کد خبر: 4051693
تاریخ انتشار: ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۲۰:۲۴

استاد دروس سطح عالی حوزه با اشاره به اینکه جبر و اختیار در زندگی مطلوب، تمام داشته و سرمایه ماست، گفت: در عالم هستی آن وجودبخشی را خدای متعال داده و این اختیار من است که بناست زندگی را رقم بزند، من با اختیارم تصوراتم را شکل می‌دهم و همین تصورات زندگی من را می‌سازد.

حجت‌الاسلام علی رضائیان، استاد دروس سطح عالی حوزهبه گزارش خبرنگار افتخاری ایکنا، حجت‌الاسلام علی رضائیان، استاد دروس سطح عالی حوزه، یکم اردیبهشت‌ماه در برنامه تلویزیونی «بدون توقف» در خصوص اینکه آیا ما خصوصیت بدی را هم از خالق دریافت کرده‌ایم؟ گفت: وقتی در مورد صفات خدا صحبت می‌کنیم، می‌گوییم او غنی به ذات است، یعنی بهترین بی‌نهایت است، اگر بگوییم صفت بد یعنی نقص، پس این نقص در خالق جایی ندارد، پس اگر نقصی در من است و بدی و گناه را می‌توانم به خدا نسبت دهم؟ خیر. چون او فرصت رشد و مجال انتخاب را به ما داده و لازمه این انتخاب نیز اختیار است. خیلی‌ها همین جا دچار انحراف شدند چون اینجاست که انسان سبک زندگی خودش را انتخاب می‌کند.

وی در ادامه تصریح کرد: راه اول برای رسیدن به زندگی مطلوب نوع تفکر است، در واقع اولین مؤلفه زندگی مطلوب نوع نگاه مطلوب است، اگر این نباشد زندگی مطلوب هیچ‌گاه شکل نمی‌گیرد، یک موجودی را تصور کنید که ما خلق کردیم و به او اختیار دادیم، ما هر لحظه باید به او وجود و هستی بدهیم، حالا لازمه انتخاب داشتن این است که مثبت و منفی رو به رویش باشد، اما این کسی که خلق کرده و وجود هم می‌دهد آیا به هر دو امر خوب و بد رضایت دارد؟ نه، چون او تنها طالب خوبی‌هاست. 

این کارشناس دینی با اشاره به اینکه به رضایت خدا شریعت می‌گویند، اظهار کرد: شریعت یعنی خوب و بد از هم تشخیص داده شود، خالق می‌گوید اگر خوب را می‌خواهی انتخاب کنی به تو وجود می‌دهم، چون خودم خواستم که اختیار داشته باشی، حالا این خالق نمی‌تواند موقعی که من می‌خواهم بد را انتخاب کنم این وجود و اختیار را از من بگیرد، اگر اختیار دادی لازمه آن این است که بتوانم خوب و بد را انتخاب کنم، اما رضایتش فقط می‌تواند به خیر باشد. آن ذره حالا می‌گوید من اختیار دارم، سؤال این است که این اختیار از کجا وجودبخشی می‌شود؟ اگر انسان بداند که این اختیارش در راستای وجودبخشی خداست خیلی فرق می‌کند با آن نوع نگاه که می‌گوید من آزاد مطلقم.

رضائیان در ادامه گفت: در اینجا وقتی می‌خواهم کاری کنم خجالت می‌کشم که او خودش به من وجود داده، کار خوب و بد را هم که به من نشان داده پس چرا کار بد را انتخاب کنم، در حالی که الان دنیا ماحصل آن نوع نگاه است که من همه کار را انجام می‌دهم و من فاعل همه چیز هستم و همه چیز به دست من رقم می‌خورد، به همین دلیل است که کار دنیا به اینجا کشیده است.

وی در پاسخ به این سؤال که «شیطان و نفس عماره کجای این زندگی قرار دارند» تصریح کرد: این اختیار یعنی اینکه خواست ما در رفتارمان مؤثر باشد، این در مقابل جبر است اما وقتی می‌خواهم خواستم فرمان دهد دو مؤلفه اصلی وجود دارد که یکی شناخت ماست، یکی غرائز ما، ما همیشه در کشاکش این دو هستیم، یکی از مؤلفه‌های زندگی مطلوب این است که شناخت‌های ما باید غرایز را مدیریت کنند و خیلی وقت‌ها ممکن است این کار را نکند چون غریزه محکم‌تر و تربیت نشده است، و ما همیشه به غرایز بها داده‌ایم، پس باید یکی قوتش بر دیگری غالب شود اگر غریزه حاکم شد زندگی مطلوب اتفاق نخواهد افتاد چون غریزه جایی کم می‌آورد و ظرفیت محدودی دارد.

این استاد دانشگاه در پاسخ به این سؤال که «جایگاه جبر و اختیار در زندگی مطلوب کجاست» یادآور شد: جبر و اختیار در زندگی مطلوب داشته و سرمایه ماست، در عالم هستی آن وجودبخشی را خدای متعال داده و این اختیار من است که بناست زندگی را رقم بزند، اما اتصالش با مقدمات ما چیست؟ منی که حب به ذات دارم، هر کار خوبی که انجام می‌دهم با اختیار خودم انجام می‌دهم. اینجاست که بزرگترین نعمت در زندگی مطلوب این است که انسان به خودش تلنگری بزند که هر کار خوبی که می‌کنم برای خودم می‌کنم، آن وقت دیگر از دیگران طلب ندارم و وقتی از دیگران توقع نداشتم خیلی از مشکلات حل می‌شود چون ما از خدا هم طلب داریم چه برسد به مخلوقات.

رضائیان با اشاره به اینکه مولا علی(ع) می‌فرمایند «اگر خوبی می‌کنی توقع نداشته باش چون به خودت کمک کرده‌ای» ادامه داد: اینجاست که خدا می‌فرماید «به واسطه آن کار خیری که انجام دادی من شر بزرگی را از تو دور می‌کنم، چون حتی اگر اتفاقی بخواهد بیفتد اسبابش را من فراهم کردم» همین است که می‌فرماید «من اسباب شفاعت را هم فراهم کردم.» انسان یک جایی هنور اسباب رشدش فراهم نشده، اما یک جایی اسبابش را فراهم کرده و بقیه را خدا از باب رحمتش کمک می‌کند. حالا این جبر و اختیار را ضمیمه کنید به زندگی مطلوب و اینکه هر کار خیری برای زندگی خودم آورده داشته است.   

وی در پایان با تأکید بر اینکه یکی دیگر از ارکان زندگی مطلوب این است که من واقعی فکر کنم و این هم در اختیار من است، گفت: من با اختیارم تصوراتم را شکل می‌دهم و همین تصورات زندگی من را می‌سازد، انسان تمام سرمایه‌اش امید است، امید کجا شکل می‌گیرد؟ در تصورات انسان، حضرت علی(ع) در دعال کمیل می‌فرماید «خدایا رحم کن به کسی که تمام سرمایه‌اش امیدهایش است»، لذا باید ببینیم به چه چیزهایی دلبستگی داریم، اگر دلبستگی ما با رکن‌های زندگی مطلوب سازگار بود که خوب زندگی مطلوب‌مان را شکل دادیم، اما متأسفانه ما اغلب دل بستیم به چیزهایی که افول می‌کنند، لذا اغلب اضطراب‌ها و مسائل ما در زندگی به دلیل انتخاب‌های غلطی است که در دلبستگی‌ها داریم.

حدیثه سوختانلو

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: