
نهضت عاشورا بهعنوان ماندگارترین و اثرگذارترین حرکت اصلاحطلبانه تاریخ اسلام، همواره سرچشمهای از آموزههای تربیتی، اخلاقی و معرفتی برای هدایت انسانها در همه دورانها بوده است. در همین راستا، سلسلهنشستهای «طنین آزادگی» با هدف تبیین ابعاد شخصیتی حرّ بن یزید ریاحی، یکی از برجستهترین چهرههای تحول و توبه در واقعه کربلا، برگزار میشود. در این نشستها، سیر دگرگونی حرّ از فرماندهی سپاه دشمن تا پیوستن به کاروان امام حسین(ع) و شهادت در رکاب آن حضرت مورد بررسی قرار میگیرد و نقش «ادب»، بصیرت، تصمیمگیری به موقع و شجاعت در انتخاب مسیر حق بهعنوان مهمترین عوامل این تحول عظیم تبیین میشود. محور مباحث این سلسلهنشستها، کتاب «آزاده ادب» تألیف محمدمحسن غفوریان است که با نگاهی تحلیلی، ابعاد مختلف شخصیت و سلوک حر بن یزید ریاحی را واکاوی میکند.در ادامه قسمت اول این گفتارها را با هم میبینیم و میخوانیم.
خداوند کریم در آسمان دنیا، علاوه بر خورشید و ماه نورافشان و عالمتاب، ستارههایی را نیز قرار داده است تا در تاریکی شبهای ظلمانی، راهنمای بندگان در راهیابی و مسیریابی در بیابانها و دریاها باشند؛ چنانکه در آیه شریفه سوره نحل اشاره شده است که مردم به وسیله ستارهها راهیابی میکنند («و بالنجم هم يهتدون»). اما این لطف و کرامت خداوند تنها به جغرافیای طبیعی محدود نمیشود، بلکه در جغرافیای تاریخی و جامعه بشری نیز شبیه این کرامت الهی قابل رؤیت است. خداوند در جوامع بشری نیز ستارههایی را قرار داده که افراد به واسطه آنها، در ظلمتهای شک، ابهام، تردید و گمراهی، بتوانند راه درست را بیابند و هدایت پذیرند. بیشک، شهدا بارزترین مصادیق این ستارههای نورافشان در آسمان بشری هستند.
انشاءالله در این فرصت، قرار است نکاتی را در مورد یکی از این ستارههای نورافشان تاریخ بشر خدمت شما ارائه کنیم: شهید باکرامت عرصه کربلا، حضرت حر بن یزید ریاحی؛ شخصیتی که حضور کوتاه اما مؤثرش در واقعه کربلا، اثرگذاری خاصی داشت و بابی از هدایت و نجات برای بشر تا انتهای تاریخ گشود. پیش از آنکه به فرازهایی از زندگی پربار و اثرگذار این شخصیت برجسته تاریخی بپردازیم، لازم میدانم چند نکته را به عنوان مقدمه عرض کنم:
اولاً، در حوزه تاریخ، ممکن است واقعیتها یا به تعبیری فکتهای تاریخی اندکی درباره زندگی افراد پیدا شود و به عنوان مستند تاریخی در دسترس قرار گیرد. این موضوع تنها مختص شخصیتی چون حضرت حر نیست؛ ما بسیاری از شخصیتهای اثرگذار در تاریخ اسلام یا تاریخ جهان را داریم که مستندات تاریخی کمی از زندگیشان در دسترس است. حتی شخصیتهای بزرگ و اثرگذاری مانند حضرت ابوالفضل العباس(ع)، حضرت زینب کبری(س) و دیگر بزرگان واقعی کربلا، اگر بخواهیم واقعیتهای مشخص و قابل اعتنای تاریخی را درباره آنان فهرست کنیم، شاید در آثار و منابع تاریخی، حجم این اطلاعات در حد یک برگ کاغذ یا حتی کمتر از آن باشد. طبیعتاً درباره حضرت حر نیز، تفحصی که بنده در منابع فارسی و عربی کردهام، نشان داد که بیش از چند پرده و چند واقعه تاریخی از رفتار ایشان در تاریخ ثبت نشده است.
نکته دوم این است که گاهی برای تحلیل و نشان دادن اثرگذاری یک شخصیت تاریخی، همین چند پرده کوتاه و واقعیتهای مختصر کفایت میکند. ما در تاریخ معاصر خود مصادیقی داریم؛ برای مثال از کل زندگی شهید فهمیده، ممکن است تنها یک صحنه در ذهن همه ما نقش بسته باشد، اما آن صحنه چنان بزرگ و اثرگذار است که رهبر کبیر انقلاب اسلامی با آن جایگاه و اثرگذاریاش در تاریخ معاصر کشورمان، درباره ایشان فرمود: «رهبر ما طفل ۱۲ سالهای است که جان خودش را فدا کرد و ارزش این کار از صدها قلم و زبان ما بالاتر بود».
همین موضوع در مورد دیگران نیز صادق است؛ حتی حضرت قاسم بن الحسن(ع) در واقعه عاشورا، شاید تنها یک جملهای که از ایشان در تاریخ مشهور است، همان باشد که حضرت امام حسین(ع) از ایشان پرسیدند: «مرگ در نظر تو چگونه است؟» و ایشان فرمود: «شیرینتر از عسل» (أحلی من عسل). همین یک جمله، چنان جریانی را در تاریخ شیعه و اسلام ایجاد کرد که تحلیل و تفسیر آن شاید به صدها کتاب نیاز داشته باشد. از یک واقعیت تاریخی یا یک پرده به نمایش درآمده، گاه میتوان شخصیت یک فرد را به طور کامل تحلیل کرد. کسی میتواند چنین جملهای درباره مرگ بگوید که ایمان و اعتقادی بینظیر نسبت به خداوند، پیامبر(ص) و دنیای غیب در وجودش شکل گرفته باشد و شناختهایی در شخصیت او ایجاد شده باشد که بتواند چنین نگاهی را نسبت به زندگی، مرگ و تبعیت از ولی خدا در خود مشاهده کند. درباره حضرت حر نیز طبیعتاً وضعیت به همین منوال است؛ تعداد کمی از وقایع ایشان در تاریخ ثبت شده، اما همین موارد اندک، نشان بزرگی از شخصیت و اثرگذاری ایشان است.
نکته سوم این است که ما در واقعه کربلا، خورشید نورافشان عظیمی چون حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را داریم که حضورشان چنان درخشندگی دارد که گاه ستارهها در کنار ایشان بیفروغ شده و دیده نمیشوند. حرکت حضرت امام حسین(ع) و اصحاب خاص ایشان در کربلا چنان بزرگ و نورانی است که بسیاری از شخصیتهای دیگر که در آن تاریخ اثرگذار و مهم بودند، کمتر دیده شدند یا اصلاً دیده نشدند. در خصوص حضرت حر و بسیاری از صحابه ارزشمند دیگر نیز همین اتفاق افتاده است؛ چه بسا حضور و اثر آنها تحتالشعاع وجود پرنور و پربرکت حضرت اباعبدالله(ع) قرار گرفته و به همین دلیل روایات کمتری از آنها وجود دارد. این چند نکته بهعنوان مقدمه عرض شد تا اشاره شود که اگرچه ممکن است واقعیتهای تاریخی اندکی در دسترس داشته باشیم، اما همین موارد بهقدری بزرگ و قابل اعتنا هستند که بتوان از آنها به تحلیل شخصیت پرداخت. این نکات بهگونهای است که هم شخصیت ایشان را بهخوبی معرفی میکند و هم اثرگذاریشان در تاریخ را بهدرستی به تصویر میکشد.
با این حال، در مورد وقایع تاریخی مرتبط با حضرت حر، من تنها سه یا چهار صحنه و پردهای را که در تاریخ بهطور مشخص و تقریباً بدون تردید در روایتهای مختلف نقل شده است، مبنا قرار میدهم و آنها را خدمت شما عرض میکنم.
اولین نکته درباره حضرت حر و شخصیت ایشان در تاریخ این است که وی را به عنوان یک جنگاور، فرماندهای شجاع و فردی صاحبکلام و صاحبنفس میشناسند؛ به طوری که ایشان یکی از ارکان لشکر عبیدالله در زمان خود محسوب میشد. در دورهای که جنگاوران و نامآوران بسیاری در تاریخ حضور داشتند، حضرت حر بهعنوان یکی از بزرگان آن لشکر شناخته شده و فردی مورد وثوق و احترام معرفی شده است. همین منش و ویژگیهای بزرگوارانه، به خوبی جایگاه تاریخی ایشان را ترسیم میکند.
نکته دوم درباره حضرت حر که بسیار قابل اعتنا و تأکید است، این مطلب است که ایشان — به تعبیری که خود حضرت امام حسین(ع) در روز عاشورا دارند — فردی اهل مراعات و تقوا بودهاند؛ به تعبیر امام حسین(ع)، «شکمش از حرام پر نبوده است». در آن روزگاری که افراد تحت تابعیت حاکمیتهایی بودند که تردیدهای بسیاری در آنها وجود داشت، ایشان حتی در آن شرایط نیز رعایت کرده بود.
باید اشاره کرد یکی از دلایلی که حضرت امام حسین(ع) صحبتهای خود را در میان لشکر عبیدالله بی اثر میبیند، این است که میفرمایند این مردم کسانی هستند که شکمشان از حرام پر شده و نورانیت کلام در دل آنها نفوذ نمیکند. اما تاریخ نشان داده است که جناب حر چنین شخصیتی نداشته است. ایشان در حدود دو هفتهای که توفیق یافت همراهی سپاه حضرت اباعبدالله(ع) را از منزلگاه «ذو حسم» تا کربلا و تا روز واقعه عاشورا داشته باشد، در چند نوبت با ایشان گفتوگو کرد و اثرپذیری خود را از کلام امام حسین(ع) به وضوح نشان داد.
در تاریخ ثبت شده است که در یکی از منزلگاهها به نام «قطقطانیه»، گفتگویی میان حضرت امام حسین(ع) و جناب حر صورت میگیرد. امام حسین(ع) با آن اشرافیتی که بر عوالم وجود دارند، در خلال گفتگو شعری را میخوانند که مضمون آن اشاره به این است: «آیا آزادمردی هست که این تهمانده غذای دنیا را برای اهلش واگذار کند؟» هوشمندی حضرت اباعبدالله(ع) در استفاده از شعری که لفظ «حر» در آن به کار رفته، نشان میدهد که این گفتوگو با برنامه و هدف صورت گرفته است. اثرگذاری این کلام نیز در تاریخ ثبت شده؛ چرا که حر پس از شنیدن این سخنان به فکر فرو میرود و خلوتی با خود میکند تا ببیند آیا مخاطب این کلام، قصد ویژهای از این عبارت داشته است یا خیر. ذکر این واقعه بیشتر از آن جهت است که عرض کنم در همین فرصت به ظاهر کوتاه، چند کلمه اثر عمیقی در روح ایشان گذاشت و این نشان میدهد که آمادگی ذهن و ضمیر در جناب حر فراهم بوده است؛ که این خود جنبه مهمی از شخصیت ایشان را روایت میکند.
به تعبیری که شاید امروز مصطلحتر باشد، میتوان گفت حضرت حر جزو کسانی بودند که «خطای محاسباتی» آنها را به این سرنوشت رساند که در مقطعی در مقابل ولی زمان خود قرار بگیرند. این خطا شاید از آن باب بود که در ذهن ایشان، تا اندازهای وجاهت و اعتبار برای خلافت و حاکمیت وقت وجود داشت و خود را ملزم به اطاعت میدید و سرپیچی از اوامر حکومتی را گناه میپنداشت. کما اینکه در حکایتهای بسیاری در تاریخ نقل شده و حتی یکی از تهمتهایی که به حضرت اباعبدالله(ع) و همراهانشان میزدند، این بود که آنها از ولایت و حاکمیت اسلامی خارج شدهاند و این شبهه در ذهن بسیاری از مردم وجود داشت.
نکته دیگر این است که از خلال گفتوگوها و جملاتی که جناب حر به کار برده، چنین بر میآید که تصور ایشان این بود که اگر همراهی حضرت اباعبدالله(ع) را کند و ایشان را به نزد عبیدالله ببرد، احتمالاً عبیدالله با صحبت با امام، خواستههای ایشان را میپذیرد. چرا که امام حسین(ع) در تعاملات اولیه با جناب حر، به وضوح فرمودند: «اگر مردم کوفه از پذیرش من صرفنظر کردند، اجازه دهید به مدینه یا سرحدات و مناطق دیگر برگردم تا این تقابل اتفاق نیفتد».
جناب حر نیز در ذهن خود همین تصور را داشت و شاید همین «خطای محاسباتی» بود که گمان میکرد امکان صلح بین حضرت اباعبدالله(ع) و مجموعه سپاهیان یزید (به نمایندگی عبیدالله) وجود دارد. اما این فهم بعدها برای ایشان روشن شد که نه؛ این دو جریان (حق و باطل)، هیچ نقطهای برای توافق و صلح در بین خود ندارند.
در واقع، اولین نکتهای که درباره حضرت حر و شخصیت ایشان عرض کردیم این است که بحث جنگاوری و همچنین اهل رعایت و تقوا بودن ایشان، حتماً از خلال وقایع تاریخی ثبت شده دربارهشان قابل برداشت و استنتاج است.
انتهای پیام