کد خبر: 4333589
تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۵
یادداشت

فیلم «کارواش» سوژه را قربانی محافظه‌کاری می‌کند

پولشویی به‌عنوان محور اصلی فیلم «کارواش»، ظرفیت بالایی برای خلق درام اجتماعی دارد، اما فیلم با ترس از برخورد و حساسیت، ترجیح می‌دهد در حاشیه امن بایستد و به روایت بی‌دردسر بسنده کند.

به گزارش ایکنا، فیلم سینمایی «کارواش» که 20 بهمن‌ماه در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، از همان دقایق ابتدایی نشان می‌دهد با اثری روبه‌رو هستیم که بیش از آنکه جسارت ورود به لایه‌های عمیق یک معضل اجتماعی را داشته باشد، به بیان سطحی و کم‌خطر آن بسنده می‌کند. موضوع پول‌شویی، به‌عنوان یکی از چالش‌های جدی اقتصاد و مناسبات قدرت در جامعه امروز، ظرفیت بالایی برای خلق درام و نقد ساختاری دارد، اما فیلم ترجیح می‌دهد در منطقه امن حرکت کند. نتیجه این رویکرد، اثری است که نه مخاطب عام را درگیر می‌کند و نه برای مخاطب جدی سینما حرف تازه‌ای دارد.
 
مسئله اصلی «کارواش» این است که از همان ابتدا، زاویه نگاه خود را محدود می‌کند. پول‌شویی در فیلم به‌جای آنکه به‌عنوان پدیده‌ای سیستماتیک و ریشه‌دار معرفی شود، در حد تخلف چند فرد تقلیل می‌یابد. این انتخاب، ناخودآگاه فیلم را از امکان نقد جدی تهی می‌کند و آن را به روایتی خنثی و بی‌خطر بدل می‌سازد. گویی کارگردان آگاهانه تلاش کرده است هیچ فرد یا نهادی آزرده نشود و همه چیز در سطح باقی بماند. این محافظه‌کاری، بزرگترین ضربه را به فیلم می‌زند و آن را از تبدیل شدن به اثری جسورانه بازمی‌دارد.
 
داستان فیلم بر محور کاوه، مأمور اداره مالیات، شکل می‌گیرد؛ شخصیتی که با فقدان یکی از همکاران نزدیکش در جریان پرونده‌های اقتصادی، انگیزه‌ای شخصی برای پیگیری ماجرا پیدا کرده است. این پیش‌زمینه می‌توانست بستری مناسب برای پرداخت یک قهرمان خاکستری و چندلایه باشد، اما فیلمنامه از این امکان استفاده نمی‌کند. کاوه بیشتر شبیه تیپی آشنا از مأمور وظیفه‌شناس و زخمی است که نمونه‌های آن را بارها در سینمای اجتماعی ایران دیده‌ایم. شخصیت‌پردازی در حد اطلاعات اولیه باقی می‌ماند و عمق روانی لازم شکل نمی‌گیرد.
 
موقعیت‌های بدون پرداخت
 
روایت فیلم تلاش مأموران مالیاتی برای افشای یک پرونده پول‌شویی است، اما این تلاش‌ها به‌جای آنکه به تعلیق و کشمکش دراماتیک منجر شود، به مجموعه‌ای از صحنه‌های شتاب‌زده و پراکنده تبدیل شده است. ریتم عجولانه فیلم اجازه نمی‌دهد مخاطب با روند کشف پرونده همراه شود یا خطر و اهمیت ماجرا را احساس کند. بسیاری از گره‌ها به‌سرعت باز می‌شوند و موقعیت‌ها بدون پرداخت کافی رها می‌شوند. این شتاب‌زدگی، حس ساختگی بودن روایت را تشدید کرده و مانع همذات‌پنداری مخاطب می‌شود.
 
احمد مرادپور پس از شش سال دوری از سینما، با «کارواش» به سراغ سوژه‌ای ملتهب و معاصر آمده است؛ انتخابی که در نگاه اول قابل احترام است. با این حال، مشکل از جایی آغاز می‌شود که کارگردان نمی‌تواند میان جسارت سوژه و شیوه بیان آن تعادل برقرار کند. فیلم از نظر کارگردانی دچار محافظه‌کاری مفرط است و نشانه‌ای از امضای شخصی یا نگاه خلاقانه در آن دیده نمی‌شود. قاب‌بندی‌ها، میزانسن‌ها و حتی هدایت بازیگران در حد استانداردهای معمول باقی مانده و فراتر نمی‌رود.
 
یکی از ضعف‌های جدی فیلم، پرداخت سطحی به فضای اقتصادی و اداری داستان است. اداره مالیات، سازوکارهای مالی و مناسبات پشت‌پرده، همه به‌صورت گذرا و کلیشه‌ای نمایش داده می‌شوند. فیلم نه زبان تخصصی این فضا را می‌شناسد و نه تلاشی برای بازآفرینی واقع‌گرایانه آن می‌کند. در نتیجه، آنچه می‌بینیم بیشتر شبیه تصوری ساده‌شده از فساد اقتصادی است تا بازنمایی دقیق آن. این ساده‌سازی، بار دیگر نشان می‌دهد که فیلمساز علاقه‌ای به ورود به لایه‌های عمیق‌تر ندارد.
 
ریتم تند فیلم، که شاید با نیت ایجاد هیجان انتخاب شده، در عمل نتیجه معکوس می‌دهد. صحنه‌ها فرصت نفس کشیدن پیدا نمی‌کنند و لحظات احساسی به‌سرعت از کنار مخاطب عبور می‌کنند. حتی فقدان همکار کاوه، که می‌توانست نقطه عطف عاطفی داستان باشد، آن‌چنان سریع و کم‌اثر روایت می‌شود که تأثیر لازم را نمی‌گذارد. این عجله در روایت، باعث می‌شود فیلم بیشتر شبیه گزارشی کوتاه باشد تا یک درام سینمایی کامل و تأثیرگذار.
 
بازی بازیگران نیز در همین چارچوب کلیشه‌ای تعریف می‌شود. امیر آقایی، حسین محجوب، پانته‌آ پناهی‌ها و دیگر بازیگران، همگی در محدوده امن خود حرکت می‌کنند و اجرایی متوسط ارائه می‌دهند. هیچ‌کدام از نقش‌ها فرصتی برای درخشش پیدا نمی‌کنند، چرا که شخصیت‌ها به تیپ‌هایی آشنا تقلیل یافته‌اند. بازی‌ها نه بد هستند و نه چشمگیر؛ بلکه صرفاً وظیفه خود را انجام می‌دهند. این سطح از بازیگری، برای فیلمی با چنین موضوع حساسی، کافی به نظر نمی‌رسد.
 
شخصیت‌پردازی سطحی
 
شخصیت‌های فرعی نیز قربانی همین نگاه سطحی شده‌اند. آن‌ها بیشتر کارکرد روایی دارند تا هویتی مستقل. هر کدام فقط برای پیشبرد داستان وارد می‌شوند و به‌سرعت کنار می‌روند، بدون آنکه تأثیری ماندگار بگذارند. این مسئله باعث می‌شود جهان فیلم فقیر و کم‌جان به نظر برسد. وقتی مخاطب نتواند با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کند، طبیعتاً نسبت به سرنوشت آن‌ها نیز بی‌تفاوت خواهد بود و این دقیقاً اتفاقی است که در «کارواش» رخ می‌دهد.
 
با وجود تمام این نقدها، نمی‌توان به‌طور کامل از یک نکته مثبت فیلم چشم‌پوشی کرد. پرداختن به موضوع پول‌شویی و تلاش مأموران مالیاتی، هرچند سطحی، نشان می‌دهد فیلمساز دغدغه مسائل روز جامعه را دارد و می‌خواهد سینما را به واقعیت‌های اقتصادی نزدیک کند. همین انتخاب سوژه، در شرایطی که بسیاری از فیلم‌ها از مسائل اجتماعی فاصله گرفته‌اند، قابل توجه است. اگر این دغدغه با جسارت و عمق بیشتری همراه می‌شد، نتیجه می‌توانست بسیار متفاوت باشد.
 
در نهایت، «کارواش» فیلمی است که بیش از آنکه شکست‌خورده باشد، فرصتی از دست‌رفته محسوب می‌شود. اثری که می‌توانست با نگاهی تیزتر و بی‌پرواتر به یکی از معضلات جدی جامعه بپردازد، اما ترجیح داده در حاشیه امن بایستد. محافظه‌کاری در روایت، شخصیت‌پردازی کلیشه‌ای، ریتم عجولانه و بازی‌های متوسط، همگی دست به دست هم داده‌اند تا فیلم نتواند رضایت اهالی رسانه و مخاطبان جدی را جلب کند. «کارواش» یادآور این واقعیت است که انتخاب سوژه ملتهب، بدون جسارت در پرداخت، کافی نیست.
انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha