
بسیاری از مردم افغانستان طی سالهای جنگ سوریه با داعش برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) و مقابله با تروریستهای تکفیری عازم سوریه شدند. آنها با نام لشکر فاطمیون در میدان مبارزه حق علیه باطل قد علم کرده و در میدان مبارزه پیروزیهای بسیاری هم به دست آوردند. لشکر فاطمیون با اخلاص تمام راهی جبهههای نبرد شدند و در این مسیر مجروح، شهید و یا مفقودالاثر شدند. شنیدن بخشی از داستان شهدای مدافع لشکر فاطمیون از زبان خانوادههای آنها شنیدنی است. خانوادههایی که امروز با همان اخلاص راه عزیزانشان را صبورانه ادامه میدهند.
شکریه صابری، خواهر شهید عارف صابری از مدافعان حرم تیپ فاطمیون در گفتوگو با ایکنا از البرز ، اظهار کرد: برادرم از طرف تیپ فاطمیون به سوریه اعزام شد، او با علاقه شخصی خود به همراه جمعی از دوستانش به سوریه رفت. برادرم 22 ساله بود و در سال 92 به شهادت رسید. ما آن زمان افغانستان بودیم و قبل از شهادت با او تلفنی تماس داشتیم.
وی با اشاره به ویژگیهای اخلاقی برادرش گفت: او بسیار مهربان و کمک حال پدر و مادرم بود و برای آنها احترام خاصی قائل بود، تقریبا تمام همسایهها و دوستان از او راضی بودند.
این خواهر شهید دفاع از حرم حضرت زینب(س) را مهمترین انگیزه برادرش برای اعزام به سوریه بیان کرد و توضیح داد: برادرم زمانی که شنید داعش قصد تخریب حرم حضرت زینب(س) را دارد، تصمیم گرفت که برای دفاع از زینبیه به سوریه برود، چون معتقد بود؛ مرگ دست خداست و هر کجا که باشد به سراغش میآید، چه بهتر که با شهادت از این دنیا برود.
وی شهادت را بهترین پاداش برای برادرش دانست و گفت: من بهعنوان خواهر هیچ وقت مانع از رفتن او به سوریه نشدم، چراکه معتقدم شهادت بهترین روزی برای بردارم بود.
صابری با تأکید بر اینکه قطعا راه برادر شهیدش را ادامه خواهد داد، بیان کرد: من بهدرستی مسیر انتخابی برادرم اعتقاد دارم و اگر شرایطی مهیا شود تا زنان نیز بتوانند به دفاع از حرم حضرت زینب(س) بروند حاضرم اسلحه به دست بگیرم و از حرم بی بی جان زینب(س) دفاع کنم و با تروریستها بجنگم.
در ادامه راضیه صابری مادر این شهید مدافع حرم با به بیان خاطراتی از فرزندش پرداخت و گفت: او پسری مهربان، اهل نماز و عبادت و درسخوان بود. با علاقه خودش به سوریه رفت و راه خوبی را انتخاب کرد و من بسیار از او راضی هستم.
وی به مفقودالاثر بودن فرزند شهیدش اشاره کرد و ادامه داد: هنوز پیکر پسرم باز نگشته و امیدوارم با شناسایی او مزاری داشته باشد تا هر زمان که دلتنگ شدم بتوانم سر مزارش بروم و با او درد دل کنم.
در ادامه سیدرضا حسینی، برادر شهید سیدعیسی حسینی یکی دیگر از شهدای مدافع حرم لشکر فاطمیون از برادرش این چنین گفت: برادرم سال 94 به سوریه اعزام شد، او با عشق و علاقه و بدون هیچگونه چشمداشت مادی راهی دفاع از حرم اهل بیت(ع) شد.
وی افزود: برادرم بسیار مؤمن و معتقد بود و با اینکه تنها 22 سال داشت، به خاطر رضای خدا به جبهههای دفاع از حق در برابر باطل پیوست.
حسینی درباره اعزام برادرش به سوریه توضیح داد: زمانی که مطلع شدم او قصد اعزام به سوریه را دارد سعی کردم، به خاطر پدر و مادرم او را از رفتن به سوریه منصرف کنم، اما او گفت من پدر و مادر را به خدا میسپارم و برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) تصمیم قطعی دارم.
وی گفت: زمانی که مطلع شدیم عیسی در حلب به شهادت رسیده بهدلیل وابستگی عاطفی مادرم تا مدتها چیزی به او نگفتیم چون فکر میکردیم بسیار غمگین و افسرده میشود، اما وقتی در نهایت این خبر را به او دادیم گریه کرد و گفت خدایا شکرت که فرزندم عاقبت به خیر شد.
برادر شهید حسینی صبوری و مهربانی را بارزترین ویژگی شهید دانست و افزود: برادرم به صله رحم خیلی معتقد بودند و همیشه به ما سفارش میکرد که به فامیل سر بزنید و احوالشان را بپرسید. همچنین اردات خاصی به حضرت زینب(س) داشت و همیشه به ما میگفت که از ایشان صبر بخواهیم. در ایام محرم همیشه روضه حضرت زینب(س) میخواند و در آخر هم جانش را برای دفاع از حرم این بانوی بزرگوار فدا کرد.
انتهای پیام