
به گزارش ایکنا از اصفهان، مهدی مطیع، عضو هیئت علمی گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان در هشتادوپنجمین نشست از سلسلهنشستهای خوانش حکمتهای نهجالبلاغه که روز گذشته، ۱۶ شهریورماه در فضای مجازی برگزار شد، به شرح حکمت ۷۹ نهجالبلاغه پرداخت و اظهار کرد: در این حکمت، امام علی(ع) میفرماید: «حکمت را هر جایی باشد، فراگیرید که در سینه منافق نیز هست؛ در آنجا قرار نمیگیرد تا بیرون آید و در سینه مؤمن با دیگر یارانش آرام گیرد.» در اینجا، مولا نه به شرح مفهوم حکمت، بلکه به شیوههای انتقال و نشر آن اشاره کرده است.
وی افزود: یکی از تفاوتهای دانش و حکمت، تفاوت در شیوه نشر آنهاست که در این حکمت به آن اشاره شده، چنانکه فرایند انتقال دانش بر محورهای آموختن و نشر دادن استوار است. یعنی هر فردی میتواند تخصص و دانشی را که فراگرفته، به دانشپژوهان مرحله پایینتر از خود انتقال دهد، ولی فرایند نشر حکمت اینگونه نیست. حکمت را باید چنان فراگرفت و درک کرد که به جان بنشیند و سپس ثمر دهد. پس از آن میتوان دیگران را نیز از این محصول بهرهمند ساخت.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان تصریح کرد: حکمت مانند دانهایست که ابتدا باید در جان انسان کاشته شود و بعد از ریشه دادن و به بار نشستن محصول، دستاورد آن در اختیار دیگران قرار گیرد. نشر حکمت برخلاف نشر دانش بهگونهای است که اگر به محض دریافت منتقل شود، هیچ ثمرهای در وجود فرد باقی نمیماند، چراکه دانه حکمت فرصت کاشتن و به ثمر نشستن را نمییابد.
وی ادامه داد: نکته دیگری که مولا در این حکمت متذکر شده، تأثیر نفاق بر دریافت نکردن حکمت است. نفاق چنان اثر سوئی بر دل و جان انسان دارد که مانع به ثمر نشستن دانه حکمت میشود، ولی دل مؤمن مانند زمین حاصلخیزی است که به عالیترین وجه ممکن دانه حکمت را در خود جای داده و آن را روزبهروز بالندهتر و به درختی تنومند تبدیل میکند و انسان را به سمت دریافت ثمرات و نتایج فراوانش پیش میبرد، همانگونه که حضرت باریتعالی در آیه ۲۴ سوره ابراهیم به آن اشاره کرده است: «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ؛ آيا نديدى خدا چگونه مثل زده، سخنى پاک كه مانند درختى پاک است كه ريشهاش استوار و شاخهاش در آسمان است».
مطیع تصریح کرد: انتقال سریع و نابجای حکمت به دیگران از دو خصلت انسانی ناشی میشود؛ اول اینکه فرد عجول باشد و به سبب فزونی روحیه خیرخواهی، به انتقال سریع حکمت اقدام کند و یا میتواند نشان از منافق بودن فرد داشته باشد که منشأ آن، کسب منفعت شخصی از معنویات و خیرخواه نبودن نسبت به انسانهای دیگر است.
وی تفاوت دیگر دانش با حکمت را مبدأ این دو برشمرد و گفت: علم، ثمره سیر آیات آفاق و حکمت، ثمره سیر آیات انفس و تأمل در باطن است. اختلاف دیگر دانش و حکمت، به جایگاه آنها برمیگردد. جایگاه دانش، مغز و جایگاه حکمت، قلب انسان است، همانگونه که مولا علی(ع) در حکمت ۱۰۸ میفرماید: «لَقَدْ عُلِّقَ بِنِيَاطِ هَذَا الْإِنْسَانِ بَضْعَةٌ هِيَ أَعْجَبُ مَا فِيهِ وَ هُوَ ذَلِكَ الْقَلْبُ وَ ذَلِكَ أَنَّ لَهُ مَوَادَّ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ أَضْدَاداً مِنْ خِلَافِهَا؛ به رگ دل انسان، پاره گوشتى آويخته است كه از شگفتترين چيزهاست و آن قلب اوست كه در آن مايههايى از حكمت است و مايههايى ضد آن و خلاف آن».
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان بیان کرد: حکمت به معنای حقیقی آن، علم درست و تدبیر استوار در قرار دادن مسائل در جایگاه مناسب است. حکمت، انسان را به خدا نزدیک میکند، امور زندگی مادی و معنوی او را نظام میبخشد و از بیهودهکاری بازمیدارد؛ همانگونه که در آیه ۲۶۹ سوره بقره آمده است: «يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ؛ خدا به هر كس كه بخواهد، حكمت مىبخشد و به هر كس حكمت داده شود، به يقين، خيرى فراوان داده شده است و جز خردمندان، كسى پند نمىگيرد».
وی افزود: حکمت، خیر کثیر را عاید صاحبش میکند و در تعالی او نقش مؤثری دارد، چون جان آدمی در اثر پیوند با تن، بعضی از احکام نشئه طبیعت را میپذیرد و ملول، رنجور و افسرده میشود که با آموختن حکمت میتواند درمان شود. حکمت که در سعادت انسان نقش بنیادین ایفا میکند، بر پایه استدلال و برهان است و به دو بخش نظری و عملی تقسیم میشود. مسائلی که درباره اموری خارج از قدرت، انتخاب و اختیار بشر باشد، حکمت نظری است؛ مانند توحید، نبوت، مبدأ، معاد، جهان مجرد، عالم ملکوت، عالم ماده و... . کمال انسان در این است که پس از بحث درباره این حقایق، آنها را به خوبی بشناسد. مباحثی مانند تهذیب جان، پرورش روح، رشد اخلاقی، تدبیر منزل، اداره کردن امور خانواده، تربیت فرزند و... که تحت قدرت و اختیار بشر قرار دارد، حکمت عملی محسوب میشود. حکمت نظری از هستها سخن میگوید و حکمت عملی از بایدها و نبایدها. مسائل حکمت نظری از نوع جملههای خبری و مسائل حکمت عملی از نوع جملههای انشایی است.
مطیع حکمت را زیرمجموعه یقین دانست و گفت: یقین از منظر امام علی(ع) یکی از ارکان ایمان بهشمار میرود که در حکمت ۳۱، به آن میپردازد. اولین پایه یقین، نگاه زیرکانه و هوشمندانه است. مؤمن به هر چه در هستی مینگرد، نشانی از خدا در آن میبیند و با این نوع نگاه، حکمت آن را درمییابد. مولا در حکمت ۹۱ در عبارتی پرمعنا، موقعیت حکمت را در زندگی مادی و معنوی بشر روشن کرده و میفرماید: إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ، فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِكْمَةِ الْحِكَمِ؛ این دلها مثل بدنها خسته میشوند، پس برای رفع خستگی آنها، حکمتهای تازه را جستجو کنید».
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان حکمت را حیات قلب مرده خواند و افزود: ارواح و افکاری که بر اثر جهل همچون مردگان هیچ حرکت و اثر مثبتی ندارند، در پرتو علم و حکمت جان میگیرند، زنده میشوند و به حرکت درمیآیند. لازم به ذکر است، همانگونه که رشته و دانش فقه از تفقه در دین بسیار محدودتر است، رشته و دانش حکمت نیز که با موضوعات فلسفی ارتباط دارد، با حکمتی که مدنظر قرآن است، فاصله زیادی دارد. حکمت قرآنی، بینش، شعور و نوری الهی است و به زمینههای ذهنی نیاز ندارد، بلکه خاستگاه آن زمینههای وجودی انسان است.
وی در پایان این نشست، ضمن اشاره به پنج آیه ابتدایی سوره لقمان، هدایت و رحمت نازل شده از سوی قرآن حکیم را مختص محسنین دانست و محسنین را صاحبان ارتباطی زنده، پویا و مداوم با حضرت حق معرفی کرد.
الههسادات بدیعزادگان
انتهای پیام
عالی بود