کد خبر: 4327471
تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۰
در گفت‌وگو با ایکنا مطرح شد

نقطه کانونی جهاد تبیین؛ زنده‌کردن عقلانیت در جامعه + فیلم

عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی گفت: جهاد تبیین صرفاً انتقال اطلاعات نیست، بلکه مهم‌ترین کارکرد آن فعال‌سازی عقلانیت مخاطب و جلوگیری از تحریف آگاهانه حقیقت در میدان نبرد شناختی است.

امیر سیاه‌پوش، عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامیدر سال‌های اخیر و به‌ویژه با گسترش فضای رسانه‌ای و شکل‌گیری آنچه از آن به «جنگ روایت‌ها» یاد می‌شود، مسئله «جهاد تبیین» بیش از گذشته به یکی از کلیدواژه‌های محوری در ادبیات فکری و سیاسی کشور تبدیل شده است. 

مقام معظم رهبری بارها بر ضرورت تبیین درست، عقلانی و مستمر واقعیت‌ها در برابر تحریف‌ها، شبهه‌افکنی‌ها و روایت‌سازی‌های هدفمند دشمن تأکید کرده‌اند؛ ضرورتی که ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی تمدنی دارد. 

در چنین فضایی پرسش از چیستی جهاد تبیین، تمایز آن با تبلیغ صرف، نقش نخبگان، دانشگاهیان و رسانه‌ها و همچنین نسبت آن با جنگ شناختی و جنگ روایت‌ها به یکی از دغدغه‌های جدی جامعه نخبگانی و افکار عمومی بدل شده است. 

از این‌رو، خبرنگار ایکنا از قم به سراغ امیر سیاه‌پوش، عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی رفته است تا درباره چیستی جهاد تبیین، نسبت آن با جنگ روایت‌ها و جنگ شناختی، نقش نخبگان، دانشگاهیان و رسانه‌ها و الزامات تقویت عقلانیت در جامعه امروز جویا شود که متن این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم و می‌بینیم:

ایکنا - چرا جهاد تبیین به‌عنوان یک ضرورت راهبردی در شرایط کنونی جامعه مطرح می‌شود؟

جهاد تبیین از آن‌رو اهمیت دارد که رساندن پیام حق به مخاطبان، همواره یکی از دغدغه‌های اساسی ماست. مسئله تبیین، صرفاً موضوعی مربوط به سال‌های اخیر یا محدود به انقلاب اسلامی نیست بلکه در طول تاریخ، همواره این وظیفه وجود داشته که پیام حقیقت و عقلانیت به گوش کسانی برسد که قرار است به‌سوی صلاح و سلامت دعوت شوند. 

قرآن کریم در آیات متعدد تصریح می‌کند که کتاب تبیین و کتاب روشنگری است، کتابی که برای بیان حقیقت نازل شده است. اساساً وظیفه همه پیامبران الهی همین بوده و حقیقت را برای کسانی که آنان را دعوت می‌کنند، روشن و منتقل کنند. این مسئله همواره اهمیت داشته است، چراکه حقیقت برای ما جایگاه محوری دارد و از سوی دیگر، نبرد حق و باطل همواره در جریان بوده است.

این تقابل، نه‌تنها در عرصه فکری، بلکه در حوزه گرایش‌ها و کنش‌ها نیز وجود دارد. از همین‌رو بیان حقایق، جلوگیری از تحریف‌ها و انحرافات فکری همواره اهمیت اساسی دارد.

در بستر انقلاب اسلامی نیز این اهمیت دوچندان می‌شود، چراکه انقلاب اسلامی، انقلابی است که در پی تحقق نهضت انبیاست و خود را زمینه‌ساز ظهور حضرت حجت(عج) می‌داند. ما نیز در این مسیر به‌دنبال آن هستیم که ارزش‌های اسلامی و حقیقت آن‌ها را برای خودمان، مردم و برای تمام کسانی که مایل‌اند دعوت ما را بشنوند، روشن کنیم.

ایکنا - تفاوت «جهاد تبیین» با «تبلیغ صرف» چیست و چرا نمی‌توان این دو را یکسان دانست؟

تبلیغ به معنای رساندن پیام حق به گوش مخاطبانی است که قرار است این پیام به آن‌ها منتقل شود، اما تفاوت اساسی تبلیغ با جهاد تبیین در نکته‌ای بسیار مهم نهفته است که رهبر معظم انقلاب به آن تصریح کرده‌اند. در جهاد تبیین ما ناگزیر از دیدن جبهه مقابل هستیم و باید دشمن را بشناسیم و موضع خود را نسبت به دشمن، برای خودمان و  مخاطبان‌مان روشن کنیم.

رهبر معظم انقلاب به‌ صراحت تأکید می‌کنند ما با دشمن مواجه‌ایم و اگر در مسئله تبیین، به نگاه دشمن و موضع‌گیری او توجه نداشته باشیم، درواقع به جهاد تبیین توجه نکرده‌ایم.

در تبلیغ الزاماً چنین نگاهی وجود ندارد، یعنی ممکن است تبلیغ صورت بگیرد بی‌آنکه به تلقی، موضع یا راهبرد دشمن توجه شود. اما در جهاد تبیین، خود مفهوم «جهاد» پیش از هر چیزی، توجه به جبهه مقابل و موضع دشمن را ضروری می‌کند. به همین دلیل در جهاد تبیین بر خلاف تبلیغ، ما باید به‌صورت روشن و صریح موضع خود را در برابر دشمن مشخص کنیم.

ایکنا- چه عواملی باعث شده است غفلت از جهاد تبیین در جامعه، هزینه‌زا باشد؟

به‌طور کلی ناآگاهی و فقدان شناخت عمومی همواره مسئله‌ای بسیار مهم و اثرگذار بوده است، اما در شرایط کنونی غفلت از جهاد تبیین اهمیتی مضاعف پیدا کرده است. ما با دشمنی مواجه‌ایم که آگاه، هوشمند و مجهز به انواع ابزارهای رسانه‌ای است و به‌طور جدی در پی تحریف حقایق است. اگر ما از جهاد تبیین غفلت کنیم، دشمن بی‌تردید کار خود را انجام می‌دهد. دشمن را نباید حقیر یا ناتوان پنداشت، او هم امکانات لازم را در اختیار دارد؛ هم انگیزه کافی و هم هوشمندی لازم. پس دشمن از همه ابزارهای موجود استفاده می‌کند و منتظر نمی‌ماند ببیند ما بیدار هستیم یا در غفلت به‌سر می‌بریم.

از آنجا که دشمن بیدار، هوشمند و توانمند است و ابزارهای لازم را در اختیار دارد، اگر ما از جهاد تبیین غفلت کنیم، میدان را به او واگذار کرده‌ایم. طبیعی است که در چنین شرایطی دشمن اهداف، اغراض و ایده‌های خود را پیش ببرد و ما از او عقب بمانیم. این عقب‌ماندگی هزینه‌زاست.

هزینه‌هایی که خود را در پذیرش نگاه دشمن از سوی مردم و در بروز آسیب‌های متعدد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نشان می‌دهد و ضربات جدی‌ای به جامعه وارد می‌کند و تاریخ همواره چنین بوده است، اما در شرایط کنونی این مسئله حساس‌تر و ویژه‌تر است زیرا دشمن امروز ابزار، هوشیاری، امکانات و نیروهای آموزش‌دیده و تخصصی در این حوزه را دارد و  اگر ما غفلت کنیم او بی‌تردید کار خود را انجام می‌دهد و این غفلت، به ما آسیب خواهد زد.

ایکنا - نقش نخبگان و دانشگاهیان در راستای تحقق جهاد تبیین چیست؟

در این میان، نقش نخبگان و دانشگاهیان در تحقق جهاد تبیین بسیار تعیین‌کننده است. نکته‌ بسیار مهمی که باید به آن توجه کرد این است که گاهی تصور می‌شود تحریف حقایق کار افراد عادی است؛ در حالی‌که رهبر معظم انقلاب تأکید می‌کنند تهاجم فرهنگی و عملیات تبلیغاتی دشمن، کار نخبگان و زبده‌ترین نیروهای فکری اوست. دشمن برجستگان فکری خود را به میدان می‌آورد و آن‌ها را به یک مواجهه جدی فرامی‌خواند و تمام امکاناتش را در اختیارشان قرار می‌دهد.

ما نیز باید همین نگاه را داشته باشیم. اگر دشمن با بهترین نیروها، نخبگان و برجستگان فکری خود وارد این میدان شده است، ما نیز باید نخبگان، دانشگاهیان و اندیشمندان برجسته خود را به میدان بیاوریم. نمی‌توان انتظار داشت که در یک نبرد فکری عمیق و اساسی، تنها با نیروهای عادی به مقابله پرداخت در حالی که جبهه مقابل، پیشتازان و برجستگان فکری خود را به صحنه آورده است. تحقق جهاد تبیین، بدون حضور فعال و اثرگذار نخبگان، امری ناقص و ناکارآمد خواهد بود.

این عرصه دعوت را باید به میدان عمل آورد. اگر نظریه‌پردازی در مسئله تحریف حقایق اهمیت دارد، پس باید نظریه‌پردازان، دانشگاهیان و صاحبان اندیشه را به این میدان دعوت کرد تا بتوانند مواجهه‌ای درخور و مؤثر با این پدیده داشته باشند. از همین‌رو، نقش دانشگاهیان و نخبگان اعم از حوزوی و دانشگاهی نقشی فوق‌العاده مهم، بنیادین و تعیین‌کننده است. این‌ها باید به میدان بیایند، چراکه خود صاحب‌نظرند و توان آن را دارند که از عهده شبهات برآیند، اشکالات را پاسخ دهند و با اندیشه‌های وارداتی، مواجهه‌ای دقیق، عالمانه و قانع‌کننده داشته باشند.

نخبگان جبهه مقابل، پیشتاز این جریان‌اند، آنان سردمداری و فرماندهی کرده و روایت‌سازی، تعریف حقایق و حتی مواجهه با حقیقت اسلام و حقیقت انقلاب اسلامی را بر عهده گرفته‌اند. وقتی آنان نخبگان خود را به میدان آورده‌اند، ما نیز باید همه توان خود را به‌کار بگیریم. 

نمی‌توان انتظار داشت مردمی که با مشغله‌های فراوان، دغدغه‌های گوناگون و مسئولیت‌های متنوع درگیرند و اساساً اشراف، تسلط، کیفیت بیان و توان تحلیلی لازم را ندارند، بار این مواجهه سنگین را به دوش بکشند.

به‌کارگیری نیروهای غیرمتخصص در این میدان، نه‌تنها راهگشا نیست، بلکه خود می‌تواند مسئله‌ساز باشد. اگر این مسیر را به‌درستی طی کنیم بی‌تردید با ادبیات موفقیت و اثرگذاری مواجه خواهیم شد.

ایکنا - در دنیای امروز حجم اطلاعات به‌طرز بی‌سابقه‌ای افزایش یافته و ما شاهد «جنگ روایت‌ها» هستیم، در این شرایط جهاد تبیین چه نقشی می‌تواند در بیان درست روایت‌ها ایفا کند؟

جهان امروز، عصر اطلاعات است. در این عصر مخاطب با انبوهی از داده‌ها مواجه است، داده‌هایی که بسیاری از آن‌ها گمراه‌کننده‌ هستند. هنگامی که انسان با دنیایی از اطلاعات روبه‌رو می‌شود، ممکن است دچار توهم دانایی شود و گمان کند درباره هر موضوعی می‌فهمد و می‌تواند اظهار نظر کند. این مسئله، مسئله‌ای بسیار مهم و تعیین‌کننده است.

دشمن نیز دقیقاً از همین سازوکار بهره می‌برد و با بمباران اطلاعاتی، نوعی احساس ارضا و دانایی کاذب در مخاطب ایجاد می‌کند، به‌گونه‌ای که فرد تصور می‌کند هم دانش کافی دارد و هم توان تحلیل. در حالی‌که کارشناسان بر این باورند که یکی از کارکردهای اساسی این انبوه داده‌ها، سلب قدرت تفکر و تضعیف عقلانیت انسان است و ما دقیقاً باید نقطه مقابل این روند حرکت کنیم.

گاهی لازم است دانش و اطلاعات لازم را به مخاطب ارائه دهیم و به او کمک کنیم آنچه را که نمی‌داند، بداند. اما این تنها یک گام است و کافی نیست. به‌طور نمونه، اگر دشمن در پی آن است که حکومت پهلوی را منزه جلوه دهد و رضاخان فردی سفاک، جلاد، بی‌دانش و به تعبیر یکی از آمریکایی‌ها، کسی که تنها یک قدم با توحش فاصله داشت را نماد آزادی، پیشرفت و روشنفکری معرفی کند.

اینکه ما با اسناد، مدارک و داده‌های معتبر، حقیقت شخصیت رضاخان را برای مخاطب روشن کنیم، اقدامی ضروری است، اما این اقدام به‌تنهایی کفایت نمی‌کند، چراکه در دریای اطلاعاتی که دشمن تولید می‌کند، حتی اطلاعات درست ما نیز ممکن است گم شود.

پس چه باید کرد؟ راه‌حل اساسی این است که قوه عقلانیت را در مخاطب فعال کنیم. این نکته‌ای است که در بیانات امام(ره)، در سخنان رهبر معظم انقلاب و در تأکیدات متفکران ما به‌روشنی دیده می‌شود. همه بر این باورند باید کاری کرد تا قوه تعقل در افراد زنده شود. اگر انسان به تعقل برسد، حتی اگر اطلاعات زیادی هم نداشته باشد تأمل و اندیشه او را نجات می‌دهد. با این کار کمک بزرگی کرده‌ایم تا افراد در دام ادعاها و روایت‌سازی‌های فریبنده دشمن نیفتند.

قرآن کریم نیز دقیقاً همین منطق را گزارش می‌کند. در آیه ۱۰ سوره مبارکه «ملک»، از دوزخیان پرسیده می‌شود که چه شد جهنمی شدید؟ پاسخ آنان بسیار تأمل‌برانگیز است: «وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ؛ و گويند اگر شنيده و پذيرفته بوديم يا تعقل كرده بوديم در ميان دوزخيان نبوديم» این آیه نشان می‌دهد که به حرکت افتادن عقل، اندیشیدن و تفکر تا چه اندازه سرنوشت‌ساز است.

رهبر معظم انقلاب نیز در تفسیر آیات آغازین سوره بقره «ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ» تفسیری متفاوت از مفهوم «متقین» ارائه می‌دهند. ایشان می‌فرمایند: «متقین کسانی هستند که در برابر هر فعل، کنش و سخنی می‌اندیشند و از خود می‌پرسند چرا باید این کار را انجام دهند و چرا باید این سخن را بگویند. اهل تقوا در حقیقت اهل تعقل و تأمل‌اند و همین ویژگی است که آنان را نجات می‌دهد.»

در آیات دیگری از سوره یونس آیاتی که به‌راستی بسیار مهم‌اند و توصیه می‌شود مخاطبان حتماً آیات حدود ۹۰ تا ۱۵۰ این سوره را با دقت مطالعه کنند، خداوند متعال می‌فرماید که ایمان، جز به اذن الهی محقق نمی‌شود و پلیدی و ناپاکی را بر کسانی قرار می‌دهد که اهل تعقل نیستند. این پلیدی، صرفاً ظاهری یا رفتاری نیست بلکه پیش از هر چیز پلیدی فکری است که بدترین نوع خباثت به‌شمار می‌آید و آلودگی‌های روحی و رفتاری نیز از آن نشئت می‌گیرد.

اگر هدف ما این است که مردم از آلودگی‌ها دور شوند و می‌خواهیم ذهن و رفتار آنان پاک و فعال باشد، راهش زنده کردن عقلانیت و تقویت قدرت تعقل در جامعه است. این نقطه کانونی جهاد تبیین در عصر جنگ روایت‌هاست.

بنابراین، مهم‌ترین راه مواجهه با تحریف دشمن و برنامه‌های عقل‌زدایانه‌ او این است که قوه عقلانیت در مخاطب فعال شود. این نقطه کانونی و مبنای اساسی مقابله با دشمن در شرایط کنونی است.

ایکنا- منظور از جنگ روایت‌ها چیست و چه تفاوتی با جنگ سخت دارد؟

متفکران حوزه مطالعات جنگ، برای سیر تحولات جنگ مراحلی را برشمرده‌اند و معتقدند که امروز ما در مرحله ششم جنگ قرار داریم. به باور آنان جنگ از مراحل مختلف جنگ زمین، جنگ دریا، جنگ هوا، سپس جنگ فضا و جنگ سایبری عبور کرده است و اکنون در مرحله ششم، یعنی جنگ روایت‌ها قرار داریم. جنگ روایت‌ها درواقع همان جنگ‌های اطلاعاتی، جنگ‌های شناختی و جنگ‌های ادراکی است.

تفاوت اساسی جنگ سخت با جنگ نرم یا جنگ روایت‌ها در این است که در جنگ سخت، هدف اصلی از بین بردن فیزیک و موجودیت بدنی طرف مقابل و تصرف قلمرو اوست. در این نوع جنگ از ابزارهای فیزیکی استفاده می‌شود و تخریب ماهیتی عینی و ملموس دارد. اما، در جنگ شناختی و جنگ روایت‌ها هدف اصلی به‌هم‌ریختن نظام ذهنی انسان‌هاست. وقتی ذهن و دستگاه شناختی یک جامعه مختل شود، حتی در جنگ سخت نیز می‌توان بر آن جامعه غلبه کرد. به بیان دیگر پیروزی در جنگ شناختی، زمینه‌ساز موفقیت در سایر اشکال جنگ است.

ایکنا- جنگ شناختی چگونه بر افکارها، باورها و تصمیم‌گیری افراد تاثیر می‌گذارند؟

راه‌های متعددی برای این تأثیرگذاری وجود دارد، اما مهم‌ترین آن‌ها کاهش عقلانیت است. اگر ابزار اصلی نجات بشر را عقل بدانیم، چنان‌که قرآن کریم نیز بر آن تأکید دارد، باید توجه کنیم که در پاسخ دوزخیان به این پرسش که چرا به جهنم افتادید، آمده است: «چون اهل تعقل و فهم نبودیم»؛ در جنگ شناختی، هدف اصلی دقیقاً همین است، اینکه انسان‌ها فکر نکنند و نیندیشند که منشأ این سخن کجاست، چرا باید این حرف گفته شود، این کنش‌ها به کجا منتهی می‌شود و فرجام آن چیست.

بنابراین، نخستین اقدام در جنگ شناختی، تخریب عقل انسان‌هاست یعنی کاری می‌کنند که افراد نیندیشند، تأمل نکنند و عقلانیت خود را به‌کار نگیرند. دومین راهبرد، غلبه احساسات بر منطق است یعنی هیجانات، احساسات و عاطفه‌محوری تقویت می‌شود تا تصمیم‌گیری عقلانی جای خود را به واکنش‌های احساسی بدهد.

سومین راهبرد، متحیر و سرگردان ساختن افراد از طریق بمباران اطلاعاتی است. وقتی اطلاعات از هر سو، با هر شکل و محتوایی، به‌صورت تصویری، متنی و سمعی در شبکه‌های مجازی، به مخاطب هجوم می‌آورد، افراد دچار سردرگمی می‌شوند و قدرت تمرکز خود را از دست می‌دهند و نمی‌توانند تصمیم درست بگیرند و از تحول فکری بازمی‌مانند.

در این میان، یک بحث بسیار مهم روان‌شناختی نیز وجود دارد که به‌شدت مورد توجه قرار گرفته و مطالعات گسترده‌ای درباره آن انجام شده است، پژوهش‌هایی که حتی در دانشگاه‌ها، توسط دانشجویان و در قالب پایان‌نامه‌ها صورت گرفته و بنده نیز توفیق راهنمایی و مشاوره برخی از این تحقیقات را داشتم و  آن بحث «ایجاد سوگیری شناختی» است یعنی جهت‌دهی ذهن انسان به‌گونه‌ای که نتواند با حقیقت و واقعیت آن‌گونه که هست روبه‌رو شود و حقیقت به شکلی تحریف‌شده و وارونه در ذهن او تصویر شود که این مبحث خود عرصه‌ای گسترده و مفصل دارد.

در مجموع دشمن در جنگ شناختی کاری می‌کند که عقلانیت آسیب ببیند، احساسات بر منطق غلبه کند و انسان‌ها دچار تحیر، سرگیجه و ناتوانی در تمرکز شوند. این‌ها ویژگی‌های اصلی جنگ روایت‌هاست. حال همان‌گونه که اشاره شد این جنگ، جنگ فیزیکی نیست؛ بلکه نوعی نبرد از راه دور است که ابزار اصلی آن رسانه‌ها هستند.

ایکنا - رسانه‌ها چه نقشی در شکل‌گیری یا شکست جنگ روایت‌ها ایفا می‌کنند؟

رسانه، ابزاری دوگانه است هم می‌تواند عقل‌زدا باشد و هم می‌تواند روشنگر.

خودِ رسانه تعیین‌کننده نیست، بلکه نحوه استفاده از آن اهمیت دارد. شما می‌توانید سخنرانی‌های هدایت‌گر گوش دهید یا در معرض آیات شیطانی قرار بگیرید، می‌توانید موسیقی‌های مخرب گوش دهید یا آثار تعالی‌بخش. رسانه ابزاری است که در اختیار انسان قرار می‌گیرد.

بخشی از کارکرد رسانه‌ها، کارکردی نسبتاً مستقیم و اطلاعاتی است مانند روزنامه‌ها، مطبوعات، رادیو، تلویزیون و شبکه‌های خبری. وظیفه اصلی این رسانه‌ها انتقال سریع، دقیق و صادقانه اطلاعات است. اگر این وظیفه به‌درستی انجام شود می‌تواند بسیار راهگشا باشد. سرعت، دقت و صداقت در ارائه اطلاعات نقش مهمی در جلب اعتماد مخاطب دارد.

مخاطب ایرانی مخاطبی هوشمند، حقیقت‌جو، شجاع و دقیق است. درست است که دشمن تلاش می‌کند ذهن مردم ایران، جوان ایرانی و دانشجوی ایرانی را دستکاری کند، اما مخاطب ایرانی به‌دلیل هویت فرهنگی خاص جامعه ایران، از توانمندی و کیفیت بالایی برخوردار است و با بسیاری از جوامع دیگر تفاوت دارد.

اگر رسانه‌های خودی و رسانه‌هایی که در خدمت انقلاب اسلامی هستند، صادق، دقیق، سریع، جامعه‌نگر و منصف باشند، می‌توانند تأثیرگذاری عمیقی داشته باشند چه در قالب روزنامه و مطبوعات، چه رادیو، چه تلویزیون و چه شبکه‌های خبری.

البته رسانه تنها به این اشکال محدود نمی‌شود. اگر هنر را نیز رسانه بدانیم با کارکردهای متفاوت و بسیار جذابی روبه‌رو می‌شویم. یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تأثیرگذاری رسانه و هنر، ایجاد امید در جامعه و به‌ویژه در میان جوانان است. امیدی که آنان را به حرکت، تلاش و تکاپو وامی‌دارد و روح پویایی را در جامعه زنده نگه می‌دارد.

باید واقع‌بینانه سخن گفت که مشکلات وجود دارد و ایرادات هست، اما در عین حال زمینه‌ها نیز فراهم است. با تلاش، توکل، تقوا و اراده می‌توان به موفقیت رسید.

یکی از نمونه‌های روشن و افتخارآمیز در جامعه ما، مؤسسه «رویان» است؛ مجموعه‌ای که امروز همه به آن افتخار می‌کنند. این مؤسسه با حداقل امکانات آغاز به‌کار کرد، اما با مجاهدت، پشتکار و ایمان به هدف، به جایگاهی رسید که نه‌تنها در ایران، بلکه در سطح جهانی مورد توجه قرار گرفت. رویان امروز هم به حل مسائل جامعه ما کمک می‌کند و هم به‌عنوان یک نقطه قوت، یک الگو و یک امید واقعی پیش‌روی جوانان قرار دارد.

نمایش چنین نمونه‌های موفقی برای جوانان به دو شیوه ممکن است. راه اول ارائه داده‌ها، اطلاعات و اخبار است یعنی صرفاً گفتن اینکه چه اتفاقی افتاده و چه دستاوردی حاصل شده است. راه دوم که اثرگذاری عمیق‌تری دارد، بهره‌گیری از قالب هنر و رسانه است. 

ایکنا - چرا جوانان و دانشجویان همواره هدف اصلی جنگ شناختی هستند؟

در همه جوامع، نیروی اصلی پیش‌برنده، جوانان‌اند. جوانان انرژی، شجاعت و امید دارند، اهل تحرک و تکاپو هستند و میل طبیعی به پیشرفت دارند. از همین‌رو، هر جبهه‌ای برای اختلال در جامعه مقابل بخواهد نخستین سرمایه‌گذاری‌اش را روی جوانان و نوجوانان انجام می‌دهد.

جوان ذاتاً نیرویی رو به جلو است و اگر بتوان این نیرو را متوقف کرد، مأیوس ساخت و خسته و خموده کرد، درواقع موتور محرک جامعه از کار می‌افتد.

تغییر دادن نسل‌های گذشته، دشوار و پرهزینه است، اما کار بر روی ذهن جوانان به‌دلیل ویژگی‌های مثبت و انعطاف‌پذیری که دارند، ساده‌تر به نظر می‌رسد. دشمن دقیقاً از همین ویژگی‌ها سوءاستفاده می‌کند. با سیاه‌نمایی جامعه و با القای این تصور که جامعه سراسر ظلم، تبعیض و بن‌بست است، تلاش می‌کند امید و اعتماد جوان را از او بگیرد.

در این میان، بصیرت سیاسی و اجتماعی دانشجویان نقشی تعیین‌کننده در آینده جامعه و در تسلط بر جنگ‌های شناختی دارد. این نکته‌ای است که رهبر معظم انقلاب بارها بر آن تأکید کرده‌اند.

تاریخ تمدن‌ها نشان می‌دهد که دو عامل، همواره ملت‌ها را به موفقیت رسانده است؛ یکی «بصیرت» و دیگری «صبر و استقامت».

بصیرت، صرفاً دانش یا معلومات نیست، چه‌بسا افرادی که بسیار عالم‌اند اما بصیر نیستند. ممکن است کسی دانشمند یا حتی عالم دینی باشد، اما در تشخیص مسیر دچار خطا شود. بصیرت توان دیدن درستِ صحنه و فهم موقعیت است. اگر این بصیرت با صبر و استقامت در مسیر همراه شود، نقش جوانان در پیشبرد اهداف جامعه و نظام اسلامی، نقشی بی‌بدیل و تعیین‌کننده خواهد بود.

ایکنا - دانشگاه‌ها چگونه می‌توانند در برابر جنگ شناختی، بصیرت دانشجویان را تقویت کنند؟ 

دانشگاه‌ها ابزارها و ظرفیت‌های متعددی در اختیار دارند و بخش قابل توجهی از عمر جوان و نوجوان، چهار سال و گاه هشت تا ده سال، در فضای دانشگاه سپری می‌شود، این خود فرصتی بسیار ارزشمند برای کار فکری، ذهنی و تربیتی است. از جمله ابزارهای دانشگاه، محتوای آموزشی و فضای محیط دانشگاه است، اما عمیق‌ترین و اثرگذارترین عامل، «استاد» است.

استاد، به‌راحتی می‌تواند ذهن، روحیه و کنش دانشجو را تحت‌تأثیر قرار دهد. استاد خوب، استاد مؤمن، استاد امیدوار و استاد باسواد، می‌تواند دانشجو را به حرکت، تلاش و امید سوق دهد. در مقابل استادی که دچار سوءظن نسبت به نظام سیاسی و اجتماعی است، همین نگاه را به دانشجو منتقل می‌کند. 

این تصور که همه چیز باید از پیش مهیا باشد تا انسان بتواند کاری انجام دهد، یک روحیه نادرست است، روحیه‌ای که استاد می‌تواند آن را منتقل کند یا بالعکس، با ایجاد امید، تقویت اراده و تشویق به تلاش، آن را اصلاح کند.

یکی از پاسخ‌های بسیار آموزنده‌ای که برخی اساتید به شبهه رایج جوانان داده‌اند اینکه «با وجود این همه مانع، نمی‌شود فکر کرد.» این است: «اگر می‌خواهید موانع سر راه فکر را بردارید، باید فکر کنید؛ فکر کنید که چگونه می‌توان موانع فکر را از میان برداشت. این خود، نقطه آغاز حرکت عقلانی و رشد فکری است.»

بنابراین، استاد از نظر ما جایگاهی فوق‌العاده مهم و تعیین‌کننده دارد. رهبر معظم انقلاب بارها بر این نکته تأکید کرده‌اند که یک حرکت، رفتار، نگاه و حتی یک جمله از سوی استاد، می‌تواند مسیر زندگی یک دانشجو را به‌طور کامل تحت تأثیر قرار دهد. شواهد و نمونه‌های فراوانی از این واقعیت در اختیار داریم که نشان می‌دهد چگونه جهت‌گیری فکری و عملی یک استاد، روند زندگی دانشجو را تغییر داده است. از همین رو، دانشگاه ابزارهای متعددی در اختیار دارد؛ از جمله محتوایی که ارائه می‌کند و فضایی که می‌سازد، اما در میان همه این ابزارها، نقش استاد جایگاهی بی‌بدیل دارد.

ایکنا- یک دانشجوی بصیر چه ویژگی‌هایی در تحلیل مسائل روز دارد؟

دانشجویی که می‌خواهد آگاهانه وارد میدان مبارزه و جهاد تبیین شود باید بداند که این میدان، میدان کوچکی نیست. میدان عظیمی است که به‌ هیچ‌وجه نباید آن را ساده یا کم‌اهمیت تلقی کرد. کسی که این میدان را دست‌کم بگیرد، درواقع دچار خطای راهبردی شده است.

اجازه دهید مثالی بزنم، اگر تصور کنیم با حریفی ضعیف روبه‌رو هستیم که تنها یک تیرکمان در اختیار دارد، طبیعتاً تدارک ما نیز در همان سطح خواهد بود؛ اما اگر بدانیم حریف شمشیر، تفنگ و تجهیزات پیشرفته دارد، آمادگی، سرمایه‌گذاری و دقت ما به‌مراتب بیشتر خواهد شد. میدان جهاد تبیین نیز چنین است میدانی سخت و پیچیده که نیازمند آمادگی جدی است.

دانشجو، استاد و هر فردی که در جبهه انقلاب اسلامی قصد ورود به این عرصه را دارد، باید سرمایه‌گذاری سنگینی روی خود انجام دهد. البته این سخن به این معنا نیست که تا زمانی که همه این ویژگی‌ها به‌طور کامل در ما شکل نگرفته، نباید وارد میدان شویم. چنین برداشتی نادرست است و خود نوعی بازدارندگی از جهاد به شمار می‌آید. اتفاقاً بخش مهمی از این ویژگی‌ها را خداوند متعال زمانی به انسان عطا می‌کند که او وارد میدان عمل شود. «تو پای به راه در نه و هیچ مپرس/ خود راه بگویدت که چون باید رفت»؛ قرآن نیز می‌فرماید: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ؛ و كسانى كه در راه ما كوشيده‏‌اند به يقين راههاى خود را بر آنان مى‌‏نماييم و در حقيقت ‏خدا با نيكوكاران است.» (سوره عنکبوت/ آیه 69)

این مقدمه برای آن بود که تأکید شود مبارزه را باید از همان لحظه‌ای آغاز کرد که انسان به ضرورت آن می‌اندیشد، اما همزمان باید دانست که این مبارزه، نیازمند شکل‌گیری شخصیت مبارز است. شخصیتی که به سه بُعد وجودی خود توجه دارد: بُعد علمی، بُعد روحی و بُعد روانی. بدون تقویت این ابعاد، حضور مؤثر در میدان جهاد تبیین ممکن نخواهد بود. بنابراین، باید دانش لازم برای حضور در این میدان را به‌دست آورد.

در همین راستا، برای دوستانی که قصد ورود به این عرصه را دارند، سیر مطالعاتی مشخصی در چارچوب اندیشه رهبر معظم انقلاب پیشنهاد می‌شود.

به‌اختصار می‌توان گفت که نخست باید توان فکری خود را ارتقا داد، انس با قرآن باید افزایش یابد، تفاسیر قرآن مطالعه شود و آثار بزرگان فکری انقلاب اسلامی مانند شهید مطهری، شهید بهشتی، علامه مصباح، شهید صدر و دیگر اندیشمندان برجسته مورد توجه قرار گیرد. مطالعه تاریخ معاصر نیز از تأکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب است و نباید از آن غفلت کرد.

امروز یکی از پروژه‌های مهم دشمن، تطهیر رژیم پهلوی هم‌زمان با تضعیف و تخریب نظام اسلامی است. اگر کسی بخواهد مواجهه‌ای درست، دقیق و باکیفیت با این پروژه داشته باشد، باید مطالعه کند و آثار و اسناد مرتبط را ببیند و بررسی کند. نمی‌توان با تصویرسازی‌های جعلی از پهلوی، آن را به‌عنوان نماد آزادی‌خواهی و روشنفکری معرفی کرد. حتی اگر کسی اسلام را هم نپذیرد، باز هم نمی‌تواند رضاخان را به‌عنوان یک الگو معرفی کند.

در ابتدای بحث نیز اشاره شد که اسناد وزارت خارجه آمریکا در دهه ۱۹۲۰ میلادی درباره شخصیت رضاخان، تصویر روشنی از او ارائه می‌دهد. در این اسناد، او فردی بی‌سواد، خشن و نزدیک به توحش معرفی شده است. وزیر مختار آمریکا پس از دیدار با رضاخان می‌نویسد: «مردی که دیدم، تنها یک قدم با توحش فاصله داشت.» برای ورود جدی به مقابله با پروژه تطهیر پهلوی، باید دانش کسب کرد؛ نه با ورق زدن سطحی صفحات مجازی، بلکه با مطالعه اسناد، مدارک، کتاب‌ها و شنیدن سخنرانی‌های معتبر.

رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کرده‌اند که دانشجو و استاد باید اهل ذکر باشند، ارتباط دائمی با قرآن داشته باشند، اهل عبادت باشند و حتی به نماز شب توصیه شده است. این امور، انسان را از آفت‌هایی مانند غرور علمی و تحجر فکری حفظ می‌کند. شبهات، تأثیر بسیار عمیقی بر ذهن استاد و دانشجو می‌گذارند و باید این واقعیت را پذیرفت که متأسفانه میزان کم‌آوردن برخی اساتید و دانشجویان در مواجهه با شبهات، گاه بیش از افراد عادی جامعه است.

 
این امر ریشه در توهم دانایی و احساس استغنا دارد. به‌طور نمونه، گاه استادی که در حوزه مهندسی یا پزشکی تخصص دارد، بدون مطالعه کافی، به‌راحتی در مسائل سیاسی و اجتماعی اظهار‌نظر می‌کند، در حالی که ما هرگز در حوزه تخصصی او چنین کاری نمی‌کنیم. این احساس جایگاه علمی، گاهی نوعی تکبر پنهان ایجاد می‌کند و زمینه پذیرش یا تولید شبهات را فراهم می‌کند.
 
از همین‌رو، «شبهه‌شناسی» اهمیت فراوانی دارد و حتی می‌توان گفت که مقدم بر کسب برخی دانش‌هاست. کسی که می‌خواهد وارد میدان جهاد تبیین شود، باید پیش از هر چیز شبهات را بشناسد، روش تولید آن‌ها را بداند و نسبت به دام‌های فکری دشمن آگاه باشد. این آگاهی نخستین گام برای حضور مؤثر، عاقلانه و ماندگار در این میدان عظیم است.
انتهای پیام
خبرنگار:
هانیه محمدنژاد
دبیر:
محدثه نعیمی فرد
captcha