در طول تاریخ، همواره در دوران زمامداری حاکمان حکومتهای مختلف، ملتها فراموش شده و مدعیان دوستی و حمایت از حقوق مردم در پی تحکیم سلطه و سیطره سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خود بودهاند. با ظهور پدیده انقلاب اسلامی در ایران معادلات تغییر کرد زیرا باور بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) نسبت به مردم در تثبیت حکومت یک باور حقیقی و اصولی بود.
امام خمینی(ره) در طول مدت زمامدارى خود در اداره نظام جمهورى اسلامى ایران، با تأکید بر اصل حاکمیت مردم بهعنوان مبناى فکرى و عملى اداره این نظام، نظام جمهورى اسلامى را حکومتى شهروندمحور معرفى کرده است. برای آشنایی با «نظام فکری امام خمینی(ره) درباره حقوق مردم، حق اعتراض و انتقاد آنان و شیوههای بروز اعتراضات در جامعه»، خبرنگار ایکنا از قم با علی اکبریمعلم، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به گفتوگو پرداخت. مشروح این گفتوگو در ادامه از نظر میگذرد.
در خصوص اینکه مردم در جمهوری اسلامی ایران از چه حقوقی برخوردار هستند؛ در فصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل نوزدهم مردم ایران را از هر قوم و قبیلهای از حقوق مساوی برخوردار میداند. در اصل بیستم نیز همه افراد ملت اعم از زن و مرد بهصورت یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی با رعایت موازین اسلام برخوردارند. همچنین در اصل بیستم آمده که حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است و تفتیش عقاید ممنوع و نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزاد هستند و احزاب، جمعیتها، انجمنهای سیاسی آزادند مشروط بر اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند.
حقوقی که مردم در حکومت اسلامی و به تبع آن در جمهوری اسلامی ایران برخوردارند با تأکید بر اندیشه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) به چند مورد تقسیم میشود که یکی از آنها حق نصیحت است و امام خمینی(ره) بر اینکه همه افراد جامعه باید به مسئولیت خودشان در این خصوص عمل کنند و همه افراد جامعه هم مسئول کار خود و هم مسئول کار دیگران هستند، تأکید دارد که میتوان با انجام امر به معروف و نهی از منکر به این وظیفه و حق نصیحت که بر گردنمان است، عمل کرد.
یکی دیگر از حقوقی که مردم در نظام اسلامی دارند حق انتقاد است یعنی مردم در جامعه اسلامی علاوه بر برخورداری از حق نصیحت، از حق انتقاد نیز برخوردارند. حق انتقاد از همه مسئولان در همه سطوح مطرح است و به تعبیر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً مسئولان را استیضاح کند و توضیح بخواهد و انتقاد کند و آنها نیز باید جواب قانعکننده بدهند و در غیر این صورت اگر برخلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد خود به خود از مقام زمامداری معذول است که این تأکیدی است که امام خمینی(ره) دارد.
از دیگر ویژگیهای حکومت دینی و نظام جمهوری اسلامی ایران از دیدگاه امام خمینی(ره) نقادی آزادانه است. نقادی آزادانه از رفتار حاکمان به دست همه افراد جامعه ممکن است یعنی هر فعلی که از مسئولان کشور سر میزند، هر فردی از افراد ملت حق دارد برابر با اندیشه دینی و اسلامی و نظر امام خمینی(ره) آن را نقد کند. حکومت در اسلام به گونهای تعریف شده که هر فرد جامعه بتواند با کمترین خطر از بالاترین مقام حکومتی انتقاد کند و از رفتارها و اعمال او توضیح بخواهد.
یکی دیگر از حقوقی که مردم برابر اندیشه اسلامی و نظر امام خمینی(ره) در جمهوری اسلامی ایران برخوردارند، حق اعتراض و نظارت است یعنی مردم در جامعه دینی علاوه بر حق نصیحت و انتقاد، از حق اعتراض به رفتار زمامداران نیز برخوردارند. امام خمینی(ره) در اینباره تأکید دارد که همه ملت موظف به نظارت بر امور از نظر مبانی اسلامی هستند و اعمال حق نظارت مردم بر اداره امور کشور یک وظیفه در جامعه اسلامی تلقی شده است. همه موظف هستند تا نسبت به انحراف از قوانین و مقررات اسلام اعتراض کنند یعنی معیار در نظام جمهوری اسلامی، قوانین و مقررات اسلام است و هر کسی از آن تخطی کند، هر فردی از افراد جامعه اسلامی میتواند به آن اعتراض کند.
اساساً انتقاد در فرهنگ اسلامی یک هدیه تلقی میشود و ناقد به عنوان برادر و دوست معرفی شده است. انتقاد به معنای بیان عیبها به قصد اصلاح است نه به قصد تخریب. از دیدگاه اسلامی انتقادپذیری و انتقاد کردن از یکدیگر و عملکرد مسئولان زمینه رشد کمال در جامعه را فراهم میسازد و موجب اصلاح جامعه میشود، امام تأکید دارد که انتقاد کردن بهمعنای سرپیچی از دستورات زمامدار نظام اسلامی نیست و نباید در جامعه هرج و مرج ایجاد شود، ایشان بین این دو تفکیک قائل شده است.
انتقاد به معنای دیدن و گفتن عیبها برای اصلاح و بهبود امور و پیشرفت جامعه است و اطاعت نیز باید آگاهانه و براساس مسئولیت پذیری باشد. هر شهروندی در عین حال که موظف به اطاعت از نظام اسلامی است وظیفه دارد در مقابل انحراف، انحطاط و نارواییها بایستد و با انتقاد سازنده موجب اصلاح امور شود. از ویژگیهای جامعه مطلوب مورد نظر اسلام و امام خمینی(ره) اجرای قوانین و احکام الهی، برقراری نظام عادلانه اجتماعی، اجرای عدالت اجتماعی و جلب رضایت مردم است. اعتراض در اسلام و مطابق اندیشه امام خمینی(ره) باید با رعایت موازین شرعی، مصالح و منافع ملی و در حدود قانون اساسی کشور باشد.
اسلام و اندیشه امام خمینی(ره) با آزادی که مخرب، افسارگسیخته و مخالف با عقل، شرع، مصالح و منافع ملی و خارج از محدوده قانونی باشد، مخالف است. آزادی انسان در سایه قوانین اسلام، عقل، نظارت عمومی، تقوا و قانون اساسی هدایت میشود.
یکی از زمینههای اعتراض عدم رعایت فضایل اخلاق سیاسی توسط زمامداران است یعنی زمامداری که ایمان نداشته باشد یا ایمانش ضعیف باشد، نمیتواند در جلب رضایت خدا و خلق موفق شود. زمامدار یعنی کسی که قدرت سیاسی را در اختیار دارد که قدرتش شبیه به اسلحه است که اگر به خوبی از آن استفاده نکند برای جامعه مضر است.
قدرت سیاسی در دست انسان بیایمان موجب سوءاستفاده، فساد، تباهی، انحطاط و سقوط جامعه میشود بنابراین یک زمامدار اسلامی باید از فضایل اخلاق سیاسی مانند ایمان برخوردار باشد، از ظلم و ستم پرهیز کند و عدالت و انصاف سرلوحه فعالیتهایش قرار بگیرد. رعایت عدالت سبب وحدت و انسجام ملی اما بیانصافی موجب تحریک مردم میشود. زمامدار باید در رفتار و اجرای احکام و قوانین الهی با ملایمت با مردم رفتار کند و کاری کند که اجرای قانون با رضایت قلبی مردم همراه شود نه با بغض و کینه آنها.
تواضع، حلم، صداقت، انتقادپذیری، سادهزیستی و زهد از فضایل اخلاق سیاسی هستند که برای همه بهویژه برای زمامداران لازم است. یعنی اگر جامعه و زمامداران ما از فضایل اخلاق سیاسی برخوردار باشند زمینه اعتراض به وجود نمیآید. نکته دیگر برخورداری زمامداران از رذایل اخلاق سیاسی است یعنی اگر زمامداران و مسئولان از رذایل اخلاق سیاسی برخوردار باشند زمینه اعتراض فراهم میشود. مثل برخورداری زمامدار از ریا، حسادت، حب جاه، حب به مقام، نفاق و دورویی موجب بیعدالتی، تفرق و انحطاط جامعه میشود.
یکی دیگر از زمینههای بروز اعتراض، ناآگاهی شهروندان است، آگاه نبودن جامعه از فعالیتهای حکومت و زمامداران است که زمینه اعتراض را فراهم میکند. از زمینههای بروز اعتراض وجود بیعدالتی است. اجرای عدالت اجتماعی در اسلام از اهمیت بسیاری برخوردار است. اگر ببینیم با افرادی در یک موقعیت قرار داریم اما بهرهمندی از منافع ملی برای یکی بیشتر است، زمینه ناراحتی فراهم میشود.
از زمینههای دیگر اعتراض، مشکلات اقتصادی و تهاجم فرهنگی است. تهاجم فرهنگی یعنی تهی کردن جامعه از فرهنگ خودی و جایگزین کردن فرهنگ بیگانه بهجای آن. ترویج تفکر جدایی دین از سیاست و جنگ نرم نیز منجر به بروز اعتراض در جامعه میشود. یعنی اقدامات نرم و روانی و تبلیغاتی رسانهای که برای تغییر فکر و شناخت افکار عمومی جامعه با تاکتیکهای مختلف از قبیل جنگ روانی و رسانهای، برچسبزدن، شایعه و دروغ انجام میشود و موجب مشکلاتی در جامعه خواهد شد. تحریمهای ظالمانه استکبار و دشمنان انقلاب اسلامی از جمله آمریکا نیز منجر به بروز اعتراضات مردم در کشور میشود.
یکی از راه حلها، آگاهیبخشی مردم با بهرهمندی از ابزار تبلیغات و تعلیمات مبتنی بر ظرفیتهای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. در قانون اساسی ما که حقوق ملت در فصل سوم است، آزادیهایی برای مردم در نظر گرفته شده که اگر به این قانونها احترام بگذاریم و عمل کنیم، زمینه فراهم میشود تا مردم بتوانند با انجام امر به معروف و نهی از منکر به وظیفه همگانی خود عمل کنند و اعتراض را در مسیر درستی قرار بدهند همچنین، اعتراضات یا خشونتها نیز کاهش پیدا میکند.
براساس اندیشه امام خمینی(ره) یکی از راههای انسجام جامعه و توجیه کردن مردم، تبلیغات و تعلیمات است که ما میتوانیم از این طریق مردم را آگاه کنیم، آنها را هم فکر خود بسازیم، یک موج تبلیغاتی و فکری و یک جریان اجتماعی بهوجود آوریم و وقتی همه با یکدیگر همفکر شدیم و یک جریان اجتماعی به حساب آمدیم در این صورت نقشه دشمنان کند خواهد شد و آنها نمیتوانند از زمینههای نادرست برای آشوب و اغتشاش در کشور استفاده کنند.
راهکار دیگر برای کاهش اغتشاش و اعتراض این است که حکمرانی جامعهپذیری سیاسی را اصلاح کنیم. برای اصلاح حکمرانی جامعهپذیری سیاسی لازم است شبکه جامعهپذیری سیاسی را تکمیل کنیم؛ به نحوی که همه عوامل جامعهپذیری سیاسی اعم از خانواده، نهادهای مذهبی، رسانه، نهادهای آموزشی، احزاب سیاسی و دولت همانند یک کل هماهنگ عمل کنند که این کار مستلزم اصلاح حکمرانی موجود در خصوص فرایند جامعهپذیری سیاسی است.
یعنی اینگونه نباشد که خانواده به یک اولویت و مبانی و اصول تأکید کند و صداوسیما نیز به یک اصول و مبانی و سیاستهای دیگر و نهادهای مذهبی به نکات دیگر بلکه باید در انتقال باورها و ارزشهای حاکم بر جمهوری اسلامی ایران به نسل جدید، همه در یک کل هماهنگ عمل کنند که این امر نیاز دارد حکمرانی جامعهپذیری سیاسی ما اصلاح شود یعنی گردش این کار به درستی صورت بگیرد.
راه حل دیگر ایجاد زمینه لازم برای حضور مردم در همه عرصههای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی برای دخالت در سرنوشت خویش با همه سلیقههاست. اگر ما بتوانیم برای حضور مردم در همه عرصهها زمینه را فراهم کنیم، اعتراضات کاهش پیدا خواهد کرد و عدالت اجتماعی رعایت خواهد شد. همه گروهها و جریانها و همه افرادی که به کشور و اسلام و قانون اساسی و رهبری وفادارند و خواهان عزت ایران و اسلام هستند باید این مسائل را مورد توجه قرار دهند تا بتوانند در همه عرصهها ورود پیدا کنند.