به گزارش ایکنا از قم، حجتالاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو، استاد حوزه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه قم در یادداشتی که بهمناسبت ولادت امام سجاد (ع) در اختیار ایکنا قرار داد، نوشت: بیگمان امام سجاد (ع) وارث معارف انبیا و زینت دل اولیاى خداست. دوره امامت امام سجاد (ع) مصادف با اوج دنیاگرایى در جامعه آن روزگار بود. در این دوره غفلت و دنیاگرایى، گریبان جامعه را چنان گرفته بود که دین و معنویت در قربت قرار داشت و تمام تلاش حاکمان بنىامیه در بازگرداندن معیارهاى ناپسند عصر جاهلیت خلاصه مىشد.
آرى، در اين عصر، جاهليتى كه با ظهور رسول اكرم(ص)، مقهور ارزشهاى الهى شده بود، بار ديگر با تمام توان به ميدان آمده و در مقابل قرآن و معنويت صفآرايى كرد. امام سجاد(ع) به منظور مقابله با موج دنياگرايى و جلوگيرى از گسترش معيارهاى عصر جاهليت، منادى معنويت در ميان جامعه اسلامى شدند و با گفتار و رفتار خويش مردم را دعوت به خدا و معنويت كردند.
سيره امام سجاد(ع) در آن روزگار غربت قرآن و معنويت چنان بود كه گويى تمام معنويت در وجود مقدسش خلاصه شده و گفتارهاى متعالیاش آينهاى بود كه معارف قرآن را در جامعه منعكس میكرد. رفتار امام در آن روزگار بسان ابرى بود كه باران معنويت بر جامعه میباريد و گفتارش بذر حقيقت در مزرعه دلهاى مشتاقى بود كه از غربت ارزشهاى الهى در جامعه میناليدند.
هر رفتارى كه از وجود مقدس امام سجاد(ع) تجلّى میكرد، كتاب معرفتى بود كه مردم را به معنويت دعوت مینمود و رفتار صحيح اسلامى را به آنها میآموخت.
علیبنالحسين(ع) در تمامی صفات بارز انسانی و اخلاق و فضيلت در حد کمال بوده است. آن حضرت در زمان خويش عالیترين، پارساترين، بردبارترين و محترمترين افراد به شمار میرفته و دارای زبانی گويا و فصيح و برخوردار از اخلاق کريمه بودهاند. ايشان با مردم بسيار مهربان و نسبت به فقرا و نيازمندان بسيار بخشنده بودند. شخصيت آن حضرت چنان بود که دوست و دشمن را تحت تأثير قرار میداد تا آنجا که يزيد بن معاويه پس «واقعه حرِّه» که دستور داد تمامی اهالی مدينه با وی بيعت کنند تنها امام زينالعابدين(ع) را از اين فرمان استثنا کرد.
يكى از وجوه بارز سيره امام، عشق و شور آن بزرگوار به عبادت و پرستش خداوند متعال بود. در آن زمان كه حاكمان اموى، دنياپرستى را در مقابل خداپرستى تبليغ میكردند، امام زينالعابدين(ع) با سير در عمق درياى عبادت و رياضت، اصل اساسى خدا محورى را به مردم میآموختند و شكوه زيبايى پرستش خداى يگانه را نمايان میكردند.
امام در عبادت خداوند به مرتبهاى رسيده بودند كه در ميان مردم به القابى همچون سيدالعابدين، سيدالساجدين و زينالعابدين شهرت داشتند. نقل كردهاند آن امام بزرگ هر شبانهروز، هزار ركعت نماز میخواند و اكثر شبها تا طلوع صبح، به عبادت خداوند متعال مشغول بودند و روزها را با روزه سپرى میكردند. خدمتكار امام نقل كرده است: «هرگز شبها براى امام رختخوابى نگستردم و روزها برايش غذايى تهيه نكردم زيرا آن بزرگوار شبها را به عبادت و روزها را به روزه میگذراند.»
امام سجاد(ع) بسيارى از شبها را با حال نيايش، طواف و نماز سپرى میكردند و در خلوت شب در برابر عظمت خالق يكتا میگريستند. عبادت مداوم حضرت زينالعابدين برخى از ياران امام را نسبت به جان شريفش بيمناک كرده بود و آنها به امام عرض میكردند كه اى فرزند رسول خدا، خود را با عبادت هلاك مكن! امام در پاسخ به اين افراد، لزوم سپاسگزارى از خداوند را به خاطر نعمتها پيش كشيده و میفرمودند: «آيا بنده سپاسگزار خداوند نباشم؟»
مردم كه شدت عبادت امام را مینگريستند متأثر میشدند و میآموختند كه در برابر نعمتهاى خداوند بايد شكرگزار باشند و با عبادت خويش از خطرات دنياگرايى كه بيمارى مهلك آن عصر بود بپرهيزند. علاوه بر اين، امام زينالعابدين(ع) با گفتارهاى الهى خويش مردم را دعوت به خدا میكردند و به مؤمنان هشدار میدادند كه مبادا دنياطلبى دلدادگان دنيا شما را نيز بفريبد و از خدا و اعمال خير بازتان دارد.
امام با بیان شواهد تاريخى به مردم میآموختند دنياگرايى سرانجام خوشى ندارد و آرايشهاى دنيايى انسان را به سرمنزل مقصود نمىرساند، پس بايد به خدا و اعمال نيک انديشيد و از سرگذشت دنياطلبانى كه پيش از اين به تعيّنات دنيايى دست يافته بودند، عبرت گرفت.
هنگامی که هشام بن اسماعيل حاکم مدينه بود، با حضرت امام زينالعابدين(ع) به شدت بدرفتاری میکرد و ايشان را مورد رنج و آزار قرار میداد. زمانی که هشام از حکومت مدينه بر کنار شد وليد دستور داد او را جلو خانه مروان نگه دارند تا مردمی که به وسيله وی حقوقشان پايمال شده به او مراجعه و از وی مطالبه نمايند و او را مورد بازخواست قرار دهند. بدين ترتيب مردم وی را مورد سرزنش و شماتت قرار میدادند، ولی امام زينالعابدين(ع) چون او را به اين حالت ديد او را احترام کرد و به وی سلام نمود و دستور داد هيچکس از نزديکان و خويشاوندانش مزاحمت و آزاری نسبت به وی روا ندارند.
امام زينالعابدين(ع) پسرعمويی داشتند که گاه به آزار و اذيت امام میپرداخت. با وجود اين، امام زينالعابدين(ع) که از وضعيت مالی وی مطلع بود برای حفظ آبرو و حيثيت اجتماعی او، شبانه به صورت ناشناس به وی کمک مالی میکرد و مبالغی را در اختيار او میگذاشت. او که از اين امر خبر نداشت از امام زينالعابدين شکوه میکرد و به بدگويی آن حضرت میپرداخت که امام به او کمک نمیکند و به ياد او نمیباشد.
در حمله وحشيانه سپاهيان بنياميه به سرکردگی «شرف بن عقبه» به مدينه و قتل عام آن شهر، زنان و کودکانی که فرصت فرار نيافته بودند، پناهگاه و مأمنی مطمئنتر از خانه امام زينالعابدين(ع) نيافتند. از اين رو تا پايان جنگ و عقبنشينی سپاه شرف بن عقبه در خانه آن حضرت ماندند. امام(ع) نيز از آنها پذيرايی کردند و حتی لباس مورد نياز پناهآورندگان را در اختيار آنان قرار دادند.
امام سجاد(ع) اغلب با کسانی به سفر میرفت که وی را نشناسند و اگر آن حضرت را میشناختند با آنها شرط میکرد که در کارها با آنها مشارکت نمايد. وقتی از حضرت علت اين کار را میپرسيدند، میفرمود: بيم دارم از اين که به نام رسول الله(ص)، بيش از آنچه استحقاق دارم با من رفتار شود.
امام زينالعابدين(ع) به عبادت، تهجد و نماز شب بسيار اهميت میداد، به نحوی که در هيچ شرايطی، خواه مسافرت و غير مسافرت آن را ترک نمیکرد. همين که پاسی از شب میگذشت از خواب بر میخاست، مسواک میزد، وضو میگرفت و به نماز میايستاد، اگر در مسافرت نمازهای مستحبی روز را نتوانسته بود به جا آورد، آنها را در شب به جا میآورد. يکی از بستگان ايشان میگويد: هيچگاه در شب برای او رختخوابی پهن نکردم. آن حضرت خواندن نماز شب را به سبب فضيلت بسيارش، همواره به اطرافيان سفارش میفرمود.
امام زینالعابدین (ع) هنگام راه رفتن با متانت، وقار و آرامش خاصی راه میرفت و بی آنکه کبر و غروری از خود نشان دهد، چنان مستقیمالقامه و بدون توجه به چپ و راست راه میپیمود که گویی بر فراز سرش مرغی نشسته است. دستهای خود را به جلو و عقب حرکت نمیداد و با سکون و آرامی به راه خود ادامه میداد.
صحيفه سجاديه، سرشار از دستورات اجتماعی و اخلاق گروهی است. از جمله امام سجاد(ع) از خدای متعال در درخواست همسايگان حقشناس میفرمايد: «خداوندا! بر محمد و خاندان او درود فرست و مرا نيز از سوی همسايگان و دوستان، آداب و رفتار صحيح نصيب فرما و از خوبیهایی که نزد آنهاست، بهره کاملتری برايم قرار ده... تا هم آنها به وسيله من سعادتمند شوند و هم من به وسيله آنها نيکبخت گردم.»
آن حضرت در بندی ديگر، اخلاق همسايهداری را اين گونه تبيين و از پروردگار مهربان توفيق رعايت آنها را تقاضا میکند: «بار الها! به من توفيق ده همسايگان و دوستان بدکار را به نيکی پاداش دهم و از ستمگرشان با گذشت صرف نظر کنم و درباره آنها خوشگمان باشم و با ايشان به نيکويی رفتار کنم و عفيفانه چشم از خطای آنان بپوشم و با آنها به فروتنی رفتار و با گرفتاران آنها از روی مهربانی دلسوزی کنم و در نبودشان به آنان ابراز دوستی کنم، و خيرخواهانه به دوام نعمت آنان علاقهمند باشم و آنچه را بر خويشان خود لازم میدانم، برای آنها نيز لازم بدانم و هر چه را برای نزديکان خود رعايت میکنم، در مورد آنها نيز رعايت کنم».
انتهای پیام