کد خبر: 4091246
تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۴۰۱ - ۰۱:۱۶

تجلی موضوعات اجتماعی در غزلیات حافظ

حافظ شیرازی در کنار بسیاری از اندیشه­‌ها، باورها و یافته‌های معرفتی شخصی، به موضوعات اجتماعی نیز پرداخته است، بازتاب نگاه او به رجال سیاسی عصر خویش از مسائل مهم و الهام­‌بخش غزل اوست.

آرامگاه حافظ، یادروز حافظ

خواجه اهل راز، لسان‌الغیب، حافظ شیرازی همگی القاب خواجه شمس‌الدین محمد، شاعر بنام پارسی‌گوی است که با گذشت قرن‌ها از زندگی پربرکتش، همچنان نامش و اشعارش بر سرزبان‌ها و قلب‌ها جاری است. شعر او قصه عاشقانه زندگی فانی است که انسان را به‌سوی عبودیت و رسیدن به سر منزل مقصود سوق می‌دهد و شاید رمز مانایی اشعارش در طول اعصار و قرون مختلف همین باشد که به این نیاز فطری بشر توجه ویژه داشته است.

انس و الفت بی‌نظیر حافظ قرآن که طبق گفته خودش قرآن را به 14 روایت حفظ بوده است، تأثیر شگرفی بر غزلیاتش و اشعار نغز و ناب او داشته است که به‌خوبی تک تک آموزه‌های قرآن را می‌توان در اشعار و تفاسیر آن‌ها مشاهده کرد. البته نکته قابل توجه آن است که حافظ شخصیت تک بعدی نداشته است بلکه در ابعاد مختلف اشعار نابی سروده است که یکی از آن‌ ابعاد توجه به موضوعات اجتماعی جامعه روز است.

طی سال‌‎های متمادی مصاحبه‌ها و مطالب فراوانی را در خصوص ابعاد عرفانی اشعار حافظ منتشر کردیم و امروز بنا داریم به‌مناسبت فرارسیدن بزرگداشت یادروز حافظ گریزی به ابعاد اجتماعی اشعار این شاعر پرآوازه ایران اسلامی بزنیم.

بهرام شعبانی، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جهرم در گفت‌وگو با ایکنا از فارس ضمن گرامیداشت فرارسیدن 20 مهرماه‌، بزرگداشت یادروز حافظ گفت: شاعر نامدار ایران و خواجه اهل راز، حافظ شیرین­ سخن، قرن‌هاست که همدم و همدرد ایرانیان و فارسی‌زبانان بوده و امروز نیز شعر و شخصیت او، سرچشمه‌‌ای سرشار از امید و آرامش برای ماست.

وی یادآور شد: به باور زنده‌یاد استاد منوچهر مرتضوی، حافظ و دیگر ناموران فرهنگ و ادب پارسی به همان اندازه که جایگاه و بزرگی‌شان مدیون حق‌‌شناسی ایرانیان است، فرهنگ ایران و عظمت فرهنگی ایران نیز وامدار وجود آن بزرگان است.

عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جهرم تصریح کرد: انصاف باید داد بیش از آنکه این نوابغ مدیون شرایط زمان و مکان خود باشند، فرهنگ ایران مدیون وجود و نبوغ آنان است.

وی با بیان اینکه حافظ در کنار بسیاری از اندیشه­‌ها، باورها و یافته­‌های معرفتی شخصی، به موضوعات اجتماعی نیز پرداخته است، اظهار کرد: بازتاب نگاه وی به رجال سیاسی عصر خویش از مسائل مهم و الهام­ بخش غزل اوست.

شعبانی با اشاره به دیدگاه حافظ درباره امیر مبارزالدین و شاه شجاع، پدر و پسری که هر دو از حاکمان تأثیرگذار شیراز در عصر حافظ بوده‌‌اند، گفت: پدر، مردی سیّاس، بی­‌باک، تندخو، بدزبان، خون‌ریز، ریاکار و متظاهر به دین‌داری بود و زهدفروشی را از ابزارهای پیشبرد کار خود ساخته بود. نقل است که در پاسخ به این سؤال شاه شجاع که از پدر پرسیده است: هزار کس به دست شما کشته شده باشد؟ گفته 780 آدمی باشد.

وی ادامه داد: در بدزبانی پدر شاه شجاع نیز نوشته‌اند: «دشنام‌‌هایی می‌‌گفت که استربانان نیز از گفتن آن خجالت کشند.» پسر اما مردی آزادمنش، شاعر، خوش‌گذران، اهل بزم، اهل دل و بسیار خوش‌رفتار بود و به حسن فهم و محبت علما مشهور بود. او البته پس از کور کردن و حبس پدر، جانشین او شد. در مناقب او نوشته‌اند: «به لطف طبع و حسن خلق و وفور فضل و زیور ادب و حلیۀ تواضع و کمال و طینت پاک و فرط جود متحلی بود.»

عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جهرم افزود: حافظ از امیر مبارزالدین و سخت­گیر‌ی‌ها و حوادث دوران حکومت او بسیار نالیده و می‌‌توان گفت هرجا نامی از محتسب آورده، وی را در نظر داشته­ است:

اگرچه باده فرح‌ بخش و باد گل­ بیز است

 به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیزاست

ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز

 مست است و در حق او کس این گمان ندارد

وی اضافه کرد: همچنین غزلیاتی که حافظ در آن از مفاهیم سخت­گیرانه­‌ای همچون تعزیر، پرده‌دری عشاق، منع عشق، ریا، امید به تغییر اوضاع، سفارش به آسان­‌گیری متولیان امر و غنیمت شمردن دم سخن گفته نیز بیشتر با اوضاع دروان حکومت امیر مبارزالدین انطباق دارد:

دانی که چنگ و عود چه تقریر می­‌کنند

پنهان خورید باده که تعزیر می­‌کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند

عیب جوان و سرزنش پیر می­‌کنند

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز

باطل در این خیال که اکسیر می­‌کنند

گویند رمز عشق مگویید و مشنوید

مشکل حکایتی است که تقریر می­‌کنند

شعبانی یادآور شد: خواجه اهل راز، اما با شاه شجاع دوستی داشته و در غزل‌‌های بسیاری با تأکید بر نیکی‌ها و نیک­‌رفتاری­‌های او، ذکرش را در تاریخ و شعر فارسی جاوید کرده­ است؛ در غزلی او را ماه مجلس و رفیق و مونس نامیده است:

ستاره‌‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را رفیق و مونس شد

وی در ادامه گفت: در غزلی دیگر او را عیب‌‌پوش خوانده و ضمن مبالغه در بیان فرمانبری روح­‌القدس از او، برایش دعا کرده است:

رندی حافظ نه گناهیست صعب

با کرم پادشه عیب­ پوش

داور دین شاه شجاع آنکه کرد

 روح قدس حلقه امرش به گوش

ای ملک­ العرش مرادش بده

وز خطر چشم بدش دار گوش

و در دوستی با او تا آنجا پیش رفته که با تعابیری اغراق­ آمیز او را ستوده­ است:

جبین و چهره حافظ خدا جدا مکناد

ز خاک بارگه کبریای شاه شجاع

عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جهرم در پایان تأکید کرد: فارسی دفتری است ماندگار و آینه‌ای است شفاف که یادکردها و بازتاب‌های گوناگون از هر دوره از تاریخ ایران در آن به یادگار مانده‌ است.

انتهای پیام
captcha