
به گزارش ایکنا از اصفهان، محمدرضا رهبری، نویسنده و کارگردان تئاتر در چهارمین نشست «تابستان داغ سینما» که روز گذشته، 28 تیرماه با نمایش فیلم «سخنرانی پادشاه» در پردیس سوره حوزه هنری اصفهان برگزار شد، به موضوع تاریخگرایی جدید در سینما پرداخت و اظهار کرد: فیلم «سخنرانی پادشاه» در تلاش برای بازگو کردن روایت خانواده سلطنتی انگلستان نیست، بلکه روایت شخصی را بازگو میکند که دیگران او را نمیبینند و ضعیف و در حاشیه است. فیلم، قصه را به شیوه دیگری روایت میکند و در این شیوه، توجه معطوف به افرادی است که در حاشیه قرار دارند. در میان آدمهای فیلم، پادشاه از همه مهمتر است، ولی ما قصه او را نمیشنویم، بلکه قصه آدمی را میشنویم که بقیه او را طرد میکنند. این نشان میدهد که شیوه بیان فیلم متفاوت از شیوه سنتی است و از این منظر، به سمت تاریخگرایی نوین حرکت میکند.
وی افزود: ما ایرانیها با تاریخگرایی نوین به شکل دقیق و آکادمیک در دهه 70 و از طریق عباس میلانی، نویسنده کتاب «تجدد و تجددستیزی در ایران» آشنا شدیم. وی در این کتاب توضیح میدهد که پرداختن صرف به هیئت حاکمه و فراموش کردن مردم و زندگی روزمره آنها، شیوه سنتی و تاریخگرایی نوین دقیقاً عکس آن است، یعنی به کسانی توجه میکند که در حاشیه هستند. از زمانی که با تاریخگرایی نوین آشنا شدهایم، شاهد چاپ و انتشار خاطرهنگاریهای دوره صفویه و قاجار و اعترافنامههای تازهمسلمانان دوره صفویه هستیم که از زندگی عامه مردم میگویند.
این نویسنده و کارگردان تئاتر تصریح کرد: فیلم «سخنرانی پادشاه» یک متن تاریخی است، همانطور که هر روایت تاریخی در هر قالبی که باشد، یک متن به حساب میآید. این متن تاریخی با عنوان «سخنرانی پادشاه» با آنچه اسناد میگویند، متفاوت است، چون به جزئیاتی اشاره میکند که در اسناد نمیبینیم و ممکن است با واقعیت متفاوت باشد. تاریخ، نقل رویدادهایی است که برای افراد اتفاق میافتد و دید انسانی ما را وسیع و آگاهیمان از زندگی انسان را عمیق میکند. تاریخنگاری سنتی، به روایت طبقه حاکم و افراد صاحب قدرت سیاسی میپردازد و در تاریخگرایی نوین، قصه آنهایی که در حاشیه هستند، سرکوب و فراموش شدهاند، و در چشم دیگران نیستند و دیده نمیشوند، روایت میشود.
وی ادامه داد: تاریخ وابسته به تحولاتی است که اتفاق میافتد و وقتی تغییر میکند، فهم آن نیز متفاوت میشود. در دوران ما، تاریخ متحول شد و به تبع آن، فهم تاریخی نیز تحول پیدا کرد. چپها قدرت را رابطهای عمودی بهصورت حاکم/محکوم یا ظالم/مظلوم میبینند، ولی فوکو میگوید قدرت همه جا وجود دارد و اولین خطای ما این است که برای درک قدرت، سراغ نهادهای رسمی میرویم، حال آنکه در هر جایی میتوان به سراغ قدرت رفت و اولین آن، رابطه با خود است.
رهبری اضافه کرد: قدرت در جاهایی فاقد سوژه است. در نگاه سنتی، از روح مرکزی یا روح حاکم بر زمانه صحبت میشود، ولی نگاه فوکویی میگوید هر جا انسان هست، قدرت نیز وجود دارد، ضمن اینکه قدرت همیشه هم منفی نیست و در مواردی باعث تولید، پویایی، تحرک و رشد نیز میشود. با توجه به فراگیری و همهجایی بودن قدرت، هیچ فضایی آزاد از آن وجود ندارد. همچنین باید به عدم تفکیک قدرت از معرفت و حقیقت اشاره کرد و گفت، هیچ دانشی بیرون از قدرت نیست. این مبانی، تاریخگرایی نوین را بهوجود میآورد.
وی درباره اصول تاریخگرایی نوین، گفت: اولین اصل این است که شناخت تاریخ ممکن نیست. تاریخ و روایت، هر دو از گذشته صحبت میکنند، اگرچه تفاوتهای زیادی با هم دارند. درباره آنچه در گذشته بوده، نمیتوان گفت عیناً چه اتفاقاتی رخ داده است، چون درباره بخشهایی از آن کسی نبوده تا نظارت کند. بنابراین، عینیت آن را نمیتوان ثابت کرد، ولی امکان بازنمایی وجود دارد.
این نویسنده و کارگردان تئاتر بیان کرد: یکسری دستنوشته و روایت درباره جرج ششم، پادشاه انگلستان وجود دارد که یک فیلمساز آنها را به متنی تاریخی با عنوان «سخنرانی پادشاه» تبدیل کرده که در واقع، نوعی بازنمایی است. حتی میتوان آن را نوعی اقتباس نامید و یکی از اشکال اقتباس، فرآیندمحوری است، یعنی قرار نیست همه چیز همانطور که بوده، به نگارش درآید یا به تصویر کشیده شود، بلکه فرآیندی آزاد و رها طی میشود. وقتی نمیتوان تاریخ را عیناً منتقل کرد، آن را بازنمایی میکنیم، ولی شناخت تاریخی تغییر پیدا میکند، چون تاریخ را به زمان حال میآوریم. بنابراین، پادشاهی که فیلمساز روایت میکند، پادشاه دهه اول قرن 21 است.
وی تأکید کرد: مفهوم روح زمانه که در تاریخنگاری سنتی وجود دارد، به درک ما از تاریخ کمک نمیکند، چون درک افراد از روح زمانه با یکدیگر متفاوت است و این مفهوم از نظر آنها یکی نیست، متعدد است، ولی تاریخنگاری سنتی روح زمانه را یکی میداند. واقعیت این است که روح حاکم بر زمانه، تکصدا نیست و اگر خوب بشنویم، صدای دیگری هم وجود دارد. تاریخگرایی نوین میخواهد آن صدای شنیده نشده را به گوش ما برساند. فیلم «سخنرانی پادشاه» نیز همینطور است و به چیزهایی که مجال بروز پیدا نکردهاند، فرصت نقل و روایت شدن میدهد. بنابراین، تاریخ نه عینی، بلکه ذهنی روایت میشود و تفسیر آن نیز ذهنی است.
انتهای پیام