یکی از دغدغههای مهم انسانها، یافتن معنا در زندگی و بهطور کلی، در جهان هستی است و شکستخوردن در این مسیر برای برخی افراد بهقدری سهمگین است که میتواند باعث احساس افسردگی، پوچی و یا حتی اضطرابی نهفته در لایههای زندگی شود. زوهر و یان مارشال، زوج عصبشناس آمریکایی بر این باورند که هوش معنوی چنان ظرفیت عظیمی دارد که با آن عمیقترین مفاهیم انسانی و والاترین انگیزهها و اهداف قابل درک و حصول است. سانتوس، روانشناس و نظریهپرداز در حوزه هوش معنوی نیز این مقوله را توانایی شناخت قوانین طبیعی و معنوی و استوار کردن زندگی بر این اصول تعریف کرده و مؤلفههایی به شرح زیر برای آن برشمرده است:
شناخت و تصدیق هوش معنوی به معنای باور داشتن به این امر که ما موجوداتی معنوی هستیم و زندگی جسمانی در این جهان موقتی است.
بازشناسی و ایمان به وجودی برتر و معنوی، یعنی خداوند.
اگر آفریدگاری هست و ما آفریده شدهایم، بیگمان کتاب راهنمایی نیز وجود دارد.
ضرورت شناسایی هدف زندگی (وجود ندایی که انسان را فرامیخواند) و پذیرش این واقعیت که بعضی تواناییها بهطور ژنتیکی در ما نهاده شدهاند.
آگاهی از جایگاه خود نزد خداوند (شخصیت فرد بازتاب فهم او از خداست.)
شناخت اصول زندگی و قبول این نکته که برای دستیابی به زندگی موفق، باید سبک زندگی و تصمیمات خود را با این اصول همسو کرد.
در این راستا، مراسم اعتکاف فرصتی ارزشمند فراهم میآورد تا انسانی که در پیچوخمهای زندگی مادی غرق شده است، خود را بازیابد و با کنار گذاشتن دلبستگیهای دنیوی، به قصد بهرهگیری از ارزشهای معنوی، خود را در اختیار پروردگار بگذارد و از او بخواهد در مسیر تعالی، ثابتقدم بماند تا بتواند به دریای بیکران انس و مهر الهی متصل شود که سراسر مغفرت و رحمت است. در فضای اعتکاف میتوان دل را از اغیار خالی کرد و نور محبت خدا را در آن تاباند؛ میتوان به خویشتن پرداخت، کاستیها و ناپاکیهای درون را شناخت و در جستوجوی درمان آن بود.
اعتکاف وضعیتی فراهم میکند که در آن، ایمان و اعتقادی راسخ و امیدی استوار در فرد پدید میآید و او را در راه خدا پایدار میکند، بهگونهای که در برابر اوامر الهی تسلیم میشود و در مسیر رضای خدا گام برمیدارد. ایجاد آرامش روحی، کاهش گرفتاریها و دشواریها، فراهمآوردن امکان عروج روح، گشودگی درهای رحمت و کاستن از وابستگیها و تعلقات مادی، از دیگر آثار این مراسم معنوی است. این فرآیند خود به خود در کاهش اضطراب، افسردگی و استرس انسان نیز مؤثر است.
روانشناسان معتقدند که جایگاه مذهب برای پرورش و سلامت روح آدمی، همانند اهمیت و نقش هوا برای نفسکشیدن است. مذهب به انسان کمک میکند تا معنای رخدادهای زندگی، بهویژه وقایع دردناک و اضطرابآور را درک کند. مذهب و معنویت، منبعی ارزشمند برای معنابخشیدن و هدفمندکردن زندگی انسانهاست و در نتیجه با سلامت روان آنان پیوندی نزدیک و عمیق دارد.
اعتکاف در حقیقت آمیزهای از چند عبادت با فضیلت، چون نماز، روزه، دعا و توکل است که تأثیر هر یک در افزایش سلامت روان و کاهش افسردگی، اضطراب و استرس در تحقیقات متعدد به اثبات رسیده است. پارگامنت، روانشناس حوزه دین و مذهب در یافتههای خود نشان داده که توکل به خداوند موجب کاهش اضطراب میشود؛ گاه نیز اضطراب زیاد سبب میشود تا فرد بیشتر به خدا توکل کند. به بیان دیگر، اضطراب میتواند فرد را به استفاده از توکل بهمثابه سازوکار مقابلهای مذهبی سوق دهد. در حقیقت، مذهب در جایگاه متغیری واسطهای، اثرات منفی عوامل استرسزا را تعدیل میکند.
آموزهها و اعمال دینی، از جمله دعا، نماز و اعتکاف، عواطف مثبتی بهوجود میآورند که از طریق دستگاه عصبی خودمختار، کارکرد مطلوب سیستمها، غدد و ایمنی بدن را تقویت میکنند. همچنین، فرد با خواندن دعا و باور به آن، انگیزه معنوی خود را افزایش میدهد و با تأمل در مفاد دعا و اطمینان به راستینبودن آن، امیدش در رویارویی با مشکلات فزونی مییابد و این امید، انگیزه پیشرفت وی را شدت میبخشد.
نتایج پژوهشهای دیگری که در چند دانشگاه معتبر کشور انجام شده نیز حاکی از آن است که بین میانگین نمره افسردگی دانشجویان و میزان پایبندی آنان به نماز و باورهای مذهبی، همچون شرکت در اعتکاف، همبستگی معکوس معناداری وجود دارد؛ به این صورت که انجام فرایض دینی، بهویژه نماز، موجب درونیسازی ارزشها و فضایل اخلاقی میشود و به شخص امکان میدهد تا با برونریزی هیجانات و پالایش روان از افکار و احساسات منفی، گامی مؤثر برای سلامت روح بردارد. بنابراین، برگزاری هرچه باشکوهتر مناسک مذهبی همانند اعتکاف، به تسکین آلام و بهبود مشکلات روحی و خلقی دانشجویان کمک و زمینهای فراهم میکند تا آنان علاوه بر کسب علم، ایمان را با دانش همراه کنند.
انتهای پیام