
با فرا رسیدن
اربعین حسینی و یادآوری حوادث جانسوز کربلا، پرسشهای تاریخی متعددی درباره چگونگی انتقال اخبار این واقعه به نسلهای بعدی و اصالت روایتهای مقتل در میان پژوهشگران مطرح است. در همین راستا،
آیتالله محمدهادی یوسفیغروی، استاد درس خارج حوزه علمیه و متخصص تاریخ اسلام، در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار ایکنا، به بررسی ریشههای تاریخی برگزاری مجالس عزاداری و تبیین زنجیره اعتبار اسناد و اخبار مربوط به نهضت امام حسین(ع) پرداخته است.
وی در این گفتوگو، با بازخوانی سیر تاریخی از مقتل ابیمخنف تا کتب معتبر شیعه، به کالبدشکافی این زنجیره علمی و پاسخ به شبهات موجود درباره اصالت اخبار عاشورا پرداخته است که در ادامه مشروح آن را میخوانیم و میبینیم:
ایام اربعین سید و سالار شهیدان، حضرت امام حسین(ع) را تسلیت عرض میکنم؛ در این ایام مجالس و مراسم برای امام حسین(ع) گرفته میشود. همه ائمه(ع) بعد از امام حسین(ع) همگی از نسل ایشان هستند تا به امام زمان(عج) میرسیم که طبق حکمت الهی در غیبت به سر میبرند و تا وقتی حکمت خدا اقتضاء کند این ظهور ادامه دارد.
ائمه اطهار(ع)، فرزندان امام حسین(ع) عزادار جدشان بودند و پیروانشان را هم به پیروی از این بزرگداشت و تعظیم و تجلیل و یادآوری اخبار مرتبط با عاشورا ترغیب و تشویق کردهاند. در نیمه سال 60 هجری این اصرار از سوی یزید به امام حسین(ع) انجام شد و به ولیدبن عتبه بن ابوسفیان پسرعموی خود که والی مدینه و مکه بود خواست تا برای او از مردم بیعت بگیرد و از جمله از سه نفر باید بیعت میگرفت؛ امام حسین(ع)؛ عبدالله بن عباس و عبدالله بن زبیر و البته عبدالله بن عمر و عبدالله ابن ابی بکر را هم قید میکنند که امام حسین(ع) از بیعت ابا کردند و همان شب یا شب بعد از مدینه به مکه پناه بردند.
در حال حاضر بین ما و کربلای امام حسین(ع) فاصله زمانی زیادی وجود دارد و این سؤال مطرح میشود که اخبار مرتبط با امام حسین(ع) از چه طریقی به دست ما رسیده است؟ مروانیان در سال 132 قمری از کار برکنار شدند و عباسیان روی کار آمدند و چون یزید بن معاویه از بنی امیه باعث قتل امام حسین(ع) شد، عباسیان به ظاهر هم که شده از امام حسین(ع) خونخواهی کردند و یا «یا لثاراتالحسین» جزء شعارهایشان بود. سیاهپوشی را هم ابومسلم خراسانی ایجاد کرد که به سیاه جامهگان معروف شدند و برای زیدبن علی(ع) یعنی نوه امام حسین(ع) و فرزند امام سجاد(ع) هم سیاه پوشیدند.
ابومسلم خراسانی خود را امتداد زیدبنعلی معرفی میکرد و خود اینها دنبال اخبار امام حسین(ع) بودند و اخبار را جمعآوری کردند و البته طبق قانون عرضه و تقاضا، تقاضا هم وجود داشت. البته فرزندان امام حسین(ع) و وابستگان به این خاندان گوشههایی از اخبار مرتبط با ماجرای عاشورا را بیان کردند ولی در محافل خاص خود و اصحابشان و در ایام دهه عاشورا و ... محرم که شروع میشد مجالس امام حسین(ع) برپا میشد و لباس تیره و سیاه میپوشیدند و این نوع اخبار از ائمه(ع) به ما رسیده است، به خصوص «شیخ صدوق» در «عیون اخبارالرضا» روایاتی از امام رضا(ع) را آورده است. ایشان فرمودند وقتی ماه محرم میرسد پدرم موسی بن جعفر(ع) خندان دیده نمیشد و گرفتگی غم و اندوه بر او غلبه داشت تا اینکه روز دهم میرسید. در این روایات امام حسین(ع) به همراه 18 تن از فرزندان و یاران نزدیک ایشان در کربلا به شهادت رسیدند و این روایات مؤید آن است که اگر شما پیرو ما هستید شما هم چنین مراسمی بگیرید. در آخرین روایت از کتاب «الخصال المحموده و المذمومه» که به حدیث اربعمائه تعبیر شده است یعنی حدیثی که 400 خصلت پسندیده و مذموم در آن از امام رضا(ع) نقل شده است، ایشان فرمودند که شیعیان ما «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا»؛ این مطالب پایه انعقاد این مجالس است.
بنابراین مطالبه کلی اخبار کربلا، از سوی ائمه(ع) بوده است و خبری که احدی از بنی عباس مجلسی برای امام حسین(ع) تشکیل داده باشند و دعوتی کرده باشند در دست نیست؛ لذا جمعآوری اخبار هم از سوی آنان نبود و خود خلفای بنی عباس از هارون الرشید تا متوکل که خلیفه معاصر امام هادی(ع) بود دو بار لشکر به کربلا فرستاد تا آرامگاه امام حسین(ع) را تخریب کند و اجازه نمیداد مردم برای زیارت به مرقد ایشان بروند و این دو بار با فاصله ده سال صورت گرفت. متوکل خود را پیرو ابوحنیفه یکی از سران مذاهب چهارگانه فقهی اهل سنت میدانست و او مدعی بود که من تابع سنت پیامبر(ص) هستم لذا به آنان اهلالسنه میگفتند؛ متوکل ساکن سامرا بود و دوبار احمد بن حنبل را از بغداد به سامراء دعوت کرد و هر دو بار هم لشکر به کربلا کشید تا مرقد مطهر امام را خراب کند. البته نقل شده است که سر و دست و پا هم میبریدند ولی من مدرک معتبری در این زمینه نیافتم ولی بین شیعه این موضوع رواج یافته است که دور از ذهن هم نیست ولی مدارک تاریخی معتبری دال بر این کارها نداریم.
استاد تاریخ در ادامه اظهار کرد از سوی بنی عباس نه تنها داعیان بزرگداشت برای امام حسین(ع) نداریم بلکه ادعای تاریخی مبنی بر ضدیت آنان با امام حسین(ع) داریم؛ در تاریخ داریم که دوبار ده هزار نفر از اهل کوفه بیعت کردند که به یاری امام حسین(ع) و خونخواهی او بروند که یکبار سلیمان بن صرد خزاعی است که برخی او را جزء اصحاب پیامبر(ص) هم ذکر کردهاند؛ اولین کسی که شیعیان کوفه را یعنی کسانی که مودت و محبت اهل بیت(ع) به خصوص امیرمؤمنان(ع) داشتند جمع کرد و گفت با دعوت از امام حسین(ع) با ایشان بیعت کنیم و همین افراد نامهنگاری کردند. البته چون در ایام عاشورا این افراد محاصره شدند نتوانستند به کربلا برسند ولی کسانی مانند مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر خود را به کربلا رساندند و شیعیانی که نامهنگاری کردند به کربلا نرسیدند اما یکسال بعد از واقعه کربلا سلیمان دوباره قیام کرد و ده هزار نفر با او بیعت کردند که در عمل 5هزار نفر همراه او شدند و چون فکرشان این بود که منشا دستور شهادت امام حسین(ع) از شام بوده است به سمت کربلا و شمال عراق(موصل) حرکت کردند ولی در آنجا دوهزار و 500 نفر کشته شدند و مابقی هم تار و مار شدند و اولین خونخواهی امام حسین(ع) این گونه متلاشی شد. بار دیگر هم مختار قیام کرد.
استناد تاریخ طبری به مقتل ابی مخنف
در تاریخ طبری ماجرای شهادت نقل شده است که منشأ آن هم ابیمخنف است؛ مرحوم نجاشی، اولین رجالی برتر شیعه، از او به شیخ اصحاب کوفه تعبیر کرده، لذا اخباری که از وی به دست ما رسیده معتبر است. 70 کتاب برای وی برشمردهاند که یکی از آنها کتاب «مقتل امام حسین(ع)» میباشد که به مقتل ابی مخنف(لوط بن یحیی) معروف است و چون او از قبیله ازدیان یمن بود و کسانی از این قبیله در لشکر عمر سعد و ابن زیاد در کربلا بودند لذا سراغ آنان رفت و مطالبی از آنان جمع کرد که خمیرمایه اولیه کتاب مقتل امام حسین(ع) شد.
ابی مخنف در زمان شهادت امام حسین(ع) شاید فردی 20 ساله بود و تا زمان امام کاظم(ع) را درک کرده و در سال 157 قمری وفات کرد. او از کسانی خبر گرفته است که حاضر و ناظر صحنه کربلا بوده و یا بدون واسطه وقایع را شنیده بودند؛ این کتاب در دوره غیبت کبری و در زمان شیخ مفید توسط ایشان نسخهبرداری شده و البته صد سال قبل از آن طبری معروف، آن را در تاریخ خود آورده است. همچنین هشام کلبی کتاب ابی مخنف را به دست آورده است و کتاب او به طبری رسید و او اخبار را به عنوان سالشمار آورده و همه وقایع را تا بازگشت کاروان کربلا به مدینه بیان کرده است.
شیخ مفید همانطور که طبری کتاب را به دست آورد به ایشان رسیده و مطالب را در
«الارشاد» آورده است. شاگرد او مرحوم
سیدرضی، شریف رضی(متوفای 405 قمری) که صاحب
نهجالبلاغه است، مدرسه علمیه با 80 شاگرد داشت و کتاب
«خصائص امیرالمؤمنین(ع)» را هم به رشته تحریر در آورد و آن را به دست استادان تاریخ در مدرسه خود داد تا تدریس کنند و وقتی به بخش سخنان امیرمؤمنان(ع) رسیدند یعنی نامه، خطب و کلمات قصار، از این جمعآوری اظهار خرسندی و خوشحالی نمودند و از او خواستند این کار را توسعه دهد و در نهایت همین نهجالبلاغه شد.
چرایی نوشتن الارشاد توسط شیخ مفید
برخی از شیخ مفید و بعد از وفات او از شاگردش سیدرضی خواستند تا سخنان امیرمؤمنان(ع) را ادامه دهد و تکمیل کند اما او این کار را انجام نداد و سراغ کتاب «الارشاد بمعرفه حجج الله علی العباد» رفت که مطالب آن شناساندن ائمه(ع) به مردم بود. این کتاب سه قسمت دارد؛ ابتدا زندگانی پیامبر(ص) سپس بخش عمده شامل حیات امیرمؤمنان(ع) در رکاب پیامبر(ص) و سایه به سایه زندگانی پیامبر(ص) است و قسمت سوم هم در مورد امام حسین(ع) است که مقتل امام(ع) را آورده و گفته است که من اخبار این بخش را از کتاب مقاتل و عمدتا از کتاب «کلبی نسابه(نسبشناس)» و دیگران آوردهام. بنابراین مقتل امام حسین(ع) ابتدا به دست طبری و سپس به دست مرحوم شیخ مفید جمعآوری شده است. بنده تحقیقی بر روی آن انجام دادهام و مقایسه و مقارنه بین این دو را انجام دادهام و البته در پاورقی توضیحاتی ارائه کردهام.
بنابراین کسانی که استفهام دارند اخبار عاشورا از کجا به دست ما رسیده است با این شِمایی که از تاریخ کربلا نقل شد این استفهام برطرف میشود؛ مطالب مرتبط با عاشورا و کربلا ساختگی و بیسند و مدرک نیست بلکه دارای مدارک و اسناد است؛ البته در لابلای اخبار مسند، برخی اخبار غیرمعتبر را وارد کرداهاند نه اینکه همه اخبار بدون اعتبار باشد و این اخبار اضافه هم قابل تشخیص است. آنچه از شخصیت معتبری چون شیخ مفید به دست ما رسیده است معتبر است. ما طرفدار کسانی که خبرهای غیرمعتبر در مورد کربلا آوردهاند نیستیم ولی نباید اخبار معتبر را برای غیرمعتبر خرج کنیم و کارشناسان برجسته میتوانند اخبار بدون سند را تشخیص دهند. السلام علی الحسین یوما ولد و یوم قتل شهیدا و یوم یبعث حیا.
انتهای پیام