کد خبر: 4042317
تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۷:۲۴
آیت‌الله علیدوست بیان کرد:

رابطه دوسویه انسان کامل و کتاب کامل

آیت‌الله ابوالقاسم علیدوست ضمن اشاره به رابطه دوسویه انسان کامل و کتاب کامل به بیان مشابهت‌های قرآن و امام معصوم پرداخت.

به گزارش ایکنا، بیستمین جلسه درس تفسیر قرآن آیت‌الله ابوالقاسم علیدوست، استاد درس خارج حوزه علمیه، صبح امروز بیست و یکم اسفند، به شکل مجازی برگزار شد.
در ادامه متن جلسه را می‌خوانید؛

از بحث‌هایی که کمتر در اطراف آن صحبت شده ولی به گمان ما توجه به آن هم ثمره معرفتی (یعنی غیر فقهی) دارد و هم ثمره فقهی، رابطه دوسویه انسان کامل و کتاب کامل است. درست است در عرفان اسلامی از انسان کامل صحبت شده است ولی اینکه این رابطه را با کتاب کامل ملاحظه کنند و آثار اعتقادی، معرفتی و احیانا فقهی بر آن بار کنند مشاهده نشده است.

ما شک نداریم قرآن کتاب کامل است. وقتی خداوند در تدوین کتاب کامل دارد خیلی ناموجه است در کتاب تکوین، انسان کامل نداشته باشد. از تراث اسلامی هم می‌شود این ادعا را فهمید مثلا وقتی گفته می‌شود مثل امیرالمومنین(ع) مثل «قل هو الله احد» است بعد وجه تشبیه بیان می‌شود، این می‌تواند به مطلب ما اشاره داشته باشد. ضمن اینکه این مباحث بیشتر به ذوق مربوط می‌شود و انسان باید به علم حضوری آن را در درون خودش بیابد.

نکته اول اینکه قرآن طاهر است و بر طهارت خودش گواهی می‌دهد. منظور از طهارت قرآن این است که هیچ سخن باطلی ندارد و بطلانی اگر باشد در فهم ما است، چنانکه مطهر است یعنی باطل‌زدا است و حدث روح را از بین می‌برد. انسان کامل هم که مظهرش امام است طاهر و مطهر است: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» یعنی شما مطهر و طاهر هستید. این آیه آنقدر گستره دلالت دارد که حتی برخی گفتند امام جهل و اشتباه هم ندارد. پس به حکم کریمه 33 سوره احزاب باید گفت امام هم طاهر است و به حکم رسالتی که در تبین حقایق دارد مطهر است.

راه پیدا کردن به کنه قرآن و عترت

نکته دوم؛ چطور اگر کسی بخواهد به کنه قرآن راه پیدا کند باید مطهر باشد، چنانکه قرآن می‌فرماید «لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» و با این آیه بیان می‌کند که راه پیدا کردن به کنه قرآن برای انسان‌های مطهر امکان‌پذیر است، برای راه پیدا کردن به کنه امام هم باید انسان مطهر باشد. شیخ حر عاملی در جلد دوم وسائل، بابی درباره کراهت دخول جنب در خانه پیامبر و ائمه دارد. در آنجا نقل می‌کند یکبار روز عید بود و ابابصیر جنب بود و می‌خواست به حمام برود ولی مشاهده کرد جمعی از مسلمانان خدمت امام می‌روند. ابابصیر هم همراه آنها به خدمت امام رفت. وقتی خواست خارج شود امام فرمودند ابابصیر، جنب پیش ما نیا، «أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ بُيُوتَ الْأَنْبِيَاءِ وَ أَوْلَادِ الْأَنْبِيَاءِ لَا يَدْخُلُهَا الْجُنُبُ‏». پس راه پیدا کردن به کنه قرآن و معصوم طهارت می‌خواهد.

نکته سوم؛ در ماجرای سلیمان، وقتی سلیمان می‌خواست تخت بلقیس را حاضر کند یکی از جنیان گفت من تخت را تا فلان ساعت حاضر می‌کنم ولی وصی سلیمان می‌گوید: «قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ». آیه می‌فرماید کسی که حظی از دانش داشت این قدرت تکوینی را دارد یعنی بین علم و قدرت رابطه برقرار می‌شود. علوم ما منفعل است و فقط صورت ذهنی است اما علم قرآن قدرت‌آفرین است. معرفت امام هم همین‌طور است. اگر علم به قرآن قدرت و ولایت می‌آورد باید علم به معصوم هم همین قدرت را بیاورد.

نکته چهارم؛ شک نداریم قرآن من الله است و شک نداریم یدعو الی الله و به همین خاطر خطا در قرآن راه ندارد. اگر اینطور باشد معصوم هم من الله است چون رابطه قرآن و امام رابطه دوسویه است یعنی هرچه در قرآن هست در معصوم هست و هرچه در معصوم هست در مورد قرآن صادق است.

باید افسوس بخوریم که یک اندیشمندی می‌گوید قرآن کلمات پیغمبر است، تجربه نبوی است و با فرهنگ و گفتمان پیامبر آمیخته شده است. فرض کنید یک نفر مسیحی است یا یهودی است یا اصلا مادی‌گرا است و راجع به قرآن این حرف را می‌زند ولی برای ما هضم نمی‌شود کسی که ادعا دارد مسلمان و شیعه است این حرف‌ها را بزند و «من الله» بودن قرآن را زیر سوال ببرد و نهایتا عصمت را زیر سوال برد. امیدواریم خدا همه انسان‌ها را نجات بدهد.

این بحث را با این جمله جمع کنم؛ اگر رابطه دوسویه انسان کامل و کتاب کامل را پذیرفتیم اگر قرآن «من الله» است و منصوب است، امامت هم منصوب است. ما نمی‌توانیم کتاب منصوب داشته باشیم ولی انسان کامل منصوب برای امامت و هدایت نداشته باشیم یعنی همان باور شیعی که امامت انتصابی است. اینها مباحث معرفتی و کلامی بود.

حال به آثار فقهی مسئله می‌پردازیم. اگر نباید دست بدون وضو و بدون طهارت به قرآن بخورد، نباید بدون طهارت به محضر امام شرفیاب شد. مسئله دیگری که مطرح می‌شود ورود افراد جنب یا حیض به مشاهد مشرفه است. آقایان از طریق هتک وارد مسئله شدند و می‌گویند اگر خانمی حائض است کنار ضریح نرود چون موجب هتک است. ممکن است کسی روی هتک تأمل داشته باشد. به هر حال این مسئله جای بحث و گفت‌وگو دارد.

رابطه تفسیر قرآن و هرمنوتیک

همین‌جا این بحث را ختم کنیم و وارد بحث سیزدهم بشویم. می‌توانید عنوان این مسئله را تفسیر قرآن و هرمنوتیک قرار دهید. من فکر می‌کنم نمی‌شود از فلسفه تفسیر صحبت کرد و از هرمنوتیک خصوصا هرمنوتیک فلسفی صحبت نکرد. اولا اگر هرمنوتیک را به معنای نظریه و قواعد روشمند تفسیر متن معنا کنیم، بحث هرمتونیک مخصوص قرآن نیست ولی در قرآن خیلی جای بحث دارد.

یک بحثی قبلا داشتیم که خیلی شبیه بحثی است که الآن می‌خواهیم شروع کنیم ولی متفاوت هستند. قبلا بحث کردیم آیا نهاد تفسیر لازم داریم یا نه؟ آیا قرآن متولی تفسیر می‌خواهد یا نه؟ در آنجا به سه نظر اشاره کردیم. نظری که می‌گوید قرآن متولی نمی‌خواهد، نظر دیگری که قرآن را کتاب معما می‌داند و فقط تفسیر معصوم را قبول دارد، نظر دیگر این بود که اگر روایت داشتیم بر اساس آن عمل می‌کنیم والا قرآن را تفسیر می‌کنیم. بحث الآن این است که آیا متون دینی مثل قرآن مفسرمحور است یا نه؟ آیا متون دینی مثل قرآن غیر از آنچه فهمنده یا مفسر برداشت می‌کند، واقعیتی هم دارد یا نه؟ آیا اصول فقه و روایات برای فهم قرآن کافی است؟ اصلا در نصوص دینی با یک مراد مواجهیم یا با صدها مراد؟ اصلا مفسر است که به متن معنا می‌دهد یا نه؟

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha