انقلاب اسلامی ایران بهعنوان نهضتی مبتنی بر جهانبینی توحیدی، همواره برای تداوم و تعمیق خود نیازمند بازخوانی مبانی فکری و فرهنگی خویش است؛ مبانی که نقطه ثقل آن را باید در بازگشت به قرآن و احیای مفاهیم فراموششده آن جستوجو کرد. امروز که انقلاب اسلامی گام در مسیر تمدنسازی نوین اسلامی نهاده است، پرسش از نسبت قرآن با این مسیر و نقش آن در حفظ و پویایی انقلاب، پرسشی راهبردی و حیاتی است؛ بهخصوص آنکه تربیت نسل آینده با معارف قرآنی، بهمثابه سرمایهگذاری برای تداوم این راه و مصونسازی آن در برابر هجمههای فرهنگی و شبهات فکری است.
از همینرو خبرنگار ایکنا از قم در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین سیدعلی بطحائی، عضو هیئت علمی و معاون پژوهش و فناوری دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی تهران به تبیین تأثیر آموزههای قرآن در حفظ و تداوم انقلاب اسلامی پرداخته است که مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانیم:
آموزههای قرآن بهعنوان نرمافزار حکمرانی تمدنی هم در ایجاد و هم حفظ انقلاب اسلامی عمل میکند؛ قرآن در چند بخش در تداوم و حفظ انقلاب تأثیرگذار است؛ مورد اول ایدئولوژی پایدار است. قرآن در ابتدا با نظریه امت واحد «إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ» اساس وحدت ایدئولوژیک انقلاب را فراهم کرد که نظریه امت بنیان چارچوبی است که در ایدئولوژی پایداری و حفظ انقلاب تأثیرگذار است.
بیشتر بخوانید:
دوم، آموزه امر معروف و نهی از منکر بهعنوان یک مکانیسم خودتصحیحگری یا خودکنترلی درونی است که باعث میشود خود این نرمافزار خودش را بازسازی کند و چارچوب ایدئولوژیک پایدار در این بخشهاست.
در بخش سوم سنتهای تغییرناپذیر الهی؛ انقلاب و قرآن سنتهایی دارد که در سنت یعنی قانون الهی. انقلاب با شناخت سنتهای الهی در تاریخ، سنت استکبار و سنت استضعاف و سنت نصرت مؤمنان، مسیر خود را پیش برده است. رهبر معظم انقلاب در بحرانها اشاره به نصرت مؤمنان میکنند که انقلاب به این نصرت مؤمنان اعتقاد دارد. «بَلَى إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ...» (سوره آل عمران، آیه 125) نیز به صبر و تقوای الهی بهعنوان راهبردی مهم تکیه میکند.
چهارم جهاد و صبر؛ الگوی پیشرو و پیشبرانه و خلاقانه جهاد در سیاست خارجی است که بسیار تأثیرگذار است. بنابراین قرآن نه تنها مشروعیت بخش انقلاب است بلکه با ارائه مدل نظریه حکمرانی مبتنی بر عدالت، نظریه حکمرانی مبتنی بر شورا به سیستم عامل و نرمافزار تمدن اسلامی است که قابلیت بهروزرسانی دارد و روز به روز نیز حرکت میکند.
قرآن با هویت چند بعدی خود عامل وحدت شده است. وحدت فراقومی و فرامذهبی قرآن با تأکید بر اصل «توحید» است که همه ادیان قبول دارند. توحید که بهعنوان نقطه اشتراک تمام ادیان و نقطه اتصال همه مذاهب اسلامی و غیر اسلامی است، عامل وحدت بخش شده است. «لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا» که به رسمیت شناختن تنوع در عین وحدت را رسماً ترویج میکند، بنابراین این هویت چندبعدی که عامل وحدت است و بنیانش توحید است، وحدت فراقومی و فرامذهبی را به ارمغان میآورد و زبان مشترک نمادین دارد.
ما در جامعه مراسم و برنامههای قرآنی داریم که همه مذاهب به آن اتکا میکنند، مسابقات بینالمللی و قرآنخوانی را داریم؛ مراسم مذهبی که براساس مضامین قرآنی شکل گرفتهاند، خود عامل همبستگی اجتماعی است و نمیتوان آن را کتمان کرد.
در زمینه وحدت در برابر استکبار، داستانهای قرآنی که درباره مبارزه پیغمبران با طاغوت زمانه بهعنوان روایت مشترک مقاومت آمده است و روایت مشترک مقاومت که در سطح تمدنی با آن مواجه هستیم، آیاتی مانند «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (سوره آل عمران، آیه ۱۰۳) که این شعار عملی وحدت در شرایط تهدید است، میتوان عنوان کرد. قرآن با ایجاد امت محوری توحیدی و داستانهای پیامبران و آیات متعددی که فراتر از ملیگرایی قومی ناسیونالیسم، هویتی فراملی را رقم میزند که هم هویت ایرانی و هم هویت اسلامی را شامل میشود و نمونه آن در همین جنگ 12 روزه است.
در تمدن اسلامی حفظ قرآن دارای تأثیرات فردی و اجتماعی است. هویت جمعی و تقویت حافظه جمعی امت از تأثیرات فردی است یعنی یک انسان اگر تمدنساز باشد، از حفظ قرآن تأثیر گرفته است، یعنی حافظه جمعی امت را حفظه قرآن بهعنوان بانک زنده معارف توحیدی در ذهن انسان تمدنساز قرار میدهد و منظومه فکری منسجمی را منتقل میکند و آیاتی که حفظ میشود بهصورت شبکهای با هم ارتباط برقرار میکند. فرد با استفاده از این آیات از حفظ به مرحله دیگر عدول میکند و با حفظ آیات صبر و استقامت در برابر مشکلاتی که وجود دارد، مقاومتر میشود.
از جهت تأثیرات اجتماعی تمدنی نیز یک شبکه اجتماعی حافظان قرآن بهصورت شبکه فرامحلی با برنامههایی که در تلویزیون و صداوسیما پخش میشود، ایجاد خواهد شد.
حفظ قرآن مهمترین عاملی است که قرآن را از تحریف مصون میکند. آماری در یکی از مراکز اوقاف منتشر شده بود که بسیاری از حافظان قرآن، در علوم دیگر نیز ممتاز بودند. حفظ قرآن پل انتقال ارزش بین نسلهاست. قرآن زبان مشترک بیش از یک میلیارد انسان است و حتی حفظ قرآن میتواند منجر به خلق هنرهایی مانند خوشنویسی، تذهیب، معماری مساجد و هنرهای جدید شود.
حافظانی که در سراسر جهان بهصورت شبکهای با هم ارتباط برقرار میکنند، موجب میشود که کارکرد تمدنی برای حفظ قرآن بهوجود آید یعنی حافظان قرآن در سرتاسر جهان بهصورت تعامل شبکه حفظ و کنترل متقابل نسخههای قرآن با هم ارتباط داشته باشند و به زبان مشترک تمدنی برسند و این مفاهیم و معارف قرآن را به نسل آینده انتقال دهند.
امام خمینی(ره) بارها قرآن را فراتر از قانون اساسی نوشته شده، میدانستند و به عبارتی آن را یک «قانون اساسی نامرئی» در انقلاب میدانند که کاملاً روح حاکم بر قانون اساسی و سیستم عامل انقلاب همین است.
با تفاسیری که از رهبر معظم انقلاب و انقلاب و امام خمینی(ره) داریم، تفسیر مقاومت و انقلابی از مفاهیم قرآنی با توجه به شرایط روز وجود دارد، مفاهیمی مانند مستضعفان و مستکبران و عدالت به مفاهیم سیاسی و اجتماعی تبدیل شدهاند.
نگاه ما به عدالت نگاه متفاوتی است، فقیه بهعنوان مجری احکام قرآن است و تضمینکننده اجرای احکام قرآن مطرح شده و مبانی نظری که در پیوند قرآن و انقلاب اسلامی است در این بخشهاست که قرآن بهعنوان نرمافزار قانون اساسی و قانون اساسی نامرئی محسوب میشود که به تفسیر جدیدی از قرآن میرسد و ولایت فقیه نیز این ضلع رو پوشش میدهد.
سیاستگذاری قرآنی در چند سطح است یکی سیاستگذاری نهادی است یعنی تأسیس نهادهای تخصصی که در زمینه قرآن فعالیت میکنند و شامل مواردی مانند شورای قرآن، دانشکده قرآن و مؤسسات قرآنی میشود، دیگری سیاستگذاری آموزشی است که در این زمینه به تأسیس دانشگاههای قرآن و قرآنپژوهیهای متعدد و مدارس حفظ قرآن میتوان اشاره کرد. در زمینه سیاستگذاری بینالمللی میتوان به برگزاری مسابقات بینالمللی و تولید محتوای قرآنی شامل مسابقاتی که در ماه مبارک رمضان پخش میشود، اشاره کرد. سیاستگذاری رسانهای نیز از دیگر موارد است.
انقلاب اسلامی مهندسی معکوس تمدنی انجام داده است یعنی همزمان با اینکه در صنعت و اقتصاد کار میکند، قرآن و فرهنگ را مورد توجه قرار داده است.
تربیت دانشآموز را بهمثابه سرباز فرهنگی تمدن باید مورد توجه قرار دهیم. بخش اول مکانیسمهای تأثیر و بخش دوم چگونگی تأثیر و بخش سوم الگوی پیشنهادی و بخش چهارم تأثیر آن در حفظ انقلاب است.
ایجاد ایمان عمیق نخستین بخشی است که در تربیت دانشآموز بهمثابه سرباز فرهنگ تمدن باید مورد توجه قرار گیرد، یعنی چنانچه دانشآموز با قرآن مأنوس شود، میتواند در برابر تهاجم فرهنگی مقاومتتر باشد و نه تنها خود را شهروند ایرانی بلکه عضوی از امت اسلامی میداند. در بخش دوم در این دانشآموز یک وفاداری با مفاهیم قرآنی ایجاد میشود و این دانشآموز نصیحت و انتقادپذیری را با کارکردهایی که در قرآن آمده ارائه میدهد، همچنین بینش تاریخی عمیقی پیدا میکند.
در بخش الگوی پیشنهادی، ترتیل، ترجمه و تفسیر مناسب در زمینه الگوی پیشنهادی تربیت قرآنی مؤثر است اینکه الگویی وجود داشته باشد که در مدرسه، خانواده و مسجد یک مثلث تربیتی هماهنگ با یکدیگر داشته باشند.
پروژههای تحقیقاتی در مفاهیم قرآنی تأثیر بسیاری دارد. اگر بتوانیم بازیهای رایانهای با مضامین قرآنی بهصورت تمدنی و بازیهایی که مفاهیم قرآنی را منتقل کنند، تولید کنیم تأثیرگذاری بسیاری دارد.
دانشآموزان امروز، نسل فردا هستند، بنابراین دانشآموزان قرآنی در برابر شبهات فکری کاملاً مصون هستند. گفتمان انقلاب اسلامی برآمده از آموزههای قرآن است و تداوم انقلاب منوط به تداوم قرآن است و هرچه قرآن پررنگتر باشد، انقلاب نیز پررنگتر است. تربیت قرآنی دانشآموزان بهروزسازی و سرمایهگذاری در نرمافزار تمدن آینده است و هر دانشآموز یک سلول از پیکره تمدن اسلامی است که با دادههای قرآنی بهروز میشود و به ثمر میرسد.
انقلاب اسلامی، قرآن و اسلام سیاسی با تبدیل قرآن از کتاب مناسکی به پروژه تمدنی یک نوآوری بیسابقهای را در تاریخ اسلام معاصر ایجاد کرده است و آینده این مسیر چند تحول دارد که یک تحول از کمیت به کیفیت در فعالیتهای قرآنی است.
همچنین ایجاد پیوند بین تفسیر و علوم انسانی مدرن از جمله پروژههای بسیار مهمی است که میان قرآن و تمدنسازی و اسلام سیاسی تقویت ایجاد میکند، بنابراین تفسیر قرآن با علوم انسانی رایج تأثیرگذار است.
تولید گفتمان قرآنی برای مسائل جدید مانند زیست فناوری، هوش مصنوعی و اخلاق فضای مجازی اهمیت بسیاری دارد و لازم است مدل ایرانی اسلامی بهعنوان الگویی برای جهان اسلام و یک الگوی حکمرانی ارائه شود.
انتهای پیام