
رحمت و مهربانی، از والاترین صفات انسانی و الهی است که نه تنها محدود به زندگی شخصی ما نیست، بلکه در روابط اجتماعی و مسئولیتهای اجتماعی انسانها نیز باید جاری باشد. همانطور که خداوند رحمت و مهربانی خود را شامل همه هستی کرده، انسانها نیز موظفاند نسبت به دیگران، چه همنوع و چه همدین یا غیرهمدین، با دلسوزی، انصاف و گذشت رفتار کنند. امیرمؤمنان علی(ع) در عهدنامه خود به مالک اشتر، این حقیقت را به زیبایی بیان کردهاند که رهبران و مسئولان جامعه باید قلب خود را با پوششی از مهربانی و لطافت نسبت به مردم بپوشانند و عدالت و گذشت را سرلوحه رفتار خود قرار دهند. این آموزه نه تنها معیار اخلاقی زندگی فردی، بلکه راهنمایی عملی برای ایجاد جامعهای عادلانه و انسانی است.
میلاد حضرت علی(ع) فرصتی مغتنمی است تا کلمات نورانی ایشان، بهویژه در نهجالبلاغه، که مجموعهای از اندیشههای اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و دینی است را بازخوانی کنیم و از آن پندهای اخلاقی برای ساخت زندگی بهتر بسازیم. به همین مناسبت، خبرگزاری ایکنا سلسله درسگفتارهایی با محوریت آموزههای اخلاقی و انسانی حضرت علی(ع) را با بیان سیدمحمدمهدی جعفری، نهجالبلاغهپژوه و استاد دانشگاه تهیه کرده است. استاد جعفری در این مجال به تبیین نکات عمیق و راهگشای نهجالبلاغه درباره رحمت، مهربانی و خیرخواهی پرداخته است. در ادامه بخش سوم این درسگفتار را میخوانیم و میبینیم:
بحث درباره رحمت و مهربانی بود؛ رحمت و مهربانی امری صرفاً فردی نیست، بلکه همانگونه که خداوند رحمت و مهربانی خود را بر همه هستی و بندگانش گسترانیده است، انسانها نیز باید نسبت به دیگران چنین حالتی داشته باشند و به همه رحمت بورزند، بهویژه کسانی که مسئولیت اجتماعی بر عهده دارند.
امیرالمؤمنین(ع) در عهدنامه معروف به مالک اشتر میفرماید: «وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ، وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ، فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ» یعنی پوششی از مهربانی، دوستی و لطف نسبت به شهروندان بر دل خود بپوشان. واژه «أَشْعِرْ» از «شِعار» گرفته شده و به معنای لباس زیر است؛ لباسی که به بدن انسان چسبیده است. «أَشْعِرْ قَلْبَكَ» یعنی اگر قرار است قلبت پوششی داشته باشد، آن پوشش باید رحمت باشد. مقصود این است که مهربانی نسبت به شهروندان، واقعی و از دل برخاسته باشد، نه صرفاً در حد شعار. بنابراین انسان باید حقیقتاً شهروندان را دوست بدارد و با آنان با دوستی رفتار کند، نه اینکه اگر کسی انتقادی کرد یا سخن تندی گفت، او را دشمن خود بداند.
«وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ»؛ این محبت باید قلبی و واقعی باشد. «وَ اللُّطْفَ بِهِمْ»؛ لطف به معنای ریزبینی و دقت در کارهاست. ممکن است انسان کارهای خوبی انجام دهد، اما در مجموع نسبت به شرایط و موقعیتها دقت لازم را نداشته باشد. امیرالمؤمنین(ع) تأکید میفرمایند که انسان باید نسبت به شهروندان لطف داشته باشد.
این لطف فراتر از انجام وظیفه صرف است؛ یعنی با دقت بنگرد که آنان چه نیازهایی دارند، در چه شرایطی زندگی میکنند و مسئولیت او در قبال آنان چیست، و آنگاه این مسئولیت را بهدرستی و با توجه به همه جوانب انجام دهد.
در برابر مردم درندهخو نباش
و در ادامه میفرماید: «وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ، فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ»؛ نباید نسبت به آنان همچون درندهای شکاری باشی که خوردنشان را غنیمت بداند؛ زیرا مردم دو دسته هستند: «إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ»؛ یا برادر دینی تو هستند، یا همنوع تو در آفرینش. یعنی ممکن است مسلمان باشند یا غیرمسلمان. این تعبیرهای امیرالمؤمنین(ع) هرکدام دارای معنا و دقت خاصی است.
حضرت میفرماید: «إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ»؛ این تعبیر نشاندهنده برابری است. یعنی در حقوق شهروندی، مسلمان و غیرمسلمان برابرند و چنین نیست که گفته شود چون فردی غیرمسلمان است باید از حقوق کمتری برخوردار باشد و مسلمان «خودی» محسوب شود. آنچه در جامعه وجود دارد و متعلق به شهروندان است، برای مسلمان و غیرمسلمان بهصورت یکسان است.
امیرالمؤمنین علی(ع) در عهدنامهای که به مالک اشتر نگاشتند، میفرمایند: وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ؛ دل خویش را با رحمت نسبت به شهروندان و محبت به آنان آکنده ساز، و در نیکوکاری به ایشان دقت و ریزنگری داشته باش. هرگز نسبت به آنان چونان درندهای شکارگر مباش که خوردنشان را غنیمت شمارد؛ چرا که مردم دو گروهاند: یا برادر دینی تو هستند، یا در آفرینش همانند تو.
مراد از این سخن، برابری و تساوی است؛ بدین معنا که حقوق شهروندان، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، یکسان است. پس مبادا میان خودی و غیرخودی تمایز قائل شوی و غیرمسلمانان را از حقوق اجتماعیای که دیگران از آن برخوردارند، محروم کنی.
در ادامه میفرمایند: يَفْرُطُ مِنْهُمُ الزَّلَلُ وَ تَعْرِضُ لَهُمُ الْعِلَلُ وَ يُؤْتَى عَلَى أَيْدِيهِمْ فِي الْعَمْدِ وَ الْخَطَإِ، فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ مِثْلِ الَّذِي تُحِبُّ وَ تَرْضَى أَنْ يُعْطِيَكَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ، فَإِنَّكَ فَوْقَهُمْ وَ وَالِيَ الْأَمْرِ عَلَيْكَ فَوْقَكَ وَ اللَّهُ فَوْقَ مَنْ وَلَّاكَ، وَ قَدِ اسْتَكْفَاكَ أَمْرَهُمْ وَ ابْتَلَاكَ بِهِمْ.
لغزشها و خطاها از مردم سر میزند و نادرستیهایی، دانسته یا نادانسته، از آنان پدید میآید که ممکن است خوشایند تو نباشد. پس تو نیز از عفو، گذشت، چشمپوشی و خطاپوشی خویش به آنان ببخش؛ همانگونه که دوست داری خداوند از عفو و مغفرت خود به تو عطا کند. عفو، گذشت و «صفح» به معنای نادیده گرفتن خطا و گناه است. امام(ع) میفرمایند: همانگونه که دوست داری خدا از گناهانت درگذرد، تو نیز باید از گناه، معصیت و نافرمانی آنان درگذری و امور کوچک را بزرگ جلوه ندهی.
«فَإِنَّكَ فَوْقَهُمْ»؛ زیرا تو از نظر جایگاه اجتماعی بالاتر از آنان قرار گرفتهای و آنکه ولیّ امر و سرپرست توست، برتر از توست و خداوند نیز برتر از کسی است که ولایت را به او سپرده است. او تو را سرپرست این مردم قرار داده و مسئولیت آنان را به تو واگذار کرده است.
خداوند تو را به وسیله مردم در معرض آزمون قرار داده و از تو خواسته است که کار آنان را با شایستگی و کفایت سرپرستی کنی: «وَ قَدِ اسْتَكْفَاكَ أَمْرَهُمْ وَ ابْتَلَاكَ بِهِمْ». پس با ستم به مردم، خود را برای جنگ با خدا آماده مساز؛ چرا که نه توان رویارویی با کیفر الهی را داری و نه از عفو و رحمت او بینیازی. بنابراین باید با مردم با مهربانی رفتار کنی، تا خداوند نیز با تو مهربان باشد.