، خداوند اندوه روز قیامت را هر قدر که زیاد باشد، از او برطرف میسازد و هر کسی برادرش را که در مقابل ستم کار قرار گرفته، یاری کند، خدا او را در وقتی که قدمها میلغزد، در عبور از پل صراط یاری میدهد و کسی که به دنبال حاجت برادر مؤمنش برود و با برآوردن حاجتش، او را مسرور سازد، چنان است که رسول خدا(ص) را مسرور ساخته است و هر کس مؤمنی را سیراب کند، خدا او را از شراب سر به مُهر بهشتی سیراب میسازد و هر کسی گرسنگی برادرش را با طعام برطرف کند، خدا او را از میوههای بهشت سیر می کند و کسی که برهنگی او را بپوشاند، خدا وی را با پارچههای زر و حریر بپوشاند و اگر با اینکه برهنه نیست، او را لباسی بپوشاند، پیوسته در حفظ خدا خواهد بود تا هنگامی که نخی از آن لباس بر تن او باشد و کسی که کار مهم برادرش را کفایت کند، خداوند غلامان بهشتی را خدمتگزار او میسازد و کسی که او را بر مرکبی سوار کند، خدا او را در قیامت بر ناقهای بهشتی سوار میکند که فرشتگان به آن میبالند. هر کسی مؤمن مردهای را کفن کند، گویا او را از روز ولادت تا مرگش پوشانده است و هر کس مؤمنی را همسری دهد که مایه انس و آرامش او شود، خداوند برای او در قبرش مونسی به شکل محبوبترین افراد خانوادهاش قرار میدهد و کسی که برادر مؤمن بیمارش را عیادت کند، فرشتگان دور او را میگیرند و برایش دعا میکنند تا هنگامی که از آنجا بیرون آید و به او میگویند: خوشا به حالت و بهشت گوارایت، به خدا سوگند٬ برآوردن حاجت مؤمن در پیشگاه خدا محبوبتر از دو ماه روزه پی درپی با اعتکاف در ماههای حرام است.
وجود مقدس امام العارفین حضرت علیبن الحسین(ع) که سفارش بر رفع نیازمندی انسانها را داشتند٬ خودشان نیز در این امر مهم پیشگام بودند. چنانکه در روایتی از کتاب (بحار الانوار، جلد۴۵، صفحه ۲۷۱) اینگونه آمده که بعد از شهادت حضرت، بر مردم آشکار شد که صدها خانواده از مردم مدینه، نانخور او بودهاند و حضرت نیازمندیهای ایشان را برآورده میساختهاند.
در کتاب( کشف الغمة، جلد دوم، صفحه۷۷) در ۳ روایت یکی از آن روایتها از «محمدبن اسحاق» آمده است که او میگوید: در مدینه مردمی بودند که نمیدانستند٬ رزق و روزی آنها از کجا میآید. وقتی امام سجاد(ع) شهید شدند، آنچه را که حضرت شبانه برای آنها میبرد از دست دادند.
دومین روایت در همین کتاب٬ به نقل از ابوحمزه ثمالی آمده است که او نیز میگوید: امام زینالعابدین(ع) کیسه نان را شبانه به دوش میکشید و آن را صدقه میداد و میفرمود: صدقه پنهانی، خشم خدا را خاموش میسازد.
در سومین روایت این کتاب میخوانیم که پس از شهادت امام سجاد(ع)، هنگامی که ایشان را غسل میدادند، بر پشت گردن حضرت آثاری دیدند. از علت آن آثار سئوال کردند، گفته شد: امام کیسههای آرد را شبانه بر پشت خود حمل میکرد تا مخفیانه به فقرای مدینه برساند.
حضرت صادق آل محمد(ص) در حكايتی میفرمايند: در يكى از روزها، شخصى از مسلمانها به محضر مبارک امام سجاد، حضرت زين العابدين(ع) وارد شد و پس از عرض سلام ، به حضرت عرضه داشت: اى پسر رسول خدا٬ در فلان مجلس با جمعى از دوستان نشسته بوديم كه شنيديم شخصى نسبت به شما ناسزا مىگفت و توهين مىكرد و در بين صحبتهاى ناپسندش گفت: علی ابنالحسين(ع) گمراه و بدعتگذار است.
امام زينالعابدين(ع) پس از شنيدن سخنان آن شخص فرمود: تو حق مجلس و همچنين حق كسانى را كه با تو هم صحبت بودند، را رعايت نكردى، چون سخنانى كه در آن مجلس مطرح شده بود، امانت بود، چرا سخنان گوينده را از آن مجلس به بيرون منتقل كردى و اسرار او را فاش کردی؟ و تو حقّ مرا هم رعايت نكردى، چون چيزى كه من از ديگران نسبت به خود نمىدانستم، فاش كردى و مرا در جريان آن قرار دادى و سپس آن حضرت افزود: آيا نمىدانى كه چنگال مرگ همه انسانها و نيز ما را مىربايد و بعد از آن، همه ما زنده خواهيم گشت و در روز قيامت محشور خواهيم شد و بايد در ميعادگاه و دادگاه عدل الهى پاسخگوى اعمال و گفتار خويش باشيم، دادگاهى كه خداوند متعال قاضى و حاكم آن خواهد بود و آن گاه امام(ع) در ادامه فرمايشات و نصيحتهاى خود اظهار کرد: پس سعى كن هميشه از سخن چينى و غيبت پشت سر ديگران اجتناب و دورى كنى وگرنه همنشين سگان آتشين خواهى شد. سند این روایت در کتاب [ احتجاج مرحوم طبرسى جلد دوم، صفحه۱۴۵] است.
روش و منش٬ سیره و کلام پیشوای چهارم٬ حضرت سجاد(ع) در تعلیم مخاطب و تربیت ارادتمندان و دوستداران و شیعیان آن حضرت٬ به گونهای متبلور و تأثیرگذار است که اعتراف همگان حتی مخالفان این خاندان را در درستی راه و حقانیت مکتب اهلبیت(ع) را در برگرفته، آن حضرت در چند روایت اخلاقی که در ذیل همین مطلب خواهم آورد به صراحت راه و رسم زندگانی و سعادتمندی را به مخاطبانش میآموزد و چراغ راه و هدایت را در مسیر گمراهان قرار میدهد و از سقوط آنها در دره جهالت و گمراهی جلوگیری میکند.
قال الامام زین العابدین(ع): سادَهُ النّاسِ فى الدُّنْیا الأَسْخِیاء، وَ سادَهُ الناسِ فی الآخِرَهِ الاْتْقیاءِ. امام فرمودند: در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ ولى در قیامت سید و سرور مردم، پرهیزکاران خواهند بود. سند [کتاب بحارالأنوار: جلد ۷۸، صفحه ۵۰]
قال الامام زین العابدین(علیه الصلاة و السلام): طَلَبُ الْحَوائِجِ إلىَ النّاسِ مَذَلَّهٌ لِلْحَیاهِ وَمَذْهَبَهٌ لِلْحَیاءِ، وَاسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَقِلَّهُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَى الْحاضِر. امام فرمودند: دست نیاز به سوى مردم دراز کردن، سبب ذلّت و خوارى در زندگى و در معاشرت خواهد بود و نیز موجب از بین رفتن حیاء و ناچیز شدن شخصیت خواهد گشت به طورى که همیشه احساس نیاز و تنگ دستى میکند و هرچه کمتر به مردم رو بیندازد و کمتر درخواست کمک کند بیشتر احساس خودکفائى و بىنیازى خواهد داشت. سند[کتاب تحف العقول، صفحه ۲۱۰].
قال السجاد(علیه الصلاة والسلام): أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعات: السّاعَهُ الَّتى یُعایِنُ فیها مَلَکَ الْمَوْتِ، وَالسّاعَهُ الَّتى یَقُومُ فیها مِنْ قَبْرِهِ، وَالسَّاعَهُ الَّتى یَقِفُ فیها بَیْنَ یَدَیِ الله تَبارَکَ وَتَعالى، فَإمّا الْجَنَّهُ وَإمّا إلَى النّارِ. امام فرمودند: مشکلترین و سختترین لحظات و ساعات٬ براى انسان، سه مرحله است: ۱ ـ آن موقعى که عزرائیل بر بالین انسان وارد مىشود و مىخواهد جان او را برگیرد.۲ ـ آن هنگامى که از درون قبر زنده مىشود و در صحراى محشر به پا مىخیزد. ۳ ـ آن زمانى که در پیشگاه خداوند متعال، جهت حساب و کتاب و بررسى اعمال قرار مىگیرد و نمىداند راهى بهشت و نعمتهاى جاوید مىشود و یا راهى دوزخ و عذاب دردناک خواهد شد. سند[کتاب بحار الأنوار، جلد ۶، صفحه ۱۵۹]
قال السجاد(علیه الصلاة و السلام): ما مِنْ شَیْىء أحبُّ إلى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّهِ بَطْن وَفَرْج، وَما شَیْىءٌ أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ أنْ یُسْألَ. امام فرمودند: بعد از معرفت به خداوند چیزى محبوبتر از دور نگه داشتن شکم و عورت٬از آلودگىها و هوسرانىها و گناها نیست و نیز محبوبترین کارها نزد خداوند مناجات و درخواست نیازمندیها به درگاهش است. سند[کتاب تحف العقول٬صفحه۲۰۴]
قال الامام زینالعابدین (علیه الصلاة والسلام): مُجالَسَهُ الصَّالِحیِنَ داعِیَهٌ إلى الصَّلاحِ، وَ أَدَبُ الْعُلَماءِ زِیادَهٌ فِى الْعَقْلِ. امام فرمودند: همنشینى با صالحان انسان را به سوى صلاح و خیر مىکشاند و معاشرت و هم صحبت شدن با علما، سبب افزایش شعور و بینش است. سند[کتاب بحارالأنوار٬جلداول، صفحه ۱۴۱].
حجتالاسلام علیرضا حدادیان، دبیر مجمع نخبگان حوزوی و دانشگاهی فارس
انتهای پیام