سبک زندگی اگر متناسب با ساختار نظام سیاسی پیش نرود، مشکلاتی ایجاد میکند و اهمیت آن را در قالب مسئلهای به نام جامعه پذیری بیان می کنیم.
انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ نه تنها یک دگرگونی سیاسی به همراه داشت، بلکه تغییرات بنیادینی را در سبک زندگی مردم به وجود آورد. پیش از انقلاب، جامعه ایران تحت تأثیر فرهنگ غربی قرار داشت و به دنبال آن، سبک زندگی اجتماعی و فردی دستخوش تغییراتی عمیق شد. این تغییرات شامل آزادیهای گسترده در برخی مسائل اجتماعی و فردی، از جمله مصرف مشروبات الکلی، روابط آزاد بین مردان و زنان و روی آوردن به سبک زندگی مصرفگرایانه بود. در این دوران، بسیاری از خانوادهها و افراد به سمت الگوهای زندگی غربی سوق پیدا کرده بودند و هویت فرهنگی و اسلامی ایران در حال کمرنگ شدن بود.
اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جامعه ایران به سمت بازگشت به ریشههای دینی و فرهنگی خود حرکت کرد. این تحول نه تنها در ابعاد سیاسی، بلکه در روابط خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی نیز تاثیرات عمیقی گذاشت. تغییراتی که بسیاری از مردم، بهویژه کسانی که پیش از انقلاب و پس از آن زندگی کردهاند، به خوبی شاهد آن بودهاند.
خبرنگار ایکنا در گفتگو با مجتبی نوروزی چلیچه، پژوهشگر سیاسی و مدرس دانشگاه به تبیین تغییرات اجتماعی بعد از انقلاب پرداخت.
مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانیم:
انقلاب اسلامی ایران اساسا یک انقلاب اجتماعی بود. انقلابها دو نمونهاند یا انقلابها سیاسی هستند که در آن شاهد تغییر ساختار سیاسی هستیم، بدون تغییر ساختارهای اجتماعی یعنی انقلابهای سیاسی صرفا ساختار حکومت را تغییر میدهند اما در انقلاب اجتماعی هم ساختار سیاسی تغییر میکند و هم تغییر اساسی در ساختارهای اجتماعی جامعه ایجاد میشود که با حرکت و قیام عمومی مردم نیز همراه است.
انقلابهای اجتماعی به ندرت اتفاق میافتد اما یک رخداد مهمی به شمار میرود و اثرات بسیاری در سطوح داخلی و بین المللی ایجاد میکند، بنابراین انقلابهای اجتماعی تنها از حیث ملی اهمیت ندارند بلکه اغلب موجب رشد الگوها و اندیشهها و خواستهای بزرگ بین المللی میشوند به ویژه اگر انقلابهای اجتماعی و تحولات منجر به انقلاب در یک کشورهایی اتفاق بیفتد که از نظر جغرافیای سیاسی مهم و از نظر غنای فرهنگی مشهور و از نظر وسعت نیز پهناور باشند. انقلابهای اجتماعی هم در سطح داخلی اثرگذارند و هم مطالعه آنها در سطح بینالمللی اهمیت دارد.
آخرین انقلاب بزرگ اجتماعی در تاریخ جهان، انقلاب اسلامی ایران است و به همین سبب، پژوهشگران بسیاری به تفصیل در مورد انقلاب اسلامی ایران صحبت کردهاند بنابرین انقلاب اسلامی ایران را یک انقلاب اجتماعی میدانیم.
زمانیکه در خصوص مقوله دستاورد شناسی و تغییرات بخواهیم صحبت کنیم با مسئله کارآمدی پیوند دارند یعنی اینکه با کارآمد بودن یک نظام سیاسی است که میتوانید از تغییرات و دستاوردها و موفقیت سخن بگویید، برای اینکه به دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران و تغییرات اجتماعی بعد از انقلاب بپردازیم نیاز است ابتدا متوجه شویم که کارآمدی به چه معناست.
از مجموع تعاریف متعددی که برای کارآمدی ذکر شده میتوانیم بگوییم که کارآمدی یعنی موفقیت در تحقق اهداف با توجه به امکانات و موانع یعنی کارآمدی هر پدیده اعم از فرد، ساختار سیاسی و اجتماعی یا انقلاب بر اساس سه شاخص اهداف، امکانات و موانع است که مشخص میشود.
از نظر بنده اتفاقات بزرگ اجتماعی در پس انقلاب در کشور اتفاق افتاد اولا قبل از انقلاب نظام حاکمی داشتیم که تاسیس آن با کودتا بود یعنی کودتا عامل تاسیس آن بود.
در کودتا عامل خارجی و منشا خارجی دخالت دارد، پهلوی توسط انگلیسیها روی کار آمد اما در جمهوری اسلامی تاسیس حکومت توسط مردم اتفاق میافتد. در پهلوی، تاسیس حکومت کودتایی و منشا آن خارجی بود اما در انقلاب اسلامی مردم بودند و هیچ منشا خارجی نبود.
در دوران پهلوی ساختار حاکمیت و حکمرانی در کشور، ساختار شاهنشاهی بود که تبدیل به ساختار جمهوری شد. به لحاظ اجتماعی ساختار سلطنتی و شاهنشاهی که اساسا مردم حذف میشوند و همه چیز توسط سلطنت دنبال میشود تبدیل به جمهوری اسلامی شد. تغییرات اجتماعی که در انقلاب ما ایجاد شد مسئله وابستگی بود که تبدیل به استقلال شد، این به لحاظ اجتماعی تغییرات فراوانی در جامعه ما ایجاد میکند.
ساختار پهلوی یک ساختار کاملا وابستهای بود، یعنی هم رضاشاه و هم محمدرضاشاه چون توسط بیگانگان روی کار آمده بودند در حوزه نفتی وابسته بودند یعنی کنسرسیوم نفت به وجود آمد. در بحث نظامی قاعده سلطه آنها در پیمان سمت خودشان را نشان میدهد و در سلطه اقتصادی، اصلاحات ارضی را مشاهده میکنیم.
در سلطه سیاسی و اجتماعی و تحقیر فرهنگی نیز مسئله کاپیتولاسیون مطرح است. ملاحظه میکنیم که جیمی کارتر، رئیس جمهور پیشین آمریکا در کتاب خاطراتش میگوید شاه ایران تسلیم پیشنهادهایی بود که از سفارت ما انشا میشد یا ریگان که از روسای جمهور آمریکا است، میگوید شاه طبق دستور ما عمل میکرد و سالها حامل بار ما در خاورمیانه بود.
یکی از تغییرات مهم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شاخص استبداد بود که به لحاظ اجتماعی تبدیل به آزادی میشود که جز شعارهای مهم انقلاب نیز استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود.
رژیم پهلوی نه تنها وابسته بود بلکه یه خصلت استبدادی عمیقی نیز داشت تا جایی که سالیوان سفیر آمریکا در ایران از رژیم پهلوی با واژه استبداد یاد میکند و پارسونز سفیر انگلیس در ایران با عبارت حکومت ترور و وحشت نام میبرد.
اختناق و استبداد در دوران پهلوی فضای بسیار بستهای پدید آورده بود و یکی از مهمترین مطالبات مردم در دوران مبارزه و انقلاب، آزادی بود البته ملت مسلمان ایران در چارچوب اسلام و با استقرار جمهوری اسلامی به این آزادی دست پیدا کردند. یکی از مصادیق آزادی احزاب سیاسی که تغییرات اساسی پیدا کرده، انتخابات، مطبوعات و فضای عمومی جامعه است که هر کدام دچار تغییرات اساسی و ماهوی فراوانی شدند. شاخص فساد نیز پس از پیروزی انقلاب تبدیل به شاخص اصلاح میشود.
به موازات تغییراتی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ساحت سیاست، اقتصاد و فرهنگ اتفاق افتاد در سبک زندگی مردم نیز شاهد تغییرات اساسی بودیم که اینها باعث تداوم انقلاب اسلامی و پیشرفت و تغییر در حوزههای دیگر شد.
سبک زندگی اگر متناسب با ساختار نظام سیاسی پیش نرود، مشکلاتی ایجاد میکند و اهمیت آن را در قالب مسئلهای به نام جامعه پذیری بیان می کنیم. جامعه پذیری یک روند آموزشی است که به انتقال هنجارها و رفتار پذیرفتنی نظام سیاسی مستقر از یک نسل به نسل دیگر گفته میشود، بنابراین هدف جامعهپذیری این است که افرادی پرورش پیدا کنند که از اعضای کارآمد جامعه شوند.
جامعهپذیری یعنی یادگیری تدریجی هنجارها، ایثارها و رفتارهای قابل قبول که باید از یک نسل به نسل دیگر انتقال پیدا کند، بنابراین یک بخش از سبک زندگی صحیح این است که ما این آرمانها و هنجارها و نظام فکری را که به آن اعتقاد داشتیم و مبتنی بر آن انقلاب شد، بتوانیم منتقل کنیم.
خانواده، مدرسه، گروههای همتا یا دلبسته یا دوستان، محیط کار، رسانههای جمعی، حکومت و کارگزاریهای حزبی از جمله عوامل جامعهپذیری هستند، اما خانواده تاثیرهای پنهان و آشکاری بر ذهن ایجاد میکند.
اصل تغییراتی که در سبک زندگی ایجاد شد این بود که یک سبک زندگی متناسب با ایدئولوژی انقلاب اسلامی به وجود آمد و سبک زندگی متناسب با شعارهای انقلاب شد، یک سبک زندگی متناسب با فضای آزادگی در جهان به وجود آمد و متناسب با ایدئولوژی اسلامی شد یعنی از فرهنگ غربی فاصله گرفت.
سبک زندگی بعد از انقلاب خودش را موظف به این دانست که نظام فکری اسلامی را در زندگی خود پیاده کند و متناسب با شعارهای انقلاب اسلامی شد یعنی بالاخره سبک زندگی بهگونهای پیش رفت که رفتارهای استقلال طلبانه و آزادیخواهانه از جنس حضور و مشارکت مردم شد.
همچنین انقلاب اسلامی باعث شد که مردم از فرهنگ و هویت غربگرایانه و وابسته فاصله بگیرند و به سمت فرهنگ و هویتی که برای آن انقلاب کرده بودند و متناسب با شعارهای انقلاب و ایدئولوژی اسلامی زندگی مردم بعد از انقلاب دچار تغییرات ماهوی شدند و همین تغییرات عامل تداوم انقلاب نیز محسوب میشود.
یعنی ما اگر نمیتوانستیم سبک زندگی متناسب با انقلاب اسلامی را در جامعه خود جاری و ساری کنیم، شعارهای انقلاب و طبیعتا ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران به محاق میرفت و امکان اینکه بتواند پیشرفت در کشور ایجاد کند و امکان اینکه فضای انقلاب اسلامی ادامه و استمرار پیدا کند با مشکل مواجه میشد بنابرین ما تغییرات اساسی بعد از انقلاب در زندگی مردم داشتیم و این تغییرات عامل تداوم انقلاب اسلامی نیز محسوب میشود.
تبیین و تشخیص اینکه انقلاب اسلامی ایران چه بازتابی بر روی حوزه بانوان و زنان داشت، نیازمند این است که ما تحولات سیاسی و اجتماعی بعد از انقلاب را ببینیم. بخشی قابل توجهی از موضوع آزادی، موضوع جمهوریت یا مشارکت مردم در تصمیمگیریها و تصمیمسازیها و موضوع استقلال متوجه بانوان و زنان میشود.
در طول تاریخ بیشتر حکومتها و نظامها در مورد زن ادعاهای مختلفی مطرح کردند اما باید گفتار و عملکرد آنها را صحتسنجی کنیم.
شاهان پهلوی یعنی رضاشاه و محمدرضاشاه به منزلت زن توجهی نمیکردند و زن را محدود به ارضای نیاز جنسی مردان میدانستند و باوری به موفقیت بانوان در امور مختلف نداشتند، مثلا محمدرضاشاه در مصاحبهای که با خانم اوریانا فالاچی خبرنگار ایتالیایی در سال ۱۳۵۲ دارد در مورد زن میگوید که در زندگی یک فرد، زن اساسا به حساب نمیآید مگر وقتی که زیبا و دلربا باشد و خصوصیات زنانه خود را حفظ کند.
در خاطرات و یادداشتهای روزانه که از اسدالله علم چاپ شده نیز نمونههای بسیار و عجیبی از نگاه تماما ابزاری شاه به زن بیان میشود برای مثال شاهد سال ۱۳۵۲ در سفر به سرخس، هنگامی که نماینده سرخس در انجمن که یک خانم بوده را به شاه معرفی میکنند، شاه تنها زیبایی او را میبیند و برای آن خانم از لفظی نامناسب استفاده میکند.
نگاه امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری به زنان متفاوت بود برای مثال حضرت امام فرمود: زن انسان است آن هم یک انسان بزرگ، زن مربی جامعه است و از دامن زن انسان پیدا میشود. همچنین مقام معظم رهبری در مورد زنان بیان میکنند: زن نزد خداوند متعال مانند مرد است. بازتاب تحولات در حوزه بانوان بسیار است که در آزادی، استقلال و جمهوریت بازتاب پیدا میکند برای مثال باعث کاهش بیسوادی زنان شده است.
در عرصه اجتماعی نیز شاهد فعالیت سازمانهای مردم نهاد و نهادهای خیریه زنان هستیم. در حوزه ورزش بانوان تحولات بسیار چشمگیری بعد از انقلاب اسلامی ایجاد شده و حضور بانوان را در عرصه ورزش شاهد هستیم.
در حوزه بهداشت و سلامت بانوان اولا افزایش امید به زندگی بانوان در ایران از ۵۷ سال به ۷۷ سال را شاهد هستیم. افزایش نسبت پزشکان متخصص زن از ۱۵ درصد به ۴۴ درصد از دیگر دستاوردهای انقلاب است.
همچنین افزایش نسبت پزشکان فوق تخصص زن از ۹ درصد به ۳۰ درصد را شاهد هستیم. افزایش نسبت پزشکان متخصص زن در حوزه زنان و زایمان از ۱۶ درصد به ۹۸ درصد و کاهش ۹۰ درصدی مرگ و میر مادران هنگام زایمان از دیگر دستاوردهاست.
در عرصه سیاسی و بینالملل مهمترین شاخص، مشارکت سیاسی و حق رای و تصدی مسئولیتهای سیاسی است که زنان بعد از انقلاب اسلامی در هر دو زمینه رشد قابل توجهی داشته است.
در برخی کشورها تشکلهای مختلفی برای احقاق حقوق زنان تشکیل میشود تا حقوق ابتدایی زنان تبدیل به قانون شود در حالی که جمهوری اسلامی ایران با توجه به روحیات و ویژگیهای فردی و شخصیتی بانوان قوانین خود را از همان ابتدا متناسب با اسلام و با رعایت حقوق زنان تصویب و اجرا کرده است. در عرصه فرهنگ و هنر نیز شاهد حضور بانوان در موارد مختلف هستیم.
انتهای پیام