کد خبر: 4327497
تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۷:۴۲
ظهیر احمدی پاسخ داد

مسیر نقد سازنده چگونه منحرف می‌شود

پژوهشگر ارتباطات و رسانه گفت: نقد منطقی و مبتنی بر اخلاق حرفه‌ای، سنگ بنای اصلاح و پیشرفت در هر جامعه‌ای است؛ اما زمانی که نهادهای داخلی در شنیدن و مدیریت اعتراضات ضعف نشان دهند، زمینه برای مداخله جریان‌های رسانه‌ای بیگانه و انحراف مسیر انتقادات فراهم می‌شود.

444در جامعه امروز، تفکر انتقادی نه یک مهارت صرفاً آموزشی، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای حفظ سلامت فکری، تصمیم‌گیری عقلانی و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی ناشی از شایعات، تحریف‌ها و القائات هدفمند شده است. این توانایی که بر تحلیل مستدل، ارزیابی بی‌طرفانه و استنتاج منطقی استوار است، به جوامع قدرت می‌دهد تا در میان انبوه اخبار و نظرات، راست را از دروغ، سره را از ناسره و استدلال قوی را از ضعیف تمیز دهند، نقش منفعلانه را کنار گذاشته و در برابر چالش‌های پیچیده جامعه با بینشی روشن‌تر و مسئولانه‌تر عمل کنند. پرورش این تفکر در سطح فردی و جمعی، سنگ بنای توسعه فرهنگی، تقویت گفت‌وگوی سازنده و در نهایت ساختن آینده‌ای بر پایه خردجمعی است.
 
خبرگزاری ایکنا در همین راستا با ظهیر احمدی، مدرس دانشگاه، پژوهشگر برتر کشوری و پژوهشگر ارشد ارتباطات و رسانه به گفت‌وگو نشسته است. مشروح گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.
 

ایکنا ـ تفکر نقادانه چیست و چه مؤلفه‌هایی دارد؟ 

 
مصاحبه و تفکر انتقادی یا Critical Thinking به عنوان یک مفهوم و رویه‌ای پذیرفته‌شده در نظام‌های فلسفی، آموزشی و سیاسی در جهان شناخته می‌شود. در آموزه‌های دینی ما نیز می‌توان گفت، با استناد به روایات معصومین(ع) بر اهمیت «نقدِ کلام» و بررسی عمیق مسائل و موضوعات تأکید شده است.
 
تفکر انتقادی مؤلفه‌هایی مشخص دارد که از جمله می‌توان به، قدرت عقلانی تجزیه و تحلیل، ارزیابی شواهد و دلایل نقد بی‌طرفانه و عینی موضوع، تمایز قائل شدن میان سره از ناسره، ارزیابی دقیق خوب و بد هر پدیده و قضاوت منصفانه همراه با ارزش‌گذاری منطقی و در نهایت پیشنهاد حل مسئله و رفع ضعف‌ها و تقویت نکات قوت اشاره کرد. این اصول مورد تأیید گستره وسیعی از مکاتب فکری، آموزشی و... است. البته این امر یعنی تفکر انتقادی، مسئله‌ای طبیعی و طینتی نیست، بلکه آموختنی و اکتسابی است که فرد در طول مراحل شکل‌گیری هویتش از طریق خانواده، نهاد آموزش و نهاد رسانه و ... یاد می‌گیرد.
 

ایکنا ـ نقد باید چگونه شکل گیرد تا به نتیجه مطلوب برسد و از مسیر خود منحرف نشود؟

 
از نکات کلیدی در تفکر انتقادی، رعایت اخلاق حرفه‌ای در نقد و مسؤلیت‌پذیری در قبال تصمیمات و ارائه راهکار‌های حل مسئله است؛ به این معنا که در تفکر انتقادی منطقی ابتدا جنبه‌های مثبت موضوع و نقاط قوت آن مورد اشاره و تصریح قرار می‌گیرد و سپس به ضعف‌ها و آسیب‌های آن پرداخته شده و در نهایت راه حل‌ها ارائه و پیشنهاد می‌شود. برای اصلاح تصمیم‌ها، برنامه‌ها، روند‌ها، عمل‌ها و تقویت نقاط قوت این رویکرد منطقی در قوانین و ضوابط مدون، محافل علمی، دانشگاه‌ها، نشریات و مجلات تخصصی و حتی در برخی از برنامه‌های شاخص رسانه‌ای به عنوان اصل «نقد سازنده» پذیرفته شده است.
 
نقد و اعتراضات اخیر در جامعه شروع این حرکت با اعتراضات گروه‌هایی از کسبه نسبت به نابسامانی‌های قیمت‌گذاری و نوسانات شدید بازار آغاز شد که به نظر می‌رسد مطالبه‌ای منطقی بوده و مورد توجه نهاد‌های مسئول از جمله ریاست جمهوری و رسانه ملی قرار گرفت. در این مرحله، نیرو‌های انتظامی نیز که وظیفه ذاتی حفظ نظم و انتظام در جامعه را بر عهده دارند؛ با رعایت قانون و با هدف حفظ نظم عمومی و مدیریت صحیح اعتراض‌ها و جلوگیری از آسیب به جان و مال معترضان و مردم و اموال عمومی، به وظایف ذاتی خود عمل کردند. متأسفانه در ادامه، این اعتراضات منطقی به طور خاص و ویژه مورد توجه و تمرکز عمده رسانه‌های جریان اصلی(Main Stream Media) از جمله BBC، یورونیوز و حتی شبکه رسوای ایران اینترنشنال قرار گرفت و این جریان رسانه‌ای با کاهش برنامه‌های روتین خود به صورت ویژه و با درج عنوان Breaking News و با بازنمایی رسانه‌ای این وقایع، تلاش وافر کردند تا به جای انعکاس منصفانه حقایق و وقایع عینی به برساخت واقعیت رسانه‌ای(Media Reality) مدنظر خود، این اعتراضات را در فضای تقابل با نظام جمهوری اسلامی ایران قلمداد کرده و نشان دهند و تلاش می‌نمایند مدیریت صحنه‌ای اعتراضات را هم در دست گرفته و به میدان بازی خود بکشانند.
 
در سویی دیگر، اظهارنظر رسمی و مداخله‌جویانه مقامات رسمی غربی قرار دارند؛ از جمله رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ با انتشار پست مکتوب در شبکه اجتماعی خود نسبت به یک مسئله داخلی ایران واکنش نشان داده و با تهدید نظام سیاسی ایران به حمله نظامی از حمایت و نجات مردم ایران حرف زد؛ یعنی همان کسی که کمتر از هفت ماه پیش با همراهی رژیم اسرائیل تعداد قابل توجهی از همین مردم ایران را به خاک و خون کشید یا می‌توان به توئیت رسمی وزیر خارجه و رئیس سابق سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا(CIA) مایک پمپئو، اشاره کرد که با تبریک سال نو ۲۰۲۶ به معترضان در خیابان‌های شهر‌های ایران و «مأموران موساد(Mossad agent) که در کنار آنها قدم می‌زنند»، اشاره کرد که همه اینها به وضوح در جهت دخالت مستقیم در امور داخلی ایران و تبدیل نقد‌های صنفی به اغتشاش و بی‌ثباتی و به تعبیری در مسیر مهندسی آشوب قرار دارد. این گونه تغییر ماهیت اعتراضات با اقدامات خشونت‌آمیز صحنه‌ای و خیابانی نظیر حمله به نیرو‌های انتظامی، کتک زدن کسبه و بازاریانی که سر مغازه و کسب و کار خود بودند، آتش‌زدن اموال عمومی، آتش زدن حسینیه‌ها و حتی آسیب زدن جدی به چندین نفر از مأموران قانون و شعله آتش گشودن بر روی آنها و ... همراه شد.
 
این روند نشان می‌دهد که یک حرکت اعتراضی اولیه، به میدان و عرصه‌ای برای مداخله‌جویان و توطئه‌گران خارجی تبدیل شده که هدف نهایی آن، تحت فشار قرار دادن کلیت نظام سیاسی و حکمرانی جمهوری اسلامی و سلطه بر اراده ملت ایران است.  
 
حرکت از «نقد منصفانه» به «اغتشاش سازمان‌یافته» با هدایت بیگانگان، نمونه‌ای آشکار از بهره‌گیری دشمنان و مخالفان از فضای انتقادی داخلی برای پیشبرد اهداف سیاسی خود است. این واقعیت که دشمنان ایران، آشکارا از این جریان حمایت کرده‌اند و به دو نمونه اشاره کردیم، مؤید نقش‌آفرینی آنان در انحراف اعتراضات از مسیر قانونی و صنفی خود است.
 

ایکنا ـ اگر بخواهیم این مسئله را واکاوی کنیم، آیا ضعف نهاد‌های داخلی در مدیریت انتقادات و اعتراضات صنفی، زمینه تبدیل نقد به اغتشاش را فراهم نکرد؟ رسانه‌ها و مقامات غربی آنها مطابق اهداف خود عمل می‌کنند. اما آیا در کشور ما شرایط و نهاد‌های لازم برای نقد سازنده فراهم است؟ آیا انجمن‌های صنفی به اندازه کافی قوی هستند تا اعتراضات و مطالبات مردم را به گوش مسئولان برسانند، بدون اینکه این اعتراضات به خیابان‌ها و سپس به اغتشاش کشیده شود؟

 
در مورد اعتراضات اخیر کسبه و بازاریان، ابتدا به طور جدی خود هیئت امنای بازار وارد عمل شد و تلاش کرد با مدیریت عملیاتی صحنه و حتی با در دست گرفتن پلاکارد‌هایی با مضمون «ما معترضیم، نه آشوبگر»، مسیر اعتراض خود و مطالبات را قانونمند پیش ببرند؛ اما به نظر می‌رسد ضعفی از سوی نهاد‌های دولتی و وزارتخانه‌های مربوطه وجود داشت. آیا متولیان اتحادیه‌ها و اصناف به موقع فراخوانده شدند؟ اگرچه نهاد ریاست جمهوری برای مذاکره با معترضان نماینده‌ای ویژه فرستاد، اما شاید لازم بود شخص رئیس‌جمهور یا وزرای مرتبط با موضوع، مستقیماً با رؤسای واقعی اتحادیه‌ها و اصناف گفت‌و‌گو می‌کردند و با قاطعیت قول برآوردن و توجه به مطالبات آنها از جمله تنظیم بازار، تثبیت نرخ‌ها و همکاری با اتحادیه‌ها را می‌دادند تا آنها خود، نمایندگی اعتراضات را برعهده می‌گرفتند. در این صورت بود که زمین بازی به دست بیگانگان و رسانه‌های معاند نمی‌افتاد.
 
حال باید از این رویداد درس عبرت بگیریم؛ برای مثال پیش از تبدیل هر اعتراض صنفی به یک بحران امنیتی، باید متولیان مربوطه به طور مستقیم و ویژه با معترضان گفت‌و‌گو کنند، مطالبات آنها را بشنوند و متناسب با توان دولت، به آنها پاسخ عملی و فوری دهند تا اعتراضات با مشاهده نتایج عملیاتی محقق شده، آرام‌آرام فروکش کند و به بحران اقتصادی یا امنیتی تبدیل نشود.
 

ایکنا ـ مهارت تفکر انتقادی و نقد سازنده چگونه می‌تواند در جامعه ما نهادینه شود؟ چرا پرورش تفکر نقادانه به ویژه در نسل جدید، یک ضرورت تربیتی و اجتماعی است؟  

 
همچنانکه در مؤلفه‌های تفکر انتقادی عرض کردم، این مسئله اکتسابی، یادگرفتنی و پرورشی است از همین روی می‌توان گفت؛ شکل‌گیری تفکر انتقادی صحیح، ابتدا از محیط خانواده، به عنوان پایه‌گذار هویت فرد، صورت می‌گیرد که در کنار نهاد خانواده، نیازمند مشارکت عملی نهاد آموزش(مدارس و دانشگاه‌ها) و نهاد رسانه(اعم از رادیو، تلویزیون، خبرگزاری‌ها و مطبوعات و نشریات و...) است. این نهاد‌ها باید به‌صورت عملیاتی، مؤلفه‌های نقد بی‌طرفانه، منصفانه، حرفه‌ای و اخلاق مدار و روش ابراز صحیح آن را به مردم آموزش دهند و به عنوان واسطه‌ای گویا میان مردم و مسئولان عمل کنند.  
 
اتفاقی که اکنون در جامعه رخ داد، تا حدودی نشان‌دهنده قصور نهاد‌های متولی(دولتی، آموزشی و رسانه‌ای) در آموزش و مدیریت صحیح انتقادات بوده که منجر شده به تسلیم زمین بازی به جریان رسانه‌ای مقابل. در این واقعه رسانه‌های معاند با در دست گرفتن ابتکار عمل، نقد را به سمت اغتشاش و درگیری‌های خیابانی هدایت کردند تا اهداف خود را پیش ببرند؛ بنابراین توصیه و پیشنهاد این است که نهاد‌های آموزش و رسانه باید با آموزش و ترویج اصول تفکر انتقادی، به عنوان واسط و صدای منطقی مردم عمل کنند تا از فوران خشم و اعتراض در فضای واقعی و خیابان‌ها جلوگیری کنند. در این خصوص رسانه‌ها و خبرگزاری‌های داخلی نقش تعیین‌کننده و راهبردی در هدایت انتقادات به مسیر اصلاح، تحقق اهداف معترضان و جلوگیری از تبدیل آن به آشوب و بحران امنیتی دارند. مسیرِ صحیح، تبدیل انتقاد به اصلاح و تقویت فرانیدهاست و مسیر ناصحیح، تبدیل آن به بحران؛ آنچه اتفاق افتاد، نتیجه ضعف در عملکرد نهاد‌های آموزشی و رسانه‌ای داخلی از یک سو، و نهاد‌های متولی امور اقتصادی و اجتماعی و... در ایفای این نقش حیاتی بود.
 

ایکنا ـ با توجه به اینکه در صحبت‌هایتان به یک دغدغه مهم اشاره کردید و آن تمایز قائل شدن میان تفکر نقادانه با بی‌اخلاقی و بی‌احترامی است؛ پرسش اینجاست که چگونه می‌توان به نسل جوان آموخت که منتقد باشند، اما متعصب یا گستاخ نباشند؟ چگونه می‌توان ادب نقد را همراه با مهارت نقادی آموزش داد؟  

 
به نظر می‌رسد این فرایند آموزشی و رسانه‌ای که اشاره شد باید از چند مسیر به‌طور همزمان پیگیری شود؛ اول، گنجاندن موضوعات، مفاهیم، مؤلفه‌ها و رویه‌های تفکر انتقادی در متون رسمی نظام آموزشی رسمی و عمومی است که باید محتوای مرتبط با تفکر انتقادی و آداب و اخلاق حرفه‌ای آن باید به‌صورت علمی و برنامه‌ریزی‌شده در کتاب‌های درسی مقاطع مختلف مدرسه و دانشگاه گنجانده شده و از طرف دیگر باید در قالب کارگاه‌های آموزشی و به اصطلاح Workshop همینگونه محتوا‌ها به اولیا و مربیان خانواده و نهاد آموزش و حتی رسانه به صورت عملیاتی آموزش داده شود.
 
دوم، نقش محوری خانواده است. زمانی که والدین خودشان- چه از طریق نهاد آموزش یا نهاد رسانه- با اصول تفکر انتقادی آشنا شوند، در این صورت بهتر می‌توانند در تعامل با کودکان و نوجوانان خود، هم این نوع تفکر و هم ادب و احترام همراه آن را الگوسازی کرده و آموزش دهند. توجه به این بُعد از آموزش تفکر انتقادی بویژه با ملاحظه ویژگی‌ها و خصوصیات نسل جدید یا به تعبیر دیگر، نسل Z و نسل آلفا- که بیشتر با محتوای متنوع و گوناگون انواع مختلف رسانه‌ها و منابع مرتبط هستند - ضرورتی انکارناپذیر و سرمایه گذاری بنیادین برای حفظ انتظام و پایداری جامعه است.
 
سوم، تدوین متون درسی حرفه‌ای. همان‌طور که با گسترش رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، لزوم گنجاندن درس «سواد رسانه‌ای» در نظام آموزشی احساس و محقق شد، با توجه به تأکیدات دینی، مانند فرمایش حضرت علی(ع)؛ «کُونُوا نَقَّادَ الْکَلَام» و ضرورت‌های اجتماعی امروز، نیاز مبرمی به تدوین متون حرفه‌ای و تخصصی و مصوب و گام‌به‌گام برای ترویج «تفکر انتقادی» در نهاد‌هایی ویژه‌ای جون رسانه ها، دانشگاه ها، اتحادیه‌ها و اصناف و ... داریم. این متون تخصصی حرفه‌ای و متناسب با هر حرفه‌ای باید توسط متخصصان فلسفه، فلسفه علم، جامعه‌شناسان و کارشناسان رسانه و اخلاق حرفه‌ای تدوین شده و در نهاد‌های حرفه‌ای که گفتیم آموزش داده و عملیاتی شود.
 
در کنار نظام آموزش رسمی و حرفه‌ای که گفتیم، رسانه‌ها نیز در آموزش، ترویج و عملیاتی سازی تفکر انتقادی و صحیح در میان مردم، مخاطبان و جامعه، نقشی بنیادین و اساسی دارند؛ رسانه‌ها با توجه به گستره نفوذ خود و قدرت و تأثیر عملیاتی بالا، می‌توانند از طریق تولید و نشر محتوا‌های انتقادی، تولید و نشر فیلم، کلیپ، موشن‌گرافی، پادکست و سایر قالب‌های جذاب، آنچه به‌صورت نظری در متون و محتوای درسی و حرفه‌ای و در کلاس‌ها و دانشگاه‌ها و اتحادیه‌ها و اصناف آموزش داده می‌شود را به شکلی ملموس و عینی به مخاطبان خود، خانواده ها، به ویژه نوجوانان و جوانان، منتقل کنند؛ بنابراین دو نهاد آموزش و رسانه، متولیان اصلی و مؤلفه‌های کلیدی هستند برای آموزش تفکر انتقادی صحیح در جامعه و هدایت صحیح و در مسیر درست نقد‌ها و اعتراضات و ممانعت از تبدیل آن به بحران‌ها با ملاحظه وظایف ذاتی سایر نهاد‌های اجتماعی، انتظامی و صنفی.
انتهای پیام
خبرنگار:
سمیه قربانی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha