به گزارش ایکنا از قم، هفتادوسومین شماره فصلنامه علمی پژوهشی «پژوهشهای نهجالبلاغه» به صاحبامتیازی بنیاد بینالمللی نهجالبلاغه و مدیرمسئولی آیتالله سیدجمالالدین دینپرور منتشر شد.
از جمله عناوین مقالات این شماره میتوان به «بازکاوی استعارههای مفهومی ماده «شَعَرَ» در نهجالبلاغه براساس مدل لیکاف و جانسون»، «بررسی تطبیقی بنیادهای حکمت و حکومت زاهدانه در نهجالبلاغه و جامعه سلیمان»، «بررسی نقش صله رحم در حفظ پیوندهای اجتماعی و آسیبهای ناشی از قطع آن از دیدگاه نهجالبلاغه با رویکرد مقایسهای با جوامع امروزی»، «بررسی و نقد تاریخی روایت قتل نَیَّار بن عیاض اسلمی در حادثه یومالدار (تحلیلی بر عدم احتجاج امیرالمؤمنین(ع) در برابر معاویه)»، «تعالی حقوق شهروندی؛ جستاری در مؤلفههای حقوق شهروندی در آموزههای قرآن و نهجالبلاغه»، «مدیریت تعارض از منظر نهجالبلاغه» اشاره کرد.
در چکیده مقاله «بازکاوی استعارههای مفهومی ماده «شَعَرَ» در نهجالبلاغه براساس مدل لیکاف و جانسون» میخوانیم: «در گفتمان دینی همواره برای بیان امور انتزاعی از استعاره استفاده شده و مفاهیمی که درک آن برای بشر سنگین به نظر میآمد در قالبی ملموس و آشنا برای افراد تبیین شده است؛ استعاره از دیدگاه شناختی صرفا یک مقوله زبانی نیست بلکه بهوسیله استعاره میتوان به نحوه تفکر گوینده کلام و مؤلفههای ذهنی که موجب ایجاد ارتباط بین دو حوزه (مبدأ و مقصد) در ذهن گوینده شده است دست یافت. در استعارههای مفهومی، استعاری بودن زبان، ناشی از استعاری بودن اندیشه دانسته میشود و استعارههای زبانی بازتاب استعاره در فکر بهشمار میروند. بر این اساس پژوهش پیش رو با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه نظریه شناختی استعاره بهدنبال بررسی مفاهیم انتزاعی است که امام علی(ع) با کاربست ماده «شَعَرَ» در مشتقات گوناگون با معنای «لباس زیرین» آنها را برای مخاطبان عینیسازی و درک آن را تسهیل کردهاند.
یافتههای پژوهش حاکی از آن است که در کلام علی(ع)، لباس و پوشش زیرین بهعنوان ابتداییترین مفاهیم ملموسی که بشر آن را شناخته و درک کرده است در چندین استعاره مفهومی بهعنوان حوزه مبدأ برای عینیسازی و تسهیل حوزههای مقصد اطاعت از خداوند، تقوا، محبت و رحمت، معارف قرآن، حزن و اندوه ممدوح، طمع، صبر، خوف و خشیت، تواضع و خواص به کار بسته شده است و براساس مؤلفههای متفاوت و محسوس حوزه مبدأ برای مخاطبان، توانسته به چندین حوزه مقصد متفاوت نگاشت شود و مفاهیم والای انتزاعی و معنوی را به مخاطبان تفهیم و عینیسازی کند و برای کاربست آنها بعد از لمس عینی هیچ حجتی باقی نگذارد.»
در طلیعه مقاله «بررسی تطبیقی بنیادهای حکمت و حکومت زاهدانه در نهجالبلاغه و جامعه سلیمان» آمده است: «بررسی و ارزیابی جهانبینی زمامداران الهی و کردارهای آنان همواره در منظر پیروان ادیان بوده و جایگاه ارزشی آنان، الگوی ارزنده مؤمنان بهویژه حاکمان دینی بهشمار میرفته است. در نگاه یهودیان حضرت سلیمان و در نظر مسلمانان بهویژه شیعیان، امام علی(ع) دو چهره شاخص حاکمان حکیم و پارسا بهشمار میروند.
آن دو در حکومت زاهدانه خویش مشغول درگیری های بعضا متفاوت و تمام وقت اقتصادی و اجتماعی از یک سو، و در عین حال، عدم وابستگی به زخارف دنیوی از سوی دیگر بودهاند.
این پژوهش بر آن است با بررسی تطبیقی الگوی حاکمیتی دو زمامدار آرمانی در دو سنت ابراهیمی، بخشی از جهانبینی ایشان را براساس گفتههای آنان در دو کتاب نهجالبلاغه امام علی(ع) و جامعه سلیمان ترسیم و مقایسه کند. روش جمعآوری مطالب در این پژوهش بهصورت کتابخانهای بوده و روش پردازش آنها تطبیقی است.
براساس واکاویهای این جستار، جز آنکه در این دو اثر، همانند دیگر کتب حکمی، شباهتهای مضمونی دیده میشود و همسویی در خداشناسی، فرجامشناسی و حکمت عملی نیز به چشم میخورد، ولی شگفتا همانندیهای بسیار در جملات و عبارات نیز یافت میشود.»
در چکیده مقاله «بررسی نقش صله رحم در حفظ پیوندهای اجتماعی و آسیبهای ناشی از قطع آن از دیدگاه نهجالبلاغه با رویکرد مقایسهای با جوامع امروزی» آمده است: «یکی از عناصر مهم و کلیدی سبک زندگی سالم، ارتباط سالم و مؤثر با خویشاوندان است که از آن به «صله رحم» تعبیر شده است؛ سنت حسنهای که علیرغم اینکه در منابع مختلف به وفور و با تعابیر گوناگون بر رعایت آن تأکید و تصریح شده، بهخصوص در جوامع امروزی مورد غفلت قرار گرفته است.
این تحقیق درصدد است با رجوع به کتاب نهجالبلاغه به این پرسشها پاسخ دهد که صله رحم چه جایگاهی در نظام روابط اجتماعی دارد و آثار فردی و اجتماعی آن در فرو کاستن از آسیبهای اجتماعی چیست و پیامدهای قطع آن کدام است؟ اهمیت توجه به موضوع صله رحم و تقویت روابط خویشاوندی در حفظ وحدت اجتماعی و سلامت جامعه، ضرورت تحقیق حاضر را روشن میکند.
روش این پژوهش تحلیل محتوای متنی است و یافتههای آن بیانگر اهمیت فوقالعاده صله رحم بهویژه نسبت به والدین در نهجالبلاغه است که با ارائه ضوابطی بر روابط خویشاوندی از قبیل محبت، بخشش و یاریرسانی باعث استحکام روابط خویشاوندی شده، در نتیجه موجب تقویت ارکان جامعه و فقرزدایی میشود و عدم توجه به آن واژگونی ارزشها را در جامعه به دنبال دارد.»
انتهای پیام