کد خبر: 4260828
تاریخ انتشار : ۰۲ بهمن ۱۴۰۳ - ۱۰:۲۳
یادداشت

موانع بازآفرینی اجتماعی حجاب

بخشی از جریان خواص در عرصه رسمی و غیررسمی، حامی استقرار حجاب نیستند، بلکه به رهاسازی، ترغیب می‌کنند. مشکل نیز همین خواص، نخبگان سیاسی، فکری و رسانه‌ای هستند که در برابر بازسازی فرهنگی، ادبیات تخریبی و روایت وارونه می‌آفرینند و به این واسطه، در بخشی از جامعه، مقاومت منفی تولید می‌کنند.

مهدی جمشیدیاین لایه از خواص که تجددی و غرب‌زده هستند، همواره به جامعه، خط و جهت می‌دهند و برای آنها، تصوّر خلق می‌کنند.

پاره‌ای از جامعه نیز بی‌تأمل، منطق آن‌ها را تکرار می‌کند. درواقع، ساز‌ و کار تدبیر جامعه، به‌شدت دچار اختلال شده است و «خواص جلال» تا حدی و در لایه‌هایی، جای امام جامعه را گرفته‌اند و ذهنیت امت را مخدوش و زاویه‌دار کرده‌اند. پاره‌ای از جامعه، دچار چرخش هویتی شده و از باورهای گذشته، عبور کرده است. این‌ همه، حاصل اثرگذاری رسانه‌ای و روایتیِ خواص جلال است که در لحظه‌های تغییر انقلابی، ناگهان فعال و بسیج‌گر و زبان‌دار و روایت‌پرداز می‌شوند و ذهنیت اجتماعی را شخم می‌زنند. یک دهه برای برچیدن حجاب کوشیدند و اینک حاصل کنش‌های روایتی‌شان را می‌بینند.

برخی خواص ذهنیت مردم را مسموم کردند

به زبان ساختاری باید گفت از اساس، زمینِ روایت، کج است. قانون، محتاج «روایت» است تا جامعه، متقاعد شود و در اینجاست که امکان اجتماعی برای استقرار شریعت فراهم می‌شود؛ حال‌ آن‌ که نه‌تنها چنین روایتی ساخته‌ و پرداخته نشده است، بلکه نیروهایی که باید آن‌ها را خواص جلال دانست، زمینه‌سازی منفی و مخرب کرده‌اند و ذهنیت مردم را مسموم کرده‌اند. در این‌ باره، در درجه نخست، «مجلس» مقصر است که نیروهای فکری و فرهنگیِ جبهه انقلاب را بسیج نکرد و در این سه ماه، آن‌ها را به میدان روایت‌پردازی نفرستاد.

مرکز پژوهش‌های مجلس نیز متهم دیگر است. این امر، نیازمند همراهی‌های گسترده همه نهادهای حاکمیت است؛ چراکه جنبه ملی و حتی امنیتی دارد و باید با هوشمندی تمام، در متن جامعه نشانده شود. جریان انقلابی باید رسانه و روایت را دریابد؛ هیچ حرکتی بدون این دو، مؤثر و نافذ نخواهد بود. دوره بسنده‌کردن به محفل‌های کوچک و خودمانی گذشته است؛ باید در رسانه حاضر شد و زبان روایت داشت.

ظهور رسانه‌ای و تجلی روایتی، شرط لازم و قطعی برای کنشگری است. در دهه‌های گذشته، ما به کاستی‌ها و سستی‌های خود در رسانه باختیم و ندانستیم که باید در عرصه عمومی بود و با مردم سخن گفت و گفتمان‌سازی کرد. تحول، حاصل تصمیم‌های محفلی و بسته و محدود نیست، بلکه باید رسانه در دست گرفت و در قالب رسانه، سخن گفت؛ اکنون فقط تلاشی کامیاب خواهد شد که در قاب رسانه نشسته باشد. 

بی‌تصمیمی و حاشیه‌نشینی نهادهای فرهنگی

ظرفیت انسانی و فکری جبهه انقلاب نیز محدود است و چهره‌های معرفتی سرشناس و متقن در این زمینه، اندک هستند. لازم بود در دوره‌های گذشته، نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای، به طرح چهره‌سازی از نخبگان فکری و معرفتی انقلاب رو می‌آوردند تا قابلیت تولید رخداد هویتی و معنایی برای آن‌ها فراهم شود، اما برعکس، کوشش آن‌ها معطوف به تولید سلبریتی‌های بی‌اعتقاد و متزلزل و رنگ‌پذیر شد و زمام و عنان هدایت ذهنیت اجتماعی، به دست اینان سپرده شد. نهادهای فرهنگی، نه چهره ساختند و نه چهره‌های موجود و بالفعل را کمک کردند و نه از تولیدات جهادی آن‌ها استقبال کردند. نهادهای فرهنگی، در سستی و بی‌تصمیمی و حاشیه‌نشینی به سر می‌برند و قدرت هدایت عرصه عمومی و هم‌افزایی با عناصر فکری و فرهنگی جبهه انقلاب را ندارند.

در مقابل، باید در قالب «حلقه‌های میانی» به فعالیت پرداخت؛ باید جمع‌های خودجوش و پرنشاط ایجاد کرد و این حلقه‌ها را در مواجهه با مسئله‌ها به کار برد. منطق کنشگری در وضع کنونی انقلاب، حلقه‌های میانی است؛ باید این فن‌آوری را شناخت و در عمل به کار بست. باید معطوف به مسئله‌های کلان و فربه انقلاب، حلقه میانی ایجاد کرد و از متن این حلقه‌ها، نقادی‌های صریح و گزنده و راهکارهای عاقلانه و فاخر تولید کرد.

باید جریان انقلابی، خط تولید و آفرینش اندیشه اثباتی و انتقادی شود و به جامعه و حاکمیت جهت بدهد. در زمانه رسانه‌ای‌شده، «موضع‌مندی» یعنی بودن. کسی‌ که در عرصه عمومی سخن نمی‌گوید و نقد نمی‌کند، یعنی نیست. متفکر اتاقک‌نشین، چونان عدم است؛ متفکر پروژه‌بگیر، کاسب و کارمند علم است؛ متفکر صامت، مرده است؛ متفکری که از نقادی و صراحت می‌هراسد، امتداد سیاست است نه سیاست‌پرداز؛ متفکر محافظه‌کار، نان‌اندیش است نه حقیقت‌اندیش. مسئله، در میدان و عینیت است و از متن مواجهه و تقابل برمی‌خیرد، نه اتاق‌های محفلی و اتاقک‌های شخصی.

مهدی جمشیدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

انتهای پیام
captcha