به گزارش ایکنا از قم، محبوبه قدمی، روانشناس و پژوهشگر حوزه بیماریهای رفتاری در یازدهمین جلسه از سلسله نشستهای افزایش آگاهی در شرایط بحران با عنوان «حمایت روانی از گروههای خاص اجتماعی در بحران (بیماریهای رفتاری)» که به همت جهاددانشگاهی قم و با همکاری فرماندهی انتظامی و دانشگاههای استان بهصورت مجازی و در بستر رویتاب برگزار شد، ضمن بیان تعریفی از چیستی اختلالات رفتاری گفت: اختلالات رفتاری به گروهی از ناهنجاریها گفته میشود که در آن رفتار فرد با هنجارهای اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی همخوان نیست و از آن فاصله میگیرد. این فاصله رفتاری نهتنها موجب آسیب در روابط اجتماعی و خانوادگی میشود، بلکه کارکرد فرد را در زمینههای شخصی، تحصیلی و شغلی نیز مختل میکند.
وی درباره یکی از این اختلالات که HIV است، افزود: این ویروس که موجب تضعیف سیستم ایمنی بدن میشود، هرچند در حیطه تخصص پزشکان است، اما از جنبه روانی و رفتاری نیز شایان توجه است. هنگامی که ویروس وارد بدن میشود، بهتدریج سیستم دفاعی بدن را درگیر و ضعیف میکند، تا آنجا که فرد وارد مرحله بیماری ایدز میشود.
قدمی اظهار کرد: نکته مهم آن است که HIV تنها جسم انسان را گرفتار نمیکند بلکه روان، باورها و رفتارهای او را نیز تحتتأثیر قرار میدهد. میتوان گفت این ویروس هم علت برخی رفتارهای ناسالم است و هم نتیجه آنهاست، رفتارهای پرخطر جنسی، سوءمصرف مواد مخدر و استفاده از سرنگ مشترک از جمله عواملی هستند که زمینه ابتلا به ویروس را فراهم میکنند. همچنین انتقال از مادر آلوده به جنین یکی دیگر از راههای شیوع این بیماری است.
این روانشناس هدف برگزاری این جلسه را متمرکز بر حمایت روانی از بیماران خاص بهویژه بیماران مبتلا به HIV دانست و تصریح کرد: این بیماران در شرایط بحرانی به حمایتهای روانی و اجتماعی نیاز دارند تا بتوانند با اضطراب، استرس و احساس ناامنی ناشی از بیماری کنار بیایند.
وی ادامه داد: در گام نخست، باید به این افراد احساس امنیت بخشید، چراکه امنیت روانی زیربنای آرامش در بحران است. این احساس از طریق ارائه اطلاعات درست و شفاف حاصل میشود زیرا آگاهی صحیح، از گسترش شایعات و ترسهای بیاساس جلوگیری میکند.
قدمی با معرفی راهکار دیگری برای حمایت افراد دارای اختلالات روانی بیان کرد: گام بعدی، ایجاد حمایت اجتماعی است یعنی تشکیل گروههای کوچک حمایتی که بیماران در آن احساس تعلق و همراهی کنند، همچنین لازم است تیمهای روانی با گروههای درمانی و پزشکی در ارتباط باشند تا بتوانند راهکارهای مؤثر برای کاهش اضطراب بیماران ارائه دهند.
وی تصریح کرد: در حوزه علمی نیز چارچوبی بینالمللی برای حمایت روانی در بحرانها وجود دارد با عنوان MHPSS (Mental Health and Psychosocial Support) بهمعنای «حمایت روانی و اجتماعی». این چارچوب مجموعهای از اصول و روشها را برای تشکیل و فعالیت تیمهای حمایت روانی ارائه میکند و میتواند نقشه راهی مؤثر برای ما در مواجهه با بیماران خاص، از جمله مبتلایان به HIV باشد.
قدمی با معرفی چارچوب هرم اظهار کرد: این چارچوب بهصورت یک هرم چهارسطحی طراحی شده که نشان میدهد مداخلات روانی و اجتماعی باید بهصورت مرحلهبهمرحله و هماهنگ انجام شوند. در نخستین سطح هرم، تأکید بر تأمین نیازهای اولیه انسان است زیرا تا زمانی که نیازهای پایهای مانند غذا، آب، سرپناه، دارو و امنیت فراهم نشود، هیچ مداخله روانی نمیتواند مؤثر واقع شود.
وی افزود: دومین سطح هرم بر تقویت پیوندهای اجتماعی و خانوادگی تأکید دارد زیرا خانواده و گروههای اجتماعی قویترین پشتوانه سلامت روان در بحرانها هستند، هدف این مرحله، پیشگیری از انزوا و احساس تنهایی در افراد است، در این مرحله میتوان گروههای حمایتی کوچک تشکیل داد، بهویژه گروههای همسان یعنی افرادی که شرایط یا بیماری مشترک دارند، تا با یکدیگر همدلی و تبادل تجربه کنند، همچنین لازم است خانوادهها آموزش ببینند تا بتوانند اعضای بیمار یا آسیبدیده خود را بهتر درک و حمایت کنند.
این روانشناس و پژوهشگر حوزه بیماریهای رفتاری ضمن معرفی سومین سطح بیان کرد: خدماتی ارائه میشود که توسط افرادی آموزشدیده ولی غیرمتخصص مانند مددکاران اجتماعی، پرستاران یا مشاوران عمومی انجام میشود. این افراد میتوانند با اجرای مداخلات کوتاهمدت مانند آموزش تکنیکهای آرامسازی و مدیریت استرس به کاهش اضطراب بیماران کمک کنند. هرچند این سطح درمان تخصصی نیست اما در کنترل وضعیت روانی افراد نقش مؤثری دارد.
وی تصریح کرد: در بالاترین سطح هرم، نوبت به درمانهای تخصصی روانپزشکی و روانشناسی بالینی میرسد، در این مرحله، افرادی که دچار اختلالات شدید روانی هستند یا خطر آسیب به خود و دیگران در آنان وجود دارد، باید به تیمهای متخصص ارجاع داده شوند تا درمانهای دارویی یا رواندرمانی لازم را دریافت کنند.
قدمی با اشاره نکته کلیدی در این چارچوب اظهار کرد: ویژگی مهم این هرم، هماهنگی و همافزایی میان سطوح مختلف است. هیچ سطحی نمیتواند جایگزین سطح دیگر شود و تمامی مراحل باید بهصورت همزمان و مکمل پیش بروند، برای نمونه، تا زمانی که نیازهای اولیه افراد برطرف نشده باشد، درمان روانی نمیتواند اثربخش باشد.
وی با بیان مصداق عملی اجرای چارچوب در بیماران مبتلا به HIV بیان کرد: اگر بخواهیم این مدل را در مورد بیماران مبتلا به HIV پیاده کنیم، در سطح نخست باید تأمین داروهای ضروری را در اولویت قرار دهیم، دارودرمانی در کنترل این بیماری نقشی حیاتی دارد و دغدغه کمبود دارو میتواند خود به عاملی برای اضطراب و استرس روانی تبدیل شود.
قدمی یکی از بزرگترین و مهمترین منابع استرس برای بیماران مبتلا به HIV در شرایط بحرانی را نگرانی از عدم دسترسی به دارو دانست و اظهار کرد: در کشور ما، داروهای مربوط به این بیماران توسط وزارت بهداشت و از طریق مراکز مشاوره بیماریهای رفتاری بهصورت رایگان در اختیارشان قرار میگیرد، اما در دورههایی که کشور با تحریمهای دارویی یا مشکلات تأمین مواجه بوده است، بیماران دچار اضطراب و فشار روانی شدیدی شدهاند.
وی تصریح کرد: این نگرانی کاملاً طبیعی است زیرا دارو برای این بیماران نقش حیاتی دارد. تجربه نشان داده که همین استرس ناشی از کمبود دارو میتواند وضعیت جسمی آنان را وخیمتر کرده و بیماری را به مرحله پیشرفتهتری ببرد. بنابراین، نخستین و اساسیترین گام در چارچوب MHPSS برای این بیماران، تأمین پایدار دارو و ایجاد اطمینان خاطر نسبت به تداوم درمان است.
این پژوهشگر حوزه بیماریهای رفتاری تأکید کرد: برخورد و نگاه ویژه به بیماران خاص نباید باعث «برچسبزنی» یا انگزنی شود. در دوره حضورم در مراکز مشاوره بیماریهای رفتاری، شکایت مکرر بیماران از «درک نشدن» و «نگاه ترحمآمیز یا تبعیضآمیز» را بارها شنیدهام. بسیاری از آنان احساس میکنند از نظر جسمی توانایی کمتری دارند و انتظار دارند که اطرافیان با ملاحظهتر با آنها برخورد کنند. این احساس، خود به منبعی از ناراحتی و اضطراب تبدیل میشود که در شرایط بحرانی تشدید مییابد.
وی اظهار کرد: باید توجه داشته باشیم که وقتی بحرانی رخ میدهد، ممکن است شرایط برای همه دشوار شود و بسیاری از افراد درگیر مشکلات مشابهی شوند، اما افراد دارای بیماریهای خاص در برابر پیامدهای بحران آسیبپذیرترند و نیازمند نگاه و اقدامات خاصتری هستند. منظور از بیماران خاص صرفاً افرادی مبتلا به اختلالات رفتاری نیستند؛ دامنه این گروه بسیار وسیعتر است و شامل افرادی با شرایط پزشکی مزمن مانند تالاسمی ماژور، هموفیلی، نارسایی کلیه، اماس، برخی انواع سرطانها و مانند آن نیز میشود. در هر یک از این موارد، باید چارچوب حمایتی را بهدقت اجرا کرده و حساسیت بیشتری به خرج دهیم تا اضطراب و استرس ناشی از بحران، وضعیت آنان را وخیمتر نکند.
قدمی در پایان با اشاره به اینکه تشکیل گروههای همسان میتواند به رفع این اختلالات کمک کند، گفت: تجربه میدانی نشان میدهد که گروههای همسان اثر بسیار قدرتمندی دارند. مشابه انجمن «اعتیادهای گمنام (NA)» که بهصورت گروه همسان به بهبود افراد کمک میکند، در حوزه HIV نیز گروههای همسان وجود دارند که حمایت، آموزش و همدلی را فراهم میکنند. وقتی فردی تازه با نتیجه مثبت آزمایش مواجه میشود، شنیدن همدلی و تجربیات افرادی که خود از همان مسیر عبور کردهاند، بسیار تأثیرگذارتر از صحبت یک مشاور است که هرچند کوشش حرفهای میکند، اما تجربه زیسته همسان را ندارد. حضور همتایان مشابه باعث میشود بیمار احساس «درکشدن» کند و بهتر بتواند شرایطش را مدیریت نماید.
در ادامه این نشست، وحید جهانمیرینژاد، پژوهشگر و متخصص بیماریهای رفتاری وزارت بهداشت با بیان اینکه، سخن از بیماری HIV با روایت تجربهای مستقیم آغاز میشود، گفت: بیماری که بیش از آنکه قربانی ضعف جسم شود، قربانی جهل و تبعیض اجتماعی است، بزرگترین مانع بیماران، نگاه منفی جامعه است؛ نگاهی که حتی در میان پزشکان و کادر درمان نیز ریشه دارد و درد را دوچندان میسازد.
وی افزود: برای نشان دادن چهره انسانی این بحران، داستان دختری به نام فرشته بازگو میشود؛ دختری که با ویروس HIV به دنیا آمده است. مادر او به سبب طرد شدن از سوی خانواده، از درمان محروم ماند و جان خود را از دست داد، این روایت نشان میدهد که ناآگاهی و قضاوت، میتواند از خود بیماری مرگبارتر باشد.
این پژوهشگر و متخصص بیماریهای رفتاری وزارت بهداشت بر پیشرفتهای علمی در درمان این بیماری تأکید و بیان کرد: داروهایی که با مصرف منظم، بار ویروسی بدن را به صفر میرسانند و فرد میتواند زندگی کاملاً طبیعی داشته باشد. این واقعیت با شعار علمی «U=U» معنا مییابد؛ یعنی فردی که ویروسش غیرقابل شناسایی است، دیگر ناقل بیماری نیست.
وی اظهار کرد: با این حال، تبعیض هنوز سایهای سنگین بر زندگی بیماران دارد، خانوادهها گاه بهجای حمایت، عزیزان خود را طرد میکنند و کودکان بهناحق از مدرسه رانده میشوند، این تبعیضها، بیمار را در بحرانی دائمی نگاه میدارد؛ بحرانی که از بیرحمی طبیعت نیست، بلکه از جهل جامعه میجوشد.
جهانمیرینژاد با بیان جامعه آماری چگونگی مبتلا شدن به این بیماری در زنان بیان کرد: براساس پژوهشها، بیشتر زنان مبتلا، ویروس را از همسران خود گرفتهاند، اما افکار عمومی آنان را گناهکار میپندارد. هیچکس حق قضاوت ندارد تا وقتی در شرایط دیگری زندگی نکرده است و انسان باید پیش از داوری، درک کند.
وی تصریح کرد: روایت مادر فرشته، نمونهای روشن از ستم اجتماعی است؛ زنی که در چارچوب قانونی و شرعی زندگی کرده اما پس از ابتلا، نه تنها درمان نشد بلکه از خانه رانده شد. ترس از شناخته شدن و انگ خوردن، او را از مراجعه به مراکز درمانی بازداشت؛ ترسی که نشانهی بحران فرهنگی در برابر بیماری است.
این متخصص بیماریهای رفتاری وزارت بهداشت اظهار کرد: ناآگاهی سبب میشود که حتی نهادهایی، چون بهزیستی، بیماران را قرنطینه کنند، بیآنکه بدانند HIV از راه تماسهای عادی منتقل نمیشود. این رفتارها نشانه ضعف آموزش عمومی و خطری جدیتر از خود ویروس است.
وی بر اهمیت واژهها نیز چنین تأکید کرد و گفت: نباید از واژههایی، چون «آلوده» یا «مبتلا» استفاده کرد زیرا این کلمات خود حامل قضاوت و تحقیرند. در ادبیات علمی، از عبارت «افراد زندگیکننده با HIV» استفاده میشود تا کرامت انسانی حفظ شود.
جهانمیرینژاد در پایان تأکید کرد: بیماران هنوز در ترس مداوم به سر میبرند؛ از فاش شدن بیماریشان، از آزمایشهای اجباری و از رفتارهای تبعیضآمیز. تنها راه رهایی، آگاهی و پذیرش است. جامعه باید بیاموزد که این افراد نیازمند ترحم نیستند بلکه شایستهی احترام و برابریاند و رسالت آگاهان، آن است که زبان بیزبانان باشند.
گزارش از هانیه محمدنژاد
انتهای پیام