على و خديجه(سلامالله علیهما) نقش مؤثرى در ساختن تاريخ اسلام دارند. اگر فداكاريهاى اين زن- كه از پيغمبر پانزده سال بزرگتر بود- نبود، از نظر علل ظاهرى مگر پيغمبر مىتوانست كارى از پيش ببرد؟
تاريخ ابن اسحاق يك قرن و نيم بعد از هجرت راجع به مقام خديجه و نقش او در پشتيبانى از پيغمبر اكرم و مخصوصاً در تسلّى بخشى به پيغمبر اكرم(ص) مىنويسد:
بعد از مرگ خديجه كه ابو طالب هم در آن سال از دنيا رفت، واقعاً عرصه بر پيغمبر اكرم تنگ شد ... تا آخر عمرِ پيغمبر ، هرگاه اسم خديجه را مىبردند، اشك مقدسشان جارى مىشد. عايشه مىگفت: يك پيرزن كه ديگر اين قدر ارزش نداشت، چه خبر است؟ مىفرمود: تو خيال مىكنى من به خاطر شكل خديجه مىگريم؟ خديجه كجا و شما و ديگران كجا؟!
اين زن واقعاً مصداق يار غمگسار بود و از نظر روحى به قدرى با رسول خدا انطباق داشت كه بايد گفت در جهان نظير نداشت. اين زن، بسيار فداكار و عاقله بود؛ مالش، جانش، هستىاش، خوشى، سعادت و همه چيز خود را به پاى رسول اكرم ريخت.
انتهای پیام