کد خبر: 4104279
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۴۰۱ - ۱۰:۳۰
احمدرضا اخوت:

نماز و انفاق، نعمت را در مشت انسان می‌اندازد + صوت

مدیر مجمع مدارس دانشجویی قرآن و عترت دانشگاه تهران با بیان اینکه در سوره ابراهیم(ع) بحث نماز و انفاق خیلی محوری می‌شود، گفت: خاصیت کلمه طیبه این است که مرتب ثمردهی دارد، پایه‌اش هم اقامه نماز است و به پیامبر(ص) درباره نماز و انفاق دستور داده شده است. مثل اینکه این دو فعل، تله نعمت هستند، یعنی نعمت را در مشت انسان می‌اندازد.

احمدرضا اخوتبه گزارش خبرنگار ایکنا، شانزدهمین جلسه از سلسله‌جلسات دوره «توحید در مراتب رشد» ویژه مربیان، فعالان فرهنگی، فارغ‌التحصیلان، دانشجویان و دانش‌آموزان پایه دهم به بالای مساجد شب گذشته، 12 آذرماه با سخنرانی احمدرضا اخوت، مدیر مجمع مدارس دانشجویی قرآن و عترت دانشگاه تهران با محوریت سوره ابراهیم(ع) برگزار شد.

وی در آغاز سخنانش با بیان اینکه بحث نظام‌سازی موضوع اختصاصی سوره مبارکه ابراهیم(ع) است، گفت: نظام‌سازی یعنی طراحی ساختاری که به طور طبیعی به یاد خدا باشد. کار نظام‌سازی تسهیل کردن است تا شما را در فضایی قرار دهد که امکان گناه نباشد یا حداقل باشد.


بیشتر بخوانید؛


دسته‌بندی آیات سوره ابراهیم(ع)

اخوت در ادامه به دسته‌بندی آیات سوره مبارکه ابراهیم(ع) پرداخت و بیان کرد: از آیه 1 تا 5، درباره نزول کتاب و خروج از ظلمات به نور و عمدتاً درباره کتاب، صراط، رسول، تبیین و موارد اینچنینی است که هفته پیش راجع به آن‌ها صحبت کردیم. بحث صبار و شکور نیز اینجا مطرح می‌شود، بحث نعمت هم که مجموعه اینها را نعمت می‌گوییم نیز مطرح می‌شود.

مدیر مجمع مدارس دانشجویی قرآن و عترت دانشگاه تهران با ذکر این مطلب که آیه ششم «وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنْجَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِی ذَلِكُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ؛ و [به خاطر بياور] هنگامى را كه موسى به قوم خود گفت نعمت‏ خدا را بر خود به ياد آوريد آنگاه كه شما را از فرعونيان رهانيد [همانان] كه بر شما عذاب سخت روا مى‏ داشتند و پسرانتان را سر مى ‏بريدند و زنانتان را زنده مى‏ گذاشتند و در اين [امر] براى شما از جانب پروردگارتان آزمايشى بزرگ بود» در مورد فعال‌سازی نعمت به وسیله یادآوری و «إِذْ» است، گفت: اولین «إِذْ» از اینجا شروع می‌شود، یعنی کاری می‌کند که نعمت فعال شود. خصوصیت نعمتی که اینجا مطرح می‌شود رهایی از بند طاغوت است این نکته مهمی در این سوره است.

ظرفیت‌سازی به واسطه شکر

وی ادامه داد: در آیه هفتم دومین «إِذْ» سوره آمده است، «وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ؛ و آنگاه كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعا سپاسگزارى كنيد [نعمت] شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نماييد قطعا عذاب من سخت‏ خواهد بود» که درباره ظرفیت‌سازی به واسطه شکر است. خیلی جالب است که اینجا هم نعمت مطرح می‌شود، ولی به صورت شکر. بعد استفهام‌‌ها از آیه 9 تا 18 شروع هستند. دسته بعدی از آیه 19 تا 23، دسته دیگر از آیه 24 تا 27 و یک دسته هم از آیه 28 تا 30 هستند. بعد امر به پیامبر شروع می‌شود که «قُلْ» دارد.

اخوت عنوان کرد: موضوع اصلی آیات 9 تا 18 این است که نهایت حرکت انبیاء بیان می‌شود. در آیات 19 تا 23 نیز سیر خلقت گفته می‌شود. در این رهاورد حرکت انبیاء، بحث فاطریت خدا مطرح می‌شود. به هر حال یک قیامتی هست و به ایمان و عمل صالح توجه داده می‌شود. در آیات 24 تا 27 رهاورد کلمه طیبه مطرح می‌شود. اسم رهاورد را می‌گویم چون می‌خواهم بگویم که شما را به سمتی می‌کشاند که در تثبیت ایمان و ثمردهی‌اش خیلی مهم است. آیه 28 «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ؛ آيا به كسانى كه [شكر] نعمت‏ خدا را به كفر تبديل كردند و قوم خود را به سراى هلاكت درآوردند ننگريستى» دیگر حالت رهاورد نیست بلکه حالت اعراض از رهاوردهای بالا را دارد. اسمش را تبدیل نعمت به کفر گذاشته و در حکم نتیجه‌گیری است.

وی درباره آیه 31 «قُلْ لِعِبَادِی الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خِلَالٌ؛ به آن بندگانم كه ايمان آورده‏ اند بگو نماز را بر پا دارند و از آنچه به ايشان روزى داده‏ ايم پنهان و آشكارا انفاق كنند پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه دادوستدى باشد و نه دوستی» گفت: دستور به پیامبر در خصوص نماز و انفاق است. مثل اینکه این نماز و انفاق به اصطلاح علما تله نعمت است، یعنی نعمت را در مشت آدم می‌اندازد. در واقع برای جمع کردن نعمت است.

اخوت اظهار کرد: «إِذْ» بعدی در آیه 35 «وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ؛ و [ياد كن] هنگامى را كه ابراهيم(ع) گفت پروردگارا اين شهر را ايمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستيدن بتان دور دار» می‌آید. علت اینکه یک «قُلْ» وسط می‌آید به خاطر این است که عملیات حضرت ابراهیم(ع) درباره اقامه نماز به وسیله مناسک اینجا مطرح می‌شود. در واقع این دو خیلی شبیه هم می‌شوند مثل اینکه دستور به نماز و انفاق در این «إِذْ» آخر تبدیل به عملیات می‌شود. آیه 42 و آیات بعد از آن «لَا تَحْسَبَنَّ» است که خیلی هم مهم است. اولی‌اش عاقبت به خیر نبودن ظالم و انذار به ظالم بودن است. دومی انذار به حسرت و سومی هم انذار به جزا است. این سه تا امر به پیامبر در این خصوص هستند، یعنی حالت نهی دارند. در واقع این سه تا، سه موعظه مهم هستند، سه چیزی که آفت و آسیب نعمت هستند. 

وی گفت: آیه آخر نیز «هَذَا بَلَاغٌ لِلنَّاسِ وَلِيُنْذَرُوا بِهِ وَلِيَعْلَمُوا أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ؛ اين [قرآن] ابلاغى براى مردم است [تا به وسيله آن هدايت ‏شوند] و بدان بيم يابند و بدانند كه او معبودى يگانه است و تا صاحبان خرد پند گيرند» خیلی آیه عجیبی است. آیه آخر سوره را از انتها مرور می‌کند. بیان این است که «إِلَهٌ وَاحِدٌ» است، در آخر هم می‌فرماید «لِيَذَّكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ» یعنی در اثر چنین چیزی، آدم‌ها ذکرشان فعال می‌شود، این مرور اجمالی سوره بود.

ابراهیم(ع)؛ نماد فعال‌سازی نعمت

مدیر مجمع مدارس دانشجویی قرآن و عترت دانشگاه تهران با بیان اینکه وقتی می‌خواهیم حس نعمت به کسی دست دهد باید یک چیزهایی در ذهنش متبادر شود و چیزهایی هم متبادر نشود، اظهار کرد: خاصیت کلمه طیبه این است که مرتب ثمردهی دارد. پایه‌اش هم اقامه نماز است. کلمه طیبه مثل چشمه زمزم. آبی برای شما گذاشته که هیچ وقت نه بو می‌گیرد و نه می‌گندد که ثمره و پاقدمی حضور حضرت اسماعیل(ع) است. خداوند در سوره ابراهیم(ع) این پیامبر را به عنوان نماد فعال‌سازی نعمت مطرح کرده است. اگر کسی واقعاً حجش قبول شده باشد وقتی از او بپرسیم نعمت چیست؟ می‌گوید نعمت همه چیز است به شرطی که شما را به یاد خدا بیندازد و هر چیزی هم که ربطی به این جریان ندارد از اولویت‌های زندگی‌تان حذف می‌شود.

وی عنوان کرد: ممکن است انسان ظرفیت‌های یک موقعیت را خیلی نشناسد، یعنی مثلاً شما در جمع، فضا، خانه و موقعیتی و هر جایی که هستید می‌توانید کارهایی را انجام دهید و برای برخی از کارها محدودیت و ممنوعیت دارید، این دو را باید با هم ببینید. اگر این دو را با هم نبینید نمی‌توانید قدر و ارزش آن موقعیت را ببینید. اگر بگویند عطیه جمهوری اسلامی به آدم‌ها چه بود؟ اگر کسی ده‌ها مسجد بسازد کسی جلویش را می‌گیرد؟ خیلی هم از او قدردانی می‌کنند ولی اگر کسی بخواهد مغازه مشروب‌فروشی باز کند، آیا می‌تواند؟ ببینیم چه کارهایی را نمی‌گذارد و چه کارهایی را می‌گذارد. آیا کسی برای اینکه کلاس قرآن بگذارد محدودیت دارد؟ در ساختارها مثلاً ساختاری درست می‌کنید که مردم را می‌خواهید به سمت توحید هل بدهید تا افراد بتوانند یکسری کارهای خوب را انجام دهند و درباره انجام کارهای بد محدود باشند. کار خوب نشانه خدا و کار بد نشانه دور شدن از خداست.

اخوت افزود: «إِذْ»ها و «أَلَمْ تَرَ»ها را باید با هم مثل تار و پود بچینیم تا یک لباس زیبا شود. خیلی جالب است که در این سوره بحث نماز و انفاق خیلی محوری می‌شود. رُسُل آمدند برای اینکه به مردم بگویند شما خدایی دارید که دعوتتان کرده تا گناهانتان را ببخشد. انسان‌ها با فطرتشان خدا را می‌فهمند، ولی مانع دارند. کار رسول تبیین مواضع گناه است، شما گناه را که برداری توحید فعال می‌شود. دلیل انبیاء کتاب است، کما اینکه مردم دلشان می‌خواسته انبیاء کار ویژه‌ای انجام دهند در صورت که انسان‌های والا فقط برای گناه نکردن دعوت می‌کنند. آدم هم یک خیره‌سری دارد که دلش نمی‌خواهد گناه را ترک کند.

انسان گناهکار به هیچ منفعتی نمی‌رسد

وی گفت: لذتی که بیاید و زود هم برود و بعد دوباره تکرار شود، خودش عذاب است. یک آدم فهمیده می‌فهمد که وقتی لذتی می‌آید و قطع می‌شود همین چرخه عذاب است. لذت آن چیزی است که امتداد داشته باشد. اگر با کسی ارتباط داشته باشید که محبتش سینوسی باشد ـ یعنی کم و زیاد شود ـ اذیت می‌شوید، ولی کسی که حدی از دوست داشتن ثابت را دارد، قابل قبول است. ظاهر گناه لذت است مثل آن‌هایی که مواد مخدر مصرف می‌کنند، خدا نیاورد که کسی مبتلا به آن شود. کسی که در دوران عمرش گناه کند حتی بدون توجه به بحث آخرت و قیامت، در نهایت هیچ سودی نبرده و رفته رفته که عمرش به انتها می‌رود، می‌بیند که حاصل کارش پوچی است. هیچ انسانی به وسیله گناه به هیچ منفعتی نمی‌رسد یعنی همه آن چیزی که فکر می‌کند، منفعت است همه را ازش می‌گیرند و این خیلی بد است. ممکن است حالا این موضوع برایش فهم نشود، اما به عنوان تجربه بزرگترها می‌شود رویش حساب کرد.

اخوت با بیان اینکه اگر انسان گناه کند خنگ می‌شود و واقعا نمی‌فهمد، بیان کرد: من حاضرم این موضوع را برای شما اثبات کنم. گناه که کنار برود نور توحید می‌آید. گناه جلوی نور فطرت و عقل را می‌گیرد و انسان خیلی چیزهای فطری را هم نمی‌فهمد. البته توجه کنیم که انسان یک جنبه حیوانی دارد که خیلی قوی است و می‌تواند تفکر کند، حیوانیت انسان از حیوانیت بقیه موجودات خیلی قوی‌تر است، ولی یک لایه انسانی هم دارد. این خنگی که می‌گویم در فرمول‌ها نیست بلکه یعنی رابطه او با گزاره‌های فطری‌اش قطع می‌شود، اتفاقاً بعضی وقت‌ها ممکن است با گناه ذهن ریاضی هم تقویت شود، واقعاً اگر کسی مسکرات استفاده کند ممکن است بیشتر بتواند ریاضی حل کند، ولی جنبه حیوانی‌اش را تقویت می‌کند، اینها جنبه انسانی انسان نیست. جنبه انسانی‌اش بر می‌گردد به اتصالش به خدا، غیب و ... .

وی عنوان کرد: طبق معیارهایمان هر کسی یک‌سری کارها را گناه می‌داند. بعضی از چیزها را خیلی گناه می‌دانیم و بعضی برایمان در مرز شبهه قرار دارند. بعضی چیزها را حتماً می‌دانیم که گناه هستند و بر اساس معیاری که خودمان داریم توجیه‌بردار هم نیست. قاعده کلی این است که مراقبت‌هایتان را روی بخش‌هایی که یقین دارید بیاورید. تقوایتان را در این بخش‌ها تقویت کنید. آن جایی که مو لای درزش نمی‌رود، در این بخش نمره‌تان 20 باشد. وقتی این کار را کردید قدرت تمیز گناه‌های دیگر را که مخفی هستد، پیدا می‌کنید و برایتان وضوح پیش می‌آید. نوعاً آدم‌ها گول می‌خورند و راحت گناه‌ها را مرتکب می‌شوند. هر چه تقوا کم شود مرز شبه‌تان پایین‌تر می‌آید و ارتکابتان به گناه‌ها به سهولت و با دلیل اتفاق می‌افتد. این اولین مؤلفه ساختاری است که طراحی می‌کنیم. مثلاً اگر معمار هستید گناهانی که ممکن است در خانه‌ای انجام شود احصا کنید و معماری شما باید کاری کند که گناه در خانه کمتر انجام شود یا انجام نشود. ذهن فرد باید طوری باشد که محدوده‌های گناه را تشحیص دهد و گناه را هزینه‌بر کند.

اخوت در پاسخ به سؤال یکی از حاضران در مورد افراد نیکوکار ولی بی‌دین، اظهار کرد: کلاً برای آدم‌هایی که کار نیک انجام می‌دهند باید احترام خاصی قائل شد. قرآن برای دو چیز خیلی ارزش قائل است یکی برای علم و یکی هم برای احسان. در حرکت انبیاء نیز اینطور است. اگر کسی واقعاً به سمت علم برود بعید است که اهل هدایت نباشد. یکی از راه‌های عاقبت به خیری علم و احسان به دیگران است. علم یعنی اینکه فرد بنا داشته باشد حقایق عالم را کشف و جزو ذخیره‌ها و اندوخته‌های درونی خود کند. خاصیت علم این است که احساس را نسبت به هستی عوض می‌کند، اگر صرفاً محفوظات باشد به آن علم نمی‌گویند، بلکه اگر نوع نگاه به جهان را تغییر دهد علم گفته می‌شود. ممکن است کسی سطح علمش خوب باشد، ولی موانعش هم زیاد باشد.

وی ادامه داد: احسان موضع کرامت و شرافت دارد. ممکن است کافری احسان داشته باشد. کفرش سر جای خود است ولی چون احسان دارد، شرافت دارد. این احسان، خودش یک وزنی دارد. لزوم پرداختن به این بحث این است که در کارهای خیر بعضی کارها جهتش خوب است، بعضی از کارها موضوعش هم خوب است. اگر اعمال کافر بی‌قدر بود، حبط عمل برایش موضوعیت نداشت؛ بنا بر این وقتی موضع‌گیری اشتباه می‌کند، بین خودش و عملش فاصله می‌اندازد.

مدیر مجمع مدارس دانشجویی قرآن و عترت دانشگاه تهران در مورد تکلیف این جلسه گفت: در دفترچه یقینتان، فهرستی از کارهایی که گناه نیستند و مرز شبه را برای شما مشخص می‌کنند، تهیه کنید و بعد به خودشان زمان خیلی کمی دهید. در حد چند ساعت یا نهایت یک روز و عزمتان را جزم کنید تا مطلقاً دچار گناه نشوید. فهرستی هم از کارهای واجب داشته باشید که بعضی‌ها اخلاقی است و بعضی‌ها هم در احکام گفته شده است. فهرستی از کارهایی که در معرضش هستیم، بنویسیم.

یادآور می‌شود، این جلسات شنبه‌های هر هفته ساعت ۲۰ برگزار می‌شود.

علاقه‌مندان به منظور بهره‌مندی از آن‌ می‌توانند از لینک https://www.skyroom.online/ch/elmshahr/rahbarenojavan استفاده کنند یا به صورت حضوری به مسجد امام حسین(ع) واقع در تهران، طرشت، بالاتر از میدان مرحوم حسن حسینی، خیابان شهید حبیب‌الله مراجعه کنند.

کد
انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha