بهرام اخوانکاظمی، استاد و پژوهشگر دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز در گفتوگو با ایکنا از فارس، با اشاره به در پیش رو بودن سالروز ارتحال امام خمینی(ره) گفت: در طول تاریخ سیاسی اسلام، همواره مذهب تشیع بهواسطه عدالتخواهی و ظلمستیزی، رهبری بسیاری از حرکتها و جنبشهای انقلابی و مردمی را بر عهده داشته است و بدیهی است که بسیاری از روحانیون و رهبران روحانی شیعی نیز بهویژه در یکصد سال اخیر، اینگونه جنبشها را علیه استبداد داخلی(همانند انقلاب مشروطه) و علیه استعمار خارجی(همانند نهضت تنباکو) هدایت و فرماندهی کردهاند.
روحانیت، خصوصاً مراجع تقلید، معمولاً از طبقات فقیر و محروم جامعه برخاسته و رنج تودههای اجتماعی را لمس کرده و با آن بزرگ شدهاند. بهطور طبیعی استقلال مالی از نظام سیاسی و تأمین معاش توسط مردم به روحانیون شیعی و رهبران آنها و از جمله امام خمینی(ره) کمک کرده است که بتوانند فارغ از هرگونه نگرانی و دغدغهای، فعالیتهای سیاسی ـ مذهبی خود را بر پایه منویات اسلام انقلابی تشیع انجام داده و همواره مدافع کرامات انسانی و پناهگاه مردم و ضامن مصالح آنها در قبال دستگاههای حاکمه مستبد و جابر باشند.
بدیهی است که مراجع شیعی با دهها سال مجاهدت نفسانی و حیات علمی و ربانی، از چنین جایگاهی برخوردار شوند؛ بر همین منوال، برخلاف رهبران کاریزمایی «مشروعیت رهبری امام خمینی(ره) نه فقط بهدلیل داشتن صفات صرفاً شخصی، بلکه به سبب قرار گرفتن در جایگاهی دینی و مرجعی بود که مردم مسلمان شیعه گوش جان به فرامین ایشان سپرده بودند و اطاعت از وی را بر خود فرض میشمردند. به همین دلیل نیز در همان ابتدای نهضت، امام قابلیت مرجعیت در بسیج آحاد مردم را به اسلامخواهی و مردمی بودن فقهای اسلام نسبت میدهد.
یکی دیگر از وجوه تمایز رهبری استثنایی و کرامتمحور امام خمینی(ره) با بسیاری از رهبران انقلابی و یا کاریزمایی جهان، وجه مقبولیت عمومی، همهگیری و جاذبه عام رهبری ایشان برای کلیه اقشار و گروهها در نهضت اسلامی است؛ این مقبولیت حتی در مدت کوتاهی به بخشهایی از امت اسلامی و حتی سایر ملل ستمدیده تسری یافت. این در حالیاست که بسیاری از رهبران به اصطلاح انقلابی و کاریزمایی با انواع شیوههای سرکوب و تهدید با خلقها و ملتهای خود مواجه شده و مقبولیت خود را با انواع شیوه های تهدید، تطمیع و تبلیغات عوام فریبانه به دست آوردند که تجربه رژیمهای توتالیتری چپ در شوروی سابق و رژیمهای توتالیتر راست گرا در آلمان هیتلری و ایتالیای موسولینی، مؤید این ادعا است.
یکی از واقعیتهای بارز درباره شخصیت امام خمینی(ره) و شیوه رهبری ایشان آن است که تأثیرگذاری گسترده این شخصیت و الگوی رهبری مزبور در انقلاب اسلامی، ناشی از آن بوده که به اعتراف بسیاری از صاحبنظران، وی مصداق انسان کامل و شخصیتی خودساخته، مهذب و باکرامت بود که تنها در دامن فرهنگ اسلام شیعی امکان پرورش و بروز آن وجود داشته است.
به تعبیر آیتالله خامنهای(مدظله العالی) «امام به همه فهماند که انسان کامل شدن، علیوار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیشرفتن، افسانه نیست.» شهید مطهری نیز از کسانی است که با تعابیری مانند قهرمان قهرمانان، روح ملت و تجسم ایدههایعالی جامعه، از امام خمینی(ره) یاد کرده و به این ترتیب این انسان کامل را ستوده است.
امام(ره) روح الهی خویش را به حقیقت وارستگی آراسته بود. ایشان با آنکه از بهترین استعدادها و زمینه مناسب امکانات برای رسیدن به انواع مظاهر دنیا برخوردار بود، ولی هیچگاه به دنبال امور دنیوی نرفت، بلکه از آن گریزان و رویگردان بود. درست به همین دلیل و به مشیت خداوند، دنیا در تمام مظاهر گوناگونش به ایشان روی آورد و به اوج محبوبیت، شهرت، قدرت و امکانات دنیا دست یافت و در این مرحله نیز امتحانی نیکو داد.
ایشان همه آنچه را که در راستای وارستگی، خلوص، خدمت به دین خدا و بندگان او به دست آورده بودند، فقط و فقط در راه خدا صرف کرد و هرگز هیچگونه اثری از کمترین دلبستگی به ریز و درشت و خرد و کلان امور دنیوی در ایشان مشاهده نشد، چراکه او خانه را به صاحب خانه تسلیم کرده و دل را یکپارچه به محبوب سپرده بود و نه خودی برای خود میپنداشت و نه دلی برای «خود» تا چیزی را جز «خدا» برای خود بخواهد یا آنکه به چیزی جز خدا دل سپارد.
انتهای پیام