بررسی جایگاه و حدود مشارکت اجتماعی زنان همواره یکی از موضوعات بحثبرانگیز در جوامع گوناگون، از جمله جوامع متأثر از سنتهای دینی بوده است. برای نمونه، یکی از هنجارهای جوامع مذهبی برای زنان، ماندن آنان در خانه و نداشتن حضور اجتماعی است که به مرور زمان در تفکرات مذهبی نیز رسوخ پیدا کرده است. این روند حتی به ظهور استنتاجهای ناصواب در بعضی قرائتها از آیین اسلام و صدور فتواهایی در این خصوص منجر شده است.
در ادامه شماره پیشین و بهمنظور واکاوی آرای شیخ حر عاملی، از مجتهدین عصر صفوی و مبدع فتواهای محدودکننده حضور اجتماعی زنان، به این موضوع پرداخته میشود که آیا این محدودسازیهای گسترده که اغلب با پشتوانه جریان اخباریگری اتفاق افتاد، با منطق دینی همخوانی دارد؟ آیا محتوای بعضی از این فتواها با آیات قرآن و روایات حضرات معصومین(ع) منطبق است و آیا صدور بعضی از این فتواهای ضیق، محدودکننده و افراطی، بستری برای حضور تفریطی اجتماعی بانوان در سالهای بعد، بهدلیل احساس سرکوبشدن آزادیهای اجتماعی آنان ایجاد نکرده است؟
بیشتر بخوانید:
نفوذ و گسترش جریان فقهی اخباریگری به صدور فتواهای جدیدی منجر شد که پیشینهای در کتب فقهی متقدم، مانند کتب اربعه نداشت. بعضی از فتواهای جدیدی که اولین بار، حکم منع حضور اجتماعی زنان از آنها صادر شد، از این قرار است: استحباب حبس زنان در خانه، مکروهبودن خروج زنان از خانه، کراهت شنیدن صدای زن نامحرم (نه آواز) و… .
در میان علمای اخباری، سختگیرانهترین احکام در خصوص حضور اجتماعی نداشتن زنان، مربوط به فتاوای شیخ حر عاملی است. وی اولین عالمی بود که احکامی چون استحباب حبس زنان در خانه، حرمت دیدن نامحرم از سوی زن، کراهت سلامکردن به زنان، کراهت خروج از منزل بدون اذن شوهر و استحباب نخریسی برای زنان را صادر کرد. وی در پارهای از مواضع، از روایاتی که در کتب حدیثی اولیه نقل شده، حکمی متفاوت با مضمون آن روایات استخراج کرده و بابی مجزا به آن اختصاص داده است.
صدور حکم جدید برای خروج از خانه: تا قبل از رواج اخباریگری، در کتب اربعه و دیگر کتب فقهی و روایی، هیچ باب و حکمی با عنوان کراهت خروج زنان از خانه نقل نشده است. شیخ حر عاملی با استناد به روایاتی درباره غیرت، حکم به مکروهبودن خروج زنان از خانه، به سبب وقوع اختلاط با مردان صادر کرد. این در حالی بود که در متون قبلی، غیرت به معنای جلوگیری از زنای زنان مطرح شده بود، نه منع مطلق خروج از منزل.
گسترش دایره حرمت در شنیدن صدای زنان: پیش از این دوره، فقط شیخ صدوق در «من لا یحضره الفقیه» روایتی از پیامبر(ص) درباره نهی زنان از سخنگفتن با مرد نامحرم نقل کرده بود که در اصول کافی یافت نمیشود. اخباریونی مانند مجلسی و شیخ حر عاملی این روایت را بسط و حکم به کراهت شنیدن صدای زن نامحرم دادند. جالب آنکه خود شیخ حر عاملی روایتی از امام صادق(ع) به این شرح نقل میکند که حاکی از تعامل عادی ایشان با زنی سخنور است: «ابوبصیر میگوید: در محضر امام صادق(ع) نشسته بودم که امخالد، همان زنی که یوسف بن عمر از او بریده شده بود، اجازه ورود خواست. امام صادق(ع) به من فرمود: خوش داری که سخن این زن را بشنوی؟ عرض کردم: آری. حضرت به او اجازه داد تا وارد شد... زن مزبور از در وارد شد و شروع به سخن کرد و دیدم زنی سخنور است.»
با این حال، شیح حر عاملی بر فتواهای محدودکننده تأکید میکرد. این در حالی است که عالم اخباری دیگری مانند علامه بحرانی، قول مشهور حرامبودن شنیدن صدای زنان نامحرم را با توجه به سیره ائمه(ع) رد کرده و آن را فقط در صورت فتنه و تلذذ، حرام میداند.
فتاوای یادشده در بستر اجتماعی خاصی گسترش یافت. برای درک بهتر نحوه نفوذ این افکار، مرور اجمالی وضعیت اجتماعی زنان در آن عصر ضروری است. در دوران صفویه، وضعیت اجتماعی زنان در زمان فرمانروایی هر پادشاه و در بین هر قبیله و مذهبی متفاوت بود و هریک از پادشاهان بنا به دیدگاه خود، حدود مشخصی برای آزادی و حضور اجتماعی قائل بودند. علاوه بر این، شرایط زندگی، ارتباطات اجتماعی، حق و حقوق در ازدواج و طلاق و میزان قدرت و استقلال زنان در طبقات و اقشار مختلف جامعه بروندادهایی متفاوت داشت.
اما در مجموع، تصمیمگیری اساسی درباره هر یک از این موارد به عهده مردان بود و زنان به علت محدودیتهای فرهنگی و شرعی، قدرت چندانی در این زمینه نداشتند. برای نمونه، در زمان شاه طهماسب اول که مردی متعصب بود، حضور اجتماعی زنان بسیار محدود بود و آنها فقط به حکم ضرورت از خانه بیرون میآمدند و در انظار عمومی پیاده نمیشدند. بهتدریج استفاده از روبنده همراه چادر نیز رواج یافت. با وجود استثناهایی چون مهارت برخی زنان در اسبسواری و تیراندازی، اما زندگی اکثریت بانوان به خوردن، خوابیدن و بچه به دنیا آوردن محدود بود و حتی زنان شاه نیز از این قاعده مستثنا نبودند.
اما در دوران شاه عباس شرایط اندکی بهبود یافت. شاه عباس برخلاف جد خود تا حدودی به زنان آزادی داد. مثلاً، دستور داده بود که روزهای چهارشنبه هر هفته، گردش در چهارباغ اصفهان و سیوسهپل منحصر به زنان باشد تا آنها بتوانند با رویی بینقاب به تفرج بپردازند. در چنین بستر اجتماعی بود که نفوذ فقهای اخباری تشدید شد؛ هنگامی که شیخ حر عاملی و علامه مجلسی، شیخالاسلام دستگاه حکومتی صفوی معرفی شدند، تفکرات اخباریگری از حوزه متون دینی و فقهی به عرصه اجتماعی راه یافت و بهخصوص در حوزه زنان بسیار تأثیرگذار شد.
سامانه فکری ارائهشده از سوی اخباریون در زمینه حضور اجتماعی زنان، با ایدئولوژی قرآن و سیره پیامبر(ص) مخالف و ریشه این تناقض، در مبانی فکری اخباریون است. این جریان، فقدان حضور و مشارکت اجتماعی زنان را که یکی از دیدگاههای رایج در میان آنان بود، با نفوذ در متون مذهبی شیعه، همچون میراثی بر جای گذاشت که پیامدهای آن تا عصر حاضر مشهود است. این تحلیل، نه به قضاوت درباره افراد، که به واکاوی جریانی فکری و نتایج اجتماعی آن میپردازد و لزوم بازگشت دائمی به منابع اصیل (کتاب و سنت معتبر) و اجتناب از خلط میان فتاوای تاریخی متأثر از شرایط خاص با احکام تغییرناپذیر دینی را یادآوری میکند. زنان در مقام بخش قابل توجهی از جامعه، همواره نقش بسزایی در حوزه مشارکتهای اجتماعی دارند و هر جامعهای برای دستیابی به رشد و توسعه اجتماعی، نیازمند مشارکت همه اقشار خود، اعم از زن و مرد است.
در نهایت، باید توجه داشت که نمیتوان با عقل و درک انسان کنونی به قضاوت درباره نحوه عملکرد عالمان قرنها پیش پرداخت، اما آنچه نتیجهگیری مستند از این بررسی تاریخی میتوان ارائه داد، این است که سامانه فکری و ایدئولوژی شیعی که اخباریون در زمینه حضور اجتماعی زنان ارائه میدهند، با ایدئولوژی قرآن و سیره پیامبر(ص) مخالف و ریشه این تناقض، در مبانی فکری اخباریون است. این بررسی، لزوم تفکیک میان آموزههای اصیل دینی و تفاسیر تاریخی متأثر از شرایط اجتماعی و جریانهای فکری خاص را بیش از پیش نمایان میکند.
انتهای پیام