رمز اصلی عملیات ایذایی دشمن علیه جمهوری اسلامی، فتنه است و فتنههای مذهبی و قومی بزرگترین فتنهها وکارآمدترین آنهاست. دوگانههای عرب و عجم و شیعی و سنی از مهمترین محورهای فتنه در تاریخ اسلام بوده است. 
به گزارش ایکنا، حجتالاسلام محمدعلی میرزایی، عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی العالمیه یادداشتی درباره قتل یک روحانی در حرم رضوی به رشته تحریر درآورده و در کانال تلگرامی خود منتشر کرده است، متن را در ادامه میخوانید؛
تبیین و بصیرتافزایی در اوج فتنه ها و ابهامهایش بیش از هر زمانی نیاز جامعه ماست. ای بسا نیاز جامعه به تبیین و ضرورت آن در زمانی که هنوز هیچ دادهی قطعی در جامعه تزریق نشده بیش از وقتی است که دستهای پنهان آشکار میشود و ماسکهای جنایتکاران برداشتهمیشود و نقشههای فتنهگران برملا میگردد. از این رو تا خونهای پاک و مظلوم صحن رضوی خراسان بر سنگفرشهای آن هنوز تازه است لازم است در راستای تبیین حادثه چند نکته تمهیدی ذکر کنیم. گرچه حادثه بقدری عجیب وغریب و بزرگ است که همین حالا صدها صفحه در باره ابعاد قابل مشاهده آن میشود نوشت:
۱. لازم است که تمرکز بر تحلیلها بر کانون اصلی و کنه حادثه باشد. پرداختن به حواشی و به خطا رفتن در آنها میتواند پازل دشمن را کامل کند. اما در این، تردیدی نیست که قتل در حرم، آن هم قتل روحانی شیعی در حرم امام رضا توسط فردی احتمالا با هویت قومی ومذهبی مختلف، یکی از بزرگترین وپیچیدهترین حوادث هدایت شده را رقم زده است.
۲.نگاه گذرایی به شرایط زمان، مکان و انتخاب اشخاص و نحوه اجرای جرم و ماهیت قربانیان در کنار دیگر حیثیات، ابعاد واطراف جنایت بزرگ در حرم کافی است که اطمینان پیدا کنیم، مقیاس آن کاملا جهانی است. از آغاز باید سطح تحلیل ما از حادثه معطوف به افق ها و بردها و عملیاتهای جهانی باشد.
۳.محور اصلی جنابت، برخورد با جمهوری اسلامی است. هر امر دیگری هر قدر مهم و حتی مرتبط اما در مراتب ثانوی است. حتی فتنه مذهبی یا تضعیف روحانیت مذهب یا تضعیف شعائر مذهبی وامثال آنها علی رغم اهمیت ورود به آنها اما هدف و مقصد اعلای آنان سست کردن پایه های جمهوری اسلامی است.
۴. رمز اصلی عملیات ایذایی دشمن علیه جمهوری اسلامی، فتنه است و فتنههای مذهبی و قومی بزرگترین فتنهها وکارآمدترین آنهاست. دوگانههای عرب و عجم (فارس و عرب) و شیعی و سنی از مهمترین محورهای فتنه در تاریخ اسلام بوده است. هنوز هم شعلهورکردن این دو محور بزرگترین آرزوی راهبردی دشمن است. بویژه آنکه دشمن میبیند که در کشور ما و نیز در منطقه وضعیتهایی پدید آمده ونقطههای ضعف و قوتی رخ داده که پیشبرد طرحهای فتنه مذهبی به گزینه طلایی وقابل اجرای او تبدیل گشته است. در یاد داشتهای دیگری به این موارد وتحولات میپردازیم.
۵. طرح تقریب مذاهب برغم اهمیت راهبردی آن در دستگاه کلان مدیریتی کشور اما فراتر از ممیزی برخی واژگان در کنشگران رسانه و سیاست رسمی جمهوری اسلامی نرفته است. در واقع فرهنگ سازی شدید و حاد مذهبی همچنان در دستور عمل همه ماست. شیعیان واهل سنت هر دو جامعه در جمهوریاسلامی رفتار و نگرش حاد مذهبی دارند. هیچ کدام در نزد دیگری، برادر دینی و شریک ملی و برابر در امر مدنی تلقی نمیشود. دشمن دقیقا نقشههای بزرگ خود را از این نقطه سیاه شروع میکند.
۶. طرح دشمنان انقلاب اسلامی در دهه نخست، مبتنی بر دوگانه ایرانی و عربی بود. صدّام جنایتکار با حمایت نامحدود سران عرب خلیج فارس و با نقشهریزی استعماری قدرتهای بزرگ، صرفا مجری بود. جنگی هشتساله با تحمیل هزینههای غیر قابل جبران و مسمومسازی فضای جهان اسلام نسبت به چیزی که از آن تحت عنوان تهدیدهای صدور انقلاب خمینی یاد میکردند و نیز مینگذاری مناسبات انقلاب با جهان اسلام و پدید آوردن زمینههای التهاب، فتنه، منازعات و برخوردهای بیشتر در آینده، نتیجه آن شد.
ما خطرهای معاهده مثلا سایسپیکو و قابلیتهای انفجار در مرزهای جغرافیایی را درک میکنیم، اما نسبت به قابلیتهای فتنه خیزی و درگیریهای فرهنگی که دشمن با ابزار نرم وشبیخونهای رسانهای آرام آرام در ذهنیتها پدید میآورد غالبا غافلیم. یک نمونه چنین زمینهسازیهای نهفته، مذهبی سازی بحران جمعیتی کشور بود. ناگهان موجی از سخنان و مواضع تند علیه تلاش اهل سنت در توسعه جمعیتی و ضرورت اقدام فوری توسط شیعیان برای جبران، سراسر جامعه را فراگرفت.
به نظر موضوع سادهای است، اما دستهای دشمن در استفاده حداکثری از این امر کاملا مشهود است. رقابت مذهبی برای فرزند آوری هیچ نسبتی با ضرورت منطقی ازدیاد جمعیت ایران و ارزشهای راهبردی و انکار ناپذیر افزایش حساب شده جمعیت که بحق در تأکیدات حکیمانه رهبری دیده می شود ندارد.در نگاه ایشان، مساله اصلی ایران است نه بخشی از آن و حتی سرنوشت کل جهان اسلام است که نباید در دام فروپاشی جمعیتی در سطح جهان گرفتار شود. پیر شدن جمعیتی امت اسلام یک فاجعه در مقیاس تمدنی است. حال، این امر را به خوراکی برای فتنهگری مذهبی و التهاب آفریتی میان مسلمانان یک ملت و کشور تبدیل کنیم نشانه بیتوجهی به پازل دشمن است. از این نمونهها میتوان بسیار برشمرد.
۷. ما از نفوذ و خطرهای بزرگ آن در حجم خوبی گفتهایم. تبیین ابعاد نفوذ ابتدا در بیانات روشنگر رهبری به بهترین شکل و عمیقترین محتوا و کارآمدترین کارزارش آمد و سپس موجی از تبیینهای بعدی در منابر و رسانهها به جامعه تزریق شد. کار ارزشمند و مهمی بود. اما از امر دیگری کمتر گفتیم و بخشی از تبیین در واقع صورت نگرفت وآن مساله (نفوذپذیری) است. ابعاد این موضوع به قول مالک بن نبی که مبتکر واژه قابلية الاستعمار (استعمارپذیری) بود دارای بار روانشناخت در جامعه ما و عنصری داخلی است. نفوذ، کار ونقشه دشمن است اما نفوذپذیری کار و قابلیت ماست.
نفوذپذیری زمینهساز نفوذ است و تا نباشد آن هم نیست. ما همواره بر نفوذ دشمن تاکید داریم و خوراک صدها سریال شبیه گاندو را در اختیار داریم و محتوای آنها را تولید کردهایم اما گاندوهای نفوذپذیری را چه زمانی تولید خواهیم کرد؟ نیز علیه فتنه و فتنهگر کارهای خوبی کردهایم و گرچه در این باره نه مطالعات و تحقیقات و نه برنامههای عملیاتی و فرهنگی در سطح قابل قبولی نیست اما تا حدود خوبی در ادبیاتمان بر آن تمرکزهایی داشتهایم، اما نه تنها در مبارزه با فتنهپذیری کار درخوری نکردیم بلکه با حجم انبوه محصولات کاملا در راستای ایجاد پنهان فتنه برنامههای فتنهستیزی خود را هم کاملا خنثی کردهایم. بزرگواری اخیرا از یکی از برنامههای ماه مبارک استعفا دادند. گفتند مردان سایه در رسانه ملی یا خارج آن باعث استعفای ایشان است و استعفای خود را مصداق جهاد تبیین دانستند. در حالی که ضمن تقدیر از نقشهای تبیینی خوب ایشان اما در بخشی از تبیینهای خود، به فتنهپذیری کمک کردند. فتنه نکردند. روشن است. ایشان به مقدسات دیگر مسلمانان که احتمالا جنایتکاران اخیر در حرم مدعی حمایت از آنان هستند توهین ننمودند. البته که از سیمای جمهوری اسلامی غالبا اجازه توهین به مقدسات داده نمیشود اما آیا ادبیات تند و انتقادی ایشان مصداق خوراک دادن به مردان سایه از جنس دیگری که به دنبال مسموم سازی فضای اهل سنت علیه جمهوری اسلامیاند نبود؟ به نظر بنده چرا بود. تبیین مکتب اهل البیت علیهم السلام و تبیین سیره حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام باید با تمرکز بر (محاسن کلامنا) باشد. دست کم در رسانه ملی (و نه شیعی) مراعات این امر ضروری است. اگر مراجع بزرگوار شیعه نهضت تبیین را با رویکرد ایشان از موضع مرجعیت مذهب شیعه پیگیری کنند دارای توجیه است اما رسانه ملی در واقع موضع کل نظام و ملت است. سیاستنامه رسانه ملی کشوری با ملیونها مسلمان غیر شیعی با رسانه مرجعیت شیعه در برخی از بندها و مادهها دارای اختلاف است.
به هر حال مشکل ما فقط در فتنه و فتنهگر نیست بلکه در ادبیاتی که قابلیتهای فتنه والتهاب درست میکند هم هست. اگر نفوذپذیری و فتنهپذیری و زمینهها وقابلیتهای آنها از بین برود آنگاه دشمن قادر به ایجاد فتنه و جذب نفوذی نخواهد بود و نقشههایش برباد میرود.
انتهای پیام