کد خبر: 4329955
تاریخ انتشار : ۰۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۳۴
یادداشت

آوای نبی در وجدان و جان حسین بن علی(ع)

به تقدیر الهی در شعبان چهارم از هجرت نبوی، کودکی زاده شد که پیامبر(ص) بر ایشان اذان گفت و انگشت مبارکش در دهان نوزاد نهاد و در نخستین دیدارش، شیر و شکر بر جانش نشاند و روان خود را در جانش جاری‌ ساخت، بنابراین حسین(ع) از جان و نفس نبی‌ شد و حبیب خدا از این حقیقت چنین یاد کرد: «حسین مِنّی و اَنَا مِن حسین».

حجت‌الاسلام والمسلمین حمید احمدی، عضو گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامیحجت‌الاسلام والمسلمین حمید احمدی، عضو گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی به‌مناسبت فرارسیدن اعیاد شعبانیه و میلاد امام حسین(ع) طی یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داده است، نوشت: چند ماهی از نبرد شوال که اُحد، نامیده شد، می‌گذرد، هنوز قلوب و خانه‌های مدینه در فقدان و عروج حمزه سیدالشهدا(ع)، عمو، یار رشید و شجاع پیامبر خدا(ص) و جمعی از یاران برجسته‌اش به غم و اندوه آغشته است. دختر پیامبر خدا هر هفته با آنکه باردار طفلی است، بر‌ جوار مزارشان می‌رود تا از غم و دل‌تنگی‌اش بکاهد و نام و یاد سیدالشهدا(ع) را زنده نگه‌ دارد.

در چنین فضایی به تقدیر الهی در شعبان چهارم از هجرت نبوی، کودکی زاده می‌شود که ولادتش غم‌گسار پیامبر و آل‌هاشم است، گرچه خود باب غم ابدی را بر جان و روح اهل ایمان برای تصعید و عروج، در فرجام حیاتش گشود و به حب مادر به عمویش که سیدالشهدا(ع) بود، سالار و سید شهیدان امت شد و پاسدار خط سرخ شهادت.

پیامبر خدا(ص) با خبر ولادتش شادمانه به خانه علی می‌رود تا شادباش گوید و جامه غم کنار نهد و نور دیده فاطمه را در آغوش گیرد. مادر او را تقدیم آغوش پدر می‌کند. پدر نگاهش را با لبخند و اشک‌های حلقه زده در چشمانش بر او نثار می‌کند. تصویر کمال جمال بود و به ملاحت تمام و بازتابی از ملح اول و ازل.

«هرگز ندانستم که مه آید به صورت بر زمین

آتش زند خوبی او در جمله خوبان چنین

از روی گویم یا ز خو، از طره گویم یا ز مو

از چشم مستش دم زنم، یا عارض او ، یا جبین»

ابورافع سر و پا به این منظره چشم دوخته است. وی از آن صحنه زیبا و تماشایی اولین دیدار حبیب و محبوب چنین روایت می‌کند که پیامبر خدا(ص) بعد از آنکه سیر نگاهش کرد و بوسه‌هایش را نثارش داشت، در گوش او اذان گفت، مانند اذان نماز. اذانی که نجوای آرامی بود از روانی پاک و والا به روانی پاک و انتقال راز هستی به قلب نوزادی که قلبش بود و راز عبادت از سوی عبد برگزیده خداوند به جان‌ ابوعبدالله.

چون اذان پیامی است سیال و جاری برای جان‌های پاک جهت شکل دادن ظرف وجودی که هیچ ظرفی بی‌آن یا دور از آن، هستی طیب و معقول نخواهد داشت.

اذان، روان و شاکله طبیعی و فطری نوزاد را پیش از برخورد با عناصر زندگی، آگاه می‌کند که آغاز و بنیان وجودش باشد، اذان فراخواندن خداوند است تا آدمی خود را برای تصعید آماده سازد.

اذان نخستین فریادی است بر فراز هیاهوی زندگی و بالاتر از انسانیت گرفتار و به تنگ آمده از خوهای غیر انسانی، اذان پیامبر(ص) که تحفه الهیه بود در عروجش به معراج، هدیه‌ نفیسی بود که نثارش کرد و در وجدان آن نوگل فاطمی پیچید و به آهستگی زمزمه می‌کرد که «سخن خدا بر همه چیز برتر است» و در ژرفای‌جان پاکش باقی ماند.

اذان و اقامه را در گوش نوزادش زمزمه کرد تا به آن روح لطیف، نخستین‌ سخن، کلمه حق باشد و در جانش بذر محبت خویش و حق تعالی را بکارد تا با آن رشد کند. آن نوزاد مبارک پیوسته با آن نغمه دل‌انگیز نبوی بالید و زیست و معبدی در وجدان و جانش برپا ساخت تا با عواطف پرواپیشگی بتپد و جانش از احساس‌ فضیلت‌‌ سرشار باشد و در درونش مشعلی برافروخت که‌ بر وجودش نور بپراکند و در شعاع تابش این نورالهی، اطمینان و آرامشی بی‌مثال یافت که هیچ‌گاه تیرگی و سیاهی را در آن راهی نبود و در شعاع همین، واپسین لحظه حیات با بدنی و قلبی مجروح، بدین خصیصه مخاطب خداوند قرار گرفت: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً» و با این خطاب به آستان قدس الهی و حریم عزّ کبریایی‌اش بار یافت. «فادخلی فی عبادی».

اذان گفت و انگشت مبارکش در دهان نوزاد نهاد و در نخستین دیدارش، شیر و شکر بر جانش نشاند و روان خود را در جانش جاری‌ ساخت بنابراین حسین(ع) از جان و نفس نبی‌ شد و حبیب خدا از این حقیقت چنین یاد کرد: «حسین مِنّی و اَنَا مِن حسین».

آن اذان ژرف‌ترین سرود عرشی بود و آن انگشت حامل روح و جان شیری نبی بود که در جان حسین نشست و هستی‌اش را سرشار از حب او ساخت و از آغاز تا فرجامین لحظه حیاتش، تپش‌های قلبش آهنگ الله‌اکبر و لااله الا الله و محمد رسول‌الله بود.

بعد گذشت یک هفته، او را حسین نامید و  بهرش عقیقه کرد و بر او معوذتین خواند و بشارت داد که نسلش مانا باشد چون خداوند امامت را در نسل او قرار داده است. هر روز به دیدارش شتافت و بر سینه‌اش نشاند بدین سبب نامش صدرنشین هر جان و مکان عرشی و قدسی شد.

نزدش بسیار عزیز و ارجمند بود و در این طریقت در مباهله تاج شرافت و عزت بر او و برادرش گذاشت و قرآن نیز بدین فخر و شرف، فرزنداش خواند تا حسین خاطره و نامی شود چو نام مجمد در درازنای تاریخ انسان و در جان و وجدان هستی.

وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا»

 

انتهای پیام
دبیر:
محدثه نعیمی فرد
captcha